ترتيب سوره هاي قرآني ازنظر «نلد كه» :

 

صفحه نخست  

چکام:
*نظرات محققین غیر مسلمان در مورد قرآن*
با سلام
در بین اسلام شناسان تعدادی هستند که در دین اسلام نبوده و اما بعنوان محقق سالیان زیادی عمر خود را وقف تحقیق و بررسی اسلام کرده اند و آثار مهمی از خود بجای گذاشتند که سیر در آنها و شناخت افقهای فکری و یافته هایشان کم ارزش نخواهد بود.
گلدتسیهر، نلدکه، وللهائوزن، دزی، گابلر، مک دانلد، بروکلمان، بارتولد، بلیایف، پطروشفسکی ، لامنس، از جمله این افراد هستند که بعضی ها بمدت سی سال و بعضی بیشتر تنها روی آیات و تفسیر آن تحقیق بیطرفانه ای کرده اند. گذشته از نتیجه گیریهایشان که طبعا باورهای شخصی را دخالت داده اند اما تحقیقاتشان گاها منحصر بفرد بوده و قابل استفاده است. ان شاالله به برخی از این موارد خواهیم پرداخت

نظرات پطروشفسکی: جناب عمر مبتکر تدوین رسمی و جامع قرآن بود، بنابه توصیه وی جناب ابوبکر جمع آوری قرآن را به زیدبن ثابت ۲۲ ساله  که در اواخر عمر پیامبر کاتب وی بود سپرد، تدوین کنندگان متون قرآن چند تن از صحابه به نام اُبیّ بن کعب و عبدالله بن مسعود و ابو موسی الاشعری و مقداد ابن عمرو بوده اند. سپس به دستور جناب عثمان همه مطالب و آیات قرآن از مردم جمع و توسط زیدبن ثابت مجددا تطبیق و تجمیع شد و چهار نسخه قرآن نوشته گردید و بقیه سوزانده شد.
پطروشفسکی معتقد است که در حین جمع آوری قرآن تغییراتی به نفع دسته طرفدار بنی امیه در متن آن داده شده و معتقد است: شیعیان و عبدالله بن مسعود اصالت سوره های ۱۱۳ و ۱۱۴ قرآن را ابتدا انکار میکردند و خوارج سوره یوسف را غیر اصیل میدانستند.
بعد چهارم هجری نسخه های انشاء شده قرآن توسط ابی بن کعب و عبدالله بن مسعود به دستور خلفای وقت معدوم و قرآن عثمانی رواج یافت. 
نقطه گذاری در خط عربی و قرآن نیز در نیمه دوم قرن دوم هجری صورت گرفت.
در قرن پنجم هجری تمامی اختلافات در اِعراب و حرکه های قرآن با ظهور کتاب السیعه به تالیف ابوبکربن مجاهد التمیمی بعنوان مبنا، پایان یافت، و هیچ اختلافی در قرائت آن نماند.

 «تئودور نُلدِکه» ‏  خاورشناس آلمانی و قرآن پژوه و نویسنده کتاب تاریح قرآن به زبان آلمانی در خصوص *حروف مقطعه قرآن*: فرضیه ایشان اینست که زیدبن ثابت در جمع آوری آیات قرآن مخفف اسامی کسانی که مطالب را از آنها گرفته بود بعنوان سند در اول برخی از سوره ها آورده است، مثلا «حم» را میتوان رمزی از نام حمزه و «الم» را مربوط به نام المغیره و «الر» را ماخوذ از اسم الزبیر (چون نقطه در حروف عربی ابتدای کتابت قرآن نبود) و «طه» را از نام طلحه  به عنوان صاحبان نسَخ دانست. (البته در تکمیل نظرات ایشان هیرشفلد معتقد است «طه» مخفف طلحه و ابوهریره میتواند باشد)
وی معتقد است آیات قرآن توسط مومنان بر برگهای خرما و قطعات استخوان و ندرتا بر پوست نوشته میشد ولی بیشتر توسط صحابه حفظ میشد، 
کلمه قرآن را از ریشه عربی قرأ یعنی خواندن با صدای بلند و به قرائت معنی میکند،
پطروشفسکی نیز معتقد است سوره های قرآن به این شکلی که مدون شده با سوره هایی که مستمعان پیامبر ص یادداشت کرده و یا همچون وحی منزل از بر میکردند فرق دارد، پیامبر اسلام غالبا آیات تازه ای به سوره های پیشین قرآن می افزوده چرا که در زمان انشا و تدوین قرآن آیاتی که مربوط به زمان دیگری بوده به برخی سوره ها منضم شده است. 

