حکومت بر مبنای ایجاد داد و عدالت بعد از دوران پارینه سنگی (دوران ساخت ابزارهای سنگی) در ایران آغاز گردید که از آن بعنوان سلسله "پیشدادی" یاد می شود.

  اولین پادشاه و بنیان گذار سلسله پیش دادی "کیومرث" بود و برخیها معتقدند  نام "گیومرتا" در اوستا مربوط به ایشان می باشد و زرتشتیان او را نخستین انسان میدانند در زمان او انسانها در غارها زندگی کرده و بدن خود را با پوست حیوانات مستور میکردند . بعد از ایشان سیاوش- کیخسرو جمشید و گشتاسب (پدر اسفندیار روئین تن) بر ایران حکمرانی کرده اند

ایلامیان:

  در سالهای (۶۴۰ –۳۲۰۰) قبل از میلاد مسیح ایلامیان به عنوان اولین قدرت متمرکز در عرصه فلات ایران یعنی جنوب غربی (سرزمین‌های خوزستان، فارس، ایلام و بخش‌هایی از استان‌های بوشهر، کرمان، لرستان و کردستان امروزی) حکومت تشکیل دادند و خط ایران را اختراع کردند سپس بدست آشور بنی پال دولتشان از بین رفت.

مادها:

  600 سال قبل از میلاد سلاطین مادها با پایتخت ساختن  اکباتان، بر ایران حکومت کرده اند.

آریاییها:

  قومی که خود را آریایی می خواندند از شمال دریای خزر  بصورت تدریجی تا 4000 سال پیش از میلاد به ایران کنونی مهاجرت کرده و نام این سرزمین را ایران نهادند. این قوم سه دسته بودند : مادها، پارت ها، و پارس ها (پارسوا یا پاسارگادیان) که مادها تا 600 سال قبل از میلاد مسیح بر ایران حکومت راندند. پایتخت سلاطین ماد اکباتان (همدان) بود.

"هووخشتره" از سلاطین بزرگ این دودمان بشمار می رود که با اتحاد دولت بابل امپراتوری آشور را منقرض نمود و سلسله شاهنشاهی آریایی تباران را در ایران بنیان نهاد.

هخامنش:

   هخامنشیان از خاندان پاسارگادیان (پارسیان) و آریایی نژاد بودند  که در زمان "چیش پیش" تصرفاتی را بدست آوردند اما بعد مرگ وی کشور بین دو پسرش "آریارمنه"، پادشاه پارس و "کوروش" که بعدها عنوان پادشاه پارسوماش، به او داده شد، تقسیم گردید بعد از چیش پیش یکم ، کمبوجیه یکم - کوروش یکم و آرسک بر ایران حکمرانی کردند. که بعد از شکستی که کوروش کبیر بر ایشتوویگو آخرین پادشاه ماد وارد کرد و سپس فتح لیدیه و بابل را (538 ق.م) در پرونده خود به ثبت رساند پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش کبیر را که از تبار هخامنش بود  بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند. شاهنشاهی هخامنش (با داشتن نیروی دریایی و فتوحات بی نظیر که دنیای باستان را به جز دو سوم یونان فتح کرده بود ، به عبارتی از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال خاوری آفریقا ) نخستین امپراتوری تاریخ جهان بشمار می رود.

 اسامی سلاطین هخامنشیان  (۳۳۰ - ۵۵۰ پیش از میلاد)  به ترتیب و با تاریخ تقریبی حکومت هر یک از شاهان:

  1. کوروش کبیر   (559- 539 قبل از میلاد مسیح)
  2. کمبوجیه              (530- 522 قبل میلاد مسیح)
  3. گئومات مغ (بردیای دروغین)     ( 522 قبل میلاد مسیح بمدت هفت یا هشت ماه)
  4. داریوش اول     (522-486 قبل میلاد مسیح)
  5. خشایارشا           ( 485-465قبل میلاد مسیح)
  6. اردشیر اول         (465-424 قبل میلاد مسیح)
  7. خشایارشای دوم   ( 424قبل میلاد مسیح کمتر از یکسال)
  8. سغد پانوس          (424-423 قبل میلاد مسیح)
  9. داریوش دوم        (423-404 قبل میلاد مسیح)      
  10. اردشیر دوم    (404-358 قبل میلاد مسیح)
  11. اردشیر سوم   ( 358-338قبل میلاد مسیح)
  12. اردشیر چهارم (ارسس)       (338-336 قبل میلاد مسیح)
  13. داریوش سوم  حدوداً ( 336-330قبل میلاد مسیح)

