X
تبلیغات
" نكته ها و نوشته ها "

www.yaghma.iar.ir

آسیب شناسی حراست ها و راههای پیشگیری و درمان 

عناوین و موضوعات:

تأثیر منفی تحقير و تملّق نیروهای حراستی

خطر سكوت و عدم واکنش نیروهای حراستی در برابر تخلفات و منکرات اداری

سوء استفاده از موقعیت

خطر عقب‌نشيني از اصول و ارزش‌ها

بی انگیزگی و دلسردی

            علل دیگر بی انگیزگی در کار

کاهش اعتماد به نفس و تأثیر مهم آن در بهداشت روانی

تأثیر منفی محیط کاری

تأثیر نوع کار بر روی کارکنان حراستی در زمینه های بروز نگرش های منفی

ذهنیت یابی یا ادراک غلط نسبت به محیط کاری و یا افراد

تعارض در سازمان

افشاء اسرار اداری و اسرار پرسنل و عدم صیانت از آن

            معنی و مفهوم راز یا سر 

عدم اهتمام به نظارت در عملکرد حراست ها یا  ضعف مديريت نظارت بر عملكرد حراست ها   

دام تجسس، خطر بزرگ برای نیروهای حراستی است

             تعريف تجسس

             بیان حرمت و وجوب آثار سوء تجسس از منظر قرآن و روایات   

            تجسس حتی برای اجرای فریضه امر به معروف و نهی ازمنکر هم ممنوع است .

            انواع تجسس  

            انگيزه و عوامل تجسس

            آثار تجسس

            درمان تجسس

احتمال وقوع مفسده ناشی از اختیارات و قدرت نسبی حراست ها

           رابطه قدرت و فساد

              مهار قدرت

استنکاف  برخی از حراستی ها از تکلیف گرایی

           تکلیف الهی، لطف الهی

           تشخیص وظیفه قبل از عمل به آن

          احساس شکست نکردن در ادای تکلیف

عدم نگرش و تفکر ارزشی نیز می تواند آسیب جدی بر حراست ها تلقی شود.

          تصميم گيري سازنده با تفکر ارزشي

 

برداشت غلط از مفاهیم "خودی ها و غیرخودی ها"

            خودی و غیر خودی در روایات

جریان خودی و غیرخودی از منظر رهبر انقلاب     

ضعف در روابط اجتماعی و فردگرايي لجام گسيخته

           چه باید کرد

تبعیض در روابط اجتماعی با پرسنل

تساهل بیجا در برخورد با متخلفین

عدم تعامل مناسب بامدیر ان محیط

دخالت های بی مورد در دیگر امور

ورود به جریانات و مسائل جناحی

ظن و گمان های بی مورد نسبت به دیگران

عدم تسلط بر اخلاق حراستی

            اخلاق چیست

            تكبر و غرور – تواضع و فروتنی - كسالت

            تعصب - تسلیم دربرابرحق - تقلیدكوركورانه

            غفلت - یقظه

            عجله – صبر - فتور

            جاه طلبی

            لجاجت - استقامت

            غیبت - حفظ الغیب

            بحث منطقی - جدال ومراء.

            حسن ظن - سوء ظن

            عفو - انتقام

            اجتما ع گرائی - انزواطلبی

            پیروی از هوای نفس        

            اهمیتِ بحث «هوای نفس» در زندگی و بندگی

           «هوای نفس»، مانع خودشناسی و خودیابی انسانهاست

           «هوای نفس» نقطه آغاز سقوط

            نورانیت اثر مبارزه با هوای نفس

            راحتی و آرامش، نتیجه مبارزه با هوای نفس

        

   برای تمرین مبارزه با هوای نفس چند نمونه بیان کرده اند

            غافل شدن از تکريم ارباب رجوع   ‌

            منظور از تکريم در نظام اداري چيست؟  ‌

‌            مهم‌ترين شاخص‌هاي رضايت‌مندي

            درهاي اتاق حراست بايد به روي ارباب رجوع و شاکیان باز باشد

اشتباه در قضاوت ها و تصمیم ها

           ذهنیتهای قبلی

           عجله در تصمیم گیری

           افتادن در دام افراد مغرض

           قشری نگری و در نظر گرفتن منافع افراد خاص

           قضاوت بر اساس اطلاعات ناقص

           عشق و نفرت

           اطلاع رسانی غلط

اصلاح الگوی مصرف

خروج از وظایف ذاتی خود و پرداختن به کارهای غیر حراستی  و حاشیه ای

مورد رانت و نفوذ دیگران قرار گرفتن و مدیون کسی شدن.

 ------------------------------------------------------------------ -

بسمه تعالی

آسیب شناسی حراست ها و راه های پیشگیری و درمان

هرگونه بهره برداری از این مقاله فقط با لینک مستقیم و یا با قید نام وبلاگ و نویسنده آن مجاز است

www.yaghma.iar.ir

مقدمه:

    بررسي آسیب های حرفه ای تحقیقا با استفاده از يك روي كرد چند رشته اي امكان پذير است. يعني براي اين منظور بايد طيف كامل مسائل روانشناختي و فيزيولوژيابی كه در محيط كار بر افراد اثر مي‌گذارد، نوع کار و خصلت هایی که در کارکنان ایجاد می کند خلقیات و خصائل لازم بر کارمورد نظر ظرافت ها ی شغلی ...مورد بررسي قرار گيرد. از آنجا كه هر سازمان در سرلوحه اهداف خود در پي افزايش كارايي، بهره وري، رضايتمندي، كاهش حوادث ناشي از كار، كاهش تخلف و کج روی ها و  نظاير اين ها مي‌باشد با بررسي آسيب‌هاي شغلي در جهت اين مهم حركت كرده و مسير را براي هموار كردن موانع جهت برداشتن قدم هاي استوارتر و دقيق تر مهيا مي‌سازد.

حقیر در این جریده، ضمن احصاء مواردی که می تواند آسیب شغلی برای حراست ها تلقی شود، سعی نموده ام راه های پیش گیری و درمان آن را نیز بیان کنم با امید به این که در سایه توجهات و عنایات حضرت حق از هدایت شدگان به صراط مستقیم باشیم.  احمد یغما - تابستان سال 1388

 

*                  تأثیر منفی تحقير و تملّق نیروهای حراستی:

    تأثیر نا مطلوب تحقير و تملّق از آسيب‌ها یی است که پرسنل  حراست را تهدید می کند. و بعضاً آن ها را به واکنش های غیر اصولی وا می دارد. تملق افراد چاپلوس برای جلب اعتماد حراستی ها بعضاً موجب باور می شود و در نهایت تکرار آن غرور بی جائی را تولید می کند که موجب کبر در نیروهای حراستی می گردد که در اینصورت

1.       انسان ضعف های خود را نمی بیند.

2.       به اصلاح خود یا مراقبت از خود نمی پردازد.

3.     از خدا غافل می شود.

    اميرالمؤمنين علی (ع) مي‌فرمايد: "خوبي كه ديدي اگر بيش از خوبي تعريف كردي، «ملق» يعني تملّق یا چاپلوسي است. اگر كمتر گفتي، حسادت داري. معلوم مي‌شود خوبي مردم را تحمل نمي‌كني. اگر ميانه، به اندازه‌ي كمالش تعريف كردي، يعني انصاف داري" اما همه مردم چنین رفتاری را رعایت نمی کنند خاصه آنکه در برابر افراد تملق پذیر قرارگیرند لذا نیروهای حراستی نباید تملق پذیر باشند.

   بر عکس آن، تحقیری است که از طرف برخی کارمندان مغرض به حراستی ها در قالب حرف های کنایه دار و یا حرافی ها در ملاء عام اعمال می شود. این تهدید نیز روی پرسنل حراست اثرات منفی خواهد داشت از جمله:

1- کاهش اعتماد بنفس

2- عصبانیت

3- دلسردی از کار

نتیجه این رفتار پذیری ها در نهایت به بی اعتمادی دیگران نسبت به کارمندان حراستی منجر می شود.

البته نیروهای حراستی نیز در برخورد با دیگران نباید چنین رفتارهایی از خود نشان دهند به ویژه تحقیر کردن دیگران که در قرآن کریم نیز مذمت شده است

قرآن راجع به فرعون که مردم را تحقير مي‌كرد مي‌فرماید: «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَه فَأَطاعُوه‏‏»[1]

 

*                  خطر سكوت و عدم واکنش نیروهای حراستی در برابر تخلفات و منکرات اداری

   پیامبر بزرگوار لعنت كردند به كساني كه منكر را مي‌بينند و بي‌تفاوت هستند

برخورد با اعمال خلاف قانون و خلاف انضباط و ضوابط اداری و یا منکرات اداری یکی از وظایف اصلی حراست هاست گاها از خوش برخوردی حراست ها برداشت غلطی می شود خوش برخوردی به معنای آن نیست که با متخلفین نیز خوش باشیم بلکه باید حداقل با عبوس کردن قیافه ظاهری خود، فرد را متوجه حرکت ناشایست اش بکنیم و این حداقل عکس العمل حراستی است «وُجُوهِ مُكْفَهِرَّه»[2] يعني عبوس كردن چهره، به پيامبر گرامی اسلام (ص) عرض کردند كه: علي‌بن ابي طالب، همه چيزش خوب، اما يك خرده خشك است و خشن است. فرمود: «خَشِنٌ فِي ذَاتِ اللَّهِ»[3]

زني از اشراف، سرقت كرده بود. گفتند: يا رسول الله! ايشان شخص خيلي مهمی است. از اشراف، قبيله‌ي فلان، خاندان فلان، شما دست ايشان را قطع نكنید. حضرت فرمودند: "اصلاً علتي كه خداوند اقوام قبلي را هلاك كرد، اين بود كه فقرا كه گناه مي‌كردند، شلّاق مي‌خوردند، اغنيا كه گناه مي‌كردند، شلّاق نمي‌خوردند. علت سقوطشان اين بود" بعد فرمود: «لو سرقت فاطمه»  اگر دخترم فاطمه‌ هم سرقت كند، دستش را قطع مي‌كنم.[4]

البته این بدان معنی نیست که حراستی ها باید همیشه اخمو باشند و با همه ترش رویی کنند بلکه منظور ما این است که برخورد با متخلفین در هر رده و مقام، به اندازه تخلف، و پاداش و محبت به افراد صالح برای تشویق و حمایت از آن ها، همیشه مد نظر باشد.

 

*                  سوء استفاده از موقعیت:

   يكي از آفت هاي ديگر که حراستی ها را بیش از دیگران تهدید می کند سوء استفاده‌ از موقعیت شغلی است.

خداوند متعال در قرآن می فرماید: «ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ»[5] اگر به يك بشري مقام نبوت داديم،حق ندارد بگويد: «كُونُوا عِباداً لي‏» شما بنده‌ي (نوكر) من باشيد. يعني خدا به پيامبرها مي‌فرماید: شما كه پيغمبر هستيد، حق نداريد مردم رابه خدمت شخصی بگیرید. «ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ» كسي حق ندارد به خاطر این که مقام نبوت دارد به مردم بگويد: «كُونُوا عِباداً لي» برده‌ي من باشيد.

بنابر این تکلیف حراستی ها مشخص است نه تنها حق ندارند از موقعیت خود در به کارگیری دیگران به کارهای شخصی سوء استفاده کنند، بلکه باید مانع این کار از طرف مدیران ارشد محیط کاری خود نیز باشند.

 

*                  خطر عقب‌نشيني از اصول و ارزش ها

     عقب‌گردها يكي از آفات تهدید کننده برای نیروهای حراستی ا ست. این "عقب گرد از اصول" بعضاً با تغییر اوضاع و شرایط سیاسی در جامعه حاصل می شود. 

     در جنگ احد يك نفر نهیب داد که: پيغمبر كشته شد. عدّه‌اي فرار كردند. عدّه‌اي خودشان را باختند. آيه نازل شد: «أَ فَإِنْ ماتَ» اگر پيغمبر از دنيا رفت، «أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ» يا در جنگ شهيد شد. «انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُم‏»[6] شما نبايد برگرديد. از اين آيه معلوم مي‌شود مسلمان‌ها بايد تشكيلاتشان چنان باشد، كه حتي با رفتن اولين و بهترين رهبرشان هم، نظامشان گسسته نشود. اين آيه براي تشكيلات است به قول آقای قرائتی "خداوند مي‌فرمايد: بايد نظام شما چنان منسجم باشد مثل ساختمان‌هايي كه اسكلت فلزي دارند، طوري ساخته شود كه اگر يك آهن آن هم برش داده شود، ساختمان فرونریزد." «أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ» منظور این آیه این است که انسان باید تکیه گاه محکمی داشته باشد. و متکی به فرد نباشد. حراستی های ما نیز نباید با تغییر وضعیت دولت ها دچاربحران یا تغییر در تفکر و تغییر در اصول شوند.

 

*                  بی انگیزگی و دلسردی

بی انگیزگی و دلسردی از کار موضوعی است که مدیران را از دیرباز به چالش کشیده است و همیشه این سؤالها مطرح است که چرا برخي افراد بسيار فعال و برخي كم كارند؟ علت علاقه به شغل و بي علاقگي به كار چيست؟ چه عواملي در تقويت روحيه و ايجادعلاقه به كار و انگيختن حس وظيفه شناسي كارمندان مؤثر است؟ آيا پاداش مادي در افزايش كارآيي كارمندان مؤثر است؟ و اهميت آن از پاداش هاي غيرمادي بيشتر است؟ و در نهایت این سؤال مطرح می شود که: سطح كارآيي كاركنان را چگونه مي توان افزايش داد؟

    اگرمورد کم کاری یا در زمین ماندن کار وجود دارد، مشكل از جانب شخص شاغل است يا متوجه ساختار شغل می باشد و يا در مطابقت نداشتن هردوي آن ها؟ حسب اين كه دلايل ضعف در انجام كار چیست، بايد توجه خود را به مشخصات فرد انتخاب شده براي شغل يا ساختار شغل و يا هردوي آن ها معطوف كرد.

      اين كه چه عواملي در تقويت روحيه و ايجادعلاقه به كار و انگيختن حس وظيفه شناسي افراد مؤثر بوده، ساليان دراز مورد بحث كارشناسان و دانش پژوهان قرار گرفته است. آنچه انسان را براي برآوردن تمايلاتش تحريك مي كند تا فعالانه به خدمت بپردازد، انگيزه نام دارد. به عبارت ديگر انگيزه، عامل تحريك انسان براي كار بيشتر است. در يك طبقه بندي كلي انگيزه ها را در ۳ گروه قرار مي دهند:

1- انگيزه هاي فيزيكي

2- انگيزه هاي اجتماعي

3- انگيزه هاي رواني

به بخشي از نيازهاي انسان در محيط كار مانند تسهيلات رفاهي محيط كار (محل مناسب كار، هوا، نور و ...) انگيزه هاي فيزيكي اطلاق مي شود. به دسته اي از نيازهاي افراد كه به رفتار ديگران و به ويژه به رفتار مديريت سازمان ارتباط پيدا مي كند و بيشتر نيازهاي اجتماعي انسان را برطرف مي سازد، انگيزه هاي اجتماعي مي گويند. مانند پذيرش فرد به عنوان يك عضو مفيد در سازمان كه داراي احترام و شأن و منزلت اجتماعي است. آن گروه از نيازهايي كه رضايت روحي فرد را در پي دارد، جزو انگيزه هاي رواني محسوب مي شود. مانند برقراري روابط عاطفي درمحيط كار با همكاران و مديريت. با یک نگاه مختصر به این موارد در می یابیم که شغل حراست به دلایل عدم برداشت صحیح پرسنل غیر حراستی از آن که بعضاً به ادارات خوفیه از آن یاد می شود اعتبار شغلی را مخدوش می کند و کارکنان خدوم حراست بعضاً از این نگاه غلط متأثر و متالم هستند. در الگوي سلسله مراتب نيازهاي آبراهام مزلو (مازلو)، وي معتقد است كه در سطح سوم نيازها با عنوان نيازهاي اجتماعي (Social Needs)، انسان نيازمند است كه از طرف ديگران موردقبول واقع شود و در سطح چهارم كه نيازهاي حرمت (Esteem Needs) نام گرفته است، انسان مي خواهد كه موردتوجه و احترام ديگران قرار گيرد و از موقعيت اجتماعي مناسبي برخوردار بوده و اطرافيان قدر و منزلت براي وي قائل شده و او را با ارزش بشمارند. حال با عنایت به موارد طرح شده می بینیم حراستی ها بیشتر در معرض آسیب دیدگی قراردارند.

   بالاترين سطح سلسله مراتب مزلو را نيازهاي خودشكوفايي (Self- actualization Needs) تشكيل مي دهد. به اين مفهوم كه فرد نيازمند پيشرفت در تحقق هدف هاي زندگي خود و نيز درك قابليت هاي شخصيت خويش است. به عبارت ديگر نياز براي شكوفا ساختن قابليت هايي است كه فرد دارد.

     به اعتقاد مزلو هر كوششي كه موجب وقفه و يا مانع سير طبيعي تكامل رشد رواني به ترتيب فوق شود، زيان آور است. به نظر او در سازمان هاي امروزي به نيازهاي خود شكوفايي كاركنان كمتر توجه مي شود و همين امر مانع رشد شخصيت و خويشتن شناسي و احساس تعهد خدمت مي گردد و در نتيجه تعارض و ناسازگاري بين نياز رواني فرد به خود شكوفايي از يك سو و نياز سازمان به ازدياد كارايي از سوي ديگر ظاهر مي شود. به عبارت ديگر هر فرد تمایل ذاتی دارد تا وقت و تلاش خود را صرف کار و بالا بردن بهره وري كند اما تلاش های حراستی هرچقدر هم افزایش یابد بنابه سنخیت کاری بهره وری آن از چشم دیگران مکنون است  لذا كاركنان حراست  فرصتی براي ارضاي نيازهاي خودشكوفايي كه لازمه رشد شخصيت است را پيدا نمي كنند.

در نتيجه احساس محروميت دراین عزیزان  بروز كرده كه منتهي به تعارض و ناسازگاري بين آنان و شغل حراست مي شود كه در نهايت منجر به نارضايتي و دلسردی از كار مي شود. متاسفانه تا به حال به عوامل انگيزشي حراست ها چندان توجهي نشده و اغلب به برآورده كردن نيازهاي سطح پايين آنان قناعت شده است البته تنها بعد مادي و مالي نيست كه مشکل روحی این نیروها را برآورده کند، بلكه تأثیرارزش گذاری و مقايسه اجتماعي، موجبات نارضايتي را بیشتر فراهم مي كند.

 

علل دیگر بی انگیزگی در کار:

- بی انگیزگی ناشی از فقدان هدف

    هدف باعث می شود که کارمند حراست برای خود برنامه ریزی کند. داشتن هدف، به خصوص هدفی که با نیازها، علایق، و توانایی های نیروی حراستی مطابقت داشته باشد، باعث به وجود آمدن انگیزه بالای کار می شود. به همان ترتیب اهداف نامشخص موجب بی برنامگی و رکود کار می گردد.

- غیر مؤثر بودن کار: وقتی کارمند احساس می کند که نمی تواند منشا اثر شود به ویژه کارمندان حراستی که با انگیزه های عقیدتی وارد کار شده و آرمان آن ها انجام خدمت بیشتر برای نظام مقدس جمهوری اسلامی است. در این صورت انگیزه کار را از دست می دهند.

- عدم وجود سیستم نظارتی : وقتی کارمند احساس می کند هیچ نظارتی بر کارهای ایشان صورت نمی گیرد و تشویق و تنبیهی هم در کار نیست خود بخود انگیزه مثبت خود را از دست می دهد.

