نکته هایی از حقوق اساسی

تالیف از : احمد یغما                                                کلیک برای صفحه نخست

انتشار و یا استفاده از مطالب این وبلاگ فقط با درج منابع و نام مولف و آدرس وبلاگ بلامانع است

حقوق اساسي از شکل دولت و سازمان قواي عاليه حکومتي (مقننه مجريه و قضائيه) و صلاحيت و وظايف هر يک از آنها بحث مي کند، در صورتيکه حقوق اداري، سازمان، صلاحيت و وظايف سازمانهايي را که مجموع آنها قوه مجريه را تشکيل مي دهند، مطالعه ميکند.

تعيين اصول عمومي و خط مشي و سياست کلي امور (اعمال حکومتي يا سياسي) وظيفه اصلي قوا و مقامات عاليه کشور (سه قوه) مي باشد.

اعمال اجرايي يعني اعمال قوه مجريه دو نوع است. اعمال اداري 2- اعمال سياسي يا حکومتي {کلان}

اعمال اداري مربوط به اعمال عادي و روزمره زندگي اجتماعي است مانند انواع خدمات اجتماعي، فرهنگي، تعاوني و شهري از قبيل آب برق تلفن ايجاد راهها- و وسايل ارتباطي – ومخابراتي – تهيه ارزاق عمومي – تامين بهداشت – و رفاه همگاني ايجاد مدارس و مراکز آموزشي و درماني – تنظيم ترافيک شهر – و بالاخره حفظ نظم و امنيت در جامعه.

موضوع اعمال اداري دو چيز است:

1- حفظ نظم عمومي در جامعه (پليس اداري)

2- تامين نيازها و خدمات عادي روزانه و تکراري (خدمات يا امور عمومي)

قوانين خاصي که دست دولت را براي اعمالي مثل سلب مالکيت باز گذاشته است اصطلاحا امتيازات حقوق عمومي يا امتيازات ناشي از حق حاکميت دولت يا امتيازات قدرت عمومي يا امتيازات خارج از حقوق خصوصي ناميده ميشود. اين حقوق مغاير اصول حقوق مدني است که بر برابري و آزادي اراده افراد مبتني است. 

ماده 19 قانون تقسيمات کشوري : وزارت کشور حق دارد در امور کلي و موارد مهمه و فوري، اصل سلسله مراتب اداري را رعايت نکند و مستقيما به فرمانداران دستور داده و بعدا استاندار را از آن آگاه نمايد. فرمانداران نيز حق دارند، در موارد فوق، گزارش اقدامات خود را مستقيما به وزارت کشور فرستاده و استاندار را از آن آگاه سازند. ص97

شهرستانها

به موجب قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات کشوري،شهرستان از لحاظ تراکم جمعيت به دو درجه تراکمي تقسيم ميشود. تراکم زياد با 120 هزار نفر و تراکم متوسط با 80 هزار نفر جمعيت

ماده 10 قانون تقسيمات کشوري :

 فرماندار مثل استاندار يک مامور سياسي است که مجري سياست عمومي دولت در قلمرو ماموريت خود است و وظايف خود را زير نظر استاندار انجام مي دهد

وظايف و مشاغل مهم فرماندار به قرار زير است:

1- نمايندگي سياسي دولت در شهرستان. فرماندار مانند استاندار نماينده اول و مسئول حفظ سياست عمومي دولت است و به اين عنوان بر تمام ادارات کشوري محل ماموريت خود بجز دادگاهها و امور نظامي نظارت عالي دارد.

2- ماده 12- ابلاغ قوانين و مقررات و نظارت بر اجراي آنها در شهرستان. چون فرماندار نماينده عالي و اول دولت در حوزه شهرستان است، معمولا همه قوانين و مقررات به وسيله او به اطلاع اهالي شهرستان مي رسد.

وزارتخانه ها و ادارات مستقل دولتي مکلفند يک نسخه از دستورها و بخشنامه هايي را که در موضوعات کلي و اساسي به دواير تابعه خود در شهرستانها صادر مي نمايند، براي آگاهي استاندار بفرستند که توسط او به فرماندار ابلاغ شود.

