این نوشته را در شهریورماه سال1401در اینستاگرام و برخی گروههایی که عضو آن هستم بصورت بریده تحت عنوان نامحرمان منتشر کردم که جهت ثبت دائمی آن در وبلاگم پست میکنم، منظور بررسی علمی خیزشهاست و نیت خاصی از بیان این موارد علمی منظور نظر حقیر نمیباشد.
نامحرمان
قسمت اول
– مشخص کردن وظایف مبرم روز جنبش
آغاز حرکت یک جنبش از همینجا شروع میشود

– ارائه شعارهایی که دال بر تحولی دموکراتیک باشد.

نقش شعار میتواند تعیین کننده و هدفدار و جهت دار باشد تا زمانیکه در یک بحران شعار اساسی نشنیدید بدانید این قلیان مردمی و بی برنامه هست.
با برنامه بودن و با مدیریت بودن هر اعتراضی را باید از نوع شعارهایش تشخیص دهید.
مرگ بر..‌ روحت شاد ... درود بر... همه نشان از بی برنامگی خیزش است
هرچند میتواند خیلی خطر ساز باشد

– *ارائه تضمین واقعی بر شعارها*
برای اینکه مردم تحت شرایط عینی مشخص، به شرایط ذهنی لازم برای خیزش برسند رهبران جنبش اعتراضی سعی میکند تا با دادن تضمینهای مورد قبول، اعتماد مردم را در خصوص وعده ها ی جنبش برای آینده کسب کنند. با این روش فایده خیزش را نسبت به هزینه آن بالا میبرند.

– *بدست گرفتن پایه های اجتماعی و سیاسی جامعه*
اعضای اصلی و پیشاهنگان جنبش باید از قبل اهرمهای نظام را تصاحب کرده باشند اگر چنین شود فرمان خیزش را در اختیار گرفته اند.

– *کشف و معرفی عوامل مخرب جنبش به مردم*
رهبران جنبش عناصر نامطلوب و نفوذی و یا ناسازگار و توطئه های حاکمیت را در تخریب ارزشهای جنبش به مردم معرفی کرده و از خود دور میسازند. تا اعتماد مردم را اخذ نمایند و مانع سوءتبلیغات مخالفین خود شوند. مردم نسبت به افراد پیش رو همیشه قضاوت میکنند، وجود حتی یک فرد نامطلوب در هژمونی یا سرکردگی جنبش میتواند کل سران آن را زیر سوال ببرد.
– *منفجر کردن نارضایتیها*
نارضایتیها، تضاد بین مردم و حاکمیت هستند، جنبشهای سیاسی این تضادها را شناسایی و با تبلیغ و ترویج، بزرگش میکنند. و سپس آن را به تضادهای آشتی ناپذیر تبدیل میکنند ، یعنی تضادهائی که هیچگاه دولت برای حل آن قدم نمیگذارد. و اینگونه امکان صلح و سازش بین مردم و حاکمیت را به بن بست میکشند. و خیزش مردم را تا رسیدن به اهداف استمرار میبخشند.

– *برجسته کردن روندهای مترقی جنبش*
پیشاهنگان جنبش براندازی وعده هایی بسیار دلپسند و امیدوار کننده به دوران بعد ساقط شدن حاکمیت میدهند این وعده ها استدلالی بوده و با خواست مردم همخوانی خواهد داشت.

–*ارائه برنامه های گره گشا و راهیابی برای حل معضلات اقتصادی و اجتماعی*
اکثر قیامها بخاطر تغییر شرایط زندگی و بهبود اوضاع اقتصادیست، لذا براندازان، انگشت روی ضعفهای اقتصادی نظامها گذاشته و متد و اسلوب بهتری را برای تغییر شرایط اقتصادی تبیین و توضیح میدهند.