- ناديده گرفته شدن: وقتی کارمند احساس می کند که تلاش های وی به نام فرد یا افراد دیگر زده می شود و هیچ تقدیری از وی بعمل نمی آید انگیزه کاری خود را از دست می دهد.

- استرس های شغلی: همیشه مشکلات، کارشکنی ها، بی توجهی به نظرات و فشارهای مختلف و مضاعفی بر مجموعه حراست اعمال می شود. که تأثیر مستقیم در کاهش انگیزه کاری نیروهای حراستی دارد. حتی بعضاً محتوای این معضلات شغلی که بسیار گسترده و متنوع می باشند موجب درهم ریختگی و آشفتگی هویت در فرد می شود و تبعات سوئی را در حیات فرد بوجود می آورد، لذا برای ایجاد انگیزه و تقویت آن دو روش را باید اتخاذ کرد 1- با حمایت های مادی و معنوی از طریق حراست کل 2- با توجیه پرسنل حراستی به رعایت چند روش عملی به شرح ذیل:

 الف) ایجاد دورنمای مثبت در خود. انسان وقتی مثبت باشد همانند آهن ربا، دیگران را به خود جذب می کند، وقتی ابتدا به ساکن در مورد افراد دیگر نیز نگرش مثبت داشته باشد احساس خوبی نسبت به خود پیدا خواهد کرد.

ب) حراستی ها باید همیشه  آماده تغییر کردن باشند، برای این که از انگیزه هایی در سطح بالا برخوردار شوند، باید باور کنند هیچ گونه مانعی نیست که نتوان با انعطاف پذیری، خلاقیت و اراده بر آن غالب شد.

پ) در خودشان اعتماد به نفس، ایجاد کنند و آن را پرورش دهند. به خاطر داشته باشند که دارای قدرتی هستند که می توانند بر دنیای اطراف خود تأثیر بگذارند. ت) . عملکرد مطلوب را تقویت کنند. بهترین راه برای تغییر رفتار و ایجاد انگیزه این است که کارمند، شواهدی را دریابد که نشان دهد در کار خود، موفق بوده و کارهایی که انجام می دهد، مورد پشتیبانی نظام و خوشنودی خداوند است.

ث) حراستی ها باید از "ضعف" به "قدرت"، حرکت کنند. وقتی فردی در شغل خود به هدف مورد نظر نزدیک شد، با تقویت و تشویق می توان او را به سوی هدف اصلی خود با انگیزه تر کرد.

ج) باید پرسنل حراستی را توجیه کرد که تعلل و طفره رفتن را متوقف کنند. برای کسب موفقیت به بهترین وجه، تا جایی که ممکن است کارها را به کوچک ترین و مشخص ترین بخش ها تقسیم کنند، و به عوامل دیگری غیر از آن توجه نکنند و جدی باشند.

چ) باید این پرسنل را توجیه نمود تا بر اهداف خود، متمرکز شوند. افراد هنگامی که انرژی و وقت خود را در جهتی مشخص صرف می کنند، دست آوردهای بسیاری خواهند داشت.


 

*                  کاهش اعتماد به نفس و تأثیر مهم آن در بهداشت روانی:

 برخورداری از عزت نفس بالا از عوامل مهم بهداشت روانی، و عزت نفس پایین از عوامل مؤثر در اختلالات روانی نیروهای حراست می باشد

        از متغیرهایی که در ارتباط با عزت نفس تأثیر پذیری بالایی دارند می توان به: امنیت شغلی و  پیشرفت کار و خلاقیت ها اشاره کرد. عزت نفس قسمتی از شخصیت هر فرد را تشکیل می دهد که در اثر توجه بیشتر مسئولین به کارکنان حراست قابل تقویت است برعکس، خرد کردن شخصیت کارکنان حراستی و کم بها دادن به آن ها موجب افت عزت نفس و تبعات ناشی از آن می شود که ضررهای عمده ای را بر تشکیلات حراست وارد می کند.

باید توجه داشت که هر اندازه صفات شخصیتی سالم و بالاتری داشته باشیم، به همان اندازه در کار و شغل خود موفقیت بیشتری داریم. و به طوری که گفته شد  یکی از صفات شخصیتی، «عزت نفس» است. عزت نفس، یعنی نظر مثبت و احترام آمیز شخص درباره‏ى خودش. کسی که قدرت خلاقیت درونی و ارزش های وجودی خویش را باور دارد، هرگز در برابر مشکلات سر فرود نخواهد آورد. چنین شخصی نقاط ضعف خود را می شناسد و از رویارویی با حوادث آینده ترس به دل راه نمی دهد.

 

*                  تأثیر منفی محیط کاری

    تلاقی محیط کاری با کارکنان حراستی و خرده فرهنگ های نا مطلوب جا افتاده در محیط کاری، حتی در صورت غلط بودن، کارکنان حراستی را به چالش می کشاند؛ "احساس ارزشمندی" زمانی تولید می شود که کارمند حراست خود را همسو با ایده ها و رفتارهای عموم کارکنان نشان دهد و در صورت مقابله و یا استنکاف از هم رنگ شدن، کارمند احساس تنهایی خواهد کرد. چرا که در بین کارمندان غیر حراستی پذیرفته نمی شوند، برخورد با چنین شرایطی بسیار سخت بوده و لازم است کارمندان حراستی تحمل چنین وضعیتی را داشته و در برخورد با چنین چالش هایی کمترین هزینه را پرداخت نمایند. اگر جو محیط قوی باشد احتمال این که  اثرات خود را روی کارمند حراستی بگذارد بیشتر است و بازخورد موضوع، این نیروها را متأثر خواهد ساخت و احتمالاً تغییراتی در رفتار و تفکر و حتی شخصیت نیروهای حراستی بوجود خواهد آورد. نیروهای حراستی باید بتوانند ضمن حفظ شأن و وقار خود، رابطه ای محبت آمیز با همکاران غیر حراستی ایجاد کنند و با شخصیت سالم خود و یافتن جاذبه های جدید و صحیح، فرهنگ محیط را تغییر دهند و گرنه تحمیل کردن شرایط جدید برای کارکنان نیز مشکل ساز بوده و یقینا برای آنان غیر قابل تحمل و رنج آور خواهد بود.

 

*                  تأثیر نوع کار بر روی کارکنان حراستی در زمینه های بروز نگرش های منفی

   نگرش، یعنی احساس مثبت یا منفی نسبت به شخصی یا شیئی. تحقیقاً نگرش ها رفتار را تحت تأثیر قرار می دهند، اما الزاما آن را پیش بینی نمی کنند. غالبا شرایط و فضای حاکم بر کار، موجب عدم رضایت، و نوعی دل آزردگی نسبت به شغل می شود و کارمند احساس می کند که از کارش خسته شده است. یقینا فضای منفی حاکم بر کار، زمینه ساز بروز خستگی و رنجش می شود. وقتی افراد، احساس خوشایندی نسبت به شغل خود نداشته باشند، آن را کاری ملال آور و بیهوده به شمار می آورند و اما نیروهای حراستی را خطری بیش از این تهدید می کند و آن تغییر نگرش به انسان ها در نتیجه تعمیم دادن ماهیت شغل به کل افراد جامعه و نگاه از منظر تخلف یابی است که در زندگی خصوصی نیز نیروهای حراستی را بسیار دچار اشتباه و زیان جبران ناپذیر می کند.

 

*                  ذهنیت یابی یا ادراک غلط نسبت به محیط کاری و یا افراد

   ادراک یعنی فرآیند انتخاب و سازمان دهی محرکهایی که از محیط و یا افراد می رسند. ما به وسیله‏ى حواس خود، اطلاعاتی را از محیط می گیریم، شناسایی می کنیم، تمیز می دهیم و درباره‏ى آن ها قضاوت می کنیم.

اگر کارمند حراست درباره‏ى مسیر، سازمان، همکاران و روابط حاکم بر آن ها ادراک درستی داشته باشد، رفتارهایش متناسب با این ادراک خواهد بود. آنچه می تواند در رابطه‏ى با محیط کار و بهداشت روانی کارکنان، نقش مهمی داشته باشد، «اولین برداشت» یا همان ذهنیت است. ذهنیت در مورد افراد نیز همین تأثیر را در فرد حراستی خواهد داشت و او را در قضاوت بعضاً دچار خطا و اشتباه خواهد نمود.

 

*                  تعارض در سازمان:

     "تعارض در سازمان، یعنی اختلاف کلی، جزئی، واقعی یا احساسی بین نقش ها، هدفها، قصدها و علایق یک یا چند فرد، گروه یا خدمات" (تعریف از دیون Dion)

   تعارض ها از روابط بین افراد ناشی می شود. تعارض ها، انتظارهای ناسازگاری افراد یا گروه ها و همچنین تفاوت های موجود بین فعالیت های آن ها را منعکس می کنند.

در رویکرد حراستی به خاطر تعدد علل تعارض، می توان شکلهای متفاوتی از آن را در نظر گرفت؛ مثل تعارض درون فردی، بین افراد، درون گروهی و بین گروه ها. برای موفقیت در سازمان و بهداشت روانی شغلی، باید تعارض موجود را - که طبیعتاً در هر شغلی پدید می آید -، به بهترین وجه، حل و فصل کرد.

ایده آل ترین شیوه‏ى حل تعارض، این است که حراست ضمن اعمال نظرات مثبت خود به طرق منطقی، نوعی نقش آفرینی کند که هر دو طرف، برنده بیرون بیایند. این نوع نگرش درباره‏ى تعارض، در حیات سازمانی، تغییر شکلهایی به همراه می آورد و آن را غنی تر و نقش حراست را در محیط مولدتر می کند. در این میان، این تغییر شکلها می تواند به افزایش ارتباطها و بازخوردها کمک فراوانی به عمل آورد.

 

*                  افشاء اسرار اداری و اسرار پرسنل و عدم صیانت از آن

     مقوله رازداري فضيلتي اخلاقي به شمار مي آيد. اميرمؤمنان علی(ع) مي فرمايند: «پيروزي، به محكم كاري بسته است و آن هم به انديشه بستگي دارد و انديشه نيز به نگه داري رازهاست». در مقابل، افشاي اسرار سبب دوري از موفقيت و حتي سقوط و شكست فرد در راه تصميم هاي او مي شود، چنان كه حضرت امام صادق(ع) فرمود: «برملا كردن راز، (مايه) سقوط است».

     چه بسا انسان از بعضي اسرار ديگران آگاه شود، اما بنا به دستورات دين مي بايست امين مردم بوده و با حفظ اسرار ايشان و عدم آشكارسازي آن ها كه به هدفي جز مطامع نفساني رخ نمي دهد، آبروي ايشان را نريزد و برايشان مشكل پديد نياورد. «آبرو» از هر سرمايه اي بالاتر است و با رازداري مي توان «آبروداري» كرد. و چنین است که اميرالمؤمنين(ع) فرموده است: «سينه انسان عاقل، صندوق اسرار است».

      حفظ اسرار را بايد از خدا آموخت. خداوند بيش و پيش از هر كس، از اعمال و عيوب و گناهان بندگانش باخبر است، اما بردباري و پرده پوشي و رازداري او بيش از همه است. اگر خداوند، كارهاي پشت پرده و پنهاني بندگانش را افشا كند، آيا كسي با كسي دوست مي شود؟ اگر خداوند، «آن كارهاي ديگر » مردم را رو كند، براي چه كسي آبرو و حيثيتي باقي مي ماند؟ و شاید همین استدلال است که حضرت امام رضا (ع) حفظ اسرار را سنت خداوند بر می شمارد.

     حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (ص) هست که همه آن را شنیده ایم که فرموده : "حرمت مؤمن از حرمت كعبه بالاتر است" و لذا انسان حق ندارد حتی راز شخصی خویش را بر افراد غیر صالح بیان کند و حقیقت این است که حفظ راز شخصي، مقدمه اي براي رازداري ديگران است.

معنی و مفهوم راز یا سر

    سرّ در لغت به هر كار پوشيده و مخفي اطلاق مي‌گردد[7]، يعني امري كه انسان آن را در درون خود مخفي نگه مي‌دارد. ملاكهاي اساسي براي سرّ چند چيز است 1- افشاي آن به آبرو و حيثيت افراد و یا نظام لطمه وارد كند، 2- مصلحت مشروع اقتضا نمايد كه آن سرّ مخفي بماند؛ 3- افراد محدودي آن راز و سرّ را بدانند.

بعضی از اسرار حرفه ای هستند: منظور از حرفه‌اي اينست كه اشخاص آن راز و سرّ را به مناسبت حرفه و شغل کسب کرده باشند. مانند اسراری که حراست ها کسب می نمایند.

بنابراين بعضاً مي‌توان سرّ را امري دانست كه به مناسبت شغل و حرفه‌اي در اختيار فردی ثالث قرار مي‌گيرد و مصلحت مشروع، اقتضا مي‌كند كه آن سرّ مخفي بماند. به همين علت است كه اين قبيل اسرار را اسرار حرفه‌اي می نامند و خود آن اشخاص را رازداران قهري مي‌خوانند. و ملاك قابل مجازات بودن افشاي اسرار، قوت جنبۀ عمومي اين عمل است؛ چون دارا بودن شغل و حرفه‌اي كه مردم نيازمند مراجعه به آن مي‌باشند موجب اطمينان مردم شده و مردم با تكيه بر اين اطمينان راز و سرّ خود را پيش اين افراد بازگو مي‌كنند و لذا افشاي راز موجب بي اعتمادي مردم و یا همکاران مي‌شود که موجب اختلال در نظم اجتماعي خواهد شد.[8]

 عنصر قانوني اين جرم:

 مادۀ 648 «قانون مجازات اسلامي» مقرر مي‌دارد: اطباء و جراحان و ماماها و داروفروشان و كليّه كساني كه به مناسبت شغل و حرفۀ خود محرم اسرار مي‌شوند هرگاه در غير از موارد قانوني، اسرار مردم را افشاء كنند به سه ماه و يك روز تا يكسال حبس و يا يك میليون و پانصد هزار تا شش میليون ريال جزاي نقدي محكوم مي‌شوند».

این قانون فعلا حراست ها را در نظر نگرفته است اما حراست کل با سازوکارهای خود در برابر متخلفین حراستی برخورد لازم را انجام می دهد.

 شرایط تحقق جرم افشاء سرّ:

     به طوری که گفته شد هر چند حراست ها هنوز مشمول این قانون قرار نمی گیرند اما بعید نیست که در آینده نزدیک با تغییر قانون حراست ها و تکمیل شرح وظایف آن خاصه آنکه بحث سازمان شدن حراست کل مطرح است ما نیز مشمول قانون جرم افشاء سرّ قرار گیریم خلاصه دانستن این قوانین یقینا برای نیروهای حراستی مفید و روشن ساز خواهد بود. لذا به بیان آن می پردازیم:

 1- ركن مادّي يا عمل افشاء سرّ:

      مقصود از افشا سرّ، اعلام و اِفْهام آن به ديگران است، ممكن است اعلام  به وسايل كتبي اعم از مطبوعاتي و غير مطبوعاتي صورت پذيرد و ممكن است به صورت زباني باشد. تعداد اشخاصي كه به آنان افشا مي‌شود شرط نيست. بازگو كردن سرّ ولو به عنوان كاملاً خصوصي و محرمانه به يك نفر نيز مشمول اين ماده خواهد بود. همينطور افشاي قسمتي از سرّ در صورتيكه داراي وضوح كافي باشد از مصاديق اين ماده خواهد بود. و همچنين مطلع بودن قبلي افرادي از موضوع سر، مجوزي براي افشاي آن از طرف راز دار حرفه‌اي نيست.[9]

2- شخصيت رازدار:

      فاش كننده مطلب بايد از جمله كساني باشد كه به مناسبت شغل يا حرفۀ‌ خاص خود، محرم اسرار مردم مي‌باشند. بنابراين افراد و اشخاص محدود و معيّني مكلف به حفظ اسرار خواهند شد.[10]

 3- وجود سرّ حرفه‌اي:

     امر فاش شده در ميان صاحب سرّ و طرف او جنبۀ نهاني داشته و ديگران از آن با خبر نباشند بعلاوه مطلب به نحوي باشد كه صاحب آن فقط به اعتبار حرفه و موقعيّت طرف، ناگزير از ابراز آن به او شده باشد. ولي شرط نيست.

كه سرّ به نحوي باشد كه افشاء آن موجب ضرر شخصي صاحب آن نيز گردد؛ چون در اين مورد آنچه موجب مجازات است نفس عمل افشاء سرّ حرفه‌اي است.[11]

4- عنصر معنوي اين جرم :

     جرم افشاي اسرار حرفه‌اي از جرائم عمدي است و تحقق عمد ناظر به آن است كه مرتكب سرّي را كه بايد نزد او محفوظ بماند آگاهانه بازگو كند. بنابراين وجود عمد عامّ مرتكب به حس اعتماد و اطمينان مردم نسبت به وضع خاص اجتماعي و شغل و حرفه‌اش كافي براي تحقق جرم است و نياز به قصد اضرار به غير يا (عمد خاص) ضرورت ندارد. همچنين افشاي غيرعمدي سر از ناحيۀ رازدار حرفه‌اي به علت سهل انگاري و بي‌دقتي و غيره نيز از شمول ماده خارج است.[12]

5- افشاي سرّ به موجب قانون تجويز نشده باشد:

     چنانچه در متن ماده 648 اين شرط با عبارت زير بيان شده است «هر گاه در غير از موارد قانوني اسرار مردم را افشا كنند»:

    اهم موارد تجويز شده از طرف قانون به اين شرح است: 1- گاهي براي تأمين مصالح بهداشتي افراد جامعه افشا سرّ از ناحيۀ رازداران حرفه‌اي مجاز است. 2- در پاره‌اي از اوقات، قانونگذار به منظور حفظ مصالح و منافع اجتماعي، اشخاص معيني را مكلّف به بيان اطلاعات و معلومات شغلي خود مي‌نمايد، هر چند آن اطلاعات واجد خصيصۀ سرّي باشند. مثلاً در مواقعي كه جرم واقع شده ولي هنوز مرتكب آن تحت تعقيب قرار نگرفته است. و از اين حيث اطلاعات آن اشخاص راجع به موضوع جرم جزو اسرار مرتكب» تلقي مي‌شود در اين قبيل موارد افشاي چنين سرّي نه تنها جرم نيست بلكه خودداري از بيان به موقع آن جرم محسوب مي‌شود مانند: موادّي از تعزيرات ناظر به اطلاع ضابطين دادگستري و ساير مأمورين صلاحيت دار از وجود قمارخانه‌ها يا اماكن عمومي معدّ براي صرف مشروبات الكلي است كه مقامات مزبور مكلف به اعلام مراتب به دادسرا خواهند بود.[13]

    حال با در نظر گرفتن موارد ذکر شده تکلیف نیروهای حراستی مشخص می شود اطلاعات کسب شده به طرق مختلف جمع آوری "سرّ" تلقی می شود خاصه آنکه در خصوص افراد باشد. حراست مکلف به حفظ این اسرار و فقط انتقال آن به مراجع صلاحیت دار می باشد.

                                                                                                             متن کامل

 

هرگونه بهره برداری از این مقاله فقط با لینک مستقیم و یا با قید نام وبلاگ و نویسنده آن مجاز است

www.yaghma.iar.ir

        از صفحه نخست وبلاگ و موضوعات متنوع آن بازدید فرمائید



[1] سوره زخرف آیه54

[2] اصول كافي/ج 1/ص60

[3] بحار الانوار/ ج 21/ص 385

[4] نهج البلاغه/ج 20/ص19

[5] سوره آل عمران آیه 79

[6] سوره آل عمران آیه 144

[8] اقتباس از زراعت، عباس؛ حقوق جزاي اختصاصي (1)، جرائم عليه اشخاص، تهران، انتشارات فكر سازان، اسفند 85، چاپ سوم، نگين، ص 362.