 در سبک ادبی قرآن که نثر مقفی یا بقول اعراب سجع میباشد لهجه ی منطقه خاصی تاثیر داشته یا نه؟ نظرات متفاوت است، ک.فوللرس معتقد است: در زبان محاوره ای عامه اعراب شمالی آن زمان تاثیر داشته، این عقیده را نلدکه بلحاظ فقدان سند معتبر، رد میکند. پطروشفسکی نیز زبان قرآن را متفاوت از زبان ادبی و شعر عربی وحتی زبان فرهنگ عامیانه قرنهای ششم و هفتم میلادی دانسته و میگوید در قرآن کلماتی ماخوذ از دیگر زبانهای سامی مانند عبری، و آرامی، سریانی و حبشی باستانی بشکل تحریف (تعریب) شده ای وجود دارد.
آنگاه میگوید قرآن از جنبه سبک شاعرانه خاص خویش بی بهره نیست و چند سوره از جمله سوره های ۱۶ و ۵۸ را بسیار شاعرانه و پر از تمثیل معرفی میکند. 
اضافه میکند: «ولی سبک محمد (ص) که در آغاز شاعرانه بوده به تدریج خشک تر و نثری تر و یکنواخت تر میگردد»
نولد که اضافه میکند: در قرآن صنایع بدیعی و معانی بیانی بیش از افکار شاعرانه وجود دارد.
بروک کلمن نیز مینویسد: قرآن در محیط اسلامی همچون اثری ادبی که نظیر و همانند ندارد شناخته شد، و در تکامل منظومات و اشعار اعراب جاهلیت موثر واقع شد. تفسیر قرآن که مستلزم مطالعه دقیق لغات و ساختمان دستوری آن بود محرک پیدایش فقه اللغت و فرهنگ نویسی عربی گشت./

نظرات پطروشفسکی: جناب عمر مبتکر تدوین رسمی و جامع قرآن بود، بنابه توصیه وی جناب ابوبکر جمع آوری قرآن را به زیدبن ثابت ۲۲ ساله  که در اواخر عمر پیامبر کاتب وی بود سپرد، تدوین کنندگان متون قرآن چند تن از صحابه به نام اُبیّ بن کعب و عبدالله بن مسعود و ابو موسی الاشعری و مقداد ابن عمرو بوده اند. سپس به دستور جناب عثمان همه مطالب و آیات قرآن از مردم جمع و توسط زیدبن ثابت مجددا تطبیق و تجمیع شد و چهار نسخه قرآن نوشته گردید و بقیه سوزانده شد.
پطروشفسکی معتقد است که در حین جمع آوری قرآن تغییراتی به نفع دسته طرفدار بنی امیه در متن آن داده شده و معتقد است: شیعیان و عبدالله بن مسعود اصالت سوره های ۱۱۳ و ۱۱۴ قرآن را ابتدا انکار میکردند و خوارج سوره یوسف را غیر اصیل میدانستند.
بعد چهارم هجری نسخه های انشاء شده قرآن توسط ابی بن کعب و عبدالله بن مسعود به دستور خلفای وقت معدوم و قرآن عثمانی رواج یافت. 
نقطه گذاری در خط عربی و قرآن نیز در نیمه دوم قرن دوم هجری صورت گرفت.
در قرن پنجم هجری تمامی اختلافات در اِعراب و حرکه های قرآن با ظهور کتاب السیعه به تالیف ابوبکربن مجاهد التمیمی بعنوان مبنا، پایان یافت، و هیچ اختلافی در قرائت آن نماند.