چون فرماندار نماينده اول دولت است، بنابر اين مسئوليت اجراي قوانين و مقررات در بين تمام رؤساي ادارات شهرستان دردرجه اول بر عهده اوست.

فرماندار قوانين و مقررات را در قسمت مربوط به دواير خود مستقلا اجرا ميکند و مسئول اجراي آنهاست و در دواير و ادارات ديگر شهرستان نيز بدون اينکه مستقيما مداخله نمايد- که موجب اختلال در امور بشود – نظارت دارد که قوانين و مقررات کاملا اجرا شده و ماموران دولت از حدود وظايف و اختيارات خود تجاوز ننمايند.(ماده 13)

3- رسيدگي به شکايات مردم: اين وظيفه يک سنت ديرينه است و قانونگذار نخواسته آن را بشکند. اين رسيدگي جنبه تحقيق و تفتيش و وارسي دارد و نه جنبه قضايي، و اغلب مفيد واقع شده، و موجب رفع شکايت مي گردد.

فرماندار اگر ملاحظه کند که قوانين و مقررات در موردي به اجرا گذاشته نشده و يا يکي از ماموران کشوري قلمرو و ماموريت او از حدود و اختيارات خود تجاوز نموده است در آن باب تحقيق مي کند و نتيجه را به استاندار گزارش خواهد داد (ماده 14)

4-حفظ نظم عمومي: فرماندار مسئول حفظ نظم عمومي و برقراري امنيت در شهرستان است و نيروهاي انتظامي کشور که تابع وزارت کشورند، مکلفند هرگونه حوادث و اتفاقات محلي را به وي اطلاع داده،دستورهاي قانوني او را اجرا کنند.

ماموران انتظامي مکلفند هرگونه حادثه و اتفاق مهمي را به صورت کتبي علاوه بر استانداران و فرمانداران و بخشداران، به سازمانهاي دولتي که با آن حادثه مرتبطند، اطلاع دهند.

5- سرکشي مرتب به امور قلمرو فرمانداري. فرماندار مکلف است دست کم سالي دو نوبت به قلمرو ماموريت خود سرکشي کند و اگر در جريان کارها اخلالي مشاهده کرد آن را رفع کند و گزارش اقدامات خود را به وزارت کشور بفرستد.

6- نظارت به امور بخشها و دهستانها. بخشداران و دهياران زير نظر فرماندار و مطابق دستور او انجام وظيفه مي کنند و فرماندار مکلف است پيوسته بر اعمال آنها نظارت داشته باشد.

7- نظارت بر شوراهاي محلي و شهرداريها. فرماندار مکلف است در حدود مقررات بر اعمال شوراهاي محلي و شهرداري نظارت کند.

8- وضع آئين نامه انتظامي. مطابق ماده 17 قانون تقسيمات کشوري، فرماندارمي تواند در امور کشاورزي و اوضاع اجتماعي شهرستان و همچنين براي حفظ اموال عمومي و آثار ملي در صورت اقتضا، آيين نامه هاي انتظامي وضع کند و ادارات شهرستان مکلفند از نظامات مزبور که در حدود قوانين وضع شده است، تبعيت کنند.

وضع آيين نامه هاي انتظامي و پليسي يکي از اختيارات مهم فرماندار به شمار مي رود.

نظامات فرمانداري بايد در حدود قوانين باشد و مخالف تصويبنامه ها و آئين نامه هايي که از طرف هيات دولت و وزيران وضع مي شود نباشد.

مطابق قانون، فرماندار مکلف است در هر مورد که نظاماتي وضع مي کند،استاندار را از آن آگاه سازد. وزير کشور و يا استاندار مي توانند چنانچه نظامات فرمانداري را بر خلاف قانون و مقررات و يا مخالف مصالح و مقتضيات تشخيص دهند آن را لغو کنند.

9- مراقبت از پيشرفت و بهبود اوضاع اجتماعي محل و تامين رفاه عمومي.

