نهضت خدا پرستان سوسیالیست و جنبش مسلمانان مبارز
کانال تلگرامی تربیت سیاسی:
نهضت خدا پرستان سوسیالیست
قسمت اول
در جهان مدرن و صنعتی برخی از اندیشمندان مسلمان نوگرا که تصور میکردند وظیفه دارند از دل اسلام، اقتصادی را استخراج و تعریف کنند مجبور میشدند دست به دامن اقتصاد مارکسیسم یا لیبرالیسم شده و تغییراتی در آن اعمال کرده بعنوان اقتصاد اسلامی معرفی کنند. و کسانی هم نظرات مستقلی داشتند از جمله آیت الله محمد باقر صدر که علیرغم تلاش خود در کتاب «اقتصادنا» باز از نظر اقتصاددان ها نتوانست اقتصاد عملی از اسلام را معرفی کند.
لذا تاثیر پذیری از اندیشه های سوسیالیستی و کمونیستی با ادعاهای علمی و انقلابیگری بین اندیشمندان نوگرا و جوانان مسلمان مبارز از چند دهه قبل از انقلاب در ایران ناشی از فقدان اقتصاد در اسلام بود.
فردی بنام محمد نخشب (۱۳۰۲-۱۳۵۵) نخستین کسی بود که برای تلفیق شیعه با سوسیالیسم اروپایی تلاش کرد (ایران بین دو انقلاب ص ۴۲۵) وی پنج جلد کتاب نوشته که بعدا در یک مجلد منتشر شده، مهمترین آنها عبارت است از : بشر مادی، نزاع کلیسا و ماتریالیسم، قانون و اخلاق یا مقدمه ای از سوسیالیستها
ایشان در کتاب بشر مادی مدعیست که «من طرفدار یک تحول عمیق و اساسی سوسیالیستی هستم» و از همه جنبشهای چپ دنیا منهای مارکسیسم دفاع میکند، یعنی "سوسیالیسم برپایه طرز فکر خداپرستی"
البته ایشان تنها کسی نیست که چنین تصوری از اقتصاد برای اسلام داشت، مرحوم طالقانی در کتاب «اسلام و مالکیت»، محمد تقی شریعتی در تفسیر سوره ماعون، سباعی متفکر سوری در کتاب الاسلام و الاشتراکیه، سید قطب در کتاب عدالت اجتماعی در اسلام، به نوعی همین نظریه را مطرح و به شدت از آن دفاع کرده اند.
از نوشته های نخشب مشخص میشود وی با پرداخت به درون دین کاری نداشت، و شاید هم برایش مهم نبود. اما خداپرستی و توحید اجتماعی و برابری مردمی و ارزش اخلاقی بعنوان ارزشهای انسانی خالص را اساس دین اسلام میدانست.
ایشان با همین اعتقادات و البته با خردگرایی غربی تشکیلات یا به گفته خودشان «حزب نهضت خدا پرستان سوسیالیست» را در سال ۱۳۲۲ همراه عده ای تشکیل داد، این تشکل از یک شورای یازده نفره و زیرمجموعه های دیگر تشکیل شده بود. تلاش این تشکیلات نخبه گرا این بود که افکار چپ را وارد دین و دینداری کرده و ضمن حفظ ایدیولوژی اسلامی اقتصاد سوسیالیستی را بعنوان اقتصاد اسلامی در دین اسلام بگنجاند.
این تشکل همراه برخی تشکلها و صاحب نظران هم درد، توانست سوسیالیسم منطبق شده بر عدالت اسلامی در آن دوران را بعنوان یکی از مولفههای مهم در تفکر دینی غیر حوزوی مطرح کند.
ادامه دارد
نهضت خداپرستان سوسیالیست
قسمت دوم
این افراد حکومت صدر اسلام را یک حکومت سوسیالیستی تلقی می کردند البته نه تنها تفکر این افراد بلکه تفکر مارکس و لنین هم از ظهور اسلام پیدایش یک حکومت سوسیالیستی بود. بطوریکه لنین از آن بعنوان انقلاب اسلامی و مارکس جنبش اسلامی یاد کرده است.
خداپرستان سوسیالیست یک تفکر اخلاقی داشتند که در مقابل سوسیالیسم تخیلی و علمی اروپایی ها و کمونیستها بود.
مثلا یکی از تئورسین های این حزب مهندس جلال الدین آشتیانی فرزند میرزا مهدی و نویسنده کتب در رابطه با ادیان یهود و مسیحیت و زرتشت و عرفان بودا و ...بود.
