|
نكته ها و نوشته ها
|
||
از مجموعه طرحهای احمد یغما
برای اینکه بتوانیم یک زندگی عاطفی دلپذیر و یک سپهر روانی معقول و مناسب برای جامعه ایجاد کنیم باید نیازهای اساسی مردم را بشناسیم همچنین برخی نیازهای واقعی را به مردم بفهمانیم همانند «نیاز به تعلق اجتماعی».که باید این احساس نیاز را در افراد جامعه به وجود آورد و با این روش تنهائی را درمان کرد و به افراد احساس تعلق خاطر که لازمه زندگی است بخشید. افراد جامعه باید به چیزی مهمتر و بهتر از خودشان احساس تعلق کنند. در غیر اینصورت جامعه احساس گرم مشارکت جویی را از دست خواهد داد. آلوین تافلر در کتاب موج سوم برای نیل به این مقصود احیای جامعه محلی را تجویز میکند او در این مورد چنین میگوید «احساس گرم مشارکت جویی بطور خود بخودی و گاه بگاه فقط در دورانهای بحران و فشار و مصیبت یا قیامهای توده ای به انسان دست می دهد. مثلا اعتصابهای بزرگ دانشجوئی در دهه 1960 توانست گرمی و شوق احساس تعلق اجتماعی بوجود آورد. یکی از علل این بلای تنهائی در افزایش تنوع اجتماعی نهفته است . با انبوه زدایی جامعه و با تاکید بر تفاوتها و نه شباهتها، فردیت افراد بیشتر می شود. و این باعث می شود که هریک از افراد تواناییهای بالقوه خود را کشف کنند، ولی با این کار برقراری تماس و رابطه بین انسانها مشکل تر می شود زیرا هر قدر فردیت بیشتر رشد کند به همان اندازه یافتن همسری که دقیقا علایق و ارزشها و برنامه ها یا سلیقه هایی متناسب با شخص داشته باشد مشکل تر می شودیافتن دوست نیز سخت تر خواهد شد.»[1]
از نظر تافلر افزایش تنوع اجتماعی موجب افزایش تعلق فردی شده و فردیت افراد بیشتر و تعلق اجتماعی کمتر میشود. لذا تاکید میکند که جامعه ی محلی، تعلق اجتماعی را بیشتر می کند و احساس مشارکت جوئی را بالا می برد. البته روی سخن او بیشتر برای جوامع توسعه یافته غرب است. هر چند که اگر دیر بجنبیم گرفتاریهای ما از جامعه غرب نیز بدتر خواهد شد چرا که افراط و تفریط فرآیند لاینفک زندگی ما ایرانیهاست.
جنبش اجتماعی میتواند موجب تحول در نحوه توزیع خصایص در بین افراد جامعه شود. یعنی میتواند در تقویت خصایص مثبت و تضعیف خصایص منفی انسانی نقش مؤثری ایفا نماید تحقیقا دگرگونی افراد با تغییر ساختارهای عمیق جامعه رابطه مستقیم دارند و با تغییر در عمیقترین لایه های اجتماعی، افراد هم دگرگون می شوند. اینجا این سؤال پیش می آید که آیا هدف این جنبش نجّاری و ساختن انسانها با متد و قالب مشخص است؟ پر واضح است که جنبش دفاع اجتماعی رسالت تعدیل و ترغیب دارد و در این فرآیند روشهای علمی و روانشناختی و جامعه شناختی را تجربه میکند. رسالت این جنبش در یکسان کردن خصایص انسانی نیست[2] بلکه «جنبش» مد نظر ما، در راه همسو کردن منشهای اجتماعی حرکت میکند.