10- نظارت فرماندار. فرماندار بر ادارات کشوري محل ماموريت خود نظارت عاليه دارد تا قوانين و مقررات در دواير و ادارات حوزه ماموريت خود کاملا اجرا شود و رؤساي ادارات شهرستان نيز مکلفند در حدود مقررات، تذکرات قانوني فرماندار را رعايت کنند و او را از مسائلي که با سياست عمومي دولت و امنيت محل ارتباط دارد آگاه سازند. فرماندار هر نوع اصلاحي را که از لحاظ حسن اداره امور لازم بداند به استاندار پيشنهاد مي کند و مي تواند درباره رؤساي ادارات قلمرو خود اظهار نظر کند.

·          شوراي اداري شهرستان :

            مطابق ماده 18 قانون تقسيمات کشوري اين شورا به منظور ايجاد هماهنگي بين ادارات شهرستان به رياست فرماندار تشکيل مي شود. اعضاي آن فرماندار، معاون فرماندار، و رؤساي ادارات شهرستان مي باشد.

وظيفه اين شورا تهيه وسايل بهبود امور فلاحتي، آبادي و عمراني شهرستان و بهداشت آن و به طور کلي مساعدت فرماندار در انجام و ظايفي است که قانون بر عهده او گذاشته است.

جزئيات سازمان و وظايف شوراي اداري شهرستان به موجب آيين نامه مورخه 7 بهمن ماه 1361 وزارت کشور مقرر گرديده که خلاصه آن :

عضويت شوراي اداري شهرستان انتخابي نيست. فرماندار، معاون فرماندار، و رؤساي عاليمقام ادارات کشوري و لشکري شهرستان، اعضاي اصلي وثابت آن بوده، در تمام دوره ماموريت خود در  آن عضويت دارند.

مطابق آئين نامه، در موردي که موضوع مشاوره، کاري عام المنفعه باشد- که بايد به هزينه اهالي اجرا شود-  فرماندار مي تواند نمايندگان اصناف و مالکين و معتمدين محلي را براي اظهار نظر به شورا دعوت کند و نيز وي ميتواند در مواردي که موضوع جنبه فني دارد متخصصين و کارشناسان را براي مشورت دعوت کند.

رياست شورا با فرماندار و در غيبت او با نايب رئيسي است که از بين اعضاي شورا با اکثريت آرا انتخاب مي شود.

شورا هر ماه لااقل يک مرتبه جلسه عادي خواهد داشت. هرگاه حادثه اي در شهرستان روي دهد فرماندار مي تواند- چنانچه لازم بداند اعضاي شورا را به طور فوق العاده دعوت کند.

تاريخ جلسه ثابت شورا، 15 هر ماه و محل تشکيل آن اداره فرمانداري است.

رئيس شورا غيبت غير موجه آنها را در صورتمجلس ذکر کرده به اطلاع استاندار و وزارت کشور مي رساند.

تهيه و تنظيم دستور جلسه با فرماندار است ولي هر يک از رؤساي ادارات که در شورا عضويت دارند، مي توانند تقاضا کنند مطالبي در شورا طرح شود. تصميمات شورا با اکثريت آرا اتخاذ مي شود ولي بايد نظر اعضايي که در اقليت هستند در صورتمجلس قيد گردد. در صورت تساوي آرا، راي فرماندار با هر طرف باشد، آن مرجح خواهد بود.

صورتمجلس مذاکرات و تصميمات به امضاي اعضا مي رسد، و بايد رونوشتي از آن به استاندار، و رونوشت ديگر به وزارت کشور فرستاده شود.

وظايف و اختيارات شورا اداري شهرستان:

1- ايجاد وحدت عمل و تشريک مساعي در پيشرفت امور شهرستان

2- مطالعه و تهيه وسايل بهبود وضع فلاحت و بهداشت و فرهنگ شهرستان وتربيت بدني و به طور کلي امور مربوط به عمران شهرستان.

3- رسيدگي به اعتراضات اشخاص ذينفع و همچنين رسيدگي به تصميمات شوراي بخش و برنامه فلاحتي بخش که اداره کل کشاورزي آن را براي اجرا ابلاغ مي کند (طبق مواد 2 و 11 قانون عمران).

4- بررسي هر مطلبي که رئيس شورا در حدود قوانين در شورا مطرح مي سازد.