[9] همان، ص 317

[10] . وليدي، محمد صالح، حقوق جزاي اختصاصي جرائم عليه اشخاص، تهران، انتشارات اميركبير 1373، چاپ سوم، ج دوم، ص 252.

[11] حقوق جزاي اختصاصي (1)، جرائم عليه اشخاص، زراعت عباس؛  تهران، انتشارات فكر سازان، اسفند 85، چاپ سوم، نگين ص 318

 [12]وليدي، محمدصالح، همان، ص 255

[13] وليدي، محمدصالح، همان، ص 254. ميرمحمد صادقي، همان؛ ص 473.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/11/04ساعت   توسط احمد یغما  | 

 هرگونه بهره برداری از این مقاله فقط با لینک مستقیم و یا با قید نام وبلاگ و نویسنده آن مجاز است

*                  عدم اهتمام به نظارت در عملکرد حراست ها یا  ضعف مديريت نظارت بر عملكرد حراست ها

   حراست کل داراي يك سيستم مديريت عملكرد است كه از آن انتظار مي رود اهدافي مهم را در زمينه مديريت نیروهای حراستی برآورده سازد.اهداف مزبور غالباً عبارتند از برانگيختن نیروها در جهت عملكرد مطلوب، آموزش نیروهای حراستی در جهت گسترش مهارت هاي کاری و بهبود عملكرد، ايجاد فرهنگ عملكرد، ارتقاء پرسنل حراستی بر اساس ارزشیابی صحیح، تصميم گيري درباره نیروهایی كه عملكرد ضعيفي دارند و كمك به اجراي استراتژي هاي کاری.

    اما عوامل مختلفي وجود دارد كه مي تواند اثربخشـي نقش مديريتی حراست کل را تحت الشعاع قرار دهد مثلاً اگر حراست ها در یک سیستم ارائه برنامه از قبل تعیین شده قرار گیرند خواهند توانست بازخورد مداوم ارائه نمایند، در این صورت امکان ارزيابي هايي مبتني بر رفتار و ارزشیابی حراست ها میسر می گردد، و یقینا اثربخشي مديريت نظارت، ارتقا مي يابد. اما چنانچه سيستمهاي مديريت عملكرد نظارت به درستي اجرا نشـوند، پيامدهاي منفي قابل ملاحظه اي به دنبال خواهد داشت. بنابراين برای اندازه گيري عملكرد، طراحي واجراي يك سيستم مؤثر و كارآمد ارزشیابی و نظارت، از ضروريات اقدامات حراست کل می باشد تا بتواند با اقدامات: 1- برنامه ریزی بر اساس اولویت اهداف، و استفاده بهينه از امكانات 2- ارزيابي و تشويق، با شناسايي قابليت هاي كاركنان 3- كنترل عملياتي و آموزش برای توسعه و بهبود قابليت هاي كاركنان، پرورش دهنده رفتار مطلوب سازمانی  در حراست ها باشد البته طراحی چنین برنامه ای برای حراست ها حتما مد نظر می باشد.  

بی اعتمادی یا سلب اعتماد از نیروهای حراستی  

   اعتماد چیزی نیست که از ابتدا وجود داشته باشد بلکه باید اعتماد را با روش های مناسب بدست آورد . اما لازم است ابتدا به اهمیت کسب اعتماد توجه داشته باشیم

اهمیت کسب اعتماد در امر تذکر و ارشاد:

    مورد اعتماد بودن، از ارکان موفقیت تأثیر سخن محسوب می شود و یکی از ستون های زیر بنائی آن است که مراحل دیگر تذکر، بر آن بنیان می گردد و میزان موفقیت و بازده مناسب آن به میزان قدرت و کمال این امر مهم بستگی دارد. اهمیت کسب اعتماد بر همگان مسجل است و رابطه آن با موفقیت یک نیروی حراستی موضوع مناقشه داری نیست که بخواهیم راجع به آن بحث کنیم اما صرفاً به راه های مناسب و عملی کسب اعتماد اشاره ای می کنیم.

مهمترین اسباب کسب اعتماد برای یک فرد حراستی عبارتست از:

    1- الگو و ملتزم بودن:

     روایت است که پیامبر(ص) یکی را بسوی جلندی (پادشاه عمان) فرستاد تا او را به اسلام دعوت کند و او در برابر فرستاده رسول خدا چنین گفت: همانا من بر امر این پیامبر امی واقف گشته ام که به کار نیکی دستور نمی دهد مگر این که خود اولین عامل بدان است و از شر و تباهی باز نمی دارد مگر این که خود اولین دست کشنده از آن است در پیروزی مغرور نمی شود و در شکست هتاکی و بی ادبی نمی کند به عهدش وفا و وعده اش را عملی می کند و من گواهی می دهم که او پیامبر خداست.[1]

     2- خویشتنداری نسبت به داشته های پرسنل وعدم تنگ نظری:

     یکی دیگر از مهمترین روش های جلب اعتماد این است که پرسنل یقین حاصل کنند که فرد حراستی در خواسته هایش هدفی جز عمل به قانون و دستیابی به رضا و رضوان خدا ندارد و او در ورای دعوتش خواهان هیچگونه غرض شخصی و تنگ نظری از قبیل جاه و مقام و شهرت نبوده و آن را وسیله ی تحقق منفعت یا مطامع و مصالح شخصی خود و دوستانش قرار نداده است و بدین سان است که وقتی دیگران او را می بینند که چگونه خستگی را نمی شناسد آنهم بدون این که کوچکترین چشم داشت پاداشی از کسی داشته باشد اعتمادشان به تذکرات و توصیه های نیروی حراستی بیشتر می شود.

     3 - خود را بزرگ، سرور، و آقا بالاسر نشان ندادن :

    این رفتار آنقدر زشت است که مخالفین پیامبر برای تضعیف جایگاه نبوتش وی را به چنین موردی متهم کردند و ظالمانه درمورد پیغمبر گفتند: "آنطوری که ادعا می کند نیست بلکه می خواهد؛ بدون این که شایستگی بزرگی داشته باشد بر ما بزرگی و سیادت نماید ( ما هذا الا بشر مثلکم یرید أن یتفضل علیکم)[2] یعنی می خواهد در میانتان به بزرگی دست یابد و بر شما سروری کند طوری که ما تابع و دنباله رواش باشیم.

   4 - مثبت و خدمتگذار بودن به جای منفی گرایی و انزوا طلبی و دوری نمودن از پرسنل

  پیامبر اسلام بهترین الگو در این خصوص بودند، آنجا که آثار روابط اجتماعیش در همان لحظات اولیه ی نزول وحی از زبان حضرت خدیجه نمایان می گردد. به طوری که در حدیث آمده است؛ "ایشان جریان نزول وحی را با خدیجه همسرش در میان گذاشت و فرمود: من بر خودم بیم دارم. خدیجه در جوابش فرمود: نه هرگز ترس به خودت راه مده به خدا قسم هرگز خداوند تو را خوار و زبون نمی کند و تنهایت نمی گذارد چرا که تو دوستدار خویشاوندان و ضعیفان و ناتوانان وپذیرای رنج و مشقت شان و یاری دهنده ی مستمندان و مهمان نواز و مدد کار حق و پشتیبان درماندگان و مصیبت زدگان هستی".

     5- کنترل و  خودداری و دوری از زمینه های  تهمت و شبهه برانگیز:

این موضوع یک اصل و ضابطه ی بسیار بزرگ و مهمی است! ضابطه ای که امیر مؤمنین علی (ع) با این فرمایش گرانقدرشان به ما آموختند « از اموری که چهره و شخصیت بدی از تو در دل ها ایجاد می کند بپرهیز اگر چه که خود آن را موجه و درست و خود را معذور می دانی! چرا که بسیار شنوندگانی هستند که سخنان و رفتاری نامناسب در مورد شما- که در حقیقت توسط شما صورت نگرفته- از جانب افراد شاید مغرض که چهره بدی از شما در ذهن دارند به آنان می رسد که شما توان رساندن عذر و توجیهتان را به آن ها نداشته باشی»

و بزرگان گفته اند: "هرکس، خود را در مقام تهمت قرار می دهد، در صورت بدبین شدن کسی به وی حق ندارد آن شخص را سرزنش کند."

   رسول اکرم (ص) در همه موارد الگوی کامل بودند، در این زمینه هم  همسرشان "صفیه" نقل می کند: که گویا ایشان جهت دیدار با رسول الله (ص) که در مسجد معتکف بودند می روند و ساعتی نزد ایشان درنگ نموده و با هم صحبت می کنند و بعد از آن آهنگ بازگشت می کنند و پیامبر نیز ایشان را همراهی و بدرقه می نمایند تا این که به در مسجد، جلوی درب خانه ام سلمه می رسند در این هنگام دو مرد انصاری از کنارشان گذشته و سلام می کنند پیامبر به آن ها عرض می کند: لحظه ای بایستید! این خانمی که همراهم هست صفیه دختر حیی، همسرم می باشد آنان عرض کردند سبحان الله ای رسول خدا (این چه حرفی است) پیامبر رحمت (ص) می فرماید: همانا شیطان به مثابه خون در وجود انسان جریان دارد ومن از این ترسیدم که مبادا در دل شما اندیشه بدی ایجاد کند.

    از جمله مواضع شبهه برانگیزی که رسول الله ما را از آن برحذرداشته اند: وارد شدن به منازل خانم هائی است که شوهرانشان بدلیل مسافرت یا شرکت در جهاد و یا دیگر امورات در منزل حضور ندارند. از ایشان روایت می کنند حضرت فرمودند: ‌از امروز به بعد هیچ مردی حق ندارد به منزل خانمی که شوهرش حضور ندارد وارد شود مگر این که همراهش یک یا دو نفری که ایجاد شبهه نمی کند حضور داشته باشند.

    امروز ما میتوانیم این موارد را به اجتناب از خلوت کردن با اناس در محل کار،  تحت هر عنوانی تعمیم دهیم.

    6- اتخاذ رفتار مناسب:

    امام حسن عسگری (علیه السلام ) فرموده است: "زینت ما باشید نه مایه ننگ ما، با رفتار خود محبت ها را به سوی ما جلب کنید و با (رفتار مناسب خود) هر (نسبت) ناروایی را از ما دور کنید."[3]

اخلاق و رفتارهای مخرب اعتماد:

     در مبحث کسب اعتماد، نیروهای حراستی با ید متوجه باشند که ویژگی ها و رفتارهای اعتماد براندازی نیز هستند که اگر بدان ها مبتلا شوند، اعتماد پرسنل را بخود برای همیشه از دست می دهند وبعید است که مجددا بتوانند اعتماد از دست رفته را کسب کنند.

و از خطرناکترین این ویژگی ها، صفات چهارگانه منافقین است: چهار صفت، فوق العاده خطرناک هستند که رسول خدا (ص) مارا آز آن ها برحذر داشته اند و آن ها را از جمله اوصاف منافقین معرفی نموده اند. ایشان فرمودند: چهار صفتند که اگر همه آن ها در کسی باشد منافق خالص و به تمام معناست و در هر کسی یکی از آن ها باشد یک خصلت از خصال منافقان را داراست مگر این که آن را ترک نماید: 1- دروغ گوئی 2- خلف وعده 3- خیانت در عهد و پیمان 4- بی انصافی و از حد گذشتن در ستیز و جنگ و مخالفت با کسی.

    می گویند قیصر روم از ابوسفیان پرسید: آیا این فرد (پیامبر اسلام) پیش از سخنان تازه اش اهل دروغ و دروغ گوئی نیز بود؟ ابوسفیان می گوید: خیر قیصر می گوید: اینجا بود که به طور قطع دانستم کسی که به مردم دروغ نمی گوید چگونه بر خدای مردم دروغ و افترا می بندد؟

همیشه یک دروغ ساده و پیش پا افتاده، در تضعیف اعتماد و مشکل نمودن پذیرش سخنان فرد از جانب دیگران کافی است. نمونه ای از این مورد را از امام بخاری نقل می کنند که می گوید: در جستجوی حدیثی از رسول الله (ص) بودم که مطلع شدم آن را نزد فردی در فلان منطقه می توانم بیابم، عازم آنجا شدم و آن فرد را در حالی دیدم که اسبش گریخته و او برای گرفتن افسارش با عبایش که وانمود می کرد توبره ایست و در آن جو هست بسویش اشاره می کرد تا این که بالاخره حیوان پیش آمد و او توانست آن را مجددا بگیرد از او پرسیدم: آیا همراهت جو نیز بود؟ آن مرد گفت خیر، فقط خواستم چنین وانمود کنم تا بدامش بیندازم.

_ گفتم: "از کسی که به حیوانات دروغ می گوید حدیثی را نخواهم پذیرفت."

 

*                  دام تجسس خطر بزرگ برای نیروهای حراستی است:

تعريف تجسس:

   تجسس، به معنی جستجو كردن از چيزهاى پنهانى است و بيشتر در كشف امور شرّي كه مخفي هستند استعمال مى‏شود و جاسوس به كسى گفته مى‏شود كه بديهاى پنهان مردم را پى‏گيرى مى‏كند[4]. مرحوم شهيد ثانى نيز در تعريف اصطلاحي آن مى‏فرمايد: معنى تجسّس اين است كه بندگان خدا را زير پرده ستّاريّت پروردگار رها نكنى و پرده از روى كار آنان بردارى و آنچه را كه خداوند پوشيده داشته است آشكار كنى كه اين كار وسيله كسب اطلاع از امور مخفى آن ها و پرده برداشتن از روى اسرارشان مى‏شود و در نتيجه آنچه بر تو پوشيده بود آشكار مى‏گردد كه اگر مخفى بود دل و دينت سالم‏تر مى‏ماند[5].

بیان حرمت و وجوب آثار سوء تجسس از منظر قرآن و روایات:

    در قرآن کریم این واژه تنها یک بار، به صورت «وَلاتجسّسوا»، آمده است: « يا أَيهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا...» [6]. مفسران منظور از تجسس را در این آیه ــ که مورد نهی قرار گرفته ــ تفتیش کردنِ اسرار و امور مخفی مؤمنان دانسته اند، به طوری که از نظر اهل سنّت نیز تجسس و تفتیش در امورخصوصی و پنهانی مؤمن، سخت نکوهش شده است.[7]

(ای مؤمنان از بسیاری از گمانها بپرهیزید که بعضی از ظنون گناه است و تجسس نکنید...). به عبارت دیگر از جمله شروط ایمان عدم دخالت و تحقیق بیجا در امور مسلمانان است و با صيغه نهي كه آمده دلالت بر حرمت تجسس مي كند و حتي بر اساس آيه مي­توان به گناه كبيره بودن آن حكم كرد، زيرا يكي از راه هاي تشخيص كبيره بودن گناه آن است كه در قرآن يا روايت، وعده عذاب اليم و سخت در مورد آن داده شود.

     فقها به استناد آیه دوازدهم سوره حجرات و احادیث متعدد، تجسس را حرام می دانند. همچنین تفتیش از عقاید و اسرار و خطاهای مؤمنان و نیز افشا و آشکار کردن آن ها، با استناد به آیات قرآن، از جمله آیه نوزدهم سوره نور، حرام است . تجسس در زندگی شخصی و خانوادگی افراد نیز مشمولِ این حکم است.

    از سوی دیگر، بر اساس برخی آیات، از جمله آیه 189 سوره بقره و 27 سوره نور، ورود مخفیانه و بدون اجازه به حریم خانه دیگری، ممنوع است و بر پایه آرای فقهی، هرکس می تواند به هر شکل ممکن با متجاوز به این حریم مقابله کند.

تجسس حتی برای اجرای فریضه امر به معروف و نهی ازمنکر هم ممنوع است .

      حاکم اسلامی نه تنها از تفتیشِ بدون دلیل نهی شده، بلکه بر پایه گمان و تردید هم نمی تواند به تفحص و تجسس بپردازد. بنا بر حدیثی از پیامبر اکرم، این امر موجب فاسد شدن مردم می شود.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می­فرماید:

لغزش های مؤمنین را جستجو نکنید: زیرا کسی­که به دنبال لغزش های برادر مؤمنش باشد، خدای تعالی گناهان او را پیگیری می کند و هر کس که خدای تعالی گناهانش را پیگیری کند او را مفتضح و رسوا می­سازد هرچند در داخل خانه­اش باشد[8].

      در جايي ديگر رسول خدا(صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) در ضمن حديثى می فرمایند:

«و لا تحسّسوا و لا تجسّسوا و لا تناجشوا و لا تحاسدوا و لا تباغضوا و لا تدابروا و كونوا عباد اللّه إخوانا»[9]

تحسّس و تجسّس نكنيد و در صدد كشف عيوب مردم نباشيد و نسبت به هم حسد و كينه نورزيد و از يكديگر روى برنگردانيد و اى بندگان خدا با هم برادر باشيد.

       نكته اى كه ذكر آن مفيد به نظر مى‏رسد اين است كه تجسس و تحسس هر دو به معناى جستجو كردن است با اين تفاوت كه معمولاً تجسس در امور شرّ گفته مى‏شود ولى تحسس در امور خير به كار برده مى‏شود.[10] قرآن مجيد نيز از قول حضرت يعقوب (ع) نقل مى‏كند كه به فرزندانش فرمود: اى فرزندان من برويد و از يوسف و برادرش جستجو كنيد.

      امیر مؤمنان علی علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر به وی توصیه فرمودند که در عیوب مردم که بر وی پوشیده است، کنجکاوی نکند و تا حد ممکن خطابخش و جرم پوش باشد[11]. از دیدگاه فقهی، حاکم تنها وظیفه دارد که در صورت ثابت شدن گناهان مرتبط با حق اللّه، نسبت به آن ها حدّ جاری کند و اجرای حدود مربوط به حق النّاس نیاز به درخواست صاحب حق دارد[12].

     از مصادیق تجسس حرام، استماع مکالمات غیرعلنی اشخاص است که مشمول حکم آیه دوازدهم سوره حجرات و احادیث مربوط به آن می گردد. در حدیث، کسی که به رغم خواست افراد به گفتگوی آنان گوش دهد نکوهش شده و جزایش در روز قیامت، ریختن سرب گداخته در گوش وی ذکر گردیده است[13].

   در اصل 25 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز انواع تجسس، از جمله ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی و استراق سمع، ممنوع شده است.

     اما تفحص برای حفظ امنیت واجب است. که این با دخالت در احوالات شخصی مردم متفاوت است.

  از مهمترین وظایف حکومت، اطلاع یافتن از کارکرد مسئولان و کارگزاران حکومتی و نظارت بر آنان است تا در باره انجام یافتن وظایفِ واگذار شده اطمینان حاصل شود، از ظلم و فساد اداری پیشگیری گردد و عدالت اجتماعی تحقق یابد. بنا بر حدیثی از امام رضا علیه السلام، پیامبر اکرم (ص) هنگامی که لشکری کشی، همراه فرمانده، افراد مطمئنی می فرستاد تا در کارهای او تفحص و تحسس کنند[14]. امیرمؤمنان حضرت علی (ع) نیز در عهدنامه مالک اشتر به وی فرمان داد که کارهای کارگزارانش را پیگیری کند و بازرسانی صادق و وفادار برای نظارت بر آنان بگمارد[15]. همچنین به کعب بن مالک، یکی از کارگزارانش، فرمود که به نظارت و بازرسی عملکرد مسئولان شهرها و قرای عراق بپردازد[16]. بر اساس گزارش هایی که از تجسس در کار عمّال حضرت علی(ع) به ایشان می رسید، بسیاری از عمّال مورد عتاب و نکوهش حضرت قرار می گرفتند، برای نمونه می توان به نامه های حضرت به عثمان بن حُنَیف، مصقله بن هُبَیْره، زیادبن ابیه، ابوموسی اشعری، مُنذِربن جارود عبدی، محمدبن ابی بکر و شُرَیح بن حارث اشاره کرد[17]. از تعبیر «بَلَغَنی » در نامه امیرمؤمنان به عثمان بن حنیف مشخص می شود که در بصره بازرس و گزارشگری از جانب آن حضرت مستقر بوده است[18].