وی در صفحه ۱۳ کتاب ایده آل بشر می نویسد: «انسان در راه کمال به سوی حق در حرکت است، برداشت آدمی نیز از قرآن- کتاب حق - در حال تکامل است و به همین دلیل است که دیده میشود با تکامل علم و دانش و فهم و وسعت دید بشر، درک از قرآن نیز تکامل یافته و متغیر می گردد تا جایی که در برداشت از اصول نیز دید و بینش نوینی می یابد حتی مفهوم توحید که اصل اساسی ادیان حقه است، پیوسته یکسان نبوده و بسته به درک افراد متفاوت است»
این کتاب بعلاوه کتاب اخلاق و حقوق آقای نخشب کتابهای درسی حوزه های حزبی نهضت خداپرستان سوسیالیست به شمار می آمد، و افرادی مانند دکتر ابراهیم یزدی و برادرش کاظم عضو شاخه دانش آموزی این حزب بودند.
ادامه دارد
نهضت #خداپرستانـسوسیالیست
قسمت سوم
این حزب به دلایل اختلافات داخلی دست خوش انشعاب شد، بخشی از آن تنها تا کودتای ۲۸ مرداد فعال ماند، بخش دیگر تحت رهبری نخشب و حسین راضی با همان اسم حزبی، به فعالیت خود ادامه داد و مدتی بعد به حزب ایران که گرایشهای ملی سوسیالیستی داشت پیوست.
نخشب در سال سال ۱۳۲۹ عضو شورای مرکزی حزب شد آنزمان اللهیار صالح که رهبر حزب بود افرادی مانند دکتر کریم سنجابی و دکتر کاظم حسیبی را کنار خود داشت.
اختلاف دیدگاه بین خداپرستان و عناصر لائیک حزب ایران به ویژه در شکل مبارزه با شاه که خداپرستان مبارزه قهر آمیز را برای سرنگونی رژیم مطرح میکردند، موجب اخراج انان در سال ۱۳۳۱ از حزب شد.
افراد اخراجی در سال ۱۳۴۲ تشکیلاتی بنام «جاما» را به رهبری کاظم سامی برای مبارزه با حکومت پهلوی تشکیل دادند. حبیب الله پیمان (این اسم را بیاد داشته باشید) نیز از همراهان سامی بشمار میرفت. از تابستان ۱۳۴۳ سه نشریه مهم از طرف این تشکیلات منتشر شد عناوینشان عبارت بود از:
اینست دشمن مردم،
اکنون چه باید کرد؟،
اینست راه پیروزی.
که در این نشریات مشی مسلحانه علیه حاکمیت به عنوان تنها راه نجات کشور تبلیغ شده بود.
لذا در ۲۷ مرداد ۱۳۴۴ ساواک با افراد نفوذی که در تشکیلات داشت، رهبران گروه را دستگیر کرد.
حبیب الله پیمان پس از آزادی از زندان توانست تعدادی از اعضای جاما را دوباره گرد هم آورد و با کمک نیروهای جدید، سازمان تازه ای را با نام «جنبش مسلمانان مبارز» تاسیس کند.
چند نکته:
- گروه جاما در نهضت ملی شدن صنعت نفت که نخشب رهبری را بعهده داشت سرسختانه طرفدار مصدق بود.
- جاما در بین روحانیون نیز طرفدار داشت.
-دکتر شریعتی با کاظم سامی شعبه این تشکل را در مشهد تاسیس کردند.
ابراهیم یزدی علیرغم اینکه در جوانی عضو حوزه حزب خداپرستان بود به تشکیلات نهضت آزادی ملحق شده بود.
ادامه دارد
قسمت پایانی نهضت خداپرستان سوسیالیست
دکتر علی شریعتی
علایق شریعتی به این جنبش باعث شد تا در دهه ۳۰ وی به ترجمه کتاب جَودة السحار درباره ابوذر غفاری بپردازد. کتابی که از ابوذر شخصیتی سوسیالیست ارائه کرده بود. شریعتی نام این کتاب را که مورد توجه پدرش هم بود، ابوذر خداپرست سوسیالیست گذاشت که نشانگر گرایش فکری او در این دوره است، گفتنی است که خود پدر هم کتابی با نام مبانی اقتصادی در اسلام (تهران سلمان, ۱۳۵۷) از جودةالسحار ترجمه کرد. این گرایش ریشه در افکار برخی از مسلمانان نوگرای مصر و سوریه داشت که متاثر از سوسیالیسم بودند. شریعتی در مقدمه مقاله ای که در سال ۱۳۳۴ تحت عنوان مکتب واسطه نوشت (برخیها مدعی هستند ابن مقاله قبلا توسط ابوالقاسم شکیب نیا نوشته شده بود) و بعدها با نام تاریخ تکامل فلسفه چاپ شد. مینویسد: «از میان مکتبهای ماتریالیسم و ایده آلیسم, اسلام روش مختص به خود را دارد و آن را میتوان رئالیسم نامید. رژیم اجتماعی و اقتصادی اسلام سوسیالیسم عملی است که بر طرز فکر خداپرستی استوار بوده و حد وسط میان دو رژیم فاسد کاپیتالیسم و کمونیسم میباشد» .
