برای مشاهده تمامی قسمتهای این کتاب کلیک نمایید
استفاده از مطالب این کتاب فقط با ذکر نام مؤلف (احمد یغما) و یا با لینک کامل به این وبلاگ مجاز است
نقطه نظرات حميد مؤمني
ايشان نيز معتقد بود: « در شرايط كنوني ايران، يك تاكتيك و يك شيوه مبارزه در مقابل نهضت قرار دارد؛ و آن تاكتيك قهرآميز و شيوه مبارزه مسلحانه است.»
وي در پاسخ به كتاب «شورش»،[1] مواضعي را بيان مي كند، كه اهم آن را مي توان بشرح ذيل دسته بندي نمود:
ـ «دولتهاي سوسياليستي بايد تا مي توانند به انقلابيان خارج از مرز خود به طريقه هاي مختلف كمك كنند، و اين كمك داراي اشكال گوناگون است، حتي گاهي با كمك لشگركشي هم مي توانند سرزمينهاي ديگر را آزاد كنند، ولي همواره بايد توجه داشت كه: در هر پديده عوامل داخلي اساس تكامل است، و عوامل خارجي، شرايط تكامل، كه فقط به اعتبار عوامل داخلي مي تواند عمل كند.» با اين توضيح ايشان در ديگر قسمتهاي رساله اش چنين مي آوردكه: «(…) عوامل خارجي مي توانند به رشد انقلاب در يك جامعه كمك كنند ولي انقلاب پديده اي داخلي است، و به هيچ وجه نمي تواند صادراتي باشد.» وي در بحث شرايط عيني و ذهني جامعه نيز چنين مي گويد كه: «شرايط عيني را نظام اجتماعي حاكم خلق مي كند و شرايط ذهني را شرايط عيني مي آفرينند.»
مؤمني، «امر سياسي» را محتواي مبارزه مي دانست، و «امر نظامي» را شكلي از مبارزه قلمداد مي كرد. و آنگاه نتيجه مي گرفت: «كار تئوريك و مبارزه مسلحانه هر دو اشكالي از كار سياسي هستند. زيرا كه هدف هردو سياسي است.» وي، در همين رابطه، ترور «فرسيو» را مثال مي زد، وچنين استدلال مي كرد كه: «اعدام فرسيو، يك شكل نظامي داشت، ولي يك عمل سياسي بود، تاثير سياسي اعدام وي را حتي يك ميليون اعلاميه هم نمي توانست ايجاد كند.»
مؤمني، نظر نهائي خود را در مورد اشكال مبارزه اينگونه بيان مي كرد كه: «در شرايط كنوني مبارزه مسلحانه براي ما شكل اصلي مبارزه است، البته اشكال ديگر مبارزه نيز در كنار آن وجود خواهد داشت، و با آن تلفيق خواهد شد، اما اشكال ديگر مبارزه فقط به اعتبار مبارزه مسلحانه و در پوشش حمايتي آن مي تواند وجود داشته باشد، هر كس اين را قبول ندارد، هر چقدر دلش مي خواهد داد بزند، ولي تاريخ فرمان مرگ او را صادر كرده است». www.ahmadyaghma.blogfa.com
ديدگاههاي س.چ.ف.خ. به «مشي مسلحانه» بعد از سالهاي53
سازمان، در موضع گيريهاي ايدئولوژيكي خود، پذيرش و عدم پذيرش مشي مسلحانه را، تفاوت يك ماركسيست با يك فرد غير ماركسيست مي دانست. چرا كه مي گفتند «تفاوت اين دو در برخورد «علمي و عيني» و برخورد «غير علمي و ذهني» با پديده ها است». لذا بر اين استدلال تاكيد داشتند كه: «عوامل عيني خارج از اراده و كنترل ما عمل مي كنند، بنابر اين جنبش به مثابه يك عامل ذهني مي بايست حركت اين عوامل را محاسبه كرده و