 سلوکیان :

 سلوکوس نیکاتر Salukis Indicator یکی از سرداران اسکندر مقدونی بود که بعد از مرگ وی خود را فرمانروای ایران کرد و سلسله سلوکیان را بنیان نهاد دوام این سلسله حدودا (از324تا 250 قبل از میلاد) بود که بدست پارتها نابود شدند. نیکاتر لقب سلوکوس به معنی فاتح می باشد که وی بعد از شکست آنتیگون این لقب را بر خود نهاد و در سال 312 ق.م در بابل تاج گذاری کرد و همین سال مبدا تاریخ سلوکی یا اسکندری بشمار می رود. پس از مرگ او در سال 281 پسرش "آنتیوخوس" Antiochus اول و پس از وی پسر او آنتیوخوس دوم بپادشاهی رسیدند . در زمان آنتیوخوس دوم اشکانیان ، در سرزمین پارت به پیشوایی نامی شوریده و دولت اشکانی را (250 ق . م ) تأسیس کردند .

 

اسامی سلاطین سلسله سلوکیان (از324تا 249 قبل از میلاد) به ترتیب عبارت بودند از: 

  1. سلوکوس یکم (حکومت وی حدوداً از 312 تا 280 قبل از میلاد مسیح)      
  2. آنتیوخوس یکم (حکومت وی حدوداً از280  تا 261 قبل از میلاد مسیح)
  3. آنتیوخوس دوم (حکومت وی حدوداً از261  تا 250 قبل از میلاد مسیح)

 

اشکانیان (پارت ها):

  پادشاه این سلسله بنام ارشک بود و نام اشکانیان منتسب به نام وی می باشد وی سلسله ای را بنیان گذاشت که نزدیک به 500 سال دوام یافت (حدوداً۲50 پ. م تا ۲۲۴ م.) یا (238 پ.م تا حدود 226 میلادی) و به طولانی مدت ترین حکومت تاریخ ایران معروف شد.

ترتیب اسامی پادشاهان سلسله اشکانی :

  1. ارشک ، اشک اول: (250-247 ق.م)          
  2. تیرداد اول ، اشک دوم: (247-211 ق.م)             .
  3. اردوان اول، اشک سوم: (211-191 ق.م)  
  4. فری یاپت ، اشک چهارم: (191-176 ق.م)  
  5. فرهاد اول ، اشک پنجم: ( 176-171ق.م)  
  6. مهرداد اول ، اشک ششم: (171-140 ق.م)             

    مهرداد کبیر نخستین شاه بزرگ اشکانی است که دولت پارت را به جایگاه یک امپراتوری خاوری رساند. وی از 160 تا 140 قبل از میلاد ایالتهای ماد - پارس - خراسان - بابل - آشور - هرات و سیستان و . . . را جزو ایران بزرگ نمود . و موقعی که پادشاه سلوکیان را اسیر نمود با وی به مهر و داد رفتار کرد و به او در گرگان اقامت داد و برای حسن نیت با دختر وی ازدواج نمود . حسن شهرت وی موجب شد تا او را از بزرگ ترین اشخاص موثر در تاریخ ایران قلمداد کنند.