در مورد دکتر علی شریعتی و شخصیت علمی ایشان بعدا توضیح داده خواهد شد.
فصل دوم
جنبش مسلمانان مبارز
قسمت اول
«جنبش مسلمانان مبارز در امتداد نهضت سوسیالیستهای خداپرست به وجود آمد» این سخن دکترحبیب الله پیمان رهبر جنبش مسلمانان مبارز است. که اندکی پیش از انقلاب شکل گرفت و در شکل گیری آن افرادی مانند محمد توسلی، مهندس حریری، میرحسین موسوی،. عبدالعلی بازرگان (فرزند مهدی) نقش داشتند.
حبیب الله پیمان در شهریور سال ۱۳۴۱ کتابی تحت عنوان سوسیالیسم مردم ایران برای پر کردن خلاء «چه باید کرد» جامعه نوشته بود در ابتدای این کتاب آورده بود: «سوسیالیسم مظهر حق طلبی و عدالت خواهی انسانهاست.»
همچنین در این کتاب جنبش سوسیالیستی مرحله تکاملی نهضت ضد استعماری ملت ایران معرفی شده است (ص ۱۳۱) یا در صفحه ۱۰۱ آمده است سوسیالیسم آرمانی انسانی است که به بهترین شکلی در این دوره از تاریخ میتواند وسایل اقتصادی موجود را به شکل منطبق با منافع اکثریت مردم در آورد.
دکتر پیمان این کتاب را به گونهای نوشته که خواننده احساس میکند مانیفیست قاطع اسلام سوسیالیستی را میخواند، مثلا در عدم مشروعیت مالکیت زمین داران می نویسد: قوانین اسلام چنین مالکیتی را به شدت محکوم می سازد.
- اسلام هر مالی را که جز از راه کوشش فردی به دست آمده باشد نامشروع می داند.
- زمین متعلق به خداست و هر کس در آن کِشت کند حاصلش را مالک می شود.
- هیچ کسی حق ندارد دور زمینی حصار بکشد و گروهی را به کار در آن بگمارد و حاصل کار ایشان را تصاحب کند.
- زمین از آن دهقان است.
با گذشت زمان و نزدیک شدن به انقلاب در ایران، نقطه نظرات دکتر پیمان اینگونه تکامل یافت که دیگر جنبشی که وی رهبری آن را به عهده گرفته بود از ترکیب سوسیالیسم و خداپرستی دور شده و به اسلام به عنوان یک ایدیولوژی تمام عیار می نگریستند و رهبران جنبش مسلمانان مبارز مفاهیمی از انقلاب و حل تضادهای اقتصادی جامعه مطرح میکردند که دیگر نیازی به سوسیالیسم به عنوان راه حل نهایی باقی نمی ماند. و شاید غلط نباشد که گفته شود سوسیالیستها در برابر اسلام تعریف شده این جنبش کم می آوردند.
ادامه دارد
جنبش مسلمانان مبارز
قسمت دوم
جنبش مسلمانان مبارز بعنوان یکی از گروههای ملی مذهبی چپ، در حد وسط سازمان مجاهدین خلق و نهضت آزادی قرار داشت. و سعی میکرد نگاه دینی خود را در چهارچوب آنچه از تجربه تفکر چپ در دنیا پدید آمده ، با آنچه خود از متون دینی برداشت می کرد هماهنک کرده و سامان دهد.
این جریان برداشت روحانیت و علمای اسلامی را از دین نمی پذیرفت.
سازمان جنبش مسلمانان مبارز که فعالیت خود را از مهرماه سال ۵۶ آغاز کرد، چهره ای سیاسی فرهنگی داشت و بعد از انقلاب اسلامی، علاوه بر اطلاعیه های پراکنده، هفته نامه امت را منتشر می کرد لذا به طرفداران این سازمان امتی یا جنبشی اتلاق میشد.
(که اکثرا در پستهای مدیریتی بکار گرفته شده و بعدها بی آنکه حرفی از گذشته سیاسی خود بزنند ارتقاء یافتند.)