مشي خود را بر آن متكي كند.» آنگاه بر اين مبنا، سه زمينه را در محاسبه عوامل عيني وذهني انتخاب مي كردند: «موقعيت توده ها، موقعيت رژيم، موقعيت پيشاهنگ»[2] سپس: «تهاجم ديكتاتوري شاه وسلب كليه حقوق مردم را شرط لازم مبارزه مسلحانه» ذكر كرده و « تجارب داخلي و جهاني كه نيروهاي مبارز در اين دوره كسب كرده بودند را شرط كافي براي آغاز مبارزه در وطن» [3] قلمداد مي نمودند.[4]
با اين بينش، سازمان، حداقل شرايط را براي دست زدن به مبارزه مسلحانه در ايران «وجود نا رضائي مردم از شرايط اقتصادي و سياسي جامعه كه حاصل سيستم طبقاتي سرمايه داري وابسته و رژيم ديكتاتوري فردي بود (…) يعني ديكتاتوري شاه كه هر گونه امكان گسترش و تكامل مبارزه را از طريق مسالمت آميز غير ممكن ساخته بود، و از هر گونه حركت اعتراضي مردم ولو براي رسيدن به خواسته هاي صرفا اقتصادي شان جلو گيري مي كرد.» مي دانست.[5]
سازمان در خصوص نقش جنگ مسلحانه در برجسته شدن تضادهاي اجتماعي بين رژيم وتوده مردم، اين اعتقاد را داشت كه: «رشد تضادها مرهون جنبش مسلحانه است، اگر جنبش نمي بود تضادها مي توانستند مدتها به رشد خاموش خود ادامه دهند، اما اينك پيشاهنگي در ميدان است كه رشد اين تضادها را تسريع مي كند و نيروهائي را كه در دو طرف تضاد قرار گرفته اند به برخورد مي كشاند.»[6]
غلبه ي مشي جزني، برمشي احمدزاده، در درون سازمان
تا سال 1353، گروه احمدزاده در سازمان، برتريت داشت. اما در اين سال، سازمان با طرح كردن دو برداشت متفاوت از مبارزه، در واقع، نقطه نظرات جزني و احمدزاده را، تقابل هم قرارداده[7] سپس در نشريه «19 بهمن» شماره هاي 4و7 سالهاي 1354و1355، محترمانه اقدام به نقد و اشكال تراشي در نظرات احمدزاده و پويان و حتي صفائي فراهاني نمود. مثلاَ: درباره ي جزوات پويان واحمدزاده، طي ده صفحه تحليل، موارد ذيل نقد و بررسي گرديد:
ـ « كمبودهاي آن دو نفر در تحليل اجتماعي- اقتصادي ايران»
ـ « مرحله انقلاب»
ـ « مسئله حزب»
ـ « مبارزه مسلحانه به مثابه استراتژي»
ـ « مبارزه مسلحانه به مثابه تاكتيك»
ـ « نقش محوري، مبارزه مسلحانه، و بكاربستن ديگر اشكال مبارزه»
ـ « مبارزه سياسي، ناچار بايد بر اساس مبارزه مسلحانه سازمان يابد.»
ـ « مسئله شهر و ده»
ـ « رهبري جنبش رهائي بخش و رسالت طبقه كارگر» و ...
كه سازمان، در تحليل خود: كمبودها، اشتباهات و نقصانهاي آنها را به وضوح تشريح كرده و سپس به تاييد و تفسير نظرات جزني مبادرت نمود.[8]
تفسير سازمان از دو مشي جنگ مسلحانه *
بطوري كه گفته شد: سازمان طي اين سالها به دو برداشت متفاوت، از مبارزه مسلحانه، رسيده بود. كه با رد مشي احمد زاده، مشي جزني وحميد اشرف را تاييد و در محور تاكتيك مبارزه خود قرار داده بود. كه اينك ـ جهت تفهيم بيشتر موضوع ـ ديدگاه سازمان نسبت به اين دومشي، آورده مي شود.