  1. فرهاد دوم ، اشک هفتم: ( 140-128ق.م)  
  2. ارداون دوم ، اشک هشتم: (128-123 ق.م)  
  3. مهرداد دوم ، اشک نهم: ( 123-87ق.م)
  4. گودرز اول(91-78 ق.م)  
  5. ارد اول  ( 78- 76ق.م)  
  6. سنتروک یا سیناتروک ، اشک دهم: (76-70 یا 69 ق.م)  
  7. فرهاد سوم ، اشک یازدهم: : (70یا69-58یا57 ق.م)
  8. مهرداد سوم ، اشک دوازدهم: ( 58یا 57-56ق.م)  
  9. ارد دوم ، اشک سیزدهم: (56-37یا36 ق.م)     
  10. فرهاد چهارم ، اشک چهادهم: ( 37-32ق.م)    (زمان حضرت موسی)
  11. تیرداد دوم: ( 32-30ق.م)  
  12. فرهاد پنجم یا فرهادک ، اشک پانزدهم: (2 ق.م – 4 م)   تولد عیسی مسیح در این زمان بود
  13. ملکه موزا (2 ق.م – 4 م) همراه پسرش فرهاد پنجم
  14. ارد سوم ، اشک شانزدهم:(4-6 یا 7– م)
  15. ونن اول ، اشک هفدهم:(7- 12– م)
  16. اردوان سوم ، اشک هجدهم:(12- 39– م)
  17. وردان ، اشک نوزدهم:(39-45– م)
  18. گودرز دوم ، اشک بیستم:(45-50– م)
  19. ونن دوم ، اشک بیست و یکم:(50-51– م)
  20. بلاش اول ، اشک بیست و دوم:(51-77– م) (وی کتاب ایرانیان ( اوستا ) را که در زمان حمله اسکندر از میان رفته بود با تلاش و همت خود مجددا گردآوری نمود)
  21. پاکور ، اشک بیست وسوم:(77-108– م)
  22. اردوان چهارم:(108-110– م)
  23. خسرو ، اشک بیست وچهارم:(110-128یا 129– م)
  24. بلاش دوم ، اشک بیست و پنجم:(128یا129-147– م)
  25. بلاش سوم ، اشک بیست وششم:(146-191– م)
  26. بلاش چهارم ، اشک بیست وهفتم:(191-208– م)
  27. بلاش پنجم ، اشک بیست و هشتم:(208-216– م)
  28. اردوان پنجم ، اشک بیست و نهم:(216- 224یا226– م)

    سلسله اشکانی در اثر اختلافات و کشمکش‌های داخلی و شکست در جنگ‌های خارجی به تدریج ضعیف شد و اعتبار سلاطین واپسین را مخدوش کرد تا سر انجام به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید.

 ساسانیان:  (۲۲۴ یا 226 تا ۶۵۱ میلادی)

(این دوره را برای درک و فهم علت سقوط سهل و آسان نظام ایران بدست اعراب کمی بیشتر از دیگر سلسله ها توضیح میدهیم)

 اردشیر بابکان بین سالهای 224 تا ۲۲۶ میلادی در تیسفون تاجگذاری نمود و خود را شاهنشاه ایران نامید. و سلسله ساسانیان را بنیان نهاد. پادشاهان ساسانی که اصلیت ایشان از استان پارس بود بر بخش بزرگی از غرب قارهٔ آسیا چیرگی یافتند. پایتخت ساسانیان شهر تیسفون در نزدیکی بغداد بود. . اردشیر دین زردشتی را دین رسمی کشور اعلام کرد بعد از مرگ وی پسرش شاپور اول بر تخت شاهنشاهی نشست وی از شاهان بزرگ ساسانی بشمار میرود. شاپور توسط مهندسان و اسرای رومی سد شادروان را در شوشتر بر رود کارون بنا کرد و  شهر شاپور را در نزدیکی کازرون احداث نمود.

