کانال تلگرامی تربیت سیاسی:
جهنمِ #هیروشیما و #ناکازاکی
قسمت اول

روز دوم ماه مه، سال 1945 میلادی است. دریا سالار "دونیتز" فرمانده نیروی دریایی آلمان بود که در آن لحظه خطیر به جای هیتلر، همه کاره آلمان شده بود.
برنامه ای که متفقین (آمریکا، شوروی، انگلیس، فرانسه) برای پایان جنگ ترتیب داده بودند. درست اجرا شد، آلمان شکست خورده و متلاشی شده به زانو درآمد و دریاسالار دونیتز بدون قید و شرط تسلیم شد. آلمانی ها در همه جبهه ها اسلحه ها را بر زمین گذاشتند. اما جنگ جهانی دوم با اینکه آغازگر آن تسلیم شده بود هنوز ادامه داشت، یعنی در آن طرف دنیا در قاره ای دیگر هنوز جنگ با کمال شدت جریان داشت، و این جنگی بود میان امپراطوری ژاپن و ایالات متحده آمریکا، و میدان جنگ، جنگل های انبوه، باتلاق های مخوف و جزایر کوچک و دورافتاده ی اقیانوس آرام بود، امریکا با همه امکانات فراوان جنگی و اقتصادی خود قادر به مقابله با ژاپنی ها که بسیار سخت کوش و سخت جان و بی باک بودند، نبود.
تصور کنید آلمان شکست خورده، ایتالیا به زانو درآمده، بلغارستان و رومانی و اتریش و سایر متحدین آلمان هم مضمحل شده اند. اما ژاپنی ها که از روز 7 دسامبر 1941 با حمله به "پرل هاربور" بندر آمریکایی در اقیانوس آرام، به کمک آلمان وارد جنگ شده بود، بدون کوچکترین احساس ضعف همچنان می جنگیدند و خلبانانشان درعملیاتهای انتحاری و متحورانه، دنیا را متعجب کرده بودند.
پایان جنگ معلوم نبود و همین نامعلومی بود که سبب شد تا رئیس جمهوری جدید ایالات متحده ی آمریکا "هری.س. ترومن" که بعد از مرگ "فرانکلین دلانو روزولت"در 12 ماه آوریل 1945 از معاونت به ریاست جمهوری رسیده بود، آخرین فرمان را صادر کند.
ادامه دارد....