نامحرمان ۳
– بنا نهادن جنبش بر روی عوامل اساسی و پایدار
هر جنبش سیاسی که بخواهد مردم را دنبال خود بکشد بایستی حلقه طلایی که خواست اکثریت مردم است را پیدا کند .
لنین از حلقه طلایی بعنوان حلقه ای از زنجیر نام میبرد که همه حلقه های دیگر به آن متصل هستند. و اگر جنبش آن حلقه را بکشد دیگر حلقه ها نیز به حرکت خواهند افتاد. این حلقه باید خصلت پایداری داشته باشد یعنی خواست اکثریت مردم برای تمامی مدت زمان باشد. مثل آزادی، مثال دیگر اینکه اعتراض به گران شدن یک جنس مثل بنزین، حلقه طلایی نیست و با مرور زمان این اعتراض از بین میرود. و حاکمیت نباید نگران چنین اعتراضات مقطعی باشد. الا اینکه چنین خیزشهای مقطعی میتواند دو مطلق را بشکند، سازمان چریکهای فدائی خلق قبل از انقلاب از ترور بعنوان شکستن دو مطلق استفاده میکردند، 1) ترس مطلق مردم از حاکمیت ۲) اقتدار مطلق و مغرورانه حاکمیت نسبت به مردم

–روشن و تفهیم کردن تئوری جنبش برای مردم
آگاه کردن مردم به حقوق واقعی خویش از عمده وظایف احزاب و جنبشهای سیاسیست، تا اینکه مردم بفهمند چه حق و حقوقی از آنها ضایع شده است. و جنبش در راستای احقاق آن تلاش میکند.
– افشاگری شیوه های عمل منحط و مبتذل حاکمیت سیاسی
یکی دیگر از کارهای رهبران سیاسی افشا کردن برنامه ها و سیاستهای غلط حاکمیت است، این افشاگری موجب فهم مردم از ضرر و زیانهای اقتصادی و سیاسی میشود که مقصر آن بی کفایتی دولتمردان است.
- تحریک غرور ملی
عرق ملی اهرمیست که هم حاکمیت و هم براندازان هر نظام، میتوانند از آن استفاده کنند. براندازان سعی میکنند با ایجاد وضعیت مقایسه ای بین حال و گذشته و یا بین کشور خود و رشد و توسعه کشورهای همسان مردم را نسبت به غرور شکسته تحریک کنند. حاکمیت نیز سعی میکند با بزرگ نمایی پیروزیهایش در عرصه های بین المللی حتی در سطوح ورزشی عظمت ملت خویش را بازیافت کرده و مردم را حول محور غرور و رقابتهای دائمی متحد سازد.
آنچه مانع گسست یک ملت و عدم تجزیه آن میشود غرور مشترک قومیتها، فرهنگ و تاریخ مشترک و قهرمانهای ملیست، براندازان اگر از جنس تجزیه طلبان باشند در اولین کار تیشه بر تاریخ گذشته و عمق فرهنگ ملی میزنند تا عامل وحدت و وفاق ملی را از بین ببرند، قهرمانان ملی هر چقدر آسیب ببینند و تضعیف شوند قهرمانان قومی جا برای رشد خود خواهند یافت. و با تحریک قومیتها و مغرور ساختن آنها به برتری قومی راه را برای تجزیه طلبی هموار خواهند ساخت.
ادیان و مذاهب مشترک در برابر عرق ملی نقش چندانی ندارد، این بمعنی ناسیونالیست کردن جامعه نیست، بلکه رشد باوریست که مردم را نسبت به میهن خود و یکپارچگی آن متعصب تر میکند.

– آگاه نگه داشتن مردم و ممانعت از تحمیق و تخدیر آنان،
همانطور که جنبشهای سیاسی باید تلاش کنند تا حاکمیت نتواند با شگردهای تبلیغاتی، فریب و دروغ، افکار آنها را منحرف کند، حاکمیت نیز باید با جلب اعتماد مردم به رسانه های داخلی امکان فریب مردم توسط براندازان یا گروههای فشار را تقلیل دهد.
یک حرف یا یک خبر دروغ کافیست تا اعتماد ملت به آن منبع بکلی و برای دائم سلب شود. از همین روست که خبرگزاریهای معتبر و مهم هیچ وقت خبر دروغ پخش نمیکنند بلکه با بزرگ کردن موضوعی القائات خود را بر مخاطبین اعمال میکنند، دروغ گفتن و فریب دادن مستقیم مردم پخمگی سیاسیست، و بازخوردش بسیار منفی خواهد بود.
وای به حال نظامی که مردم اخبار و رخدادهای میهن خود را از خبرگزاری های کشورهای بیگانه یا در فضاهای مجازی دنبال کنند. که در اینصورت فاتحه آن نظام خوانده شده و مقصر خود نظام با سلب اعتماد از مردم است.
اجتناب از تحليل مغلطه آميز از روندهاي بغرنج و پيچيده سياسي و اقتصادي
تحلیلهای مغلطه آمیز نه تنها موجب سردرگمی مردم میشود، بلکه اعتماد مردم را نسبت به جنبش سیاسی یا حاکمیت سلب میکند. لذا طرفی غالب هست که بجای این گونه تحلیلها، واقعیتها را با مردم در میان گذارد. و بتواند همدلی آنان را جلب کند.