علیرغم اینکه عقاید دکتر پیمان مانند سازمان مجاهدین خلق مارکس زده و التقاطی به آن حد نبود باز یک فرد منحرف در بین انقلابی های «خط امام» محسوب میشد. آثار منتشر شده از ایشان چه قبل و چه بعد از انقلاب از جمله فلسفه تاریخ، حیات و مرگ تمدنها، تاریخ زندگی رسول خدا (ص) تحت عنوان گل سرخ توحید، و کتاب مذاهب بزرگ، و بهداشت تنظیم خانواده، همگی در دایره روشنفکری دینی، و گرایش و قرائت نو از دین بشمار می آیند. که هدف و استراتژی ایشان تخریب سنت ها و ایجاد نگرشی نوین برای دنیای جدید بود.
منتها کتب وی حتی قبل انقلاب مورد انتقاد قرار گرفته بود که علت آن بیشتر تاکید بر مواضع طبقاتی در تحلیل تحولات اجتماعی بود، که او را تحت تاثیر اندیشه های چپ نشان میداد.
پیمان در سال ۱۳۶۰ کتاب ریشه های نارساییهای مکتبی در روش شناخت جزمیت مارقی را نوشت. برجسته کردن عقاید خاص از نظر پیمان همان دو دلیلی را داشت که وی برای تشکیل سازمانش مطرح میکرد ۱) جمع و جور کردن بچه های مسلمانی که از سازمان مجاهدین خلق باقی مانده بودند. ۲) دفاع از اندیشه نوین دینی که زیر حملات دیگران قرار داشت.
سومی را که خودش نگفته اما کاملا ملموس است اتخاذ مشی خشونت و قهر انقلابی با سرمایه داران و مبارزه شدید بی امان با امریکا و استکبار غربی بود که بهمین دلیل هم عده ای از نهضت آزادی که چنین خصوصیاتی را نداشت جدا شدند.
ادامه دارد.
قسمت پایانی
#جنبشـمسلمانانـمبارز
هفته نامه امت تا دهه شصت منتشر شد اما با بروز قلیانات سیاسی و اعلام جنگ مسلحانه توسط سازمان مجاهدین خلق این هفته نامه برای آرام شدن فضای سیاسی کشور منتشر نشد، و بعدا نیز مجوز انتشار به آن داده نشد.
اما مواضع این سازمان در همان نشریات امت کاملا نشانگر تند روی این سازمان در مبارزه با سرمایه داری و امپریالیسم بود.
سازمان هدف عمده انقلاب اسلامی را رسیدن به جامعه توحیدی بر پایه اصول الهی در شوراهای اسلامی بیان میکرد همان تاکیدی که آیت الله طالقانی بر شوراها داشت سازمان نیز دنبال روی آن بود.
امپریالیسم ستیزی بشکل حاد و مبارزه با افکار لیبرالی با این دیدگاه که مدافعان سیاسی نظام سرمایه داری را وابسته به استعمار میدانستند متون اصلی نشریه امت را تشکیل میداد.
در افکار این سازمان مبارزه با مدرنیته هم دیده میشد، مثلا در یکی از نشریات امت از کامپیوتر به عنوان یک ابزار استعمار امپریالیسم یاد شده بود و آمده بود که چرا این وابستگی های شاهنشاهی را قطع نمیکنید! یکی از متون نوشته این بود: «هنوز که هنوز است سالانه ۴۰۰ میلیون دلار مخارج کامپیوتر از خزانه ملت ایران به جیب کمپانیهای غارتگر استعماری می رود»
این سازمان از مخالفین حزب جمهوری اسلامی بود علت آن را عدم اتخاذ مواضع اقتصادی غیر توحیدی حزب (اقتصاد سوسیالیستی) و عدم برخورد قاطع با امپریالیسم آمریکا بر میشمردند. (در مباحث قبلی به اتهاماتی که توسط جوانان بعضا انقلابی هم به آیت الله بهشتی وارد میشد اشاره شده است)
شعار این جنبش عبارت بود از : «نابود باد امپریالیسم و پایگاههای داخلی آن لیبرالیسم و ارتجاع»
سازمان جنبش مسلمانان مبارز مدافع سرسخت اعدامهای انقلابی سرمایه داران و عوامل وابسته به رژیم گذشته بود. از دیدگاه آنان هر سرمایه داری مصداق مفسد فی الارض بوده و میبایست اعدام شود و یا بجای زندان در اردوگاههای کار اجباری دوران محکومیت خود را بگذراند.
برخی از افراد این سازمان در سالهای بعد در نشریه ایران فردا (وابسته به عزت الله سحابی به فعالیت خود ادامه دادند)
مواضع جدید دکتر پیمان را خودتان پیگیری کنید.
مخاطبین این "وب" جوانان به ویژه دانشجویان عزیز می باشند.