5- ايجاد وحدت عمل بين شوراهاي بخشهاي شهرستان و هماهنگ کردن عمليات آنها با يکديگر.

6- هر مطلب ديگري که انجام آن قانونا بر حسب دستور دولت به عهده شورا گذارده مي شود.

تصميمات شورا:

مطابق قانون تقسيمات، شوراي اداري شهرستان مقام اداري مخصوصي که از خود صلاحيت اتخاذ تصميمات لازم الاجرا داشته باشد، نيست، بلکه وظيفه آن مساعدت فرماندار در انجام دادن وظايفي است که قانونا به عهده او محول شده است، به همين جهت تصميمات شورا براي فرماندار تنها جنبه شور و اظهار نظر دارد و چنانچه آنها را مقتضي نداند و يا مطابق مقررات و تعليمات مرکز نداند، مي تواند از اجراي آنها خودداري کند.

در هر حال چون اجراي بسياري از برنامه هاي فرهنگي، کشاورزي و عمراني به اقدام و تشريک مساعي ادارات مختلف نياز دارد، شوراي اداري شهرستان که از تمام رؤساي ادارات محلي تشکيل مي شود، در ايجاد وحدت نظر و هماهنگي و همکاري ادارات و تسريع جريان امور نقش مؤثري به عهده دارد.

·          سازمان اداري بخش:

   وظايف بخشداران عين وظايف فرمانداران بوده و تابع فرماندار مي باشند علاوه برآن مرجع رسيدگي به کارهاي دهياران و دهبانان که عهده دار امور دهستانها و روستاها هستند نيز هست و بر آنها نظارت ميکند.

به موجب قانون هرگاه عشاير و ايلات در مسير کوچ به اقتضاي نوع زندگي و اشتغال و تحرک و گرفتن خدمات مورد نياز، در چند ماه از سال در محدوده بخش اقامت کنند، در اين مدت بخش مذکور بخش عشايري شناخته مي شود و بخشدارهمان محل با مسئوليت و اختيارات ويژه با عنوان بخشدار سيار مسئول ارائه خدمات و هماهنگي امور عشاير با ادارات و سازمانهاي مربوط خواهد بود و در غياب او امور عمومي بخش را قائم مقامش اداره خواهد کرد.

به موجب ماده 20 آئين نامه اجرايي مورخ 5/8/63 قانون تقسيمات کشوري، در آن دسته از محدوده شهرهايي که مرکز واحدهاي تقسيمات کشوري نيستند، و روستاهاي موضوع ماده 2 قانون و مکانهاي مستقل همچون شرکتهاي صنعتي، کشاورزي، مسکوني و نظاير آنها، يک نفر به عنوان رابط بخشدار در آن محل تعيين مي شود که نحوه گزينش و حدود وظايف او در دستورالعمل مورخ14/7/64 وزارت کشور معين شده است.

·          سازمان شوراي بخش:

اين شورا مانند شوراي اداري شهرستان يک مقام اداري است و اعضاي آن عبارتند از : بخشدار و رؤساي دواير کشوري بخش (بعنوان اعضاي ثابت و اصلي) و چند نفر از زارعين محل که عده و شرايط انتخاب آنها در آئين نامه وزارت کشور تعيين گرديده است. مدت عضويت زارعيني که به عضويت شورا انتخاب مي شوند، سه سال است که در هر سال يک ثلث آنها از عضويت خارج و به جاي آنها اعضاي جديد انتخاب مي شوند. شوراي بخش داراي يک نفر منشي است که از طرف بخشدار انتخاب مي شود.

مذاکرات شورا وقتي رسميت دارد که لااقل دو ثلث اعضاي شورا در جلسه حاضر باشند. تصميمات شورا با اکثريت آرا خواهد بود و راي اعضايي که در اقليت واقع مي شوند بايد در صورتمجلس قيد گردد و در صورت تساوي ارا، راي رئيس با هر طرف که باشد تعيين کننده است.