برداشت سازمان از مشي مسعود احمدزاده [9]
اين برداشت مي گويد: «هنگامي كه جريانها ي پيشرو دست به مبارزه مسلحانه مي زنند، ضروري نيست كه موقعيت انقلابي ( به معني شرايط عيني انقلاب ) فراهم باشد. پيشاهنگ خود در تسريع فراهم شدن اين شرايط فعالانه شركت مي كند. بنابر اين آغاز عمليات مسلحانه به منزله آغاز انقلاب نيست، بلكه اين عمليات آغاز مرحله نويني در جنبش رهائي بخش خلق است و محتواي اين جنبش مبارزه ايست ضد ديكتاتوري فردي شاه. مبارزه مسلحانه تركيبي است از اشكال مسالمت آميز و نظامي مبارزه كه شكل نظامي نقش عمده و محوري را در آن به عهده دارد. اعمال قهر انقلابي در اين مرحله سرشت تبليغي دارد. اين مرحله مي تواند سالها بطول انجامد و از اين راه است كه پيشاهنگ خلق، تكامل يافته و موفق به بسيج توده ها شده، جنبش راه تكامل خود را به سوي انقلاب رهائي بخش مي پيمايد. جريانهاي وابسته به طبقه كارگر در اين جنبش بايد نقش فعال داشته باشند. رهائي طبقه كارگر بدون توجه به جنبش رهائي بخش، و در اين مرحله بدون مبارزه با ديكتاتوري شاه غير ممكن است، در پروسه اين مبارزه است كه پيشاهنگ طبقه كارگر رشد يافته و طبقه كارگر و زحمتكشان را بسيج كرده، و به عالي ترين شكل پيش آهنگ دست مي يابد. جنبش پيشاهنگي قادر است در جنبش رهائي بخش، رهبري همه خلق را به عهده گرفته و هژيموني[10] طبقه كارگر را در انقلاب دمكراتيك توده اي تحقق بخشد.»
برداشت سازمان از مشي جزني
سازمان با پذيرش اين مشي، در توضيح وتشريح آن چنين مي گفت :
«شرايط عيني انقلاب در موقع شروع مبارزه مسلحانه وجود داشته ويا دارد. بنابر اين توده ها آماده اند كه به نداي پيشاهنگ مسلح خود پاسخ دهند، كافي است كه ما با جانبازي و فداكاري به رژيم حمله كنيم تا مردم پشت سر ما قرار بگيرند بنابر اين با شروع اولين عمليات، بايد به سرعت آن را گسترش داد. در مدت كوتاهي مي توان دست به سربازگيري در شهر يا روستا زد.» حتي اين مشي، شرايط را به فنري كه سخت فشرده شده تشبيه مي كرد، كه تنها يك ميخ كوچك آن را نگهداشته است، و آنگاه مي گفت: «وظيفه ما اين است كه ميخ كوچك را خرد كنيم، ناگهان فنر منفجر خواهد شد.» اين مشي اعتقاد داشت كه: «بشكه باروت آماده انفجار است يك جرقه كافي است تا انقلاب آغاز گردد.» و سپس نتيجه مي گرفت كه: «محتواي مبارزه مسلحانه انقلاب دمكراتيك توده ايست و از آنجا كه در اين انقلاب طبقه كارگر نقش اساسي دارد. پس همه كوشش ما اين است كه طبقه كارگر را آگاه سازيم.»[11]
از ديدگاه اين نظريه، عنصر سوسياليستي انقلاب، در ماهيت ضد سرمايه داري طبقه كارگر نهفته شده بود، لذا روي طبقه كارگر تاكيد يك جانبه مي كردند[12] و مصمم بودند كه همه سعي و كوششان در مسير آگاه سازي طبقه كارگر باشد.
مفهوم مشي مسلحانه توده اي (مشي جزني )
اين مشي علاوه بر عمليات نظامي، به استفاده از تبليغات نيز معتقد شده بود و به ديگر اشكال مبارزه به عنوان اشكالي كه در پروسه ي مبارزه مي توانند نقش كمكي داشته باشند، اعتقاد پيدا كرده بود، و چون اعتقاد بر آماده بودن «شرايط عيني» داشتند، لذا مي گفتند: «توده ها بر اثر عمليات مسلحانه به پيش آهنگ روي خواهند آورد و بنابر اين مبارزه مسلحانه از همين راه توده اي مي شود.»