آلوین تافلر در بررسی مشکلات اجتماعی و سیاسی آنها را همچون تارو پود بهم بافته قلمداد می کند، و میگوید "در این بافت که تارهای آن بسیار محکم بهم بسته شده است کاری از دست رهبران سیاسی ساخته نیست، هیچ حکومت موج دومی حتی متمرکزترین و مقتدرترین آنها، قادر به حل آن نیست، مشکل روابط درونی بافتهاست یعنی اینکه فعالیتهای تمامی این واحدها را چطور باید هم آهنگ کرد تا به جای آثار و نتایج متناقض و متنافی و شلوغ کاری، برنامه های منظم و منسجم ارائه دهند.[3]
ما نه به تاسی از آلوین تافلر بلکه با نگاه به تفکر موج سوم که در دنیای غرب و امریکا از سالیان گذشته راه افتاده احساس رقابت میکنیم این احساس بخاطر آن است که فردا در پیشگاه نسل آینده متهم به تنبلی و بی فکری نشویم همانگونه که اینک در بررسی علل عقب ماندگی ایرانیان ما نسلهای میانی را مقصر قلمداد می کنیم . مسئولیت انسانی و اجتماعی ما حکم میکند که برای بهتر زیستن و بستر سازی جامعه برای رسیدن به فضایل و کمالات اخلاقی و انسانی و ترقی و پیشرفت باید دست به کار شویم باید فرهنگ جامعه را از اندیشیدن به خود و برای خود (فردی) رها سازیم و جامعه را به آن مرحله از رشد برسانیم که بجای منافع شخصی به منافع اجتماعی فکر کنند و نفع فردی را در منفعت اجتماع بدانند این حرکت را ما "جنبش دفاع اجتماعی" میگوییم و همه افراد خاص و روشنفکران جامعه را برای حرکت در این مسیر فرا می خوانیم در این نهضت داشتن افکار شخصی و سیاسی مانع همکاری نخواهد شد. هدف ما سیاسی نیست چرا که سیاست واقعی و مطلوب جامعه را رشد فرهنگی و توسعه فرهنگی، در پروسه های بعدی مشخص خواهد کرد همانطور که توسعه اقتصادی از رشد و توسعه فرهنگی متاثر می شود. ما در این جنبش عمومی و فراگیر فرهنگ نفع طلبی و فرهنگ قدرت طلبی را متاثر خواهیم کرد مردم را آگاهی کامل خواهیم داد. جامعه ای که رشد یافته باشد افراد بیفکر و متحجر را کنار خواهد زد اما نه با جنگ و دعوا، بلکه همانند امواج دریایی که لاشه های مرده را به ساحل پرت میکند. جامعه نیز چنین مردگانی را نخواهد پذیرفت.
بازوی اولیه و موتور کوچک حرکت "جنبش دفاع اجتماعی" تشکلهای مردمی است که از آنها به عنوان N.g.o یاد میشود.
(NGO)ها یا تشکلهای مردمی، پیشگامان جنبش دفاع اجتماعی:
تشکلهای غیر دولتی اغلب حسب احساس مسئولیت عده ای و با هدف خدمت به جامعه به وجود می آیند اما به سرعت هیجانات اولیه خود را از دست میدهند و با گذشت زمان بین فعالیت آنها و اهدافشان فاصله می افتد. خاصه آنکه چنین فعالیتهائی در کشور ما نهادینه نشده است و گاها برخیها برای رسیدن به مقاصد شخصی دست به ایجاد چنین گروههائی میزنند. اما رسالت واقعی این تشکلها بسیار مهم و عمیق است. از آنجائیکه افراد مسئولیت پذیر چنین تشکلهایی را درست میکنند لذا کار اندیشه ای روی این تشکلها مؤثرتر از کار روی تمام آحاد مردم است هر چند که تهییج عمومی در راس اهداف جنبش اجتماعیست اما آغاز آن به فراهم کردن زمینه ها و راه اندازی گروه پیشتاز و پیشگام نیاز دارد و ما می توانیم از تشکلهای مردمی و با همراه و همگام ساختن آنها در این مسیر قدم برداریم بنابر این بسیج تمامی تشکلها ی مردمی بدور از گرایشهای سیاسی و جناحی مختلف حول یک مدار مشخص و اهداف مشترک از رسالت این جنبش و حرکت اولیه آن محسوب می شود. و اهداف غایی جنبش در بحث و گفتگوها و تبادل نظرها در افق مشخص که همانا رشد و توسعه فرهنگ جامعه است تبلور می یابد.
همراهی مردم:
جنبش دفاع اجتماعی در مرحله اول وظیفه دارد به مردم آگاهی دهد و آنها را تهییج و ترغیب کند. با استفاده از عناصر آگاه و رشد یافته جامعه آموزشهای لازم را در جهت توسعه ی بینش اجتماعی به مردم بدهد و شعور عمومی را بحدی برساند که حتی افراد بی سواد جامعه ، درکی هرچند گنگ و نامفهوم نسبت به اینکه چگونه خدمات (کم اهمیت) خود را به جامعه ارائه دهند، داشته باشند. این مرحله پایه و اساس جنبش فوق را تشکیل میدهد.
هرچند كه تلاش براي توسعه ارزشهاي اخلاقي را تمامي اديان و اكثر قريب به اتفاق مكاتب موجه و حتي غير موجه توصيه ميكنند، عقل انسانها نيز قبل از هر گونه آموزشي با كليت موضوع موافقت كرده و حاضر مي شود در اين مسير قدمهاي مثبت بردارد. با اين ملاحظه كه: هرچقدر اين تلاش جنبه عمومي بخود بگيرد همانقدر اذهان مردم را نسبت به همكاري و همگرائي با اين ارزشها آماده تر ميكند. لذا ايجاد يك جنبش وسيع در اين زمينه، و فرا گير كردن آن در سطوح مختلف جامعه امريست بسيار مهم و ضروري .
ضرورتهای دیگر برای ایجاد این جنبش:
|
|