گفته می شود بنای نیشابور و گندی‌شاپور نیز در زمان وی ساخته شده است. وی در سال  271 م. چشم از جهان بربست . بعد از وی هفت تن بر تخت سلطنت جلوس کردند تا اینکه نوبت به شاپور دوم رسید شرایط در این دوران چندان مساعد نبود و قبایل عرب مرزهای ایران را در بین النهرین مورد تاخت و تاز و غارت خود قرار داده بودند. لذا اولین حرکت شاپور دوم نبرد و سرکوب عربهای مهاجم  و بیابانگردهای شمال خراسان بود . اما بعد از فارغ شدن از آن، اختلافات دیرین بین روم و ایران موجب جنگ  دیگر شد شاپور دوم در جنگ رومیان را به زانو درآورد تا حدی که حاضر شدند کلیه شرایط ایران را پذیرفته و در امور ارمنستان دخالت نکنند.بعد از مرگ شاپور دوم (قرن پنجم) ده تن از شاهاهان ساسانی بر ایران حکومت کردند که معروف ترین آنها بهرام گور بود. در زمان بهرام که مسیحیت در روم رواج یافته و از قبل (قرن جهارم) دین رسمی آنان قلمداد شده بود. نظر همه مسیحیان را بخود جلب کرده بود لذا مسیحیان در ایران متهم به همکاری با رومیان قلمداد شده و اغلب مواخذه و مجازات می شدند خاصه آنکه هر روز تعداد مسیحیان در ایران رو به افزایش می نهاد. این امر موجب نابسامانی اوضاع داخلی ایران می شد در این میان موبدان زرتشتی برای سرکوب مسیحیان بر دولت فشار مضاعف می آوردند. و نظر شاهان را بر آزادی دینی تحت فشار قرار می دادند. تا اینکه در زمان بهرام پنجم (بهرام گور) این مسئله موجب اختلاف مجدد میان ایران و روم و آغاز جنگ گردید اما این جنگ بدون غلبه هیچ یک از طرفین بر دیگری به صلح انجامید و مقرر شد آئین زرتشتی در روم و مسیحیت در ایران آزادی کامل داشته باشد. اما موبدان زرتشتی تن به این قرارداد ندادند و از پذیرفتن آن استنکاف نمودند. بعد از بهرام پنجم ایران چهار پادشاه دیگر را تجربه کرد تا اینکه نوبت به قباد اول رسید وی در سال 487 یا 478 میلادی بر تخت سلطنت نشست در این زمان دولت ساسانی درگیر مشکلات فراوانی بود مهمترین آن عبارت بود از جنگهای مستمر خارجی  که هر از چند سال اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار میداد – اختلافات ناشی از زیاده خواهیهای موبدان زرتشتی و افسران ارشد با پادشاهان – اختلاف بین بزرگان برسر امتیاز خواهی بیشتر- فاصله طبقاتی بیشتردر جامعه ساسانی -  دخالت مزدک و ایجاد شکاف در تصمیمات و وحدت بین بزرگان.

  قباد با این مشکلات ساخت تا اینکه  پادشاهی به خسرو انوشیروان رسید. وی با تدابیر خود در امر اصلاحات و نظارت جدی، و آرام ساختن نظامیان بار دیگر قدرت ساسانیان را احیا نمود و حکومت خود را در سلسله ساسانیان درخشان ساخت. در زمان خسرو انوشیروان شهرهای بزرگی در ایران احداث گردید. تیسفون پایتخت ساسانیان یکی از با شکوه ترین شهرهای آن زمان بشمار می رفت. وی همچنین کاخ های مجللی برای خود بنا کرد که خرابه های یکی از آن ها به نام طاق کسری  یا ایوان مداین هنوز پابرجاست. البته در این دوره ساختن ایوان در بناها رواج یافت.

  همچنین به دستور او دانشگاهی در جندی شاپور ساخته شد. در این شهر دانش پزشکی رونق یافت و پزشکانی از ایران و دیگر کشورهای جهان در آنجا به فعالیت مشغول گردیدند.