البته طرفداران اين جريان، انتخاب شيوه مبارزه مسلحانه را صرفا در «تاكتيك» خلاصه نمي كردند؛ اما با اندكي رقيقتر از تز «مبارزه مسلحانه هم تاكتيك، هم استراتژي»، آن را واجد ارزشهاي بسيار مهم «استراتژي» نيز مي دانستند. مثلاَ يكي از اين ارزشها را چنين بيان مي كردند كه: «اگر خواهان مبارزه مسلحانه باشيم در واقع انقلابي هستيم وگرنه «رفورميست » خواهيم بود.»[13]
اين جريان مخالفين خود را، اپورتونيست چپ ( پيروان مشي احمدزاده) ويا اپورتونيست راست ( اعضاي حزب توده) معرفي مي نمود؛[14] و با شدت زيادي بر آنها حمله مي كرد.[15]
سازمان چريكهاي فدائي خلق، بعد از انقلاب
در مقاطع انقلاب (سالهاي 56 و اوايل 57)، سازمان در خارج از زندانهاي رژيم شاهنشاهي وجود نداشت. اما بعد از بازگشائي زندانها، سازمان با نيروي كمي كه داشت، ضمن برخي اقدامات نظامي، اعلام موجوديت نمود. كه منتقدين سازمان بعدها از اين اقدامات، به عنوان عمليات پاسبان كشي ياد كرده و آن را در راستاي خود نمائي و ظاهر سازي سازمان قلمداد نمودند، اين افراد در ابتداي رهائي از زندان اعلاميه اي تهيه و پخش نمودند كه در آن از مردم خواسته مي شد «درتظاهراتي كه هيچ ثمره اي جز كشته شدن ندارد شركت نكنند» و تحليلشان اين بود كه اين حركت بدليل فقدان رهبري و عدم وجود حزب طبقه كارگر نمي تواند پيروز شود و در نيمه راه متوقف خواهد شد. و البته گاهي با حضور در تظاهرات ضد شاهنشاهي مردم، اقدام به دادن شعارهاي سازماني خود مي كردند، كه مقبوليتي براي مردم در آن مقطع زماني، و با آن شور و حال آرماني نداشت،[16] از جمله شعارهايشان اين بود: «پرولتارياي ايران متحد شويد» و بعدها شعار «نان،مسكن،آزادي» را بر آن اضافه نمودند كه همين شعارها بعد از انقلاب نيز ادامه داشت،[17] سازمان در همين ايام جهت اعلام مواضع خود، نامه ي سرگشاده اي خطاب به رهبر انقلاب اسلامي نوشت و در آن نامه كه تهديد آميز تلقي مي شد آورد كه: «خلق ما براي آزادي مبارزه مي كند نه حكومت اسلامي»
در جريان حمله مردم به پادگانها، سازمان با آمادگي قبلي، تا حدي كه برايش مقدور بود خود را مسلح نمود.
اين سازمان، از بيستم ديماه 57، انتشاراتش را تحت عنوان: «خبرنامه هاي سازمان» آغاز نمود. كه در آن گزارشهائي از عمليات نظامي خود را نيز منتشر كردند. از جمله: حمله به اكيپ ارتش در ميدان شهر سنندج در مورخه 4/11/57 كه مسؤوليت محافظت از مجسمه شاه را داشتند، ويا حمله به ستاد ژاندارمري كل كشور در خيابان سي متري در مورخه 9/11/57، در اين خبر نامه ها منتشر گرديد.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، سازمان ابتدا برنامه حد اقل خود را در 24 بهمن 57 منتشر نمود، در اين برنامه خواستار نابودي تمامي اركان سلطه اقتصادي و سياسي، نظامي، فرهنگي امپرياليسم و پايگاه داخلي آن شده بودند. در بند دوم اين برنامه چنين آمده بود: «در اين انقلاب شكوهمند خلق ما، پيكار و اقدامات بر حق آيت الله خميني را در سرنگوني نظام سلطنتي و مبارزه بر عليه امپرياليزم و نوكران داخلي آن تاييد كرده و با تمام نيرو از اقدامات بر حق ايشان حمايت مي كنيم»
در بند سوم خواستار تشكيل ارتش خلقي شده بودند، و در ديگر بند، خواهان شركت كارگران و زحمتكشان شهر و روستا، كارمندان و بازاريان، دانشگاهيان، فرهنگيان، روحانيون و روشنفكران در شوراي انقلاب گرديده بودند. در بند پنجم موارد زير را مطالبه كرده بودند: «انحلال مجلسين، انحلال ارتش و تمام اركان هاي حاكميت رژيم سابق، اخراج همه مستشاران نظامي خارجي و لغو كليه قراردادها و پيمانهاي اسارت باري كه از طرف امپرياليسم تحميل شده است»
در همين برنامه از دولت موقت خواسته بودند: پيوند مردم را با خلقهاي انقلابي و نيروهاي مترقي سراسر جهان بويژه خلقهاي فلسطين و ظفار استحكام بخشد، و در مبارزه عليه امپرياليسم و صهيونيسم در كنار آنان قرار گيرد.