 پطروشفسکی با اطمینان مینویسد جناب عثمان و اطرافیان وی به عبارتی بنی امیه در تدوین کتاب جامع قرآن تنها مقاصد دینی را دنبال نمیکردند بلکه مقاصد سیاسی را هم مد نظر داشتند و چون مبارزات اجتناب ناپذیر آینده را بر سر کسب قدرت پیش بینی میکردند در صدد تحکیم وضع و موقع خویش بودند، روایات گوناگون و واجد اختلاف قرآن را حذف کردند تا از طرف مخالفینشان مورد استفاده قرار نگیرد، اما عده ای بودند که آیات قرآنی را حفظ کرده بودند مانند عبدالله بن مسعود که قبلا خود روایتی از متن جامع کلام الله را مدون ساخته بود و شیعیان به متن قرآن عثمانی انتقاد شدیدی وارد کردند پطروشفسکی میگوید اعتراض اینها کاملا بجا بود چون زید بخاطر رضایت عثمان و امویان همه آیاتی را که از علی ع و یا از عنایت پیامبر به وی و حق او در جانشینی محمد ص سخنی در آن رفته بوده از متن قرآن حذف کرده بود
شیعیان عثمان را به جعل و تحریف متن قرآن متهم میکردند و من باب دلیل اثبات این مدعای خویش خاطر نشان می ساختند که در روایت رسمی (آیات) جاهای بسیار هست که ارتباطی با یکدیگر ندارند و روشن نیستند، و خیلی از اسامی در قرآن حذف شده است.
لذا تا قرن چهارم هجری قرآن عثمانی از طرف عموم پذیرفته نشد و نسخی از قرآن که به انشای ابی بن کعب و عبدالله بن مسعود بوده رواج داشته است، خلفای وقت نیز این نسخ را هر کجا میافتند معدوم میکردند تا اینکه دیگر اثری از آنها نماند و شیعیان و خوارج علیرغم اینکه بسیاری از حقایق را در قرآن عثمانی حذف شده یا تحریف شده میدانستند ناچارا از متن عثمانی استفاده کردند.

تحقیق در تواریخ متن قرآن را گوستاویل آغاز کرد، بعد وی آ. اشپرنگر تعقیب نمود، و نلد که بیش از همه آنها در این زمینه کار کرد، وی تاریخ قرآن را به چهار دوره تقسیم میکند، سه دوره مربوط به مکه و یک دوره مربوط به مدینه، طبق نظریه ایشان، سوره های دور اول مکیه همانهایی هستند که زید بیشتر در پایان کتاب مجید قرار داده سوره های مزبور از لحاظ کوتاه بودن و داشتن وزن و کمال سبک، ممتاز و در شمار شاعرانه ترین سوره ها هستند، و سرشار از احساسات سوزان و ایمان هستند، موضوع رایج در سوره های این دوره از نظر وی عبارتند از قیامت کبری و روز رستاخیز و داوری خداوند و سرنوشت بدی که در انتظار بت پرستان و کافران به خدای واحد است، به سخن دیگر مضمون غالب این سوره ها همانا قیامت شناسی یا اسکاتولوژی است،
نلد که به این دوره ترتیب سوره ها را به شرح ذیل قائل است: 
 ۹۶ ۷۴ ۱۱۱ ۱۰۶ ۱۰۸ ۱۰۴ ۱۰۷ ۱۰۲ ۱۰۵ ۹۲ ۹۰ ۹۴  ۹۳ ۹۷ ۸۶ ۹۱ ۸۰ ۶۸ ۷۸ ۹۵ ۱۰۳ ۸۵ ۷۳ ۱۰۱ ۹۹ ۸۲  ۸۱ ۸۰ ۸۴ ۱۰۰ ۷۹ ۷۷ ۷۸ ۸۸ ۸۹ ۷۵ ۸۳ ۶۹ ۵۱ ۵۲ ۵۶ ۷۰ ۵۵ ۱۱۲ ۱۰۹ ۱۱۳ ۱۱۴ ۱  جمعا ۴۸ سوره