– تحلیل دائمی از چشم انداز حركت‌آينده
باید استراتژی ها برای مردم مشخص باشند، «بکجا میخواهیم برویم» مردم با فهم این استراتژی طرفدار و پیگیر قضیه میشوند، اگر حاکمیت نتواند چنین تحلیل مشخصی را از اوضاع مشخص ارائه کند، قطعا مخالفین آن نظام با ارائه تحلیل لازم مردم را تهییج و ترغیب به خیزش خواهند کرد.
(حالا شاید این سوال پیش آید که بنده طرفدار نظام هستم یا طرفدار خیزشهای مردمی؟ روی سخنم با کدام هست؟ حقیر عرض کرده ام بیطرفانه و علمی موارد را بررسی میکنم )

نا محرمان 5

*بررسی شرايط نوين حاكميت سياسي*
جنبشهای سیاسی دائما شرایط و سیاستهای حاکمیت را در عرصه های مختلف بررسی و به چالش خواهند کشید. اوضاع اقتصادی ، رکود آن، موقعیت سیاسی کشور در جهان، انزوای سیاسی حاکمیت... تا مردم را نسبت به اینکه حاکمیت لایق حفظ منافع آنان نیست تحریک کنند. بنابر این اشتباهات کوچک سردمداران نظام میتواند ضررهای بزرگی را مترتب سازد.

*ارائه رهنمود بعد از ارزيابي کامل از مجموعه شرايط*
– جنبشهای سیاسی اگر در بطن احزاب واقعی باشند خواهند توانست با واقع بینی سیاسی رهنمودهای لازم را به مردم ارائه دهند. و بدانند چه موقع کدام کار ضرورت انجام برای جنبش هست.

*داشتن ملاحظات انتقادی*
انتقادهای سالم و صحیح از جانب رفرمیستها ارائه میشود و حاکمیتی که شعور سیاسی داشته باشد نوعی واکنش نشان میدهد که اصلاحطلبی بیش از براندازی بین مردم اقبال داشته باشد. جنبش‌های سیاسی انتقادات خود را بنوعی انتخاب میکنند که خواست و حرف دل مردم باشد. و تا خود را در اذهان مردم بعنوان حامی و ناجی آنان نشان دهند، و حمایتشان را اخذ کنند. انتقاد پذیر نبودن حاکمیت از اصلاح طلبان موجب نا امیدی مردم از اصلاح پذیری نظام شده و آنان را بسمت جنبشهای براندازی سوق خواهد داد.
ادامه دارد

– *اعتبار یک جنبش ،ضرورت حرکت بر مبنای اصول است*

نامحرمان قسمت ششم
- *برآورد صحیح از شرايط ذهني و شرایط عینی جامعه*
براندازان هر نظام شرایط عینی جامعه را رصد میکنند، مشکلات مردم از تمام جهات، ریز و درشت، و بطوریکه قبلا عرض شد تضادهای بین مردم و دولت را عمده میکنند یعنی برای مردم تاکید کرده و ترویج میدهند. و همیشه منتظر اتفاق و اشتباهی از حاکمیت میمانند تا شرایط عینی را به شرایط ذهنی متصل کنند، با مهیا شدن این وضعیت قیام مردم یا خیزش توده ها شروع میشود. و آنگاه وظیفه لیدرهای جنبش براندازی اینست که تنور خیزش را گرم نگهدارند، بقول لنین همه اخگرها را با هم روشن کنند، رفتار غلط سرکوب را برجسته کرده مردم را بیش از پیش تهییج و خشمگین نمایند، بذرهای تنفر مردم از عملکرد حاکمیت را که به هر نحو در اذهان مردم کاشته شده درو کنند. در این مرحله نیز اشتباهات کوچک حاکمیت پتک سنگینی بر سرش خواهد بود.