   بنابر توضیحات ارائه شده انتخاب مسئولان و کارگزاران حکومتی نیز نیازمند شناخت دقیق آنان، از نظر تعهد و ایمان و مسئولیت پذیری و تخصص است و به دست آوردن این شناخت، به بررسی و تفحص نیاز دارد. که در نامه حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر، شرایط انتخاب عاملان و مقامات حکومتی ذکر شده است.

   در صدر اسلام اشخاصی به عنوان «نقیب » و «عریف » واسطه میان دستگاه حاکم و مردم بودند[19]. به نوشته برخی منابع، پیامبر اسلام  را دوازده نقیب از مردم مدینه، که خود آن حضرت انتخاب نموده بود، از امور مردم و جامعه آگاه می کردند[20]. از آن حضرت این حدیث نقل شده است که «نیاز کسی را که نمی تواند نیازش را به من برساند، به من برسانید». امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز در عهدنامه مالک اشتر از وی می خواهند که جویای حال کسانی باشد که به وی دسترسی ندارند[21].

     با این بیانات حرمت و وجوب تجسس را تا حدودی بیان داشتیم اما بلحاظ اهمیت بیشتر آن و سنخیت موضوع با وظایف حرفه ای نیروهای حراستی سعی می کنیم تاکید بیشتری روی آن داشته باشیم.

انواع تجسس  

     گناه و خلاف، یا فردی است یا اجتماعی. یعنی یا ضرر و زیانش تنها به خود گناه کار بر می گردد و یا در سطح جامعه فساد بر می­انگیزد.

   اگر گناه از نوع اول باشد مورد تجسس حرام است؛ از هر نوع که باشد حتی عقیدتی مثلاً انکار خدا، انکار اسلام، گرایش به عقاید و ایدئولوژیهای شخصی، زیرا گناهی فردی است و اسلام با اجبار کسی را به عقیده­ای دعوت نکرده است:

«لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَي»[22] 

     حتي پليس كه وظيفه او جلوگيری از خلافهای بزهکاران است ماموریتش مشروط به آن است كه عمل منكر  و بزه، بدون تفحص و تجسّس براي او  ظاهر و آشكار شود و گرنه حق تجسّس وکشف گناه شخصی کسی را ندارد. مانند باز كردن در بسته و مخفیانه گوش دادن به صحبت های دو نفر، يا بوئيدن دهان كسى برای این که بفهمد شرب خمر نموده یا نه، يا بازرسی جیب های کسی برای یافتن آلت قمار يا موسيقي و ...[23]

همچنین از تجسس زیاد در امور مربوط به خانواده و همسر و اهل و عیال نیز منع شده است.[24] مصداق بارز در عصر کنونی را می توان در بررسی بدون اجازه ارتباطات تلفن همراه همسر یا فرزندان مطرح کرد هر چند که مالک اصلی گوشی موبایل و خط آن پدر خانه باشد، اما بدون رضایت قلبی حامل گوشی ، حق چک کردن پیامکها و افراد تماس گیرنده و .... آن را ندارد چرا كه خود را مبتلاي به سوء ظن و نزدیکان خود را به فكر زشتي سوق می دهد[25].

    اما گناه اجتماعی از هر نوع که باشد مطلقاً ممنوع است: مانند فسق و فجورهایی که ضررش متوجه دیگران است در مسائل جنسی، اخلاقی، ایذاء همسایه، توطئه های سیاسی که جنبه براندازی نظام عادل را در بر داشته باشد و... تا مسائل بالای فکری که کسی برای نشر عقیده ضد اسلامی شروع به شبکه سازی بکند. گروه گرایی و ایجاد تشکل و مبارزه با اسلام، که  این اعمال طبق قانون اساسی کشور ممنوع است و باید در مورد آن ها تجسس و تحقیق و بررسی های لازم به عمل آمده اقدامات مورد نیاز انجام گيرد. موضوع کسب خبر در این موارد با کلمه عیون در روایات آمده است و به طوری که گفته شد، پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) هم، افرادی را برای این منظور در اختیار داشتند؛

     علاوه بر آنچه گفته شد، تحقیق و خبرگیری مسئولین حکومت از حال و مشکلات مردم،[26] و بحث و بررسی در مورد ادیان دیگر برای شناخت راه حق[27] و اشتغال و جستجوی سالک إلی الله و مؤمن حقیقی در مورد گناهان و لغزش های خویش، از این مقوله بوده و عملی پسندیده و مورد تأیید هستند.

 

انگيزه و عوامل تجسس

    تجسّس كردن از حال درونى افراد از ثمرات سوء ظن است. براى این که قلب انسان با بدبين شدن تنها قانع نمى‏شود بلكه او را وا مى‏دارد كه در مورد افراد تحقيق و جستجو كند كه نتيجه اين تحقيق اين است كه سرگرم عيب جويى و تجسّس شود.

      تجسس در موارد ممنوعه، معمولاً از نتایج عداوت و حسادت نيز مي­باشد كه به­ جهت تسلی خاطر خود در پي كشف عيوب دشمن خود بوده تا با منتشر كردن آن ها باعث رسوايي او گردد[28]. علاوه بر آن گاهي شخص به خاطر «احساس حقارت و خباثتي» كه در اوست و در اثر غرور و خودخواهي، روح تجسس در او تحريك و تقويت مي­شود و در صدد برملا كردن زشتي هاي ديگران به پا مي­خيزد كه اگر خود نمي­تواند به ديگران برسد اقلاً آن ها را پايين كشد[29].

 

آثار تجسس

   شخصي که همت و تلاش خود را در جهت زير نظر گرفتن دوستان و آشنايان خود صرف مي­كند تا نقطه ضعفي از آن ها بیابد، قهراً فرصت كافي براي بررسي اعمال و رفتار خويش پيدا نمي­كند و بدين وسيله از رفتن به راه پاكي و و ارستگي باز مي­ماند و اين عدم تزكيه از سويي و غيبت يا مسخره و استهزايي كه در پي يافتن عيوب و نواقص ديگران مرتكب مي­شود از سوي ديگر، نتیجه­اي جز تفرقه و به هم خوردن روابط دوستي نمي­تواند داشته باشد. بنابراين كسي كه شيوه­اش عيب جويي است نمي­تواند براي خود دوستان واقعي بيابد و در پناه محبت و عنايت آن ها قرار گرفته، از سرچشمه عواطف و احساساتشان سيراب گردد.[30]

 از همه بدتر این که خود يقيناً در گذر زمان مبتلا به آن عيوب خواهد شد.[31]

كسى كو با كسى بدساز گردد            بدو روزى همان بد باز گردد

 درمان تجسس

     ابتدا بايد در آيات و روايات و مفاسدي كه در رابطه با اين صفت خانمان سوز بيان شده است دقت و تأمل كرده، عزم و تصميم راسخ خود را در اصلاح آن بگيریم، آنگاه در ميدان عمل وارد شده از خداوند توفيق مبارزه با آن را بخواهیم و چون معمولاً منشأ و مقدمه تجسس، سوءظن است پس بايد در صورت بروز سوء ظن، بدون توجیه آن به کشف موارد تخلف و ...، واقع بینانه قضاوت کنیم و اگر تشخیص دادیم که موضوع نفسانیست، از پى‏گيرى و ترتيب اثر دادن به آن اجتناب کنیم و كار برادر دينى خود را حمل بر صحّت كنیم. از طرف ديگر خود را مشغول شناسايي عيوب و زشتي هاي خود و اصلاح آن ها كنیم تا نفس فراغتي نيابد. «اگر نفس را مشغول نكني او تو را مشغول مي كند».

 

*                  احتمال وقوع مفسده ناشی از اختیارات و قدرت نسبی حراست ها

   يكى از مفاهيمى كه همانند غالب مفاهيم اجتماعى و انسانى دچار دشوارى تعريف است و همواره از آن تعاريف متعدد و غير متفق عليه داده شده است، واژه قدرت مى‏باشد .

1 . راسل قدرت را «پديد آوردن آثار مطلوب‏»  تعريف كرده است .

2 . ماكس وبر آن را «امكان تحميل اراده خود بر رفتارديگران‏» خوانده است .

3 . پولانزاس «توانايى يك طبقه اجتماعى براى تحقق منافع خاص عينى خود» را قدرت مى‏نامد .

4 . هاناآرنت «توانايى آدمى براى عمل، در اتفاق عمل با گروه‏»  را تعريف قدرت مى‏داند .

   هر يك از اين تعاريف اشكال‏هائى دارد كه نقد و بررسى آن ها در اين مختصر نمى‏گنجد. يكى از اشكالات مشترك همه اين تعاريف نگاه صرفا مادى به قدرت است . در مقابل، متفكران اسلامی نگرشى عام‏تر به قدرت دارند . برخى از نويسندگان از فرمایشات جضرت امام خمينى (ره) و سيره و رفتار سياسى ايشان چنان استنتاج كرده‏اند كه قدرت در نگاه وى عبارت است از: «توان به فعليت رساندن جميع منابع معنوى و مادى قابل دسترس انسان‏ها براى دستيابى به عدالت و رستگارى‏»[32] . در اين نگاه، افزون بر عناصر مادى، منابع معنوى و نيز غايت قدرت در اين جهان و عرصه حيات جاودان آدمى معين گرديده است.

رابطه قدرت و فساد

   برخى از متفكران بر آنند كه قدرت ذاتا فسادآور است . لرد آكتون مى‏نويسد: «قدرت تمايل به فساد دارد[33]»

اين ديدگاه از جهاتى مورد چالش قرار گرفته است[34].

مهار قدرت

    بى‏ترديد قدرت مهار نشده در دست انسان لغزش‏پذير زمينه بسيارى از فسادها را فراهم مى‏آورد . پاره‏اى از مفاسد ناشى از آن، عبارت است از: جاه‏طلبى، قانون گريزى و زور گوئی و ستم در حق دیگران،  که همگی نیروهای مخلص و خدوم  حراستي را تهدید می کنند. لذا بایستی راه سوء استفاده از قدرت را مسدود کرد. اما كنترل و مهار قدرت نبايد كارآمدى حراست ها را تضعیف کند. لذا باید با سازو کارهای منطقی و مؤثر با چنین تهدیداتی مقابله کرد.

    و اما ساز و كارهاى مهار قدرت در اسلام عبارتند از: عدالت، تقوا، بردبارى، رفتار نيك ، كنترل سازمانى،  كنترل هنجارى، عدم استناد به  مشروعيت شغلی، عدم خودسری وكيفردهى، اعتقاد به كيفر اخروى و... که نیروهای حراستی باید بیش از پیش به این موارد آگاهی یابند و در حین کار، کنترل شوند.

*                  استنکاف  برخی از حراستی ها از تکلیف گرایی

    یکی از مهمترین آفات حراست ها می تواند در نظر نگرفتن اصل "ادای تکلیف الهی" باشد. بهتر می دانیم  در شغل حراست افرادی که معتقد به انجام تکلیف الهی نباشند نمی توانند دوام بیاورند و زود می بُرند. انسانها معمولا آینده طلب هستند و مایلند همه کس را برای روز مبادا در دست داشته باشند. و کسی را از خود نرنجانند . البته این صفت خوبی است اما اگر به عنوان اصول زندگی باشد هیچکس نباید قاضی شود چون بالاخره در کار قضاوت یک نفر ناراضی از پیش قاضی خارج می شود. کار حراستی نیز همین طور است. آنچه که کار ما را در برخورد با متخلفین توجیه می کند، ادای تکلیف الهی است چون این دردسر را با هیچ مقام و ریالی نمی شود معامله کرد. البته باید پذیرفت که عمل به تکلیف الهی راز موفقیت هر فرد در تمامی صحنه‏های عبادی، سیاسی و اجتماعی و... است. 

تکلیف الهی، لطف الهی

      حقیقت این است که تکالیف الهی الطاف الهی است به طوری که حضرت امام (ره) فرمود: "ما تا در این حیات دنیوی هستیم، تا در اینجا هستیم، مأموریت ها از طرف خدای تبارک و تعالی داریم و باید قیام کنیم به این مأموریت ها. باید غفلت نکنیم از تکالیف الهیه. تمام تکالیف الهیه، الطافی است الهی .... همه‏اش الطاف است، چه تکالیف فردی که برای هر فردی هست برای تربیت او، برای تکمیل او، برای این که غیر از این راه، راه تکمیل و راه ترقی نبوده است، درجاتی هست که بدون این راه نمی‏شود به آن درجات رسید. چه تکالیف اجتماعی که ما مکلف هستیم، در اجتماع تکالیفی داریم و باید به آن تکالیف عمل کنیم برای تنظیم این اجتماع."[35]

   مولای متقیان حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید: «حُمِّلَ کلُّ امریٍ منکم مَجْهودَه؛ برای هر کس به اندازه توانایی او وظیفه‏ای تعیین شده است»[36].

تشخیص وظیفه قبل از عمل به آن

    تشخیص وظیفه قبل از عمل به تکلیف، از مهمترین اموری است که انسان مؤمن باید آن را مدنظر قرار داده و سپس به انجام تکلیف مبادرت بورزد. نقل شده است: «در مرز عراق که اتومبیل حضرت امام عازم کویت بود، امام چند کلمه‏ای سخن گفتند و ما را نصیحت کردند و فرمودند: «من تکلیفم را تشخیص داده‏ام و هر کجا باشم انجام وظیفه خواهم کرد، هر چه پیش آمد، برای من اهمیت ندارد، من هرگز دست از تکلیفم برنمی‏دارم شما هم مواظب باشید به تکلیفتان عمل کنید و مسائل را خوب مراعات نمایید».

   تشخیص وظیفه، بدرستی انسان را به انجام وظیفه‏اش مصمم می‏نماید. حضرت علی علیه‏السلام درباره اندیشیدن به کارها می‏فرماید: "پس آنکه با چشم دل بنگرد، و با دیده درون کار کند، آغاز کارش آن است که بیندیشد: آیا عمل او به سود اوست یا زیان او؟ اگر به سود اوست ادامه دهد و اگر زیانبار است توقف کند؛ زیرا عمل کننده بدون آگاهی، چون رونده‏ای است که بیراهه می‏رود، پس هر چه شتاب کند از هدفش دورتر می‏ماند و عمل کننده از روی آگاهی، چون رونده‏ای بر راه راست است، پس بیننده باید به درستی بنگرد، آیا رونده راه مستقیم می رود یا واپس‏گرا؟"

    باز حضرت امام می فرماید: «اگر چنانچه تشخیص دهم وظیفه شرعی من این است که در یک دهکده دور افتاده و متروک بروم و انجام وظیفه کنم آن را انجام می‏دهم.

قید نداشتن در انجام وظیفه:

لاخیر فی الصمت عن الحکم

آنجا که بایدسخن درست گفت در خاموشی خیری نیست.

    بعضی وقت ها می بینیم تذکر دادن به یک نفر یا برخورد با یک موضوع موجب بدگمانی یا رنجش یک فرد متخلف از حراست می شود اینجا مصلحت ما چیست؟ خوب، شاید صلاح فردی این باشد که خودمان را درگیر نکنیم ! اما وظیفه به ما حکم می کند که ملاحظه کاری و محافظه کاری را کنار گذاشته همانند یک تکلیف شرعی آنگونه که از حیث کارشناسی تشخیص میدهیم قاطعانه به موضوع ورود کنیم.  

حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید: «انی لمن قوم لاتأخذهم فی اللّه‏ لومه لائم: همانا من از کسانی هستم که در راه خدا از هیچ سرزنشی نمی‏ترسند.

احساس شکست نکردن در ادای تکلیف

   سال 1345، سال بسیار سختی برای نهضت امام خمینی بود. یک سال قبل از آن عده ای را اعدام کرده بودند مثل شهید محمدبخارایی. مجموعه‏ای از هواداران امام از جمله آقای طالقانی و دیگران همه در زندان بودند. این مسئله موجب ترس و وحشت شده بود اما حاج آقا مصطفی گفته بود که امام در این مورد فرموده‏اند: من یک شب سرم را زمی،ن نگذاشتم که احساس کنم ما شکست خورده‏ایم. ما موفقیم، ما پیروزیم. ما به وظیفه‏مان عمل می کنیم.» واقعیت این است که برای کسی که به وظیفه اش عمل کند یاس و شکست مفهومی ندارد.

 

*                  عدم نگرش و تفکر ارزشی نیز می تواند آسیب جدی بر حراست ها تلقی شود.

   تفکر ارزشي که می شود آن را در برابر تفکر گزينه اي قرار داد[37]، يک رويکرد شالوده شکن به تصميم سازي و تصميم گيري است که اگر با همه سختي هايش بتوانيم آن را بياموزيم و به کار بنديم، نه تنها کيفيت تصميم ها بلکه سر انجام کيفيت بازخورد کار سازماني و حتی اجتماعي ما را دگرگون مي سازد.

   بدیهی است که تفکر ارزشی و تفکر گزینه ای دو رویکرد متفاوت برای حل مسائل تصمیم هستند. درتفکر گزینه ای صرفا هدف حل مساله است در حالی که تفکر ارزشی دامنه کاربرد بسیار گسترده تری دارد و حل مسائل تصمیم تنها یکی از اهداف آن بشمار می آید.

    تفکر ارزشی Value-Focused Thinking یک پارادایم تصمیم گیری و تصمیم سازی است که هدف عمده آن افزایش خلاقیت و کمک به شناسائی فرصت های تصمیم به جای مساله‌های تصمیم است. تفکر ارزشی همچنین با تفکر استراتژیک رابطه تنگاتنگی داشته و به تقویت آن کمک می کند. این پارادایم در تقابل با پارادایم رایج تفکر گزینه‌ای قرار می گیرد و رویکرد آن به تصمیم‌گیری بیشتر پیش‌ دستانه است تا منفعلانه. در تفکر ارزشی بر این نکته تاکید می شود که در هر "موقعیت تصمیمی"، ارزش ها اهمیت بنیادی دارند و موضوعیت گزینه‌ها فقط به این خاطر است که ابزاری برای تحقق ارزش ها هستند. بنابراین هنگام تفکر درباره مساله‌ها یا فرصت های تصمیم، باید بر ارزش ها تمرکز کرد و نه گزینه‌هائی که احتمالاً آن ارزش ها را محقق می‌سازند.