خواسته هاي ديگر سازمان (فهرست وار) بشرح ذيل بود:
· ملي كردن تمام بانكها وتاسيس يك بانك واقعاَ ملي
· اداره و كنترل همه مؤسسات ملي شده توسط كاركنان آن مؤسسات، واداره و كنترل صنعت نفت بدست كارگران.
· به رسميت شناختن شوراهاي واقعي كارگري، و لغو كليه ديون و تعهدات مالي كارگران، دهقانان، پيشه وران، كارمندان، به بانكها و مؤسسات دولتي.
· واگذاري شركتهاي سهامي زراعي و كشت و صنعت ها و ساير مؤسسات مشابه به كاركنان و كشاورزان.
· تشكيل دادگاههاي خلق و مجازات همه عوامل رژيم سابق.
· آزادي كامل قلم و بيان و اعتقادات، آزادي تشكيل احزاب و سازمانهاي سياسي، صنفي، اجتماعي، فرهنگي.
· انجام انتخابات مجلس مؤسسان براي تامين سيستم حكومتي نوين ايران.
سازمان در زير اين برنامه سه شعار به خط درشت نوشته بود، كه عبارت بود از: «گرامي باد خاطره شهداي انقلاب شكوهمند ميهن، مستحكم باد پيوند كارگران و زحمتكشان با سازمان چريكهاي فدائي خلق ايران، پيروز باد مبارزه مسلحانه تنها راه رهائي خلق ايران. »[18]
در آن مقطع، افكار غالب بر سازمان، «جنگ مسلحانه» با جمهوري اسلامي بود. و اين نظريه بر ساير نظرات ديگر چيرگي داشت. لذا گويش يا لحن بيانات سازمان، با شتاب بيشتري، نسبت به انقلاب اسلامي، تند تر مي شد. تا اينكه سازمان، راه خود را كه به اصطلاح «پيشاهنگي طبقه كارگر» بود، با همان تئوريهاي جنگ مسلحانه ادامه داد. و منطقه كردستان را ـ كه بستري مناسب براي جنگ با نظام داشت[19] ـ براي اين منظور انتخاب نمود.[20]
اقدام ديگر سازمان، كه متأثر از سياست «بهره گيري از تضادها» بود، در شهرستان گنبد بعمل آمد، كه به غائله گنبد معروف گرديد. غائله عبارت بود از: در گيري بين ستاد خلق تركمن (كه توسط سازمان ايجاد شده بود)، با اقشاري ديگر از مردم، سازمان با طرح مسئله زمين و آزادي، و بهره گيري از برجسته نمودن مسئله تسنن و تشيع، موفق شد جنگ بين تركها و تركمنها را به مدت چند روز به راه اندازد.[21]
هم زمان با مسئله گنبد، سازمان در كردستان نيز با همكاري ديگر گروههاي مخالف جمهوري اسلامي، به پادگان مهاباد حمله كرد و سلاحهاي موجود اين پادگان را تصاحب نمود، و در بهار سال 58 به پادگان سنندج حمله نمود. وتعدادي از سربازان آن پادگان را كشته و يا مجروح ساخت.[22]
خط سازمان در اين زمان، عبارت بود از: «عمليات نظامي در مناطق حساس و جدا كردن آن مناطق از زير پوشش حكومت» كه به اين اقدام «آزاد سازي» اطلاق مي كردند.
همچنين فعاليتهاي سياسي، و تبليغي، در مسير اهداف مشي مسلحانه، در مراكز آموزشي و كارگري يعني مدارس و دانشگاهها و كارخانجات نيز، اشكال ديگر مبارزاتي سازمان را تشكيل مي داد.