– *بررسی مدقانه عملکرد قدرت سياسي به معناي اخص كلمه*
دشمنان هر نظام عملکرد حاکمیت را دائما زیر ذره‌بین قرار میدهند، حکومتهایی که شرایط دموکراسی و تعدد احزاب در آن نباشد، مردم تابع افراد و جریاناتی خواهند بود که بیش از همه در افشاگری نظام سهم دارد، و حرفهای حق آنها دلیلی بر حقانیتشان نزد مردم خواهد بود. و حاکمیت برای مقابله آن دچار سردرگمی خواهد شد. چون نمیداند دنبال چه کسانی برود و چند نفر را تعدیل کند،
در کشورهای دموکراتیک که مردم نمایندگان واقعی خود را با اکثریت قاطع شرکت کنندگان انتخاب میکنند، و احزاب دائما رفتار آنها را رصد میکند، تحریک مردم کار ساده ای نیست. لذا بحران در آن کشورها سطحی و زودگذر است. و با تعدیل احزاب مردم نیز تعدیل میشوند.

*مقابله با استثمار ذهنی مردم*
اگر جنبش‌های سیاسی بتوانند مانع استثمار ذهنی مردم از طرف حاکمیت شوند، راه را برای براندازی مهیا کرده اند.
و برعکس،
اما استثمارگران ذهنی در هر قسمت با طرح یک موضوع ظاهرا کم اهمیت، به جنگ کلیشه‌های ذهنی مردم درباره محیط پیرامونشان میروند . چرا که ضدیت با کلیشه‌ها ‌کلید دیدن وقایع جهان از دریچه‌ای جدید است. هر قسمت از این مجموعه مستند به موضوع متفاوت و حاشیه ای پرداخته و می کوشد مردم را وادار کند که نگاه متفاوت تری داشته باشند. و یا فکر مردم را از شرایط ذهنی به سوی جریانات دیگر برده و در آن وادی سرگردان رها میکند. بعبارتی اذهان قلیان یافته را تحت الشعاع مسائل فریب و فرعی قرار میدهد.

نا محرمان قسمت هفتم
- *ارائه رهنمود بعد از ارزيابي کامل از مجموعه شرايط*
ارزیابی اوضاع باید گام به گام و مستمر صورت گیرد.
امکانات و چگونگی بکارگیری آن برای نیل به هدف، بزرگترین و مهمترین بررسی و دانش برای لیدرهای براندازیست.
ارزیابی و یافتن شرایط موجود و فهم فاصله‌ میان آن‌چه وجود دارد و آن‌چه باید باشد، درک اوضاع است. لیدرهای براندازی برای این فاصله برنامه ریزی میکنند. و حاکمیت سیاسی برای جلوگیری از قدرت عمل براندازان باید این فاصله را پر و یا کوتاهتر کند.
– *داشتن ملاحظات انتقادی* هریک از طرفین انتقاداتی را از هم دارند، ندادن بهانه و فرصت نقدسازی برای همدیگر مهارت خاص خود را دارد. نوع نقد و انتقاد که بتواند در اذهان مردم جای گیرد و مقبول افتد نیز بسیار مهم است.
- *فعاليت تبليغي و ترويجي بصورت توام*
جنبشهای سیاسی نیز تفاوتهایی برای فعالیتهای تبلیغی و ترویجی قائلند در فعالیت تبلیغی دلائل را برای مردم روشنگری میکنند و چرایی و ضرورت مبارزات خود را تشریح میکنند. اما منظورشان از فعالیتهای ترویجی آن دسته از اقداماتیست که انگیزه مردم را برای پیروی و ادامه مبارزه مهیا میسازد. لذا با فعالیتهای تبلیغی شرایط عینی انقلاب یا براندازی حاکمیت را میسر میسازند و با فعالیتهای ترویجی ، شرایط ذهنی را آماده میکنند و خشمها را منفجر میسازند،
جنبش های سیاسی در آستانه خیزش مردمی هر دو فعالیت را توام انجام میدهند.
- *بررسي كامل وهمه جانبه جنبش در مقاطع مختلف*
جنبشهای سیاسی با مطالعه خیزشهای کوتاه مدت مردم در مقاطع مختلف، ضعفهای خود و توان حاکمیت سیاسی را مورد تحلیل و بررسی قرار میدهند.