    مشکل مشترک بسياري از ما اين است که از رويارويي با موقعيت هاي تصميم، به ویژه تصميم در شرایط بحراني مي ترسيم و اين موقعيت ها را به عنوان پدیده خاص ارزيابي مي کنيم که در ذهن ما بار منفي دارد و ضمن این که توانمندي هاي ذهني ما را به تحلیل می برد، نيروي خلاق ما را براي جستجوي گزينه هاي کارآمدتر تضعيف مي کند. واقعیت این است که ما ارزش هايمان را که چراغ راه تصميم گيري هستند در تاريکترين نيمه ذهن خود پنهان ساخته ايم و به جاي آنکه در موقعيت هاي تصميم نور ارزش ها بر تصميم ها و اقداماتمان بتابانيم بي درنگ به سراغ گزينه هاي در دسترسي مي رويم که اين يا آن تجويز مي کنند. پيامد هاي زيان آور اين شيوه تصميم گيري که همه ما کم و بيش آن را آزموده ايم، ماهیت شغلی ما را کاملا مخدوش می کند و در نهايت کار را به جايي مي رساند که احساس شايستگي ما تضعيف مي شود. البته در برخی محيطها و سازمان ها که در آن ها حجم کار کم و در کار و وظایف حراست ها پيچيدگي و عدم قطعيت وجود نداشته باشد،‌ رويکرد تفکر گزينه اي شاید چاره ساز باشد. اما پيچيدگي فرآيند به اين معناست که هر چه مي گذرد گزينه ها يا بديل هاي بيشتري در برابر کار ما قرار مي گيرند و ما را به اين تلقي مشترک رهنمون مي سازند که در انتخاب اصلح ترين گزينه، چه اقداماتی را انجام دهیم و اصلا  گزینه اصلح را از کجا پیدا کنیم. غلبه بر اين چالش نه تنها مستلزم ترک عادت دير پاي تفکر گزينه اي است، بلکه نيازمند کسب دانش تفکر ارزشي نيز هست. ما در انديشه مديريت حراست ها، جبرا باید از مفاهيم اميد آفريني همچون مديريت بر پايه ارزش ها يا مديريت ارزشي با مشتقاتي چون برنامه ريزي ارزشي، اقدام ارزشي، ارزيابي ارزشي، سخن بگويیم مطالبی که تا به حال متاسفانه به ادبيات مديريتي حراست ها راه پيدا نکرده است.   / ادامه دارد

در صورتیکه روی "متن کامل" کلیک نکرده اید برای رویت تمامی متن کلیک کنید

[1] الاصابه فی تمییز الصحابه ج 1 قسم سوم

[2] سوره المومنون آیه 24

[3] بحار الانوار - ج5 - ص 372

[4] ابن أثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر،تحقیق طاهر احمد الزاوی و محمود محمد لطناحی،مؤسسه اسماعیلیان قم،لغت «جسس»

[5] شهيد ثاني؛كشف الريبه،ص9،بنقل از مهدوي كني؛نقطه هاي آغاز در اخلاق عملي،دفتر نشر فرهنگ اسلامي،چاپ هفتم،1376ش،ص164

[6] سوره حجرات آیه 12

[7] طبرسی ؛ قرطبی ؛ آلوسی

[8] کلینی،یعقوب،اصول کافی،  تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری،دارالکتب الاسلامی،چاپ ششم،1375ش،جلد2،ص 355

[9] مهدوي كني؛نقطه هاي آغاز در اخلاق عملي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي،چاپ هفتم،1376ش،ص165

[10] طباطبائی،سید محمد حسین؛ تفسیر المیزان،چاپ سوم،ج18،ص352)

[11] رجوع کنید به نهج البلاغه، نامه 53

[12] حرّ عاملی، ج 28، ص 57

[13] رجوع کنید به حویزی، ج 5، ص 93

[14] رجوع کنید به حمیری، ص 342

[15] رجوع کنید به نهج البلاغه، نامه 53

[16] رجوع کنید به ابویوسف قاضی، ص 118؛ محمودی، ج 5، ص 25

[17] رجوع کنید به نهج البلاغه، نامه های 3، 34، 43، 44، 45، 63، 71

[18] سبحانی، ج 2، ص 544

[19] در باره مفهوم این دو کلمه رجوع کنید به جوهری ؛ ابن اثیر؛ ابن منظور، ذیل «نقب » و «عرف »؛ کتانی، ج 1، ص 235

[20] رجوع کنید بهابن هشام، ج 2، ص 85؛ مجلسی، ج 19، ص 13

[21] نهج البلاغه، نامه 53 

[22] سوره بقره آیه 255

[23] نراقی،ملامهدی؛جامع السعادات،تعلیق و تصحیح سید محمد کلانتر، مؤسسه علمی مطبوعات بیروت،چاپ چهارم،ج2،ص250

[24] نراقی،ملا احمد؛ معراج السعاده،انتشارات هجرت،چاپ پنجم،1377ش،ص 234؛مجتبوی،سید جلال الدین،علم اخلاق اسلامی(ترجمه جامع السعادات)،انتشارات حکمت،1377ش،چاپ چهارم، ج 2 ص 329 فصل 12

[25] قال علي عليه السّلام:«لا تكثر الغيره على أهلك فترمى بالسوء من أجلك» فیض کاشانی،ملا محسن؛المحجه البیضاء،تعلیق و تصحیح علی اکبر غفاری،نشر دفتر انتشارات اسلامی،چاپ چهارم،1417ق،ج4،ص104

[26] نراقی،ملا احمد؛ معراج السعاده،انتشارات هجرت،چاپ پنجم،1377ش، ص:8 65

 [27]سید بحرالعلوم، تحفه الملوک،شرح از علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی،انتشارات علامه طباطبایی،چاپ چهارم،1418ق، جلد 1 ص 113

[28] نراقی،ملامهدی؛جامع السعادات،تعلیق و تصحیح سید محمد کلانتر،مؤسسه الأعلمی للمطبوعات بیروت،چاپ چهارم،جلد 2 ص 278

[29] موسوي لاري،سيد مجتبی؛بررسي مشكلات اخلاقي و رواني،دفتر انتشارات اسلامي،1345ش،ص89

[30] موسوي لاري،سيد مجتبی؛بررسي مشكلات اخلاقي و رواني،دفتر انتشارات اسلامي،1345ش، صص89ـ 91

[31]قال رسول اللّه، صلى اللّه عليه و آله،: «من أذاع فاحشة كان كمبتدئها، و من عير مؤمنا بشي‏ء، لم يمت حتى يرتكبه»،كليني يعقوب؛اصول کافی،  تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری،دارالکتب الاسلامی،چاپ ششم،1375ش،ج2،ص356،ح2

[32] فلسفه قدرت، سيد عباس نبوى، ص 117

[33] قدرت، انسان، حكومت، مهدى مطهرنيا، ص 201

[34] براى آگاهى بيش‏تر رجوع کنید به کتاب: قدرت سياسى در اسلام، محمد جواد ارسطا

[35] صحیفه نور، ج 1، ص 256

[36] نهج البلاغه : خطبه 149

[37]"رالف کيني" با خلاقيت ويژه خود اولین بار این بحث را ارائه نمود

+ نوشته شده در  شنبه 1388/11/03ساعت   توسط احمد یغما  | 

هرگونه بهره برداری از این مقاله فقط با لینک مستقیم و یا با قید نام وبلاگ و نویسنده آن مجاز است

تصميم گيري سازنده با تفکر ارزشي

    تصمیم گیری از جمله مهارت های اساسی مدیریت است. هر چه با هنر و علم تصمیم گیری، بیشتر آشنا شده و از آن استفاده کنیم، قطعا کیفیت کار و امور بهتر شده و حرکت ما در مسیر موفقیت و پیشرفت آسان تر و مطمئن تر خواهد شد. شکی نیست که چنین دانشی کاربردهای فراوان دارد

    اگر فنون تصمیم را به خوبی یاد بگیریم و در کابرد آن مهارت کافی کسب کنیم آنگاه زمانی که خود را در آستانه انتخاب مهمی می بینیم به جای این که به ناچار و از روی ضعف، مسؤولیت مهم تصمیم گیری را به دیگری واگذاریم، خود کنترل آن را در دست گرفته و سعی می کنیم با تکیه بر منطق و دانش خود به آنچه که می خواهیم برسیم. "فکر کردن و سبک و سنگین کردن گزینه های مختلف" حرفهایی کلی و مبهم هستند که کمک چندانی به ما نمی کنند. از اینها گذشته کنار آمدن با ترديد و نیاز شدید به خلاقیت و نوآوری از جمله ویژگی های زندگی در دنیای امروز است. بنابر این هر روش یا ابزاری که بتوانیم از طریق آن افق ذهنی خود را گسترش دهیم تا خود را برای مواجهه با چنین شرایط پیچیده ای آماده کنیم، ارزش فوق العاده زیادی دارد. به کمک چنین ابزارهای راه گشایی می توانیم دریابیم که چه چیزهایی واقعا برای ما مهم هستند و سپس با تکیه بر این ارزش ها و با آرامش خاطر، راه درست را انتخاب کنیم. یکی از نکات مثبت تکیه بر ارزش ها و محدود نشدن به گزینه های موجود این است که نگاه غلط و منفعلانه به تصمیم ها و انتخاب های خود را کنار گذاشته و از روزمرگی بیرون آمده و سعی کنیم با شکار فرصت ها و به شیوه ای سازنده، شرایط کاری خود را هر روز بهتر از دیروز کنیم.

  با این اوصاف باید پذیرفت که:  تفکر ارزشی نیاز به علم مدیریت دارد نیاز مبرم به حصول علوم جدید در دوره های جدید مدیریتی دارد. بحثی نیست که ما بخواهیم به طور مفصل در این جزوه به آن پرداخت کنیم اما ضرورت آن را در این مجال بیان کردیم. لذا از حراست کل نیز این انتظار را داریم که در کنار آموزش های حرفه ای حتما دوره های مدیریتی را نیز برای نیروهای حراستی در نظر بگیرند. تا قدرت خلاقیت و نو آوری این نیروها را بیشتر کنند.

*                  برداشت غلط از مفاهیم "خودی ها و غیرخودی ها"

     پر واضح است که مـردم هـر سرزمینی، با هر گونه رنگ و نژاد و زبان و حتی مذهب و عـقـیـده، مجموعه ای را تشکیل می دهند که از آن به عنوان "ملت" یاد می شود.

      تمام شهروندان در هر کشوری، چه شهری و چه روستایی، چه برخوردار و چـه نـا بـرخوردار چه دارا و چه نادار، بی سواد و با سواد، در هر لباس و جـایـگاه سیاسی و اجتماعی که باشند دارای حقوق یکسان و مزایا و خـدمات عمومی برابرند. از این زاویه نمی توان مردم را تجزیه و تقسیم کرد.

اما در تمام حرکت های فرهنگی، دینی و سیاسی، این واقعیت دیده می شود کـه مـردم یـکـسـان نـمی اندیشند و ناهمسانی دیدها و گوناگونی بـرداشـت ها خود را نشان می دهد. از طرفی مسئولیت پذیری و علاقه به خدمت رسانی برای مردم و تلاش برای انجام امورات شهروندان در همه کارکنان یکسان نمی باشد.

لذا مـقـولـه خـودی و غـیـرخودی ریشه در چنین واقعیتی دارد و نیروهای حراستی باید در شناسایی نیروهای خودی و غیر خودی تشخیص درست و تیزبینانه ای داشته باشند این تشخیص از آن جهت برای حراست ها مهم است که وظیفه آن ها رشد و ارتقاء نیروهای سالم و ممانعت از رشد نیروهای غیر سالم یا غیر خودیست. لذا داشتن یک خرقه حزب الهی ظاهری به معنی خودی بودن نیست، و ما به اشخاصی که دغدغه مشکلات مردم و جامعه را دارند و در انجام صحیح و سریع و قانونی امورات آنان تلاش می کنند، خصوصا مبرا از هرگونه تبعیض گذاری و رابطه بازی بوده و تقوای الهی را سرلوحه کارهای خود قرار می دهند "خودی اطلاق می کنیم. 

جریان خودی و غیرخودی از منظر رهبر انقلاب:

      مقام رهبری از اولین کسانی است که بعد از انقلاب به اصل مساله تقسیم خودی و غـیـرخـودی پـرداخته، و دامنه آن را فراتر بیان فرموده است، ایشان مـحـور تـقـسـیـم بـنـدی را به جای افراد و شـهـرونـدان، روی جریان ها متمرکز کرده اند; یـعنی ممکن است کسی و یا کسانی از لحاظ ملیت خودی بـاشـنـد امـا از نـظـر اندیشه و رفتار سیاسی و اجتماعی و موضع گیری های فـردی و گـروهـی، غیرخودی. ایشان به مـعـیارهای شناخت و بازشناسی این دو جریان، چنین اشاره می کند: "خـودی کـیـست؟ خودی آن است که دلش برای اسلام می تپد، دلش برای انـقلاب می تپد، به امام ارادت دارد، برای مردم به صورت حقیقی ـ نـه ادعـایـی ـ احترام قائل است. غیرخودی کیست؟ ... کسی است که دسـتـورش را از بـیـگانه می گیرد، دلش برای بیگانه می تپد، دلش برای برگشتن آمریکا می تپد، ... اینها غریبه اند."[1]

     می دانیم که انقلاب اسلامی بر سه رکن استوار است و این سه رکن، پیروزی را برای انقلاب اسلامی رقـم زد: اسـلام، رهـبـری و وحدت مردمی. هر کس و هر جریانی که به تـوانـاسـازی این سه رکن بپردازد. و بینش و روش و موضع گیریهای او، بـر اساس این محورها شکل بگیرد، خودی است. آن که از بیگانه دسـتـور و خـط نشان می گیرد و آب در آسیاب دشمن می ریزد و صدای دشـمـنـان را بر ندای فطرت و فضای معنویت بر می گزیند، غیرخودی است.

رهـبری انقلاب، می فرمایند:

     "گروه های خودی، یـعـنـی کـسـانـی کـه اسلام را قبول دارند، حکومت اسلامی را قبول دارنـد، این مرد بزرگ را[امام خمینی] قبول دارند، راه و خط او را قـبول دارند... "

در ایـن فراز، مقام معظم رهبری به گونه ای شفاف، شاخصهای جریان غیرخودی را به شرح ذیل ترسیم کرده اند:

1. نفوذ و مهره سازی در کادرهای کلیدی نظام.

2. انکار شاخص های انقلاب و راه امام.

3. چشم به راه بیگانگان، بیگانه پرستی و بیگانه خواهی.

4. دل در گرو نظام پیشین داشتن.

     رهـبـر انـقلاب، افزون بر معرفی چهره های غیرخودی و بر شـمردن راه و رسم آنان در مسائل سیاسی و اجتماعی، به ویژگی ها و ضعف های برخی از خودی ها پرداخته و این نکته را به درستی روشن ساخته اند کـه در جـبهه خودی ها هم کسانی هستند که نمی شود به آنان اعتماد کـرد. چـه بـسـا خودی هایی که آب در آسیاب غیرخودی ها می ریزند و بـلـندگو و سخن گوی آنان، به شمار می روند. بنابراین، در مساله جـریان شناسی به همان نسبت که باید دو جریان خودی و غیرخودی را شناخت، در جبهه خودی نیز باید حساس و همه سونگر بود و با دقت و ژرف نـگری، تمام جریان ها را پی گیری کرد، تا خودی های ناب و ناب اندیش از غیر ناب بازشناخته شوند.

   بـنـابراین، در یک تقسیم بندی کلان، به دو جریان خودی و غیرخودی مـی رسـیـم کـه غـیرخودی ها، باز به نوبه خود، دارای مرتبه ها و گروه های گوناگونند: شماری در غفلت به سر می برند و قابل ترحم، شـمـاری فـریـب خـورده انـد و نیازمند آگاهی، شماری گرفتارند و مـحـتاج تالیف قلوب و بالاخره، شماری عقده ای و کینه ای هستند و فـرصـت طـلـب و از غـم بـی آلتی افسرده اند و اگر زمینه و فضای مـنـاسـبـی بـیـابند، به میدان می آیند و ضربه می زنند که باید همواره، مراقب آنان و ترفندها و شگردهایشان بود.

جریان خودی و غیرخودی در قرآن

    با نگرش کلی و کلان به آیات قرآن در می یابیم که این کتاب الهی، در نـخـسـتـیـن پـیام های الهام بخش و انسان ساز و هدایت گر خود، راه ها و جریان های اصلی و کلی حق و باطل و راه های اصلی و بدلی و انحرافی را به خوبی ترسیم کرده است.

در سـوره حمد پس از ترسیم (صراط مستقیم) و بیان ویژگی های آن، بـه دو مورد بی راهه که انسانها را از بزرگراه هدایت خداوندی دور می سازد، به عنوان: (راه غضب شدگان) و (راه گمراهان) یاد می کند و بـا این تقسیم بندی، مسیرحرکت بشریت را به سوی ارزش های متعالی، گـوشزد می نماید و از آسیب ها و آفت هایی که آدمی را به انحراف و سرمایه سوزی و خسران می کشاند نیز، سخن گفته است.

      در آغـاز سـوره بقره، با معرفی چهره های محبوب خداوند و بیان ویـژگی های مؤمنان راستین و رستگار، خط اصیل و ناب وحی را نشان داده و در مقابل، از چهره های منفور و رهزنانی که گاه در پوشش اصلاح و ایمان، مردم را می فریبند نام برده و دو جریان: (کفر) و به ویژه (نفاق) را به خوبی نمایانده است.[2]

     افـزون بر این نگاه کلی، قرآن به جریان های حق طلب و هدایت پذیر و نـیـز حـق ستیز و هدایت گریز، به ریز واقعیت های جاری در بستر تـاریـخ نـیـز اشـاره کـرده و از افراد و گروه هایی که همراه با جـریـان حـق حرکت نموده و پیام پیامبران الهی را گوش کرده و خـودی شده اند و یا در برابر آن موضع گرفته و بیگانه وار با آن بـرخـورد کـرده و به اصطلاح جریان غیرخودی ها را تشکیل داده اند، یـاد کرده است که در این جا به چند نمونه از آن اشاره می کنیم:

1. در داسـتـان پـیامبری حضرت نوح و رنج ها و دشواری های درازمدت وجـان سـوز وی، نکته های روشنی در زمینه جریان خودی و غیرخودی، بـه چـشـم مـی خورد که برای هر زمان، به ویژه زمان ما درس آموز و عبرت انگیز است:

ضرب الله مثلا للذين كفروا امراه نوح و امراه لوط كانتا تحت عبدين من عبادنا صالحين فخانتا همافلم بغيناعنها من الله شيئا و قليل ادخلاالنار مع الداخلين.

خداوند براي كافران زن نوح و زن لوط  را مثال می زند. "اين دو همسران دو بنده از بندگان صالح ما بودند سپس آنان به شوهران خود خيانت كردند و به آنان گفته شد به آتش درآيند با جهنميان.

اين دو زن، همسران حضرت لوط و نوح با توجه به این که در خانه هاي پاك و با همسران باقداست و عالي ترين مقام الهي به سر مي بردند از مسير دين و عقايد شوهران خود خارج شدند و نتيجتا آتش دوزخ را به خود خريدند.

 پـیـام آیه: ممکن است نزدیک ترین کسان در یک خانواده، بیگانه و غـیـرخـودی به شمار آیند. پیوندهای نسبی و خویشاوندی و به ظاهر وابـسـتـه بودن به جریان حق، دلیل بر خودی بودن نیست. آن که در درون خـانـه، اسـرار خـانـواده را فاش می کند با آن که در درون نـظـام، بـه دشـمـن چـراغ سبز نشان می دهد و در پشت جبهه، نیات دشمنان را عملی می کند  غیرخودی و بیگانه است.

در بـرابر، ممکن است کسی و یا کسانی با رهبر حق جویان هیچ گونه وابـسـتـگی جسمی و خویشاوندی نداشته باشند; اما خط و راه حق را پـذیـرفـته باشند، اینان آشنا و خودی به شمار می روند. قرآن در این باره به خوبی روشن گری کرده است:

2.  و ضرب الله مثلا للذین آمنوا امرات فرعون اذ قالت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه و نجنی من فرعون و عمله و نجنی من القوم الظالمین

ترجمه: و خدا برای کسانی که ایمان آورده اند ،مثلی می زند . زن فرعون زمانی که عرض کرد: پروردگار من، برای من در نزد خودت در بهشت خانه ای بنا کن و مرا از فرعون و کارش نجات مرحمت فرما و مرا از مردم ستمگر نجات ده .