از نظر نولدکه سوره های دوم مکیه شور و حرارت کمتر و لحن آرامتری دارد. در این سوره ها به جای نام خدا، علی العباد ، صفت «رحمان» به کار رفته و بدین سبب سوره های مزبور رحمانی نیز نامیده میشوند. در این سوره ها پیامبر ص غالبا مخاطب امر قرار گرفته و کلمه «قل» بکار رفته است. موضوع کلی این سوره ها توحید است. سوره های دور دوم از سوره های دور اول درازترند. بنابه گفته نولدکه ترتیب سوره های این دوره به قرار زیر است:
از راست به چپ
۵۴ ۳۷ ۷۱ ۷۶ ۴۴ ۵۰ ۲۰ ۲۶ ۱۵ ۱۹ ۳۸ ۳۶ ۴۳ ۷۲ ۶۷ ۲۳ ۲۱ ۲۵ ۱۷ ۲۷ ۱۸ جمعا ۲۱ سوره

نولد که : در سوره‌های دورۀ سوم مکیه مکررات فراوان دیده میشود و سبک انشای آن خشک تر و بیشتر صنایع بدیعی و معانی بیانی در آن بکار رفته تا اندیشه‌های شاعرانه. در این سوره ها جای فراوانی را (قریب ۱۵۰۰ آیه) داستان پیامبران پیشین پر کرده، و تعلیمات و دستورات بسیار دیده می شود و لحن آنها به خطبه نزدیک است. ترتیب سوره های این دوره به قرار زیر است: 
از راست به چپ
۳۲ ۴۱ ۴۵ ۱۶ ۳۰ ۱۱ ۱۴ ۱۲ ۴۰ ۲۸ ۳۹ ۲۹ ۳۱ ۴۲ ۱۰ ۳۴ ۳۵ ۷ ۴۶ ۶ ۱۳ جمعا ۲۱ سوره

نولد که: سوره های دور چهارم مدینه از لحاظ سبک به سوره های دوره سوم مکیه نزدیکند و چون دوره فعالیت پیامبر در مدینه بیشتر است مضمون و محتوای سوره های این دوره نیز از ادوار دیگر روشن تر است.  در این بخش موضوع احساسات دینی شخصی و تبلیغ عقیده به خدای یکتا در درجه اول اهمیت قرار نگرفته. پیامبر به جای تبلیغ موضوع قیامت و داوری سخت و حیات اخروی میبایست در اندیشه نیازمندیهای این جهانی (دنیوی) جامعه مسلمانان مدینه باشد. بدین سبب در سوره های مدنیه مقررات متفرق فراوان که جنبه قانون گذاری دارد، ( در باره خانواده، نکاح، طلاق، و مجازات برخی جنحه ها و جنایات و کین و خون و جهاد و غنایم و تقسیم آن و غیره) ملاحظه میگردد، گرچه مجموعه قوانین مربوطی که بر مبانی دینی پایه گذاری شده باشد وجود ندارد، تدوین چنین مجموعه ای وجهه همت نسلهای بعدی مسلمانان قرار گرفت و انجام این مهم لااقل سه قرن طول کشید.
در سوره های مدنیه قطع کامل مناسبات پیامبر با یهودیان به نحو روشنی منعکس شده است محمد ص قبلا در مکه معتقد بود که عقیده یهودیان و مسیحان بطور کلی با اسلام همانند است. (مانند سوره ۲۹ آیه ۴۵_۴۶ )