نامحرمان قسمت هشتم

– *بررسی شرايط نوين حاكميت سياسي*
براندازان یک نظام دائما دنبال نقاط ضعف و تضادهای بین مردم و حاکمیت بوده و حتی از کوچکترین اشتباهات نظام سیاسی به راحتی صرفنظر نمیکنند. هر شرایط جدیدی که در سیستم اقتصادی و اجتماعی و مواضع حکام اتخاذ میشود میتواند کمکی برای آنان و یا خلع سلاح تبلیغی و ترویجی آنان باشد. لذا مسئولین یک نظام باید دقت کنند که در چه زمانی دست به تغییر مواضع بزنند، انعطاف در سیاست میتواند کمک ساز باشد و اجرای برخی قوانین سختگیرانه و فشار میتواند بعنوان اهرمی برای براندازان بکار رود. از این روست که لنین بعنوان یک سیاستمدار برجسته و پر تجربه میگوید: صحیح بودن در اصول ، صلاح بودن در عمل را توجیه نمیکند.

– *پرهیز از قصور که برای جنبش عقوبت زاست*
جنبش های سیاسی برانداز یا گروههای فشار، هر گونه کوتاهی در امر حمایت از توده ها را خسارت جبران ناپذیر میدانند. لذا بخوبی متوجه اند چه زمانی باید دست به چه کاری بزنند.

–*داشتن شعارهای مرحله ای و شعارهای استراتژیک*
اکثر شعارها مرحله ای هستند، و با تغییر شرایط، شعار نیز باید تغییر یا تعویض شود. اما شعارهای استراتزیک مبنای پرنسیبی داشته اگر هم در یک مقطعی حسب شرایط متوقف شود باز در پروسه های دیگر از سر گرفته میشود. راکد کردن شعارهای استراتژیک برای برجسته کردن شعارهای مرحله ای لازم دیده میشود.

– *انعطاف و مقابله منطقی دربرابر خشم و غضب فوق العاده آتشين روشنفكران:*
روشنفکران رادیکال سیاسی آفتی برای جنبشهای سیاسی و حتی حاکمیت هستند. مقاومت یا نادیده گرفتن خواست این افراد موجب مزاحمت و کارشکنی و تخریب گری آنان خواهد شد. روشنفکر سیاسی به آن دسته از افراد گفته میشود که سر در لاک خود کرده و حقایق اوضاع را درک نمیکنند بلکه تنها مطلوب خود را دنبال کرده با هر مانعی بشکل چکشی برخورد میکنند. این افراد میتوانند موافق افراطی نظام، یا مخالف نظام باشند.

– *اعتبار یک جنبش ،ضرورت حرکت بر مبنای اصول است*
اگر جنبشهای سیاسی اصول اولیه خود را که مردم بر اساس آن اصول از جنبش سیاسی فوق یا حزب مشخصی حمایت میکنند، رها یا فراموش کنند. اعتبار خود را از دست داده و با ریزش حامی مواجه خواهند شد، این امر بر حکومتهای انقلابی نیز صدق میکند.

نامحرمان قسمت نهم

– *انگشت نهادن به ضرورتهای جامعه*
اگر حاکمیت سیاسی در شناخت و پرداخت به ضرورتهای جامعه کوتاهی کند، گروههای فشار بخوبی از این نقیصه بهره برداری خواهند کرد، حال در برخی کشورهای توسعه نیافته حاکمیت جایگاهی برای شناسایی این ضرورتها را ندارد، مثلا در ایران شاید امام جمعه ها به برخی از آنها اشاره کنند، که این کافی نیست، مثلا در ضرورت یابی ها علاوه بر مسائل معیشتی و رفاهی مردم باید به موارد زیر نیز اهمیت لازم داده شود: شناخت باورهای جامعه
راههای ایجاد نشاط اجتماعی
شناخت عوامل نارضایتی مردم
ضرورت اقدام بر اساس جامعه شناسی سیاسی
فهم مطالبات جامعه قبل از بروز هرگونه حادثه
شناخت مسائل اجتماعی که از ضرورتهای مهم جامعه است
ضرورت تزریق امید و نشاط به جامعه
ضرورت مدیریت فرهنگی
ضرورت استقرار جامعه شناسی در بستر جامعه
آگاهی از میزان جامعه پذیری سیاسی