وظايف شورا:

وظايف شوراي بخش به تفصيل در ماده 9 آيين نامه شورا معين شده است. اين وظايف بيشتر شامل عمران و آباداني روستاهاي واقع در بخش،و رفع نيازهاي اجتماعي، کشاورزي و بهداشتي روستاها و ساير نيازهاي عمومي از قبيل ايجاد راههاي فرعي، تامين آب، درختکاري و حفظ جنگلها و درختان معابر،تهيه بذر و نهال مرغوب، مبارزه با آفات نباتي و حيواني، تاسيس شرکتهاي تعاوني و کشاورزي، ايجاد درمانگاهها، تشويق کشاورزان براي تشريک مساعي در اين زمينه ها وبالاخره بررسي کمبودها و پيشنهاد طرحهاي لازم براي توسعه و پيشرفت عمران است.

در حال حاضر تصميمات شوراي بخش فاقد جنبه الزامي بوده و صرفا جنبه مشورتي و تشريک مساعي ادارات محل دارد

·          سازمان اداري دهستان و روستا

دهستان کوچکترين واحد تقسيمات کشوري است که داراي محدوده جغرافيايي معين است و از به هم پيوستن چند روستا، مکان و مزرعه همجوار تشکيل مي شود که از لحاظ محيط طبيعي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي همگن بوده، از حيث امکانات خدمت رساني و برنامه ريزي، در شبکه واحدي جاي گيرند.

دهستانهاي کشور از لحاظ جمعيت و وضع اقليمي به سه درجه تراکمي تقسيم مي شوند. تراکم زياد (8000نفر) تراکم متوسط (6000نفر) و تراکم کم (4000نفر).

·          روستا

روستا، واحد مبدا يعني اساس تشکيل واحدهاي تقسيمات کشوري است ومزرعه واحد کشاورزي و مکان واحد غير کشاورزي است (مانند کارخانه، ايستگاه، کارگاه و نظاير آنها) که به دو صورت مستقل و تابع شناخته مي شود.

هر دهستان توسط دهيار و هر روستا توسط دهبان اداره مي شود. که زير نظر بخشدار مربوط انجام وظيفه مي کنند.

·          مختصري در مورد شوراها

آيين نامه داخلي شوراها به وسيله شوراي عالي استانها تنظيم و پس از تصويب وزير کشور به اجرا گذاشته ميشود.

استانداران، فرمانداران، بخشداران، و ساير مقامات کشوري که از طرف دولت معين مي شوند، حق شرکت در جلسات شورا را دارند و در صورتي که شورا ها لازم بدانند مکلفند در جلسات شرکت کنند. امام جمعه محل مي تواند به عنوان ناظر در شورا شرکت کند. شوراها مي توانند اطلاعات مورد نياز خود را از سازمانها و مؤسسات دولتي بخواهند و آنها مکلفند اطلاعات لازم را در اختيار شورا قرار دهند.

·          شرايط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان شوراي اسلامي

1- داشتن سن حداقل 15 سال تمام

2- سکونت در محل به مدت حداقل يک سال (سکونت يکساله بايد به زمان اخذراي متصل باشد)

3- تابعيت ايران

·          شرايط انتخاب شوندگان

به موجب ماده 24 قانون اصلاحي، شرايط انتخاب شوندگان عبارت است از:

1- داشتن حداقل 22 سال سن

2- سکونت در محل به مدت حداقل يک سال (سکونت يکساله بايد به زمان اخذراي متصل باشد) و يا سابقه نمايندگي مجلس

3- اعتقاد و تعهد عملي به اسلام و وفاداري به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران،

4- عدم گرايش به احزاب، سازمانها و گروههاي غير قانوني يا التقاطي و غيرالهي.

5- آشنايي با مسائل اجتماعي و عدم سابقه خيانت در امانت و محکوميت جرايمي که مستوجب حد شرعي است.

6- عدم وابستگي به رژيم سابق.

7- عدم اشتهار به فساد اخلاقي

8- تابعيت ايران.

·          وظايف و اختيارات کلي شوراها:

وظايف و اختيارات کلي شوراها در ماده 19 قانون و اصلاحيه آن آمده است که اهم آن عبارت است از:

- بررسي کمبودها و نيازهاي اجتماعي اقتصادي، عمراني، بهداشتي، آموزشي و  ساير امور رفاهي حوزه انتخابيه و ارائه راه حل در همه اين زمينه ها به شوراهاي مافوق و مقامات مسئول.