⚫ جهنم #هیروشیما و #ناکازاکی
قسمت دوم
صدور آخرین فرمان رئیس جمهوری امریکا قطعا یکی ازفجیع ترین فرمان های دوران جنگ جهانی دوم محسوب میشود، و می توان ادعا کرد این فرمان، امری بر تعویض دوره ی تمدن بشری و مرگ انسانیت بود. زیرا رئیس جمهوری آمریکا در آن فرمان به نیروی هوایی امریکا دستور داده بود تا ژاپن را بمباران اتمی کنند. و این اولین بار بود که در جهان، از اتم، و نیروی شگرف، مهیب، و جادویی آن استفاده می شد. و افسوس که این اولین استفاده، یک بهره برداری مرگبار بود. استفاده ای برای محو و نابودی صدها هزار مردم بی گناهی که به قول "برتراند راسل" فیلسوف انگلیسی: "مردم ناگهان به دود و بخار و گاز مبدل شدند و به ابدیت پیوستند..." بله بمب اتم حاصل کاری بود که "انریکوفرمی" دانشمند و فیزیک دان معروف ایتالیایی آن را آغاز نمود و "اینشتین" اسرار آن را کشف کرد و "ترومن" دستور استفاده از آن را صادر کرد، و بالاخره سرگرد "کلود اترلی" از نیروی هوایی ایالات متحده ی آمریکا اجرا کرد. یعنی با فشار یک تکمه ی کوچک، در یک لحظه، صدها هزار بشر، کباب شدند، سوختند، دود شدند، و به گاز و بخار مبدل گشتند. وقتی علم درخدمت بشربت نباشد چنین میشود که دانشمندان فیزیک، راز شکفتن هسته اتم را کشف میکنند، یک دانشمند ریاضی دان یهودی مذهب به نام آلبرت اینیشتین که هیتلر او را از آلمان فراری داده بود، فورمول توقف الکترون های چرخنده به دور پروتون ها را به دست می آورد و به این ترتیب، کلکسیون اسلحه ی بشر که ابتدا سنگ و چوب و پاره استخوان بود و کارد و شمشیر و خنجر و نیزه و تیر و کمان و سپس به توپ و تفنگ و تانک و دینامیت تبدیل یافته بود تکمیل شود.
گام نخستین
همه دول درگیر با نبرد، در پی کشف سلاح قدرتمندی بودند تا بتوانند جنگ را سریع به نفع خود پایان دهند لذا دانشمندان همه ممالک، در صدد پیدا کردن وسیله ای بودند که بتوان با آن نیروی زایدالوصفی را که بر اثر خرد شدن و شکستن اتم به وجود می آید مهار کنند، هیتلر بیش از سایر رهبران دول جنگجو اصرار داشت که بمب اتمی داشته باشد. زیرا متوجه شده بود که دیگر دوران توپ و تفنگ به پایان رسیده است و برنده جنگ، دولتی است که به اسلحه ی اتمی مجهز باشد. برای اینکه دانشمندان آلمانی بتوانند هر چه زودتر بمب اتمی را به دست آورند یک کارخانه ی بزرگ تولید آب سنگین در نروژ که تحت سلطه و نفوذ آلمان ها بود به وجود آوردند و انصافا نیز دانشمندان آلمانی به موفقیت های درخشانی نایل شدند و نزدیک بود که آلمان اولین کشور اتمی جهان شود. اما از آنجائیکه مهمتر از داشتن سلاح اتمی داشتن شبکه اطلاعاتی و ضداطلاعاتی در کشورهاست و سرویس ضد اطلاعات آلمان که باید مانع نشت این اخبار به گوش جاسوسان متفقین میشد کم کاری کرده بود و مهمتر از آن موفقیت سیستم اطلاعاتی متفقین بود که اگر متوجه این فعالیت آلمانیها نمیشدند محکوم به شکست در جنگ میشدند، لذا یک گزارش سری از مامور شماره ی "اف –اس 958_یو" در نروژ که متفقین را در جریان فعالیتهای هسته ای آلمانیها قرار داده بود، سبب شد تا چرچیل، نخست وزیر انگلستان دستور انهدام کارخانه ی آب سنگین آلمانی ها را در نروژ صادر کند، در حالیکه آلمان در یک قدمی ساخت این سلاح بود، 250 هواپیمای بمب افکن و شکاری متفقین این کارخانه عظیم را که بیش از 200 توپ ضد هوایی از آن محافظت می کردند، چنان درهم کوبیدند که همه امیدها و آرزو های هیتلر در مورد به دست آوردن بمب اتمی نقش بر آب شد.
ادامه دارد...

⚫ جهنم #هیروشیما و #ناکازاکی
قسمت سوم
بعد از حادثه ای که توضیح داده شد هیتلر چندبار دیگر کوشید، شاید بتواند در یکی از کشورهای اشغالی اروپا کارخانه تولید آب سنگین را راه بیندازد و به بمب اتم دست یابد، ولی هربار فعالیتهای سری و پنهان آلمان، توسط سرویسهای اطلاعاتی متفقین کشف و هواپیماهای انگلیسی و آمریکایی محل فوق را منحدم میکردند و البته یکی دوبار نیز با عملیات پارتیزانی محل فعالیت هسته ای آلمان نابود شده بود. اما در همین زمان در سه کشور دیگر یعنی روسیه، انگلستان و امریکا دانشمندان اتمی سخت سرگرم تلاش برای یافتن فورمولاتم بودند و از میان این سه کشور، ایالات متحده امریکا به سبب داشتن امکانات مادی بیشتر، پیشاپیش دیگران قرار داشت.
یک سوم مردم نابود شدند
برخی از ساکنین بندر هیروشیما، هواپیمای دژ پرنده را که در ارتفاع زیادی پرواز می کرد دیدند و حتی دیدند که چیزی از هواپیما بیرون افتاد و با چتر نجات کوچکی به پایین آمد، اما نمیدانستند که آن چیز سفیر نابودیست. آن چیز با چتر سفید رنگش وقتی به ارتفاع معینی رسید، ناگهان قیامت به معنی واقعی کلمه برپا شد و جهنم درهای خود را به روی مردم هیروشیما گشود. همه بندر غرق در دود و آتش شد. ابری غلیظ و سفید رنگ و سنگین مانند قارچ از زمین روئید و درخود پیچید و لوله شد و به طرف بالا رفت و آنگاه به رنگهای مختلفی درآمد که همه اینها در یک آن اتفاق افتاد. ولی برای مدتی نام هیروشیما ازصفحه ی روزگار محو شد. زیرا شهر زیرو رو گشت و مردمش نابود شدند.
درباره تلفات هیروشیما تا بحال مطالب زیادی نوشته شده است، ولی همه در یک مورد اتفاق نظر دارند و آن اینست که در همان ابتدای انفجار، یک سوم مردم شهر به تمام معنی نابود شدند، یعنی نه از بدنشان چیزی باقی ماند، نه از استخوان ها و نه از لباس و کفش ... و بعدها که آب ها از آسیاب افتاد، مقامات آمریکایی توضیح دادند که «این صدهزار نفر بدون اینکه کشته شوند بخار شدند! و ذرات وجودشان به ابدیت پیوسته است». یک سوم دیگر جمعیت هیروشیما یعنی حدود یکصد هزار نفر دیگر، بعدها براثر عوارض ناشی از تشعشعات رادیو اکتیویته موجود در بمب اتم دچار بیماری ها و زخم های عفونی شدید شدند و با نهایت زجر و عذاب جان سپردند. و بقیه که در نقاط دور از حیطه بمب اتم بودند و یا به عللی زخم های کوچک برداشته بودند، زنده ماندند تا حوادث وحشتناک روز ششم ماه مه 1945 را برای سایرین بازگو کنند.
ادامه دارد