– *به نمایش گذاشتن تجلی اراده مردمی*
تظاهرات و راهپیمایی یکی از روشهای نمایشی از اراده مردم است. که میتواند هم از طرف حاکمیت و هم از طرف مخالفین حاکمیت به راه افتد

– *شکستن سد تردید در مردم*

اراده مردم همیشه دستخوش اما و اگر و تردید است، اما با گذشت زمان و اتفاقات و حوادث، این تردید از بین میرود . و مردم برای رسیدن به مطلوب خویش دست به هر کاری میزند

نامحرمان ۱۰
-*شناسایی و انعکاس نمونه های برجسته و بارز از ضعفها ، اشتباهات و خیانتهای حاکمیت*
آنچه موجب شکاف بین مردم و مسئولان هر نظامی میشود. ناشی از ضعفها و اشتباهات حاکمیت است که عوامل برانداز یا گروههای فشار اصولا باید بخوبی از آن استفاده کنند، و تضاد بین مردم و حاکمیت را بیشتر کنند.
گسست مردم از حاکمیت دلایل متعددی دارد که به آنها اشاره خواهد شد اما اگر تئوریسین های حاکمیت توان درک اوضاع را نداشته باشند خیلی راحت خواهند شکست، و نزد افکار عمومی به ویژه جوانان تازه به دوران رسیده مفتضح خواهد شد.
حاکمیت باید دائما گسست نسلها و اختلافات بین نسلها در زمینه های مختلف را از سه منظر پیوند نسلها، تفاوت نسلها، تقابل نسلها مورد مطالعه و رصد قرار دهد.
برای این منظور لازم است آنهایی که در صدر حاکمیت نظام اسلامی ایران قرار گرفته اند ابتدا بپذیرند و بفهمند که انقطاع نسلها در ایران حداکثر از پنج سال تجاوز نمیکند، اگر متوجه این امر نباشند، هیچ وقت اوضاع اجتماعی را درک نخواهند کرد.
اما عوامل شکاف بین مردم و حاکمیت را، می‌توان در موارد زیر برشمرد:
۱. بروز منازعات سیاسی و جناحی
۲. شکاف عقیدتی و فکری
۳. کاهش اعتماد
۴. رشد فاصله طبقاتی
۵. دوری از ساده‌زیستی و افتادن در ورطه اشرافیت
۶. ناکارآمدی مدیریتی
۷. بحران‌های اقتصادی
۸. غلبه حرف و شعار بر عمل
۹. زمینه‌سازی‌های رسانه‌ای دشمن

بدیهی است که حذف یا کاهش هر یک از این عوامل ، باعث رشد همدلی و نزدیکی مردم و حاکمیت و کاهش موثر فاصله میان آنها خواهد شد.