[1] كتاب «شورش» در نفي «لنينيزم» و «انقلاب اكتبر» و نيز، در نفي ضمني تمام انقلابهاي سوسياليستي ديگري كه تا آن زمان به وقوع پيوسته بود، نوشته شده است. نويسنده كتاب از طرفداران كمونيزم، و جهان بي طبقه بود، و لنينيزم را انحراف در مبارزة كمونيستي كارگران جهان مي دانست. او معتقد بود كه: راه كمونيزم راه ديگر، و مجزائي از راه لنينيزم است، اين كتاب اول بار در سال 1351، به صورت پلي كپي چاپ شد، اساس اين كتاب بر دو مسئلة انقلاب جهاني، و مساله اشكال مبارزه، استوار است. نويسنده كتاب معتقد است: «انقلاب وقتي در سرزميني پيروز شد بايد بدون درنگ از طريق جنگ و لشكر كشي مستقيم انقلابيان پيروز شده، توسعه پيدا كند.» (قريب به مضمون) حميد مؤمني در كتاب خود تحت عنوان: «شورش نه، قدم هاي سنجيده در راه انقلاب» برخي از نظريات نگارنده شورش را نقد و بررسي كرده است. بطوريكه قبلا آورده ايم مؤمني نيز از معتقدين به مشي چريكي بوده است.
[2] س چ.ف.خ. مبارزه مسلحانه چيست و چه خصوصياتي دارد.
[3] در سالهاي 1963 ـ1970 كه مبارزه مسلحانه در ايران مطرح مي شد، پروسه هاي مبارزاتي مهمي به سوي مبارزه مسلحانه، جهان را تحت تاثير قرار داده بود. از نظر اهميت، انقلاب كوبا از همه چشمگيرتر بود. بطوريكه پيروزي جنگ چريكي كوبا، تقريباَ بلافاصله، در آمريكاي لاتين موجي از مبارزات مسلحانه را برانگيخت. جنبش انقلابي كوبا در سالهاي 39 تا 42 به تدريج از جانب جريانهاي (مخالف رژيم)، شناخته شد. ولي در مقطع سالهاي 42 به بعد به عنوان تجربه اي كه مي توانست: اصل «چه بايد كرد» را براي برخي از ماركسيستها مشخص كند، مورد توجه قرار گرفت. هرچند كه موقعيت مكاني و زماني و ديگر شرايط از جمله باورهاي مردمي و غيره در ايران متفاوت با كشور كوبا بود.
[4] همان منبع
[5]همان منبع
[6] مقاله اثر مبارزه مسلحانه بر موقعيت توده ها طي سه سال گذشته (س چ.ف.خ.)
[7] طرفداران جزني معتقد به مبارزه مسلحانة تاكتيكي و طرفداران مسعود احمدزاده معتقد به مبارزه مسلحانه به عنوان تاكتيك و استراتژي كه اولي مشي مسلحانه توده اي را تجويز مي كرد و دومي مشي مسلحانه چريك پيشتاز را مشي درست مي دانست (بعدا هردو مشي توضيح داده خواهد شد)
[8] مجله 19 بهمن، سال 1355، شماره 7
[9] چريك، فريدون كشاورز، ارگان سازمان چ.ف.خ. ص 17
[10] به معني رهبري - سركردگي
[11] چريك، فريدون كشاورز، ارگان سازمان چ.ف.خ. ص 17
[12] مشي جزني، مبارزه مسلحانه را به منزله اولين مرحله يك جنگ توده اي با شعار «حاكميت خلق تحت رهبري طبقه كارگر» معرفي مي كرد. و نيز تضاد عمده را «تضاد خلق با امپرياليسم و بورژوازي كمپرادور» (بورژوازي وابسته) مي دانست. لذا معتقد بود: «هرچه شعار بر عليه امپرياليستها بيشتر باشد سودمندتر است، با اين توضيح كه مشي احمد زاده تضاد عمده را «تضاد خلق با ديكتاتوري شاه» مطرح مي كرد.
[13] چريك، فريدون كشاورز، ارگان سازمان چ.ف.خ. ص 163
[14] اين تفكر از آنجا ناشي مي شد كه: بيژن جزني در جنبش انقلابي طبقه كارگر ظهور دو تمايلات خورده بورژوازي را مطرح مي نمود، يكي «اپورتونيسم چپ» و ديگري «اپورتونيسم راست». وي اپورتونيسم چپ را «دگماتيسم» و اپورتونيسم راست را «رويزيونيسم» قلمداد مي كرد، و معتقد بود: اين دو جريان انحرافي به صورت حزب توده و گروههاي سياسي شبيه آن از يكسو و گروهها و سازمانهاي چيني رقيب حزب توده از طرف ديگر، «رويزيونيسم» و «دگماتيسم» را در جنبش عمومي تحقق داده اند. وي تصريح مي كرد كه: جنبش انقلابي مسلحانه از خارج توسط «اپورتونيسم راست» تهديد مي شود، و از درون صفوف خود، در معرض ابتلا به بيماري چپ روي است، لذا اين دو جريان را دو روي يك سكه مي ناميد، اما هميشه ترسش از اپورتونيسم چپ بيشتر بود، و مي گفت: «گسترش و سلطه اپورتونيسم چپ در جنبش مسلحانه حاضر، به اپورتونيسم راست فرصت مي دهد كه در مبارزات ايدئولوژيك خود بر ضد جنبش انقلابي به موفقيتهائي نائل گردد.