⚫ جهنم #هیروشیما و #ناگازاکی
قسمت پایانی (۴)
ناگازاکی جهنم دیگر
خبر انفجار بمب اتمی ژاپن را تکان داد، زیرا قبل از آن دولت آمریکا چند بار ژاپن را به تسلیم دعوت کرد و تهدید کرده بود که در غیر اینصورت به حملات تازه ای دست خواهد زد. و حالا که سلاح تازه یعنی بمب اتمی وارد میدان شده بود، دنیا منتظر ماند که ببیند تصمیم ژاپن چیست؟ ولی امپراتوری ژاپن این ضربه دردناک را تحمل کرد و تسلیم نشد. بلکه بعد از ماجرای هیروشیما چند جزیره و پایگاه دیگر را نیز از جزایر متعلق به امریکا تصرف کرد.
دولت آمریکا مدت سه روز به ژاپن مهلت داد و چون خبری از تسلیم نشد، بار دیگر یک هواپیمای دژ پرنده از نیروی هوایی آمریکا در حالی که یک بمب اتمی دیگر با خود حمل می کرد به پرواز درآمد. اینبار هدف بمباران اتمی به اختیار خلبان گذاشته نشده بود و بندر ناگازاکی برای این کار انتخاب گردیده بود. ناگازاکی بندری معتبر و پرجمعیت در مغرب جزیره "کیوشو" یکی از چهار جزیره اصلی ژاپن محسوب میشد و در حدود پانصد هزار نفرجمعیت داشت و از حیث سبک ساختمانها، بیشتر به شهرهای درجه اول اروپایی شبیه بود.
ترومن دستور داد که بعد از بمباران ناگازاکی، اگر ژاپن تسلیم نشد، یک بندر دیگر از بنادر جزیره ی "شی کوکو" و بعد توکیو پایتخت ژاپن با بمب اتمی ویران شود.
روز 9 اوت سال 1945 میلادی، بار دیگر درهای جهنم به روی ژاپن باز شد. انفجار بمب اتمی و حرارت ناشی از آن و سایر عوارضی که بعد از انفجار بمب اتمی به وجود می آمد، همان صحنه ها و اتفاقاتی را که در هیروشیما روی داده بود. تکرار کرد. دود و بخار و گاز شدن مردم، ویرانی عمارات و ساختمان ها، نابودی مزارع و کارخانه ها و رادیو اکتیویته شدن همه جا، و چون خبر این بمباران به امپراتور ژاپن رسید، دیگر درنگ را جایز ندانست.
بلافاصله شورای عالی جنگی ژاپن تشکیل شد و به پیشنهاد امپراتور برای جلوگیری از ازدیاد تلفات ناشی از انفجارهای احتمالی آینده، دولت ژاپن تصمیم گرفت که تسلیم شود.
و به این ترتیب جنگ جهانی دوم پایان یافت.
اگر ایالات متحده آمریکا، اولین قدرت اتمی جهان در پایان جنگ جهانی دوم بود، امروزه دیگر اولین قدرت نیست، زیرا غیر از آمریکا، دولتهای دیگری مثل روسیه، انگلستان، فرانسه، چین، هندوستان، پاکستان، اسرائیل نیز دارای قدرت اتمی هستند. و همه مدعی استفاده مسالمت آمیز از آن میباشند. ولی آینده دنیا با این قدرتهای اتمی چه خواهد شد؟ کسی نمیداند. و افکار جهانی با شعار معروف "اتم برای صلح"که توسط هری ترومن و آیزنهاور داده شده دلخوش کرده اند.
بدیهی است خلاصه تاریخ جنگ جهانی دوم را در فرصتهای بعد تقدیم خواهم کرد.
پایان
از توجه شما بزرگواران سپاسگزارم 🙏♥️

احمد یغما