«نولدکه» معتقد است انفکاک قطعی در آیات مدنیه نخست با یهودیان و زان پس میان اسلام و مسیحیان صورت گرفت. بطوریکه سخت ترین دشمنان مومنان یعنی مسلمانان یهودیان و مشرکان معرفی گردید... و آنان که واقعا مومنان را دوست می دارند نصاری یعنی مسیحیان خوانده میشود. اما بعدا مسیحیان به خاطر تثلیث خداوند مورد ملامت قرآن قرار میگیرد(سوره ۵ آیه ۱۱۶, سوره ۱۱۲ آیه۱-۴)
وبارتلد نیز در کتاب اسلام ص ۲۸ مدعیست که عامل تعیین کننده مناسبات پیامبر اسلام با یهودیان و مسیحیان کمتر اختلاف مذهبی و بیشتر رفتار ایشان با جماعت پیرو وی بوده است.
در دوره مدنیه جهاد علیه دشمنان دین وارد معتقدات اسلامی گشت و وظیفه دینی هر مسلمان شمرده شد.
بنابه تحقیقات سی ساله «گرته نلدکه» ترتیب سوره های مربوط به دوره چهارم (مدنیه) بشرح زیر است: (از راست به چپ)۲ ۹۸ ۶۴ ۶۲ ۸ ۴۷ ۳ ۶۱ ۵۷ ۴ ۶۵ ۵۹ ۳۳ ۶۳ ۲۴ ۵۸ ۲۲ ۹۸ ۶۶ ۶۰ ۱۱۰ ۴۹ ۹ ۵ جمعا ۲۴ سوره. 
بسیاری از اسلام شناسان و از جمله نلدکه، آیه پنج سوره پنجم را آخرین وحی به پیامبر قلمداد میکنند چون آیه فوق بدرود گونه هست.

پطروشفسکی در مورد تحقیقات نلدکه معتقد است: هر ترتیبی که درباره تاریخ سوره های قرآن پیشنهاد شود اهمیت نسبی و بیشتر جنبه حدس و گمان دارد. چرا که این ترتیبها در مورد بخش اصلی آن سوره صادق است نه برای همه آیات آن. مثلا بخش اصلی سوره المائده را نلدکه و بیشتر اسلام شناسان ، متاخر ترین سوره قرآن میشمارند، بنابر این ترتیب سوره ها را از روی تاریخ صدور آنها فقط به تقریب میتوان معین کرد.
گولد تسیهر خاطر نشان میشود سوره های دوران مدنیه بیشتر جنبه تبلیغ و قانونگذاری دارند، این سوره ها علیه بربریت، جاهلیت عرب، در زمینه دین و زندگی اجتماعی و جهان‌بینی و حیات قبیله ای اعراب بوده است. همچنین پیامبر و آئین قرآن علاوه بر مبارزه علیه جاهلیت و بت پرستی با سازمان پدر شاهی و شیوه زندگی  عشیرتی اعراب پیش از اسلام ، دشمنی قبایل با هم بی نظمی مناسبات جنسی، رسم کشتن دختران . و برای  مناسبات نوین اجتماعی و تبلیغ برادری همه مسلمانان و نفی کشتارهای بین القبایل و صرف نظر از اصل و تبار و رنگ پوست و ملیت و زبان،  مبارزه میکردند. 
وی اضافه میکند: تبلیغ پیامبر در اتحاد همه مومنان به صورت جماعت واحد دینی و نژادی و سیاسی، اهمیت تاریخی عظیمی داشته است.
این بحث را به همین قدر قناعت میکنم با تشکر احمد یغما.

تذکر: هرکس ميتواند در خصوص کتاب مقدس قرآن و اين معجزه آسماني به هر شکلي که ميتواند تحقيق نمايد اما نتايج تحقيق آن نياز به تاييد علماي اسلامي دارد که لازم است بدانيد اين تحقيقات تا به حال از جانب علماي ديني مورد پذيرش قرار نگرفته است. احمد یغما

 

ترتیب واقعی سوره های قرآن

        

1. سورة الفاتحة

2. سورة البقرة

3. سورة آل عمران

4. سورة النساء

5. سورة المائدة

6. سورة الأنعام

7. سورة الأعراف

8. سورة الأنفال

9. سورة التوبة

10. سورة یونس

11. سورة هود

12. سورة یوسف

13. سورة الرعد

14. سورة إبراهیم

15. سورة الحجر

16. سورة النحل

17. سورة الإسراء

18. سورة الكهف

19. سورة مریم

20. سورة طه

21. سورة الأنبیاء

22. سورة الحج

23. سورة المؤمنون

24. سورة النور

25. سورة الفرقان

26. سورة الشعراء

27. سورة النمل

28. سورة القصص

29. سورة العنكبوت

30. سورة الروم

31. سورة لقمان

32. سورة السجدة

33. سورة الأحزاب

34. سورة سبأ

35. سورة فاطر

36. سورة یس

37. سورة الصافات

38. سورة ص

39. سورة الزمر

40. سورة غافر

41. سورة فصلت

42. سورة الشورى

43. سورة الزخرف

44. سورة الدخان

45. سورة الجاثیة

46. سورة الأحقاف

47. سورة محمد

48. سورة الفتح

49. سورة الحجرات

50. سورة ق

51. سورة الذاریات

52. سورة الطور

53. سورة النجم

54. سورة القمر

55. سورة الرحمن

56. سورة الواقعة

57. سورة الحدید

58. سورة المجادلة

59. سورة الحشر

60. سورة الممتحنة

 