[15] بيش از هشتاد درصد بحثها و مبارزات ايدئولوژيكي گروههاي چپ در ايران، بويژه بعد از سالهاي 1355، صرف برخورد با هم ديگر مي شد. اين روند با گذشت زمان غليان بيشتري داشته و بطوريكه شاهد خواهيد شد در بعد انقلاب اختلاف نظرها و متهم كردن همديگر به ارتداد و رويزيونيسم و فرصت طلب وغيره به حد اوج خود مي رسد. واگر يك اعلاميه بر عليه نظام نوشته مي شد، قطعا دهها اعلاميه ويا جوابيه ديگر برعليه گروههاي رغيب نشر و پخش مي شد.
[16] مطالعات ماركسيستها از اسلام و آگاهيهايشان از اين مكتب چندان عميق نبود و اكثر ماركسيستهاي تحليل گر، اطلاعات خود را در مورد اسلام صرفاَ از مطالعه كتاب (اسلام در ايران› نوشته (پطروشفسكي› مي گرفتند و مطالعه آن كتاب را براي اسلام شناسي كافي مي پنداشتند. (ابوذر ورداسبي در كتاب خود تحت عنوان: جزميت فلسفه حزبي اين كتاب را نقد نموده است).
[17] البته: در آن ايام هنوز سازمان خط سياسي مشخص و اصلي خود را پيدا نكرده بود. و اختلاف نظرها موجب مي شد كه نظرات تند چند نفر بر ديگران غلبه نمايد، بطوريكه محكوم كردن حركت مردم بعدها نيزتوسط خانم اشرف دهقاني ادامه يافت وايشان هيچ وقت قبول نكردند كه در ايران انقلابي رخ داده است، چرا كه وجود حزب تراز نوين طبقه كارگر را در هژموني جنبش مردمي نمي ديدند. لذا مدتها بعد از پيروزي انقلاب نيز از آن به عنوان قيام ياد مي كردند.
[18] همين برنامه، در خبرنامه مورخه 30 بهمن 57 نيز چاپ شده بود
[19] در اوايل انقلاب تمامي متخاصمين جمهوري اسلامي، اعم از ساواكيهاي فراري، گاردهاي فراري و نظاميان وابسته به شاه نيز از منطقه كردستان براي جنگ عليه رژيم، استفاده مي كردند.
95 فرمول جنگ مسلحانه، و عملياتهاي چريكي سازمان، عواقب فجيعي را در منطقه كردستان، به ويژه شهر پاوه به جاي گذاشت كه حقير، (نگارنده) به اميد آن روزي كه هيچ انساني براي رسيدن به اهداف خود، انسان ديگري را از بين نبرد؛ از پرداختن به اين موارد اجتناب مي كنم.
[21] «ريگاي گه ل» (ارگان س چ.ف.خ. شاخه كردستان) در مقاله شماره 6، دخالت خود را در جريان مطالبات مردم تركمن، و بحران بوجود آمده در گنبد، تاييد نمود.
[22] «ريگاي گه ل» در هيات موسوم به «نمايندگي خلق كرد» شركت مي كرد، و در همين رابطه مطرح مي نمود: «تا هنگامي كه شركت در اين هيات اصول انقلابي مان را خدشه دار نسازد در آن خواهيم ماند و تلاش خواهيم كرد، سياست هاي آن را جهت دفاع هرچه پيگيرتر از منافع زحمتكشان خلق كرد و مصالح طبقه كارگر و همة زحمتكشان ايران سمت دهيم». شايان ذكر است كه سازمان با حزب كومله بويژه با شيخ جلال و رزگاري مخالفت مي كرد. و در بحران اختلاف بين حزب دموكرات و حزب كومله، جانب حزب دموكرات كردستان را مي گرفت و از آن دفاع مي كرد. ادامه دارد/