   در اینجا همسر فرعون می شود خودی و خـودی، در هـمه جا می تواند پایگاه و جایگاه داشته باشد. نباید هـمـواره خودی ها را در میان طبقه خاصی بجوییم. مـمـکـن است فردی در کاخ و در اوج قدرت و برخورداری زندگی کند، در مـحـیـطـی کـه پیرامونش عوامل بازدارنده از هدایت باشد قرار بـگـیـرد، اما دل و جان و فکر و زبانش در راستای جریان هدایت و بـالـنـدگـی باشد و نه تنها خود را نجات دهد، بلکه الگوی هدایت جـویـان و رسـتـگـاران نیز باشد. همسر فرعون، گرچه از نظر ظاهر درجـبهه غیرخودی و بیگانه با نبوت و رسالت موسی قرار داشت، اما قـرآن او را در ردیـف خودی ها نام برده و برای همگان، از راه و روش او، بـه عـنـوان سرمشق یاد کرده است. بنابراین، می توان در مـتـن جـریـان غـیرخودی و در کانون زندگی غیرخودی ها و غریبه ها نیز، سربازگیری کرد و به خودی های ناب دست یافت.

    ایـن یـارگیری محدود به مرز و حد خاصی نیست و چه بسا در فراسوی مـرزهـای کـشـور جـمهوری اسلامی، کسانی باشند که خود را در جبهه خودی ها می دانند و چشم انتظارند کسی دست آنان را بگیرد و از قـیـد و بند برهاند و به ندای وجدان و فطرت آنان پاسخ مثبت دهد و شـاید از این سخن معصوم هم، بتوان به چنین نکته ای دست یافت:

(من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم.)

آن کـه صـدای مـسـلمانی را بشنود که راه رهایی می طلبد و او را یاری ندهد، مسلمان نیست.

   از سوی دیگر، چه بسا در داخل جبهه خودی خیانت پیشگانی باشند که راز و رمـزهـا را بـه دشمن می گویند و با این که از خان گسترده کـشـور بـهره می برند، اما ناجوانمردانه از پشت خنجر می زنند و ارزش ها و آرمان های ملی و مذهبی مردم را هم به سخره می گیرند و به ارزش مداران، نیش و نیشخند می زنند.

3. جـریـان فرزند نوح مصداقی از این گونه نگرش و جریان غیرخودی اسـت کـه در قلمرو خودی ها به وجود آمده و قرآن، این غیرخودی را چنین می شناساند:

(انه لیس من اهلک انه عمل غیرصالح.)[3]

[ای نوح] او از کسان تو نیست او[ دارای] کرداری ناشایست است.

گر او بفکند فر و نام پدر              تو بیگانه خوانش مخوانش پسر

     بـنابراین، گاهی پیامبر زاده هم در جبهه غیرخودی قرار می گیرد، هـمـان گونه که گاه کافر زاده و طاغوت زاده در ردیف خودی ها جای می گیرد.

ایـن مـعـیارها و ترازهاست که جریان خودی و غیرخودی را روشن می سازد، نه پیوندهای نسبی و... .

4. قـرآن لـعن و نفرین به کسانی گفته است که از نزدیکان پیامبر اسـلام(ص) بـوده و خـود را جـزء قوم و قبیله آن حضرت به شمار می آورده اند:

تـبـت یـدا ابـی لهب و تب ما اغنی عنه ماله و ما کسب و امراته...

با نبی بود آشنا بیگانه چون شد بولهب       و از حبش بیگانه آمد آشنا چون شد بلال

    بـدیـن سـان در مـی یـابـیـم که چگونه قرآن مجید، جریان خودی و غـیـرخودی را به تصویر کشیده و به نیروهای خودی و حق طلب سفارش مـی کـنـد: هـمدیگر را در جریان حق یاری رسانند و با (تعاون) و (تـواصـی) بـه خـیـر و نـیکی، جبهه ای پولادین و نفوذ ناپذیر در بـرابـر جـبـهـه غـیرخودی تشکیل دهند، تا دشمنان نتوانند در صف استوار آنان رسوخ و نفوذ کنند: إن الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا كأنهم بنيان مرصوص

خودی و غیر خودی در روایات

    از سخنان و سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) به روشنی می توان بـه شـنـاخـت جریان های خودی و غیرخودی دست یافت و معیارها و ترازهای آن دو جریان را باز شناخت.

1.پـیـامبر بزرگوار اسلام در قالب یک مثال خودی ها و غیرخودی ها را در جامعه دینی و ارزشی ترسیم فرموده است:

"مثل آنان که حدود و ارزش های اسلامی و دینی را پاس می دارند، با آنـان که نسبت به ارزش ها اهل سازش و ساخت و سازند، مانند گروهی از مـردم اسـت که در یک کشتی سوار شده اند و آن کشتی سینه دریا را مـی شـکـافـد و بـه پیش می رود،ناگهان گروهی که در آخر کشتی نـشسته اند، به بهانه این که به آب دسترسی ندارند، با وسیله ای کـه در اخـتـیـار دارنـد بـه شـکستن و سوراخ کردن بدنه کشتی می پـردازند و دلیل می آورند که: این جایگاهی که نشسته ایم، از آن خـودمـان اسـت و آزادیم.اگر در چنین شرایطی، سایر مسافران سکوت کـنـنـد و آن ها را از ایـن فـکـر نابخردانه باز ندارند، تمام سـرنـشـیـنان کشتی همراه با کشتی در کام امواج دریا فرو خواهند رفت و همگی تباه خواهند شد."[4]

      بـی گـمـان آنـان که در نظام اسلامی و با قلم و سخن و جوسازی های فـریبنده، فضا را آلوده می سازند و همیشه در کار خراب کردن چهره هـای انـقـلاب و سـسـت کـردن پایه های نظام و استوانه های آنند، مـانـنـد تیشه به دستانند که کشتی دریاپیما را در پهنای اقیانوس بـی کـران مـی خـواهـنـد سوراخ کنند، تا کشتی و کشتی نشستگان و نـاخـدای آن را گـرفـتار امواج غول پیکر آن سازند. این تیشه به دسـت ها و در زمان ما این قلم به دست ها، همان غیرخودی ها یی هستند کـه در کـلام پـیامبر(ص) به آن اشاره شده است. وظیفه خودی ها، در چـنین حال و روزی، گرفتن تیشه از دست تیشه به دستان کینه توز و نابخردی است که به فکر براندازی و نابودی کشتی رهایی هستند.

2. امام علی(ع) در ترسیم این دو جریان می فرماید:

ان ولـی محمد(ص) من اطاع الله وان بعدت لمحته وان عدو محمد(ص)

دوسـتـان پیامبر(ص) فرمانبرداران خدایند، اگرچه با پیامبر خویش نـبـاشند. و دشمنان پیامبر(ص) گناهکارانند، اگرچه از نزدیکان آن حضرت باشند.

یا در روایات دیگر داریم که با یک حرکت زشت فرد خودی در جرگه غیر خودی ها قرار می گیرد.

مانند کسی که به هنگام خشم، مالک بر خویشتن نباشد.(لیس منا من لم یملک نفسه عنه الغضب)

یا می فرماید:  کسی که بـه هـنگام خلوت، قلب و جان خویش را در کنترل نداشته باشد از شیعیان ما نیست: لیس من شیعتنا من خلا، ثم لم یرع قلبه[5]

   حدیث دیگری داریم که می فرماید: آن کـه بـا زبان از ما طرفداری می کند، ولی سیره اش با رفتارما سازگار نیست، شیعه ما نخواهد بود. لـیـس مـن شـیـعـتـنـا من قال بلسانه و خالفنا فی اعمالنا وآثارنا.[6]

      پاس داشت از معیارهای اخلاقی و رفتاری که در فرامین امامان(ع) آمـده و خـواسـت آنـان از شـیعیان برای حرکت در جهت نشانه ها و تـابـلوهای ارزشی و اخلاقی، نشانه خودی بودن شخصی است که در این مـسـیـر قرار دارد و ره می پوید. و کسی که چنین نیست و در مسیر درسـتـی قدم بر نمی دارد و به معیارهای اخلاقی و رفتاری اسلامی گردن نمی نهد، در جبهه غیرخودی قرار دارد.

    امام صادق(ع) برای روشن کردن مرزهای خودی و غیرخودی و آگاهاندن پـیـروان خـود از جریان ها و افرادی که خود را شیعه می نامند و ادعـای پـیـروی از ائمـه(ع) دارنـد، پیروان خود را به سه گروه تقسیم می کنند:

الشیعه ثلاثه اصناف، صنف یتزینون بنا، وصنف یستاکلون بنا، وصنف منا والینا.[7]

    پـیـروان مـا سه گروهند: گروهی که خود را به ما بسته اند[ شیعه اسـمـی] و گـروهـی کـه با نام ما زندگی می کنند [شیعه شکمی و مادی] و سـومـیـن گـروه، کسانی هستند که از ماهستند و در مسیر ما حرکت می کنند.

    ایـن گـونه برخوردها و سخنان نشان می دهند، نه تنها در یک کشور اسـلامـی مـمـکـن است دو جریان خودی و غیرخودی وجود داشته باشد، بـلـکه در درون یک مذهب و مسلک نیز امکان دارد جریان های خودی و غیرخودی به وجود آید.

     اما آنچه برای حراست ها اهمیت بیشتری دارد این است که باید توان تمیز این دو جریان و افراد وابسته آن را در محیط کاری خود شناسایی کند و در انتخابات اصلح دقیقا معیارهای خودی را مد نظر قرار دهد و الا تساهل در این امر موجب می شود تا یکباره متوجه شویم که انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان که همانا غیر خودی ها هستند افتاده است.

 

*                  ضعف در روابط اجتماعی و فردگرايي لجام گسيخته

     کینه ورزی، نداشتن روحيه بخشش و گذشت و دروني شدن خشونت هاي نابجا، پرونده سازی های بی مورد، گیر دادن های بیخودی به این و آن، شک ها و تردیدهای افراطی همه و همه از اثرات عدم پختگي در احساسات و به عبارتی در عدم تبلور بلوغ احساسي، عدم اعتماد به نفس و عدم درک روح قوانين و همچنين در خودخواهي مطلق برخی از حراستی هاست که ریشه این رفتار معیوب فرهنگي ضعف روابط اجتماعي و عدم توجه به آزادي هاي فردي يکديگر است.

   عوامل تشدید کننده آن نیز می تواند ترس از عواقب بحران ها و احساس عدم موفقیت در شغل و یاس و نا اميدي و در کنار آن افزايش دامنه بحرانهای سیاسی و اجتماعی  در جامعه باشد.

نتایج:

   یک نیروی حراستی فرد گرا، شخصیتی پیدا می کند که از مسئوليت اجتماعي خود نهايت بهره برداري فردي را به عمل می آورد و به گونه ای مي شود که احساس مسئوليت اجتماعي وی، به نفع غليان و جوشش حس خودخواهي ایشان عقب رانده می شود، امري که وجود هر نوع دورنما ی سازنده و مثبتی را کاملاً نا مفهوم و يا غیر ممکن مي سازد.

   در برخی ادارات نیز کارکنان در محيط هاي کاری خود به لحاظ فردگرایی، احساس مسؤليت چندانی ندارند در چنین شرایطی بروکراسي و کاغذ بازي به شيوه اي کارآمد در باج گيري و تطميع حس برتري طلبي تبديل می شود.

چه باید کرد؟

     خوب کارکردن و مفيد بودن براي جامعه، به رشد شخصيت و افزايش اعتماد به نفس و آرامش وجدان کارمند کمک فراواني مي کند پس بايد عمل به وظيفه و پیدا کردن تعلق اجتماعی به جای تعلقات فردی در اخلاق نیروهای حراستی جاي گيرد تا بتواند به بلوغ اجتماعي برسد واضح است که بلوغ اجتماعي خود نيازمند تبلور بلوغ احساسي در کارمندان حراست است. به اين معنا که نیروهای حراستی در اثر آموزش و توجیه به حدي از پختگي احساسي برسند که خوب و بد را براي خود و هم نوعانش تشخيص دهد و از احساس خود به صورت پيچيده تري براي حل مشکلات استفاده کند و توانايي کنترل نوسانات شديد آن را داشته باشد زيرا فقدان بلوغ احساسي، خود ريشه تمام تعصبات و منيت هاست.

      از طرفي، بلوغ احساسي به پيچيدگيِ رفتار نیروهای حراستی کمک مي کند يعني او را در انتخاب راه حل هاي عقلاني تر و درست تر براي هر يک از مشکلات ياري مي رساند پس مي توان گفت پيچيدگيِ رفتار به طور معمول باعث كاهش خشونت در زندگي مي شود چرا که استفاده از تند خویی و خشونت، راحت ترين راه حلي است که حراستی ها يادگرفته اند.

   وجود هرگونه شکاف اجتماعي بین حراستی ها و کارمندان دیگر موجب آسیب وحدت و درک متقابل می شود. متأسفانه ژست گرايي يكي از شايع ترين مشكلات فرهنگي برخی از حراستی هاست که اشتراک مفاهيم را به عقب مي راند و شفافيت «ما» را از بين مي برد . ژستِ خاص پست حراستی را گرفتن و خود را بالاتر از دیگران دیدن در جلب توجه و کسب احترام اجتماعي تأثیر منفی داشته و همبستگی را از بین می برد. یک نیروی حراستی باید راه کارهای گرایش به تعلقات اجتماعی را فراگیرد و خود را از تعلقات فردی می رهاند چنین فردی همیشه منافع اجتماع و منافع شغلی و حرفه ای را بر منافع فردی خود ترجیح خواهد داد. حتی آفیت طلبی ها و ملاحظه کاری های بی مورد را که مانع کار حراست هاست، به راحتی کنار خواهد زد. 

*                  تبعیض در روابط اجتماعی با پرسنل

     نیروهای حراستی در دوست یابی به ویژه در محیط کاری خود باید بیش از دیگران دقت نمایند. چرا که افت و خیز بیشتر با افراد خاص و محدود، موجب تحلیل در چرایی آن توسط دیگران خواهد شد. خاصه آنکه این افراد به زعم دیگران نا سالم باشند در این صورت وجهه حراست مخدوش خواهد شد. البته این بدان معنی نیست که حراستی ها باید از ارتباط گسترده با پرسنل استنکاف کنند بلکه منظور ما انیس شدن و صمیمیت با یک یا چند تن محدودیست که به چشم می خورد. و به زعم دیگر پرسنل حراست با آن افراد یک فراکسیون تشکیل می دهند.

در انتخاب دوست باید دقت شود و انگیزه ها مشخص گردد. دوست را باید طی شاخص های مشخص و به خاطر خدا انتخاب کرد. از قدیم گفته اند : هم نشینت از تو به باید تا تو را عقل و دین بیافزاید

 (الْأَخِلَّاء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ)[8]

 «دوستان، در آن روز، دشمنان يكديگر خواهند شد، مگر پرهيزگاران .»

حدیثی را اهل تسنن مطرح می کنند که پیامبر(ص) فرمود:

    «سه چیزند که اگر در هر کس باشد به وسیله ی آن ها شیرینی ایمان را خواهد چشید، این که خداوند و پیامبر از همه چیز برای او محبوب تر باشند و کسی را که دوست می دارد، تنها به خاطر خداوند دوست بدارد. همچنان که از انداخته شدن به میان آتش هراسناک است، از افتادن در میان کفر هراسان باشد.»

یا این حدیث که می فرماید:

«هفت نفر را خداوند در روزی که هیچ سایه ای جز سایه ی او وجود ندارد مورد لطف و رحمت خویش قرار می دهد...» موردی از آن ها ...«دو نفری هستند که تنها در جهت رضایت خداوند با هم می نشینند و بر می خیزند...»

اگر نیروی حراستی چنین نیتی را در انتخاب دوست داشته باشد مطمئنا هیچ حرف و حدیثی پشت سرش گفته نمی شود. و هم دنیایش نیکو خواهد بود و هم عقبایش . این حدیث را بیشتر شنیده اید که رسول خدا می فرماید:

«در روز قیامت خداوند می فرماید: کجا هستند آن هایی که تنها به خاطر من یکدیگر را دوست می داشتند، تا آنان را مورد لطف و رحمت خویش قرار بدهم.»

   اما اگر دوستی ها صرفا بخاطر رابطه نسبی، نژادی و زبان و فرهنگ یا مصالح مشترک و دیگر عوامل ارتباط مادی و دنیوی ناپایدار که مدام در معرض فروپاشی قرار دارند، منعقد شود، زود از بین می رود. اما چه خوب است که نیروهای حراستی با تمامی افرادی که در محیط کاری خود با آنان ارتباط دارند گرم و صمیمی باشند و در وقت لازم بدون ملاحظه گرمیت و صمیمیت با تخلفاتشان نیز برخورد نمایند تا نیروهای متخلف بیشتر متوجه اشتباه خود شوند و در صدد جبران آن برآیند. در این صورت دوستی حراستی با دیگران یک دوستی مشروط خواهد بود الا کسانیکه نیکوکارترند و به وظایف خود و مسئولیت هایشان به درستی عمل می کنند.

 (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَه)[9]

«رابطه ی مؤمنین با یکدیگر رابطه ی برادری است»

    منظور از اخوت، ارتباط پیدا کردن دل ها به وسیله ی رابطه ی عقیده است و استوارترین و ارزشمندترین رابطه ها رابطه ی عقیدتی است . اخوت هم ردیف ایمان و تفرقه همراه کفر است. مهم ترین توانایی در استواری وحدت قرار دارد. بدون محبت، وحدتی تحقق پیدا نخواهد کرد و حداقل محبت سالم، دور بودن دل از حقد و حسادت و کینه است و اوج آن در ایثار قرار دارد؛ زیرا خداوند متعال می فرماید:

وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَه وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [10]

«هرچند كه خود سخت نيازمند باشند .اما احتیاج دیگران را بر نیاز خود ترجیح می دهند، كساني كه از بخل نفس خود، نگاهداري و مصون و محفوظ گردند، ايشان قطعاً رستگارند»

حراستی بودن ایجاب می نماید که فرد منافع دیگر پرسنل را بر منافع خود ترجیح بدهد؛ مثلا اگر مشکلی در پرداخت اضافه کاری وجود دارد قبل از حل مشکلات دیگران مشکل خود را صرفا حل نکند.

وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ[11]

« مردان و زنان مؤمن، برخي دوستان و ياوران برخي ديگرند . همديگر را به كار نيك مي‌خوانند و از كار بد باز مي‌دارند»

این گونه باید بود!

    اخوت و برادری مطلبی نغز و پر مغز است و معانی بسیار مهمی را در بر می گیرد. و به آسانی کسب نمی شود. گسترش روح برادری ایمانی و احساس روحیه ی اخوت کامل و تلاش برای جلوگیری از آلوده شدن صفای برادری یکی از روش های متداول حراستی ها می باشد. یکی از وظایف جنبی حراست ها اقدام به بالا بردن سطح برادری ایمانی در میان پرسنل از علم به عمل و از کلام و نظریه به حرکت و اجرا می باشد.  این مهم را فقط می شود با نصیحت و ارشاد که یکی از ارکان دین به شمار می آید انجام داد. و اما حراستی ها زمانی می توانند به این مهم دست یابند که در پیمودن راه حق و اجرای اوامر خداوند استقامت داشته و از منهیات او پرهیز نمایند و محاسبه و بازبینی مداوم و منظم نفس در مورد فرمانبرداری و نافرمانی خداوند را داشته باشند و مهمتر از همه ابتدا خود به نصیحت دیگران با روی گشاده و اظهار تشکر و امتنان گوش جان سپارند. به عبارتی انتقاد پذیر باشند و در برابر انتقاد، سرکشی و خشم و خشک طبعی نشان ندهند.