  پس از انوشیروان ، پسرش هرمز چهارم به سلطنت رسید در آن زمان ترکان به شمال خراسان حمله ور شدند ، بهر ام چوبین از فرماندهان ارشد به نبرد علیه آنها رفت و توانست با شکست آنان پیروزی بزرگی کسب کند . شهرت فراوان بهرام موجب نگرانی پادشاه شد و در بازگشت از بهرام استقبال خوبی نکرد این امر سبب شورش بهرام شد ، و در آن هرمز به قتل رسید و بهرام چوبین به پادشاهی ایران رسید . اما خسرو پرویز یکی از پسران هرمز با فرار به روم  توانست با دادن امتیازات فراوان به رومیان سپاهی را تجهیز و به نبرد با بهرام بپردازد که نهایت این امر موجب بقدرت رسیدن وی شد. در دوران خسرو پرویز به واسطه یکی از همسرانش  بنام مریم که دختر قیصر روم بود، مسیحیان بر دربار نفوذ بیشتری یافتند. که این امر موجب نارضایتی پنهانی موبدان بود. بعد از کشته شدن قیصر روم بدست شورشیان رومی خسرو پرویز این امر را بهانه ای برای کشور گشایی خود کرد و فتوحات خود را از سمت سوریه و فلسطین و لبنان به دریای مدیترانه و قسمت دیگر سپاه خود را از سمت آسیای صغیر به سوی دروازه های قسطنطنیه (پایتخت روم) پیشروی داد. مصر نیز به تصرف ایرانیان درآمد نیروهای ایرانی در واقع به سواحل دریای مدیترانه و سیاه رسیده بودند و ادامه جنگ به نیروی دریایی نیاز داشت که ایران بر خلاف رومیان فاقد این قدرت بود. در این زمان هراکلیوس به خسرو پرویز پیشنهاد صلح داد این پیشنهاد مورد نظر فرماندهان ایرانی بود اما شاه ایران حاضر به پذیرش آن نشد که نهایتا ادامه جنگ به شکست محکم ایرانیان منجر گردید. و چون مقصر اصلی این شکست شاه ایران بود و نظامیان از بد رفتاری او به ستوه آمده بودند لذا دست به شورش زده و شاه را دستگیر و زندانی کردند و نهایتا در زندان وی را بقتل رساندند این جنگ که 25 سال طول کشید موجب سست شدن ارکان سلسله ساسانیان و سقوط آن در تاریخ  قلمداد شده است. از مهمترین رخ دادهای زمان حکومت خسرو پرویز می توان به نامه پیامبر اسلام و دعوت وی به این دین اشاره نمود که وی این دعوت را نپذیرفت و نامه پیامبر را پاره کرد. نهایتا  بعد از خسرو پرویز  (628 یا 629 ) پسر وی بنام  شیرویه (قباد دوم) بر تخت نشست که در همان سال نیز معزول یا به قتل رسید. در آن ایام هرج و مرج در ایران به اوج خود رسید بطوریکه ظرف مدت چهار سال بیش از ده  تن  بر تخت پادشاهی نشستند اما بلافاصله معزول یا مقتول شدند.تا اینکه یزدگرد سوم در سال 632 م. به سلطنت رسید. در این زمان مزدک پسر بامدادان به تبلیغ مذهب خود پرداخت  البته موسس این مذهب  زردشت خورک بابوندس بود. عقاید مزدک بر دو گانگی مانوی تکیه داشت: که عبارت بودند از: روشنائی دانا (نیکی با عقل) و تاریکی نادان (بدی یا جهل) ، و می گفتند که  این دو نیرو دائما با هم در نبردند و چون روشنائی داناست سرانجام بر تاریکی و جهل پیروز خواهد شد.

  اساس تعلیمات اجتماعی مزدک  بر برابری و دادگری استوار بود. در حدی که گفته می شود به اباحه زنان نیز اعتقاد داشتند. در آن ایام مردم بسیاری به سرعت پیرو مذهب مزدک شدند. اما جنبش مزدکی با قتل او و پیروانش بشدت سرکوب گردید.

ورود اسلام به ایران:

در سال ۶۳۳ میلادی برابر با ۱۲ هجری قمری و در زمان خلافت اولین خلیفه، سپاه مسلمانان با فرماندهی خالدابن ولید با مشاوره و راهنمایی مثنی بن حارثه (که در زمان خسرو پرویز در خدمت وی بود) به مزرهای ایران در بین النهرین رسیدند. در سال ۱۴ هجری برابر با ۶۳۶ میلادی در جنگ قادسیه لشکریان عرب بر لشکر ایرانیان به فرماندهی رستم فرخزاد پیروز شدند  و شهر مدائن پایتخت ساسانیان سقوط کرد و یزگرد سوم که در آن زمان پادشاه ایران بود به مرکز ایران گریخت . در سال ۲۱ هجری در نزدیکی نهاوند سپاهیان ساسانی در برابر اعراب صف آرایی کردند . در این جنگ نیز لشکر ساسانی شکست خورد و یزگرد سوم به شمال خراسان عقب نشینی کرد و اعراب شهرهای ایران را یکی پس از دیگری به تصرف خود درآوردند.