ادامه
چالمرز جانسون در کتاب تحول انقلاب مینویسد: «انقلاب وقتی روی می دهد که یک دولت مشروعیت، اعتبار و اعتماد خود را پیش ملت خود از دست بدهد، و این هنگامی اتفاق می‌افتد که دولت به ارزشهای اجتماعی حاکم در بین مردم توجه نکند»
طبیعیست در چنین حالتی یک ناهماهنگی غیر کارکردی بین نظام اجتماعی و دولت یا نظام حاکم پیش می آید.
گاها ارزشهای اجتماعی با ارزشهای مد نظر حاکمیت تفاوت پیدا میکند، یعنی نسلهای جدید متفاوت تر از پدران خود که حکومتی را ساخته و بر آن حاکم هستند فکر میکنند.
به این حالت سینکرونیزه (همگاه) نشدن میگویند یعنی مانند چرخ دنده های ماشین دنده ها جا نروند. این نشانگر آنست که ارزشهای جدید و نا متناسب و مغایر با ارزشهای سنتی وارد جامعه شده است.
در نظامهای مکتبی تحمل و سازگاری با چنین واقعیتی برای حاکمان غیر ممکن است. مثلا در افکار مارکسیستها هر اندیشه تازه ای رویزیونیسم (تجدید نظر طلبی) تلقی میشد، و بشدت برخورد میگردید. یا در کشور ما برخیها ترس و آشفتگی از واژه اصلاحات دارند. لذا سه حالت پیش روی چنین حاکمان است، یا خود را طبق خواست مردم تغییر دهند، و انعطاف پذیر باشند، یا افکار مردم را اصلاح کنند که البته اینکار را باید قبلا میکردند. یا به زور سرنیزه حکومت غیر مقبول خود را چند سالی بیشتر نگه دارند.
چنین حکومتی مردم خود را بر آنچه میخواهند ناکام میگذارد، و چون همیشه پاسخ ناکامی پرخاشگریست، و مردم همیشه از احساس بی عدالتی و محرومیت در رنج و عذاب بسر میبرند، اگر چنین احساسی در جامعه شدید و عمیق و وسیع بوده باشد، شرایط عینی خیزش یا انقلاب مهیا می شود، و شرایط ذهنی که بعنوان چاشنی لازم است همیشه به یک تار مو بسته است. مثلا سبزی فروشی در کشوری خود سوزی میکند شرایط عینی حتی در چند کشور دیگر نیز منفجر میشود.
و اما شدت و عمق احساس محرومیت و بی عدالتی و ... بستگی به ادراک ذهنی مردم از فاصله بین انتظارات و امکانات ارضاء نیاز دارد، هر چقدر فاصله بیشتر باشد این احساس نیز بیشتر میشود.
علاوه بر این عدم توانائی و کارائی دولتها و تضاد بین طبقه اجتماعی- اقتصادی و شرایط بین المللی حتی جدایی پیوند نخبگان با نظام و نفی نظام توسط آنان نیز سهم بزرگی در مختل شدن شرایط عینی جامعه و خیزش مردمی دارد.
حالا در برابر خیزش مردمی چند عامل نگهدارنده وجود دارد. سازمان چریکهای فدائی خلق به وجود دو مطلق بازدارنده تاکید داشتند، یکی ترس مطلق مردم از حاکمیت و دومی اقتدار مطلق حاکمیت در برابر مردم، و میگفتند برای از بین بردن این دو مطلق ما باید دست به جنگ مسلحانه بزنیم، با اینکار هم صدای اعتراض بگوش مردم میرسد و هم اقتدار رژیم فرو میریزد. عده ای میگفتند شما با اینکار بهانه برخوردهای خشن را به حاکمیت میدهید. و بالاخره تز خیزش مسلحانه از طرف طراحان خود یعنی رژی دوبره و در ایران نیز از طرف بیژن جزنی مردود شمرده شد، و در سازمان چریکهای فدائی انشعابی پدید آمد که اکثریت آن جنگ مسلحانه را کنار گذاشتند. (رجوع شود به کتاب اینجانب تحت عنوان بحران در تشکلهای سیاسی چپ)
مانع بعدی هزینه هائیست که حاکمیت در برابر انتظار فایده جنبشهای سیاسی قرار میدهد، اعم از برخورد فیزیکی در میدان و یا بازداشتهای طولانی مدت... تا کفه ترازوی هزینه را در مقابل احساس محرومیت و نا عدالتی و آزادی خواهی ... بالا ببرد.
اما اگر جنس اعتراضها سخت افزاری باشد منظور اینکه مردم بخاطر نان سفره خود و سیر کردن شکم بچه هایشان قیام کنند دیگر معترضین چیزی برای از دست دادن ندارند، هیچ هزینه ای جلودارشان نخواهد بود، برای آنها بالاتر از سیاهی رنگی نیست، در چنین خیزشهایی حاشیه نشینان وار کف خیابان میشوند و بحران سیاسی بزودی به بحران اجتماعی تبدیل میشود، مغازه ها غارت و شهرها به آشوب کشیده میشوند. نا امنی موجب سقوط پایگاههای امنیتی و نهایتا سقوط حاکمیت میشود و کشور بسمت نابودی و... میرود. در این اتفاق مقصر حاکمانی هستند که با بیکفایتی خود صدای مردم را نشنیده و مشکلات اقتصادی را بر مردم تحمیل کرده اند.

احمد یغما