- برنامه ريزي در جهت مشارکت مردم در انجام خدمات اجتماعي و عمراني و فرهنگي و ساير امور رفاهي با موافقت و هماهنکي مراجع ذي ربط و نظارت بر اجراي آنها.

انجام بخشي از اعمال اجرايي سازمانها از قبيل پخش مواد سوختي و ارزاق. آمارگيري و تحقيقات محلي به درخواست مقامات مسئول.

- انتخاب يک نفر براي نامزدي عضويت در شوراي مافوق.

- اعلام مصوبات شورا به شوراي مافوق و مقامات مسئول و اعلام آن در صورت اقتضا براي اطلاع همگاني.

- همکاري با سازمانهاي مملکتي

- دادن گزارش لازم درباره حوزه فعاليت خود به نماينده و يا نمايندگان آن حوزه در مجلس شوراي اسلامي.

- همکاري با ارگانهاي اجرائي مسئول در تشکيل انجمنهاي اجتماعي، امدادي، ارشاد و تعاونيها،

- انتشار گزارش عملکرد سالانه خود براي اطلاع همگاني پس از تصويب آن در آخرين جلسه هر سال.

- نصب و عزل شهردار. که از اختيارات خاص شوراي شهر است.

                         انتشار و یا استفاده از مطالب این وبلاگ فقط با درج منابع و نام مولف و آدرس وبلاگ بلامانع است

·          بودجه شوراها:

از طريق درآمدهاي محلي و در صورت نياز از طريق عوارضي که در مقابل خدمات ارائه شده وضع مي شود، تامين ميگردد و کمبودهاي آن را دولت به درخواست شوراي عالي استانها از محل درآمدهاي عمومي جبران و تامين مي کند (مواد 20 و 22قانون)

شوراها مي توانند براي دفاع از حقوق و اموال خود در دادگستري عليه اشخاص حقيقي و حقوقي، اقامه دعوي و يا در مقابل دعاوي آنان دفاع کنند. (ماده 17 قانون)

مصوبات شوراها:

استانداران، فرمانداران، بخشداران و ساير مقامات کشوري که از طرف دولت معين مي شوند، براساس اصل يک صدوسوم قانون اساسي در حدود اختيارات شوراها ملزم به رعايت تصميمات شوراها هستند و هرگاه نسبت به تصميمات شوراها اعتراض داشته باشند مي توانند ظرف يک هفته از تاريخ ابلاغ آنها، نظر خود را به شورا اظهار و درخواست تجديد نظر کنند.

در صورتيکه شورا از راي خود عدول نکند، معترض مي تواند مراتب را براي رسيدگي نهايي به شوراي مافوق ارجاع دهد و راي آن شورا قطعي و لازم الاجرا است و اجراي مصوبه مورد اختلاف تا صدور راي نهايي متوقف مي ماند (مواد 14 و 15 قانون)

نظارت دولت بر شوراها:

نظارت بر تصميمات شوراها- بطورکلي به منظور رسيدگي به تخلفات و انحرافات شوراهاي اسلامي کشور و در صورت لزوم انحلال آنها، کميسيوني مرکب از نمايندگان شوراي عالي قضايي، وزارت کشور و شوراي عالي استانها در مرکز تشکيل مي شود. اين کميسيون ميتواند در مراکز شهرستانهاي استان، شعب فرعي تحقيقاتي ايجاد کند، اما راي نهائي با کميسيون استان خواهد بود.

در صورت انحلال قطعي شورا، وزارت کشور مکلف است حداکثر ظرف مدت يک ماه انتخابات شوراي جديد را برگزار کند. (جز در مواردي که کمتر از شش ماه به پايان دوره باقي مانده باشد.)