در سال ۳۱ هجری یزگرد سوم در شمال خراسان به دست یکی از مخالفین خود کشته شد و بدین ترتیب در سال ۳۱ هجری مطابق با ۶۵۲ میلادی دوران فرمانروایی سلسله ساسانی منقرض گردید .

 

اسامی پادشاهان سلسله ساسانی به ترتیب اسامی و تاریخ تقریبی حکومت هر یک از شاهان :

 

  1. اردشیر اول (اردشیر بابکان) : (226یا224-243 میلادی)
  2. شاپور اول      : (243-272 میلادی)
  3. هرمز اول       : ( 272-273میلادی)
  4. بهرام اول       : ( 273-276میلادی)
  5. بهرام دوم       : (276-293 میلادی)
  6. بهرام سوم     : ( 293میلادی)
  7. نرسی           : (292-302 میلادی)
  8. هرمز دوم       : (302-310 میلادی)
  9. آذرنرسی                 : (310 میلادی)
  10. شاپور دوم (ذوالاکتاف): (310-379 میلادی)
  11. اردشیر دوم    : (379-383 میلادی)
  12. شاپور سوم    : (383-388 میلادی)
  13. بهرام چهارم    : (388-399 میلادی)
  14. یزدگرد اول      : (399-421 میلادی)
  15. بهرام پنجم (بهرام گور): (421-439 میلادی)
  16. یزدگرد دوم      : (439-457 میلادی)
  17. هرمز سوم     : (457- 459 میلادی)
  18. پیروز اول        : ( 459-484میلادی)
  19. بلاش            : ( 484-487میلادی)
  20. قباد اول                   : ( 487-497میلادی)
  21. جاماسب                 : (497-499 میلادی)
  22. قباد اول         (پادشاهی مجدد): (499-531 میلادی)
  23. خسرو انوشیروان (خسرو اول): (531-579 میلادی)
  24. هرمز چهارم (ترک زاد): (579-590 میلادی)
  25. بهرام ششم   : (590-591 میلادی)
  26. خسرو پرویز (خسرو دوم): (591-628یا629 میلادی)
  27. شیرویه (قباد دوم)     : ( 628 یا 629میلادی)
  28. اردشیر سوم   : ( 629-630میلادی)
  29. شهربراز                  : ( 630میلادی)
  30. خسرو سوم   : ( 630میلادی)
  31. جوانشیر                  : ( 630-631میلادی)
  32. پوراندخت       : ( 631میلادی)
  33. پیروزدوم         : (631 میلادی)
  34. آذرمی دخت   : (631 میلادی)
  35. هرمز پنجم     : (631 میلادی)
  36. خسرو چهارم  : (631 میلادی)
  37. پیروز دوم        : (631 میلادی)
  38. خسرو پنجم   : (631-632 میلادی)
  39. یزدگرد سوم    : ( 632-651میلادی)

------------------------------------------

 ترتیب اسامی سلسله های بعد از اسلام در ایران:

  •  گاوباریان
  • باوندیان
  • طاهریان
  • صفاریان
  • علویان تبرستان
  • سامانیان
  • زیاریان
  • بوییان
  • غزنویان
  • سلجوقیان
  • خوارزمشاهیان
  • ایلخانیان
  • جلایریان
  • مظفریان (آل مظفر)
  • کیاییان
  • تیموریان
  • قراقویونلو
  • آق قویونلو
  • صفویان
  • افشاریان
  • زندیان
  • قاجار
  • پهلوی

                                                    گردآوری و تدوین از:  احمد یغما

 موضوع مرتبط                                   صفحه نخست

اسامی و فهرست سلسله ها و پادشاهان ایران قبل از اسلام تالیف از احمد یغما

اسامی و فهرست سلسله ها و پادشاهان ایران قبل از اسلام تالیف از احمد یغما

اسامی و فهرست سلسله ها و پادشاهان ایران قبل از اسلامتالیف از احمد یغما

اسامی و فهرست سلسله ها و پادشاهان ایران قبل از اسلامتالیف از احمد یغما

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/09/10ساعت   توسط احمد یغما  |