*                  تساهل بیجا در برخورد با متخلفین

      عزم حراست ها همیشه و در همه موارد، برخورد بدون تعارف و تبعیض با متخلفان است که با همکاری متقابل و كمك تمام دستگاه‏هاي نظارتي و قضايي، بايد اين عزم خود راجدي تر نشان دهند. فرمان مقام معظم رهبري در مبارزه قاطعانه با مفاسد، بايد محقّق شود و قواي سه گانه در اجراي اين فرمان، پاسخ‏گو باشند. خط اول مبارزه با مفاسد اداری به عهده حراست هاست به عبارتی، حراست ها نوک تیز پیکان مبارزه با مفاسد هستند اما همان‏گونه که مقام معظم رهبري در جمع نمايندگان مجلس هفتم فرمودند: "با دستمال کثيف، نمي‏توان شيشه را تميز کرد."

2. بر اساس سيره حضرت علي(ع)، در برخوردها هميشه بايد قاطعيت، توأم با مدارا باشد. در مقابل خيانتكار شديد بود و خطاكار را با نرمي اصلاح كرد. در نظام جمهوري اسلامي ايران هم نمي‏شود به مجرد هر خطايي و اشتباهي، كارگزاران را بر كنار كرد. بايد كارگزار خيانتكار را  بركنار كرد و به عده‏اي تذكر داد و(آنها را) اصلاح كرد.

3. بايد عدل و انصاف را رعايت كرد و حتي در مورد كارگزاران، بايد ميزان خدمت و سابقه عملكرد آنان را با خطايي كه مرتكب شده، در نظر گرفت.

4. رعايت مصلحت جامعه و استفاده از كارگزاران متخصص و متعهد، نيازمند حفظ روحيه كارگزاران و اطمينان آنان از آينده شغلي خود است (تأمين امنيت شغلي كارگزاران).

5. عفو و رأفت اسلامي، از موارد مسلّم احكام اسلامي است كه هم در منابع اسلامي و هم در سيره معصومين(ع)، شاهد آن هستيم. و در اصل 110 قانون اساسي از وظايف و اختيارات رهبري شمرده شده است. «عفو» موجب مي‏شود محكوم در جريان تحمّل مجازات، دگرگون شده و به سوي تهذيب اخلاق گرايش يابد و در صدد جبران اشتباهات خود بر آيد. عفو و رأفت اسلامي، دريچه‏اي جهت بازسازي محكوم است. بنابراين، همان طور كه رهبر جامعه اسلامي هر كجا مصلحت ببيند، مي‏تواند محكوميت عادي را عفو كند؛ در مورد كارگزاران هم بنا بر اقتضاي مصلحت جامعه اسلامي، عفو و رأفت اسلامي جاري مي‏شود .

با وجود این همه رافت و بخشش سؤال ما این است آیا حراست می تواند خودسرانه تخلف آشکار و محرز یک پرسنل را نادیده بگیرد؟ پاسخ به این سؤال منفی است چرا که در این صورت برخورد حراست ها در محیطهای مختلف سلیقه ای خواهد بود و این آسیبی است بر پیکره تمامی حراست ها که در چگونگی رفتارشان نگرش واحد وجود ندارد. بنابر این حراست ها مؤظف به انتقال موارد تخلف به مراجع ذی صلاح هستند اما می توانند نظر خود را نیز برای اتخاذ تصمیم مناسب ارائه دهند. / ادامه دارد

 از صفحه نخست وبلاگ و موضوعات متنوع آن بازدید فرمائید

در صورتیکه روی "متن کامل" کلیک نکرده اید برای رویت تمامی متن کلیک کنید


[1] هـدف از تقسیم بندی جریان ها به خودی و غیرخودی, مرزبندی است و ایـن مرزبندی به معنای محروم ساختن افراد غیرخودی از مشاغل و حقوق و خدمات نظام نیست, بلکه نهایت صحبت ما این است که غیر خودیها نباید محرم اسرار شوند.

[2] سوره بقره آیه 1 ـ 14.

[3] سوره (هود), آیه 46.

[4] (الـتـرغیب و الترهیب), مصطفی محمود عماره, ج; 3 ص 225 (میزان الحکمه), ری شهری, ج 9 ص 46

[5] (میزان الحکمه), ج5 ص 239

[6] (میزان الحکمه), ج 5 ص 239.

[7] همان

[8] سوره زخرف آیه 67

[9] سوره حجرات آیه 10

[10] سوره حشر آیه 9

[11] سوره توبه آیه 71

+ نوشته شده در  جمعه 1388/11/02ساعت   توسط احمد یغما  | 

هرگونه بهره برداری از این مقاله فقط با لینک مستقیم و یا با قید نام وبلاگ و نویسنده آن مجاز است

در صورتیکه روی "متن کامل" کلیک نکرده اید برای رویت تمامی متن کلیک کنید

*                  عدم تعامل مناسب بامدیر ان محیط

  همان طور که سرپوش گذاشتن به تخلفات مدیران از حراست ها قابل پذیرش نیست ایجاد تنش های بی مورد و ورود به مسائل کوچک و جنبی مدیران و به چالش کشاندن آن ها نیز رفتار معقول محسوب نمی شود. حراست ها در مواجهه با مدیران و حتی دیگر پرسنل نباید جانب افراط و تفریط را بگیرند آنچه که از یک حراست توانمند انتظار می رود رفتار معقول و حساب شده با دیگران است. که باید به هر یک از موضع گیریها و نظراتش دلیل قانع کننده ای داشته باشد. 

   طبعا حراست ها نیز مطالباتی از مدیران دارند اعم از خودرو، اتاق مناسب، اضافه کاری و دیگر امکانات اداری که گاها مدیران برای مطیع کردن حراست ها ارائه این موارد را غیر مستقیم و با رفتار خود به نوعی معامله با حراست ها سوق می دهند. در این شرایط باید دقت کرد که این قبیل مدیران به خواسته های نامشروع خود نرسند اما از طرفی برخورد با چنین مدیرانی باید از موضع حق باشد نه از موضع درگیری و یا از موضع تنش و درگیری، حراست ها همیشه باید موضع گیریشان منطقی و منصفانه باشد. و با استدلال و توضیح منطقی حق خود را مطالبه کنند.

 

*                  دخالت های بی مورد در دیگر امور

    بعضاً دیده می شود که برخی از حراست ها تصور می کنند که حق ورود به تمامی مسائل سازمان را دارند البته اطلاع داشتن از مسائل وظیفه ذاتی حراست هاست اما این با ورود و دخالت در وظایف مدیران کاملا متفاوت است. دخالت های غیر کارشناسانه و خارج از وظایف حراست ها در امور دیگران جایگاه حراست را در نهایت تضعیف می کند. حراست را از امور خود و پرداختن به وظایف اصلی به بیراهه می کشد. ورود به خرده کاری ها وقت حراست ها را تلف می کند. قهرا چنین رفتاری، دامنه مخالفت و جبهه گیری علیه حراست را افزایش می دهد، بدون این که کوچکترین نفعی برای اهداف مشخص شده حراست داشته باشد. در چنین رفتاری گاها حراست ها به چماق دست مدیران نیز تبدیل می شوند. و مدیران با دخالت دادن بی مورد حراست ها در مسائل جنجالی از آنان به عنوان ضربه گیر به نفع خود استفاده می کنند. ذکر این نکته لازم است که طرح این موارد دلیل بر آن نیست که ما امروزه چنین مدیرانی را در سازمان هایمان داریم ولی چون در گذشته چنین رفتارهایی از برخی مدیران به صورت نادر دیده شده لذا بیان آن را برای کسب تجربه لازم می دانیم.

 

*                  ورود به جریانات و مسائل جناحی

  ابتدا باید دانست که داشتن بصيرت سياسي، به معنی دخالت در جریان ها  و جناح هاي سياسي نيست.

آموزه ما اين است كه نيروهاي حراستی نمي‌توانند در مسائل سياسي به مفهوم حضور در احزاب، گروه ها و سازمان‌ها دخالت كنند. بدیهی است که نيروهاي حراستی براي به دست آوردن بصيرت و آگاهي‌هاي سياسي تلاش گسترده‌اي انجام مي‌هند. اما داشتن بصيرت و بينش سياسي به مفهوم دخالت در كار گروه ها و جناح‌هاي سياسي نیست. این مسئله در ایام انتخابات بیشتر حاد می شود و افرادی از حراست که ندانسته در ستادهای تبلیغاتی برخی کاندیداها حضور می یابند تبعات منفی این مسئله را گسترش می دهند.

    حراست باید در جذب نیرو و مدیریت نیروهایش نیز به این مهم توجه نماید، خصوصا از افراد منتسب به جناح های شهری جذب و یا استفاده نکند. در مناطق کوچک وقتی نیروی حراست منتسب به یک نماینده مجلس ویا جناح خاصی می شود یقینا در عزل و نصب ها و دادن صلاحیت ها نمی تواند واقع بینی و بی طرفی خود را حفظ کند، که موارد زیادی از این مسائل در حال حاضر مشاهده می شود.

   منتسب بودن به یک جناح همان تبعات دخالت در مسائل جناحی را دارد. به طوری که هرگونه حفظ بی طرفی از جانب این افراد باز نمی تواند حرف و حدیث و تحلیل مخالفین را از عملکردش راضی نماید. و بی اعتمادی به این حراست همیشه و در همه موارد استمرار خواهد داشت

   چنین رفتاری در نهایت موجب تضعیف استقلال و جایگاه حراست می گردد به طوری که حراست در برخورد با تخلف آشکار یک پرسنل نیز به رفتار جناحی متهم می شود. در این صورت حتی با تغییر روش هم نمی توان جایگاه واقعی حراست را در افکار دیگران بهبود بخشید.

 

*                  ظن و گمان های بی مورد نسبت به دیگران

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بعضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيم[1]

     "اى آنانكه ايمان آورده‏ايد دورى کنید از برخی پنداشت هایتان زيرا پاره‏اى از گمان ها گناه است (موجب ترتب گناه است) و تجسس نکنید (در كار مردم) و غيبت نكند برخى از شما برخى ديگر را آيا دوست دارید بخورید گوشت برادر مرده خود را پس كراهت داريد آن را و بترسيد از (عقوبت) خدا كه خدا بس توبه پذير و مهربانست."

توضیح مختصر آیه:

    این آیه در زمینه مسائل اخلاقی و اجتماعی سه حکم را به ترتیب

1- اجتناب از گمان بد «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمان ها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمان ها گناه است»! (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ

2- تجسس : و (هرگز در كار ديگران) تجسس نكنيد» (وَ لا تَجَسَّسُوا)

3- غیبت  كه در حقيقت معلول و نتيجه دو برنامه قبل است، مى‏فرمايد: «و هيچ يكى از شما ديگرى را غيبت نكند» (وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بعضاً) پس گمان، سرچشمه تجسس، و تجسس موجب افشای عیوب و اسرار پنهانی، و آگاهی از این امور سبب غیبت می شود که اسلام، ما را از آن نهی فرموده است.

    سپس براى اين كه قبح و زشتى اين عمل را كاملا مجسم كند آن را در ضمن يك مثال گويا ريخته، مى‏گويد: "آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد»؟! (أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً)  "به يقين همه شما از اين امر كراهت داريد" (فَكَرِهْتُمُوهُ)

    و از آنجا كه ممكن است افرادى آلوده به بعضى از اين گناهان سه گانه باشند و با شنيدن اين آيات متنبه شوند، و در صدد جبران برآيند در پايان آيه راه را به روى آن ها گشوده، مى‏فرمايد: "و تقواى الهى، پيشه كنيد (و از خدا بترسيد) كه خداوند بسيار توبه پذير و مهربان است" (وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ.

    علت این که در " كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ  كلمه" كثيرا" "  را نكره آورده " به این سبب است  که ظن گناه فى نفسه زياد است." که با عنایت به  ماهیت شغلی، ما حراستی ها بیش از دیگران در معرض آن قرار گرفته ایم و باید به خدا پناه برده و از خود مراقبت کنیم.

*                  عدم تسلط بر اخلاق حراستی

   دانستن رذائل و فضائل اخلاقی برای همه کس به ویژه در اخلاق صنفی بسیار حائز اهمیت است. و از آنجائی که رمز موفقیت حراست ها در جذب اعتماد دیگران است، رعایت موازین اخلاقی اهمیت والایی پیدا می کند. ما در این جریده با تعریف کوتاه "اخلاق"، نمونه هایی از ارزش ها و ضد ارزش ها در اخلاق صنفی حراستی ها را بیان می کنیم

اخلاق چیست؟

   اخلاق عبارتست ازملكات و صفات خوب و بد آدمی و یا فضائل و رذائل انسان. در قرآن كریم آیات بسیاری درخصوص مسائل اخلاقی آمده است. پیامبراسلام هدف بعثت خویش راتكمیل بنیان های اخلاقی اعلام داشته اند (انی بعثت لاتمم مكارم الاخلاق).

تكبر و غرور – تواضع و فروتنی - كسالت

    تكبر یا استكبار یعنی انسان خود را برترازدیگری بداند یا غرور یعنی خود را فریب دادن و خوب شمردن كه همان نِخوت است كه شیطان را از درگاه خداوند راند و عكس آن كسالت یا تذلل و خواریست. یعنی آدمی خود را بی جهت خوار و ذلیل نماید به عبارتی تن به هركاری داده و شخصیت خودرا ضایع كند که هر دو این ها مذموم است در واقع انسان حق ندارد خود را بی مورد نزد دیگران بشکند و یا با اتخاذ غرور کاذب تأثیر نامطلوب در برداشت های دیگران گذاشته و نتیجتا خود را حقیر و کوچک کند.حد وسط این دو تواضع وفروتنی است که نیروهای حراستی هر چقدر تواضع به خرج دهند به همان اندازه در بین کارمندان محبوب تر و بزرگوارتر خواهند بود.

تعصب - تسلیم دربرابرحق - تقلیدكوركورانه

     تعصب به معنای وابستگی غیر منطقی به چیزی تا آنجا كه حق را فدای آن كند.

درمقابل آن تقلیدكوركورانه است یعنی بدون آگاهی و چشم بسته ازكسی پیروی شود. حدوسط این دو، تسلیم دربرابرحق وعدم پذیرش ناحق است.

 غفلت - یقظه

    غفلت هرگونه بی خبری از شرایط زمان و مكان كه دریك لحظه هستی انسان را مبدل به خاكستر می كند. دربرابر آن بیداری و ذكر خداست، این که انسان از خود مراقبت و از اعمالش مراقبه و محاسبه ای داشته باشد. 

عجله – صبر - فتور

     عجله و شتاب یعنی اقدام به انجام كاری قبل از این که مقدمات لازم آن فراهم شده باشد مثل این که میوه را قبل از رسیدن بچیند. در مقابل فتور و اتلاف وقت است كه موجب هدر رفتن وقت وانرژی است. این دو صفت مذمومند و حدوسط این دو صبر و شكیبائی است كه بسیارپسندیده است. به ویژه برای نیروهای حراستی که پسندیده تر است. 

 جاه طلبی

    جاه طلبی یا ریاست طلبی عشق به مقام و احساس نیاز به احترام دیگران در انسان های کم شخصیت است که با تواضع منافات دارد نیروهای حراستی اگر به این رذیله اخلاقی گرفتار شوند نه تنها در کار خود موفق نخواهند بود بلکه هم خود و هم جایگاه حراست را در اذهان دیگران مخدوش و حقیر خواهند کرد.

 لجاجت - استقامت

     لجاجت یعنی پافشاری بر امر باطل همانند بهانه جوئی های بنی اسرائیل، که امری مذموم است. و برای حراستی ها واقعا مهلک است. در حالی كه پافشاری بر امر حق پسندیده است و آن را استقامت می نامند.

غیبت - حفظ الغیب

    غیبت آن است كه انسان پشت سركسی عیوب پنهان او را آشكار سازد. درمقابل حفظ الغیب، بیان خوبی های افراد درغیاب آن هاست. غیبت موجب سلب اعتماد سوء ظن ریا و انتقام می گردد.

بحث منطقی - جدال ومراء.

    بحث منطقی بهترین راه برای كسب حقایق است و جدال و مراء كه همراه  با تعصب و لجاجت می باشد موجب عقب ماندگی و نفرت و جدائی است.جدال، دروغ، دشمنی و نفاق را به دنبال دارد. نیروهای حراستی باید سعی کنند از ورود به مباحثی که موضوعیت کاری ندارد استنکاف کنند.

حسن ظن - سوء ظن

      تفسیر درست نمودن ازكار دیگران را حسن ظن و عكس آن را سوء ظن نامند. سوء ظن موجب می شود اعتماد نسبت به نیروهای حراستی از بین برود آرامش برهم بخورد و همه از اطراف شما پراكنده شوند.

عفو - انتقام

     عفو همان گذشت در هنگام داشتن قدرت است و گرنه رشته انتقام طولانی است و هیچ گاه خاتمه نخواهد یافت. عفو موجب می شود مخالف یا حتی دشمن تبدیل به دوست گردد. و روح آرامش یابد.البته در موارد شخصی ما می توانیم کسی را عفو کنیم یعنی از حق خودمان بگذریم اما در مورد کاری گذشت نسبت به تخلف افراد باید بررسی شود چه بسا نادیده گرفتن جرم بعضاً تبعات بسیار زیان آوری داشته باشد. اما انتقام جویی بدترین صفت در یک نیروی حراستی به شمار می رود کسانی که دارای چنین روحیاتی باشند صلاحیت کار در حراست را نخواهند داشت.

     ملا احمد نراقي، انتقام جوئی را چنین تعریف می کند: "یعنى كسى كه بدى با انسان كند اگر او نیز در صدد بدى كردن به مثل آنچه او كرده است یا بالاتر برآید این انتقام جوئی است، مانند: مكافات غیبت به غیبت، و فحش به فحش، و بهتان به بهتان. و همچنین غیر این‏ها از افعال محرمه بوده. و شكى در حرمت آن نیست."[2]

اجتما ع گرائی - انزواطلبی

    طبیعت انسان جامعه گراست زیرامدنی بالطبع می باشد. انزواطلبی مذموم است چرا که گوشه گیری موجب انحرافات فكری سوءظن به دیگران و دورماندن ازتجربیات دیگرانست ما در این جریده به این موضوع به طور مجزا پرداخت کرده ایم.

 

پیروی از هوای نفس:             

    حراستی ها به عنوان حافظان نظام مقدس جمهوری اسلامی یقینا اجر زیادی را از انجام وظایف شغلی خود دارند اما از آنجائی که شیطان همیشه در کمین افراد نیکوکار قرار دارد تا اعمال نیک آن ها را ضایع کند، به بهانه ها و طرق مختلفی نیز شما عزیزان را دچار وسوسه و انحراف می کند که یکی از این دام ها، پیروی از هوای نفس است. نتایجی را که شما در اقدامات خود کسب می کنید. برآوردهایتان، گزارش هایی که می نویسید، نظراتی که در مورد افراد می دهید، مشاوره هایتان همه و همه،  اگر از روی هوای نفس باشد فقط انحراف کننده و غیر واقعی خواهد بود. و قوه عاقله تشکیلات را، به اتخاذ تصمیمات و برداشت های غلط محکوم خواهد کرد. اما هوای نفس چیست و چگونه می شود با آن مبارزه کرد؟

«هوای نفس» یعنی دل بخواهی و هوس‌های زودگذر انسان؛ 

      امام علی (ع) می فرماید: «هوای نفس»، انسان را کور می کند. در روایات دیگر نیز با مضامین دیگری به این نکته اشاره شده است:

1. هوای نفس، عقل انسان را زایل می کند. به عبارتی هوای نفس، یک کوریِ عقلانی به انسان می‌دهد.

2. هوای نفس، بصیرت را از انسان می گیرد، یعنی یک کوریِ معرفتی و شناختی به انسان می‌دهد.

3. هوای نفس، درک انسان را ضعیف می کند.

4. هوای نفس، فطرت انسان را لگدکوب می کند و...

 

اهمیتِ بحث «هوای نفس» در زندگی و بندگی

1. هوای نفس نگاه انسان را به زندگی خراب می کند، چرا که موضوع «هوای نفس» در تمام ابعاد زندگی انسان حضور دارد.