سلب عضويت هر يک از اعضاي شورا مبني بر تخلف از وظايف قانوني به پيشنهاد سه چهارم اعضا و با راي دادگاههاي صالحه امکان پذير است و در صورت سلب عضويت از عضوي، وي در انتخابات دوره بعد آن شورا از انتخاب شدن محروم است (ص114)

علاوه بر تخلف از وظايف قانوني که موجب سلب عضويت مي شود، در صورت از دست دادن شرايط انتخاب شونده، در بعضي موارد به تشخيص دادگاههاي صالحه، از اعضا شورا سلب عضويت خواهد شد. (تبصره 6 و 7 ماده 21 قانون و تبصره ماده 24 قانون اصلاحي)

·          وظايف اختصاصي شوراها

شوراي اسلامي ده

تعداد آن 5 يا 7 نفر است از طرف اهالي انتخاب ميشود. در روستاهائي که بين 20 يا 50 خانوار يا 100 تا 250 نفر جمعيت داشته باشند 3 نفر و در روستاهايي که بيش از 150 خانوار يا بيش از 750 نفر جمعيت داشته باشند، 7 نفر به عنوان اعضاي شورا انتخاب مي شوند.

وظايف و اختيارات اختصاصي شوراي ده:

نظارت و همکاري با مسئولان اجرايي و نهادهاي انقلابي در امور اجتماعي، فرهنگي، عمراني و اقتصادي از قبيل تهيه شناسنامه ده، شامل آمارهاي کشاورزي ده،مراقبت در اجراي مقررات بهداشتي و حفظ نظافت ده، ايجاد زمينه مناسب براي تامين بهداشت محيط، کوشش در جهت احيا و لايروبي قنوات، همکاري و هماهنگي در امور مربوط به جلو گيري از فرسايش خاک و عمران مزارع، مراتع، جنگلها، اماکن عمومي و راههاي فرعي و ارائه پيشنهاد در اين زمينه ها به شوراي دهستان، تشويق اهالي ده به ايجاد مشاغل دستي، تشکيل کلاسهاي سواد آموزي و تعاوني و بالاخره همکاري و هماهنگي با اداره کشاورزي و دستگاههايي که در رابطه با روستا، فعاليت دارند.

·          شوراي اسلامي دهستان:

            مطابق اصلاحيه قانون شوراها مصوب 1365 شوراي اسلامي دهستان از بين نمايندگان منتخب شوراهاي اسلامي روستايي که در حوزه دهستان قرار دارند، تشکيل مي شود. تعداد اعضاي اين شورا به تعداد روستاهاي تابع و حداکثر 15 نفر خواهد بود. اين شورا بايد حداکثر ظرف 15 روز پس از انجام انتخابات در سه چهارم روستاهاي تابع تشکيل شود.

وظايف و اختيارات شوراي اسلامي دهستان:

1- بررسي و اقدام لازم جهت تشکيل تعاونيها،

2- همکاري با مسئولين اجرايي در تهيه و تنظيم شناسنامه دهستان از طريق جمع آوري اطلاعات و آمار لازم براساس مشخصات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و منابع طبيعي دهستان.

3- نظارت بر حفظ و نگاهداري و بهره برداري از تاسيسات عمومي و عمراني، مزارع و مراتع و جنگلهاي موجود در حوزه دهستان.

4- ارائه طرحها و پيشنهادهاي اصلاحي در جهت بهبود امور اجتماعي و عمراني حوزه فعاليت به مسئولان اجرايي و شوراي مافوق.

5- کوشش براي ايجاد شرکتهاي تعاوني توليد، توزيع، و مصرف و نظارت بر کارآنها در روستاهاي تابع.

6- نظارت و پيگيري در جهت اجراي طرحهاي عمراني.

7- تشويق مردم به انجام امور خيريه و ايجاد اماکن و مؤسسات عام المنفعه.

8- دريافت و ارسال طرحها و پيشنهادات شوراهاي اسلامي روستاها به شوراي مافوق جهت پيگيري.

·          شوراي اسلامي بخش:

شوراي اسلامي هر بخش از نمايندگان منتخب شوراهاي اسلامي شهرها و دهستانهاي آن بخش حداکثر ظرف مدت 15 روز پس از تشکيل شوراي اسلامي شهرها و دهستانهاي آن بخش، به دعوت بخشدار تشکيل مي شود. تعداد اعضاي شوراي بخش حداقل پنج نفر است در صورتيکه بخش کمتر از پنج شهر و دهستان داشته باشد بقيه اعضا، به تناسب جمعيت به وسيله نمايندگان منتخب شوراي بخش و دهستان، براي شوراي بخش تعيين مي شود.