61. سورة الصف

 

62. سورة الجمعة

 

63. سورة المنافقون

 

64. سورة التغابن

 

65. سورة الطلاق

 

66. سورة التحریم

 

67. سورة الملك

 

68. سورة القلم

 

69. سورة الحاقة

 

70. سورة المعارج

 

71. سورة نوح

 

72. سورة الجن

 

73. سورة المزمل

 

74. سورة المدثر

 

75. سورة القیامة

 

76. سورة الإنسان

 

77. سورة المرسلات

 

78. سورة النبأ

 

79. سورة النازعات

 

80. سورة عبس

 

81. سورة التكویر

 

82. سورة الإنفطار

 

83. سورة المطففین

 

84. سورة الإنشقاق

 

85. سورة البروج

 

86. سورة الطارق

 

87. سورة الأعلى

 

88. سورة الغاشیة

 

89. سورة الفجر

 

90. سورة البلد

 

91. سورة الشمس

 

92. سورة اللیل

 

93. سورة الضحى

 

94. سورة الشرح

 

95. سورة التین

 

96. سورة العلق

 

97. سورة القدر

 

98. سورة البینة

 

99. سورة الزلزلة

 

100. سورة العادیات

 

101. سورة القارعة

 

102. سورة التكاثر

 

103. سورة العصر

 

104. سورة الهمزة

 

105. سورة الفیل

 

106. سورة قریش

 

107. سورة الماعون

 

108. سورة الكوثر

 

109. سورة الكافرون

 

110. سورة النصر

 

111. سورة المسد

 

112. سورة الإخلاص

 

113. سورة الفلق

 

114. سورة الناس

                                    صفحه نخست  

متن اذان اهل تشیع و اهل تسنن و ترجمه

متن اذان اهل تشیع و اهل تسنن و ترجمه

تکرار

متن عربی

ترجمه

مذهب

۴ مرتبه

الله اکبر

خدا بزرگتر از آن است (که توصيف شود)

شیعه و سنی

۲ مرتبه

اشهد ان لا اله الا الله

گواهی می‌دهم که غیر خدا یی که یکتا و بی همتا ست خدای دیگری (هیچ کس و چیزی) سزاوار پرستش نیست

شیعه و سنی

۲ مرتبه

اشهد ان محمداً رسول الله

گواهی می‌دهم که محمّد فرستادهٔ خداست. (خواسته های خداوند از انسان ها را بیان میکند)

شیعه و سنی

۲ مرتبه

اشهد ان علیاً ولی الله

گواهی می‌دهم که علی یاری دهنده (دین) خداست

فقط شیعه

۲ مرتبه

حی علی الصلاة

بشتاب به سوی نماز

شیعه و سنی

۲ مرتبه

حی علی الفلاح

بشتاب به سوی رستگاری

شیعه و سنی

۲ مرتبه

الصلاة خیر من النوم

نمار بهتر است از خوابیدن

فقط سنی در اذان صبح

۲ مرتبه

حی علی خیر العمل

بشتاب به سوی بهترین کارها

فقط شیعه

۲ مرتبه

الله اکبر

خدا بزرگتر از آن است (که توصيف شود)

شیعه و سنی

2

مرتبه

لا اله الا الله

غیر خدا یی که یکتا و بی همتا ست خدای دیگری سزاوار پرستش نیست

شیعه و سنی

 

 

یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما

حمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما

یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما

حمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغما
یغما احمد یغما احمدیغما یغما احمد احمدیغما احمدیغما احمدیغما احمدیغما یغما احمدیغم