2. هوای نفس ارتباط انسان با خدا و بندگی را مخدوش می کند،چون هوای نفس موجب می شود تا انسان همیشه احکام الهی را در تعارض با «دل‌بخواهی‌» های خود ببیند و چون فلسفۀ مبارزه با هوس‌ها و «دل‌بخواهی‌»ها را نمی‌داند، رابطه‌اش با خداوندی که این مبارزه را به او تحمیل کرده است، خراب می‌شود.

«هوای نفس»، مسأله بسیار پیچیده‌ای است، تشخیص آن و مبارزه با آن، از ظرافت ها و پیچیدگی های خاص برخوردار است. این که می گویند عرفا اهل «مراقبه» هستند و «مراقبه» برای آن ها بسیار اهمیت دارد، به خاطر همین «هوای نفس» است. عرفا، اکثراً مراقب هوای نفس خود هستند.

 

«هوای نفس»، مانع خودشناسی و خودیابی انسان هاست

    هوای نفس، انسان را کور می کند. فطرت انسان را لگدکوب می کند؛ دیگر انسان نمی‌فهمد که «واقعاً» چه می‌خواهد. «دل بخواهی"های غیر واقعیِ خود را واقعی می‌پندارد. بعد به هر کدام از «دلم می‌خواهد"های خودش هم که پاسخ می‌دهد، می‌بیند که هنوز هم ناآرام است. چون نیازِ «خودش» را تشخیص نداده است؛ لذا هوای نفس مانع «خودشناسی» و «خودیابی» می‌شود.

 

«هوای نفس» نقطه آغاز سقوط

«هوای نفس» نقطه آغاز بدی‌هاست.

  شیطان به واسطه هوای نفس است که با انسان ارتباط برقرار می کند و به گمراهی او دل می‌بندد. در روایت آمده ابلیس گفته است: «من انسان ها را وادار می کنم به گناه، به کبائر، به یک جنایت فاحش، متوجه می‌شود و استغفار می کند. من او را با گناه [هوای نفس] هلاک می کنم"

 

نورانیت اثر مبارزه با هوای نفس

    بزرگان و فرزانگان به ما فرموده اند: شما اگر ذره‌ای از نفس خود مراقبت کنید، نه تنها نورانیت و حلاوت مبارزه با هوای نفس را درک می کنید، بلکه وخامت و آلودگی هوای نفس را می‌فهمید و احساس می کنید عطر «دوری از هوای نفس» را می‌توانید استشمام کنید و بر عکس بوی تعفن رفتارهای هوا پرستانه را متوجه می‌شوید.

   باز فرموده اند اگر کسی در مبارزه با هوای نفس به این قدرت برسد که «عادت» کند به مبارزه و دیگر بلد باشد که هوای نفسش را مهار کند ـ نه این که گاهی و به صورت موردی مبارزه کند ـ لذتی خواهد برد که به مراتب بالاتر از لذتی است که یک قهرمان از قهرمانی خود می‌برد.

اما کسانی که هوای نفس خود را تامین کردند، می‌دانند تامین هوای نفس، آنقدر هم لذت ندارد. نهایت آن هم به یک تلخی ختم می‌شود و لذّتش بسیار کمتر از وقتی است که انسان در مبارزه کردن با هوای نفس به پیروزی می‌رسد و از رضایت خود که ناشی از این پیروزی است لذت می برد. اما لذت گناه فانی است و در کمترین زمان تمام می شود و آنچه می ماند درد و عذاب وجدان و نگرانی از عواقب آن در روز آخرت است. (حتی به فرض آن که توبه او قبول درگاه حق باشد)

اگر لذت ترک لذت بدانی             دگر لذت نفس لذت نخوانی

 

 راحتی و آرامش، نتیجه مبارزه با هوای نفس

     امیرالمؤمنین علی ‌علیه‌السلام می‌فرماید: "طَلَبْتُ الْعَیْشَ فَمَا وَجَدْتُ إِلَّا بِتَرْکِ الْهَوَى فَاتْرُکُوا الْهَوَى لِیَطِیبَ عَیْشُکُم‏؛ زندگی راحت را طلب کردم، پس آن را نیافتم مگر در ترک هوی، پس هوی را ترک کنید، تا زندگی‌تان گوارا شود.» این فرمایش حضرت بر عکس تصور انسان هاست، که اگر خواسته‌های نفس تامین شود، انسان راحت می‌شود.

 

برای تمرین مبارزه با هوای نفس چند نمونه بیان کرده اند:

1.    یکی از مصادیق مبارزه با هوای نفس هنگام غذا خوردن است. وقتی غذا خوردید اگر احساس کردید که دارید سیر می‌شوید دیگر نخورید؛ بقیه‌اش هوای نفس است.

2.    یکی دیگر از مصادیق مبارزه با نفس، هنگام خوابیدن است، مقدار کمی استراحت کردید بیدار شوید که خوابیدن بعد از آن نیاز نیست و هوای نفس است. بعد اگر لازم شد، دوباره استراحت کنید.

3.    یکی از مصادیق مبارزه با هوای نفس، در حرف زدن است. هر حرفی را که دلت خواست نزن، حتی اگر حرف درستی بود به خاطر دوری از هوای نفس سکوت کن؛ البته نه سکوت بی جا که مانند حرف زدن بی جا مذموم است.

    نیروهای حراستی در نوشتن گزارش و یا در دادن نظریه های خود به خصوص در مورد افراد باید از شر شیطان به خدا پناه برند و خیلی صبور و دقیق باشند به طوری که روی هر یک از کلمات و جملات خود دقت کنند که مبادا افراط و تفریط صورت گیرد،  چرا که هوای نفس این نیروها، در چنین شرایط و موقعیت هایی ظهور پیدا می کند و موجب هلاکت آنان می گردد.

 

غافل شدن از تکريم ارباب رجوع

     تکريم ارباب رجوع  و احترام به حقوق شهروندي مؤلفه‌هايي هستند که هر جامعه‌اي نسبت به فرهنگ خاص خود، تعاريف مشخصی از آن ها دارد.  ‌

     مسئولیت حراست ها در انجام این مهم از دو بُعد قابل طرح است اول آن که حراست ها باید در برخورد با مخاطبان خود، احترام و منزلت ارباب رجوع و تمامی پرسنل را به جای آورند.  بعد دوم این است که در محیط خود مانع حرمت شکنی و عدم رعایت حقوق و شأن و منزلت مراجعان و ارباب رجوع از طرف کارکنان باشند و باید ترتیبی اتخاذ کرد که ‌ ارباب رجوع بتوانند نسبت به برخورد نامناسب و کوتاهي کارکنان در انجام وظيفه، مراتب شکایت و گلایه و انتقاد خود را به حراست ارائه دهند.  ‌

 

 منظور از تکريم در نظام اداري چيست؟  ‌

    برخي کارشناسان معتقدند منظور از تکريم ارباب رجوع در نظام اداري اين است که "مکانيسم و فرآيند انجام کار و نحوه برخورد با ارباب‌رجوع در چارچوب قانون، به‌گونه‌اي باشد که ارباب رجوع احساس رضايت‌مندي کند."  ‌

   مفاد فصل دوازدهم لايحه خدمات کشوري  نيز به حقوق و تکاليف کارکنان از جمله دقت، سرعت، صداقت، امانت، گشاده‌رويي، انصاف و تبعيت از قوانين و مقررات عمومي ‌و اختصاصي دستگاه‌ها اشاره دارد.  ‌

      همچنين در ماده 95 آن، که مربوط به اخذ رشوه و سـوءاسـتـفـاده از مقام اداري است، 4 تبصره به عنوان سازوکارهاي برخورد با متخلفان و مجازات هاي مربوط به متن لايحه اضافه شده است.  ‌

 

 ‌مهم‌ترين شاخص‌هاي رضايت‌مندي

    کيفيت و سرعت ارائه خدمات، در يک واحــد اداري و خــدمــاتــي از مـهــم‌تــريـن شـاخص‌هاي رضايت‌مندي ارباب‌رجوع است. سرعت در ارائه خدمات، اطاله حضور ارباب‌رجوع را به حداقل مي‌رساند و تحقق اين شاخص، بستگي به مهارت کارکنان دارد و بين مهارت کارکنان و سرعت خدمات رابطه مستقيم برقرار است.  ‌

    رضـــايـــت‌مــنـــدي يـــا عــدم رضــايــت ارباب‌رجوع، عمدتاً و اصولاً با کيفيت ارائه خدمات مرتبط است. کيفيت خدمات ابعاد مـتـعـــدد و وســيـعــي دارد و دامـنــه آن از مـنـــاســب‌ســازي فـضــاي اداري و وجــود امـکـانـات رفـاهـي تـا فـرآيـنـد راهـنمايي و اطـلاع‌رسـانـي، بـرخـورد انساني رئيس و مرئوس و مکانيسم نظارت و ارزيابي، که تحقق هر يک از آن ها بستگي به تدابير و شرايط خاص دستگاه را دارد، محسوب مي‌شود.  ‌

   در مقوله ارائه کيفيت خدمات مؤثر، مهم‌ترين عنصر، رفتار و برخورد خوب با ارباب‌رجوع يا مشتري است. اين عنصر آن قدر مهم و مورد انتظار ارباب رجوع است که اگر وي با مراجعه به سازمان يا مؤسسه‌اي نيازش مرتفع نشود و به خواست هاش نايل نشود؛ اما مورد احترام قرار گيرد، از نزد مرجع راضي بيرون مي‌رود. به عکس اگر اداره و سازمان بسيار با شکوه و مجلل و واجد همه نوع امکانات هم باشد؛ ولي ارائه خدمات توأم با تکريم و احترام نباشد، احساس رضايت‌مندي حاصل نمي‌شود.  ‌

 

درهاي اتاق حراست بايد به روي ارباب رجوع و شاکیان باز باشد:

    حراست باید برخورد منطقی با مخاطبان ناراضی داشته باشد و اگر این افراد با انتظارات غیر معقول احساس بی احترامی از کارکنان داشته باشند، حراست باید با تدبیر لازم، آنان را قانع کرده و رضایتشان را به دست آورد یعنی به نوعی مخاطب یا کارمند را توجیه کند تا مشکل فرد ناراضی حل و فصل گردد اما اگر حراست با تعصب خشک در صدد دفاع از عملکرد کارمند برآید، باید بداند که هیچ نتیجه مثبتی از رفتارش اخذ نخواهد کرد.

   حسن خلق و رفتار حسنه با ارباب رجوع از مهم‌ترين توقعات مردم از دستگاه های دولتی است که به  تقويت اعتماد عمومي نسبت به دولت ‌می انجامد از اين رو عملکرد مثبت حراست ها ضمن استحکام بخشيدن به پايه‌هاي نظام، اعتماد عمومي ‌را به دنبال خواهد داشت. ضـمـن ايـن‌کـه مسئوليت دنيوي و اخروي نيز به آن مترتب است. 

   حراست ها در بعد وظیفه تکریم از ارباب رجوع نیز بايد  به دنبال اين مسئله باشند که چگونه مي‌توان با عبور از بخشي‌نگري،و با همدلي و وحدت و کارآيي، اعتماد عمومي‌ کارکنان را نسبت به حراست ها افزايش دهند. در صورتی که غافل شدن از این مهم،حراست ها را به یک مجموعه منزوی از پرسنل تقلیل می دهد. ‌

 

*                  اشتباه در قضاوت ها و تصمیم ها

عوامل زیر در قضاوت های غلط و غیر واقعی حراستی ها دخیل می باشند که باید با در نظر گرفتن موارد فوق از  افتادن به معضل تصمیمات و قضاوت های غلط  رهایی یابیم.

 

ذهنیت های قبلی:

   گاها در مورد فرد یا موضوعی، اطلاعاتی در ذهن و حافظه حراست موجود است. حال می تواند این ذهنیت مربوط به سابقه مثبت و یا منفی فرد باشد. به هر حال نباید در قضاوت ها روی موارد جدیدالحصول و بررسی صحت و سقم آن با قطع دادن موارد فوق به سوابق فرد سریع نظر دهیم که این مورد حتما صحت دارد یا تصور کنیم که با توجه به وضعیت و سابقه مثبت فلان فرد نمی تواند صحت داشته باشد. البته سوابق برای بررسی گزارشات اهمیت دارند اما تعیین کننده نیستند.

 

عجله در تصمیم گیری:

   عجله در تصمیم گیری که منشا آن می تواند برخورد احساسی باشد، آفتی برای حراست ها محسوب می شود. تصمیم گیری ها باید همراه تحقیق و بررسی های دقیق و مکفی صورت گیرد و تمام جوانب و عواقب آن سنجیده شود. روی گزارشات و یافته های سطحی نباید قضاوت کرد و نباید تصمیم گرفت. تصمیمات غلط، نه تنها اعتبار حراست را مخدوش می کند و مدیران را به آن بی اعتماد می سازد بلکه احتمال دارد نتیجه گیری های سطحی و بدون استناد حراست، موجب ضربه حیثیتی به افراد شود که جبران آن غیر ممکن خواهد بود.

افتادن در دام افراد مغرض

   افراد مغرض گاها با ایجاد ارتباط و نزدیکی به نیروهای حراستی اعتماد آن ها را جلب می کنند و در مواقع لازم نظرات غیر واقعی خود را به حراست القاء می نمایند.لذا در استناد به گزارش، باید ابتدا صحت و سقم آن بررسی و ارزیابی شود. از این جهت آموزش "بررسی گزارشات" برای کارمندان حراستی ضروری می نماید.

 

قشری نگری و در نظر گرفتن منافع افراد خاص

    یکی از وظایف حراست ها مقابله با همین پدیده در سازمان و محیط های مربوط است اما متاسفانه دیده می شود که برخی از حراست ها خود به حافظ منافع یک دسته یا گروه خاص در سازمان تبدیل شده اند. چنین حراستی مبنای قضاوت هایش حفظ خواسته ها و امیال دسته فوق خواهد بود و هرگونه عیوب افراد این دسته را نادیده خواهد گرفت. چنین حراستی دیگر رسالت واقعی خود را انجام نخواهد داد و خود به یک معضل بزرگ تبدیل خواهد شد.

 

قضاوت بر اساس اطلاعات ناقص:

   یکی از صفات نیروهای حراستی باید پشتکار و سیری ناپذیری آن ها باشد به این معنا که با تحقیقات سطحی و نتایج حاصل از آن، خود را قانع نکنند و در کسب براهین و قرائن، زود سیر و خسته نشوند چه بسا مواردی که واقعیت آن در انتهای تحقیقات به شکل کاملا متفاوت، مشخص و محرز گردیده است. لذا تصمیم گیری بر پایه اطلاعات ناقص و ضعیف نمی تواند اطمینان بخش باشد، و باید از آن اجتناب کرد.

 

عشق و نفرت:

     عشق و نفرت هر دو آفت شناخت محسوب می شوند، در مقیاس کوچک تر، محبت و علاقه و بدبینی به یک فرد می تواند ما را در قضاوت هایمان دچار اشتباه کند "اگر در کاسه چشمم نشینی - بجز مهر لیلی چیزی نبینی" علاقه مفرط به یک فرد، انسان را کور می کند و تمام تخلفات و نقاط منفی او را توجیه می کند. بر عکس نفرت مفرط از فردی موجب می شود تا هر خوبی و نیکی او را نیز نادیده بگیرد و همیشه در قضاوت هایش بر او جفا کند. این دو آفت باید همیشه مد نظر نیروهای حراستی در تصمیم گیری هایشان باشد.

 

اطلاع رسانی غلط

   گاها منابع خبر بر ارسال گزارشات به صورت کمی توجیه و تشویق می شوند بدون آن که بر درست منعکس کردن رخدادها توجیه شوند قطعا گزارشات غلط و یا ناقص منابع خبری حتی در صورتی که منابع، خود افراد موثقی باشند ما را به واسطه گزارشات غلطشان در تصمیم گیری و قضاوت به اشتباه خواهند انداخت.

 

*                  اصلاح الگوی مصرف:

    شاید حراست ها بتوانند امکانات زیادی را برای امور خود جذب کنند اما باید توجه کرد که از بین رفتن "یکسان نگری" مدیران به مجموعه حراست به نفع آن ها نیست و توازن امکانات باید بین همه مجموعه یک سازمان حفظ شود. مصرف گرایی موجب بدبینی دیگر کارکنان به نیروهای حراستی می شود. برعکس صرفه جویی در مصرف بیت المال بر قداست و حرمت حراست می افزاید. حراست ها باید در عمل، الگوی مصرف سازمان را اصلاح کنند.

 

*                  خروج از وظایف ذاتی خود و پرداختن به کارهای غیر حراستی  و حاشیه ای:

      همان گونه که دچارشدن به آفت "روزمرگی" یکی از موانع رشد حراست هاست خروج از وظایف ذاتی و افتادن به خرده کاری ها و حاشیه پردازی نیز از موانع رشد حراست ها محسوب می شود. بعضی وقت ها حراست ها تصور می کنند که مختارند در هر کاری دخالت کنند که چنین نگرشی مشکلاتی را برای حراست ها به وجود خواهد آورد از جمله:

1-      دور شدن از وظایف ذاتی و زمین ماندن مسئولیت های اصلی حراست

2-   منحرف شدن از وظایف ذاتی به طوری که امورات فرعی نسبت به وظایف اصلی حراست اولویت می یابند و دیگر حراست فرصت آن را که به وظایف اصلی خود بپردازد از دست می دهد حتی به واسطه مشغله های زیاد غیر مرتبط ، فرصت فکر کردن نیز از او سلب می شود.

3-      لکه دار شدن دامن سفید حراست به برخی تهمت ها

4-   پرداختن به هر اموری در نهایت دامنه خطاهای حراست را گسترش خواهد داد و افزایش بدبینی را برای حراست به ارمغان خواهد آورد.

5-   در اکثر این موارد حراست ها به چماق دست برخی مدیران ناشایست تبدیل می شوند و یا این که برای مدیران به صورت ضربه گیر عمل می کنند که در هر صورت تضعیف حراست در چنین شرایطی طبیعی و اجتناب ناپذیر است.

     یکی از علل وقوع این موارد، عدم تسلط برخی از حراست ها به شرح وظایف خویش است. همیشه بر این تاکید می کنیم که حراست ها باید به شرح وظایف همه کارکنان محیط مسلط باشند خاصه به شرح وظایف خودشان.

 

*                  مورد رانت و نفوذ دیگران قرار گرفتن و مدیون کسی شدن.

     به طوری که قبلا نیز به آن اشاره کردیم، نیروهای حراستی با تیز بینی خود باید از نزدیک شدن عناصر ناسالم به خود ممانعت کنند و اجازه ندهند تا چنین افرادی با نزدیک نشان دادن خود به حراست، سوء استفاده نمایند.

     در برخی از موارد عناصر سود جو به مناسبت هایی خود را به حراستی ها نزدیک کرده و سپس به ادامه این روند می پردازند و نقاط ضعف آنان را پیدا می کنند. هدف این افراد تطمیع کردن یا تحریک کردن نیروهای حراستی است تا بتوانند از این ارتباط برای حل مشکلات غیر قانونی خود در دیگر جاها استفاده کنند. پاسخ دندان شکن به این افراد، بهترین واکنش به شمار می آید.

 

                 click متمنی است نظر خود را نسبت به مطالب این مقاله اعلام فرمائید

    نوشته :                       

                                                                                   احمد یغما

                                                                                 تابستان  1388

  از صفحه نخست وبلاگ و موضوعات متنوع آن بازدید فرمائید

                                                                                 



[1] سوره حجرات، آیه 12

[2]  معراج‎السعاده، ص 172

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/11/01ساعت   توسط احمد یغما  |