تحلیل اول و آخر در مورد اوضاع سوریه
با نام خدا
نگاهی کوتاه اما واقع بینانه (کاملا بی طرفانه) به اوضاع کشور سوریه
تحلیل از: احمد یغما تير ماه ۱۳۹۱ خورشيدي
ماههاست که شرایط انقلابی بر کشور سوریه سایه افکنده است اما سوال اینجاست که آیا این کشمکش که وجهه مسلحانه بخود گرفته است میتواند ویژگی یک نهضت انقلابی را داشته باشد یا خیر؟
آنچه که یقینا میتواند یک انقلاب و دگرگونی مثبت را در یک کشور بوجود آورد آلترناتیو مشخص و مورد قبول عموم مردم یا حکومت جا نشینی با همین ویژگی است که نیاز مبرم و شرط لازم آن هژمونی یا سرکردگی جنبش میباشد و اپوزوسیون (opposition گروه های مخالف حاکمیت) به تنهائی نمیتواند نقش مثبت را در بوجود آوردن انقلاب سالم ایفا کند. چرا که در بوجود آمدن انقلاب دو اصل را باید در نظر گرفت:
الف) حکومتی که میخواهیم جایگزین کنیم چه حکومتی است. (همان اصل استراتژیک "بکجا میخواهیم برویم" )
ب) چگونه و با چه روشهائی میتوانیم حاکمیت فعلی را ساقط کنیم.
اگر بخواهیم اوضاع کنونی سوریه را با دو اصل فوق تطبیق دهیم به نقایص مهم زیر پی میبریم
الف: هنوز با گذشت یک و نیم سال از آغاز یک خیزش مردمی در سوریه، گروههای مخالف نتوانسته اند هژمونی مورد توافق خود را سازمان بخشند و این گروهها فاقد سرکردگی و رهبری مشخص میباشند. هژمونی میتواند یک حزب اصولی عموم پسند و یا یک رهبر کاریزماتیک (Charismatic) باشد که در کشور سوریه هیچیک از گروههای موجود خصلت حزبی و عامه پسند ندارند خاصه آنکه فعلا حول محور براندازی حاکمیت به توافق رسیده اند و اختلافات پرنسیبی (اصولی) خود را باهم بصورت پتانسیل نگه داشته اند این اختلافات یا در صورت طولانی شدن زمان براندازی و یا قطعا بعد از آن ظهور خواهد نمود.
بنابر این فقدان هژمونی تهدیدهائی را بعد از براندازی در سوریه بدنبال خواهد داشت که به نمونه های آن اشاره می شود. قابل ذکر است که عدم اجازه روسیه و چین به دخالت مستقیم نظامی ناتو در بروز این تهدیدها موثر است لذا شرایط سوریه با دیگر کشورهای عربی بعد از فروپاشی حاکمیت، کاملا متفاوت است.
- تسویه حسابهای شخصی و خونین بعد از فروپاشی
- عدم امنیت جانی مردم
- احتمال افتادن پایگاههای موشکی کشور بدست برخی از گروههای تند روی ضد اسرائیلی و استفاده بی رویه و حساب نشده از آن علیه اسرائیل، بطوریکه خود اسرائیل علیرغم تمایل به این فروپاشی، از این موضوع کاملا نگران بوده و اقدامات پدافندی عامل را انجام میدهد.
- جنگ داخلی
- عدم ثبات کشور بمدت طولانی.
ب: روش جنگ مسلحانه برای ساقط کردن یک حکومت بعد از تجارب جنبشهای چریکی منسوخ شده و این روش مبارزاتی توسط خود جنبشهای چریکی در گذشته نقد گردیده است. نمونه بارز آن تجارب جنبش الفتح می باشد. در کشور ایران نیز بیژن جزنی این شیوه مبارزاتی را به نقد کشید. و از نقش جنبش چریکی بعد از توده ای شدن مبارزه صرفا به عنوان پیشاهنگان مردم آنهم تحت شرایطی که حزب تراز نوین طبقه کارگر بر جامعه مسلط شود سخن به میان آورد. لذا تمامی جنبشهای چریکی خط و مشی "چه گوارا" و "رژی دوبره" را به دور افکندند و به مشی مبارزات توده ای (مردمی) روی آوردند. و معتقد بر این شدند که در شرایط توده ای بودن مبارزه، امکان رشد سیاسی و سازماندهی بین نیروهای مترقی و تقویت و توسعه حزبی و تربیت کادر مجرب برای اداره امور مملکت بعد از فروپاشی میسر است. لذا فروپاشی با جنگ مسلحانه را به مثابه تولد زودهنگام جنینی دانستند که هر چند متولد میشود اما امکان زیستن برایش مقدور نمی باشد.
نتیجه کلی: جنگ فعلی سوریه از هر جهت به ضرر مردم و کشور سوریه است اما این جنگ که موجب تضعیف دولت و از بین رفتن جوانان سوری و نهایتا ضعیف شدن کشور سوریه چه در شرایط ماندگاری "بشار اسد" و یا شکست وی خواهد شد، مطلوب نظر کشور اسرائیل و سیاستهای نفع طلبانه غرب و امریکا می باشد. لذا ادامه این جنگ در تامین "استراتژی بزرگ" امریکا مناسب و موثر است.
آنرا که به صحرای علل تاخته اند بی او همه کارها به پرداخته اند
امــــروز بهانه ای در انداخته اند فردا همه آن بودکه در ساخته اند
(خیام)
تير ماه ۱۳۹۱ خورشيدي
مخاطبین این "وب" جوانان به ویژه دانشجویان عزیز می باشند.