وظايف و اختيارات اختصاصي شوراي بخش:

1- تهيه و تنظيم برنامه هاي عمراني هر سال، در محدوده بخش و پيشنهاد آن به شوراي شهرستان در قالب اعتباراتي عمومي که به وسيله آن شورا، به بخش اختصاص داده شده است.

2- تشکيل شرکتهاي تعاوني و کتابخانه.

3- اتخاذ تدابيري براي تامين وسايل ارتباطي محل.

4- تهيه و تنظيم شناسنامه بخش از طريق جمع آوري اطلاعات و آمار براساس مشخصات اقتصادي و فرهنگي و منابع طبيعي حوزه بخش.

ايجاد شرايط لازم و کمک به شوراهاي اسلامي دهستان ها در جهت حفظ و عمران مراتع و اماکن عمومي و راههاي فرعي و روستايي.

شوراي اسلامي شهر:

در شهرها از ميان نمايندگان منتخب شوراهاي اسلامي مناطق شهر، شورايي به نام شوراي اسلامي شهر انتخاب مي شود. تعداد اعضاي اين شورا، هفت نفر است. چون هر شهر شامل محلات و مناطقي است. کوچکترين واحد شوراها در محدوده شهر، شوراي اسلامي محله است. حدود محله هاي هر شهر تابع تقسيمات شهرداري مربوط خواهد بود. شوراي اسلامي محله مرکب از هفت نفر است که از طريق  انتخابات مستقيم و با اکثريت اراي مردم انتخاب مي شوند. شوراي اسلامي هر منطقه متشکل از ميان نمايندگان شوراهاي محلات شهر است که با انتخاب خود نمايندگان تشکيل مي شود واعضاي آن حداکثر هفت نفرند.

در شهرهايي که کمتر از هفت منطقه دارند شوراي منطقه در آنجا تشکيل نخواهد شد.

شوراي اسلامي شهرک

مطابق ماده 13 اصلاحيه قانون تشکيلات شوراهاي اسلامي کشور مصوب 20/9/1369 در مجتمعهاي مسکوني واقع در خارج از محدوده قانوني و حريم شهرها و روستاها که عرفا و قانونا شهرک ناميده مي شود، در صورت داشتن جمعيتي بيش از ده هزار نفر و يا ضوابط ديگر شوراي اسلامي شهرک تشکيل مي شود.

اعضاي شوراي شهرک پنج نفر است که با راي مستقيم ساکنين انتخاب مي شوند و وظايف و اختيارات آن در ماده 9 قانون معين شده است.

شوراي اسلامي شهرستان:

شوراي اسلامي شهرستان از نمايندگان منتخب شوراي شهر و شوراي بخش تشکيل مي شود: بدين ترتيب که شوراي شهر و هر بخش يکي از اعضاي خود را براي عضويت در شوراي شهرستان انتخاب مي کند. در صورتي که جمعيت شهر، از سيصدهزار نفر متجاوز باشد به ازاي هر دويست هزار نفر اضافه، يک نماينده ديگر براي شوراي شهرستان انتخاب مي شود.

تعداد اعضاي شوراي شهرستان حداقل پنج نفر است و چنانچه شهرستان کمتر از چهار بخش داشته باشد بقيه اعضا تا پنج نفر، از بين شوراي شهر يا بخشها به تناسب جمعيت به وسيله نمايندگان منتخب شوراي شهر و بخشها براي شوراي شهرستان معين مي شوند.

وظايف و اختيارارات شوراي شهرستان عبارت است از تصويب طرحهاي عمراني پيشنهادي هر محل، در حدود اعتبارات مصوب وبا در نظر گرفتن اولويتها و بررسي نارسايي و اشکالات نهادها و سازمانها، و اعلام آنها به مسئولان مربوط.

شوراي اسلامي استان

مؤسسات عمومي يا مؤسسات مستقل:

مؤسسات وابسته به نهاد رياست جمهوري و وزارتخانه ها، قوه مقننه ، قوه قضائيه، و مؤسسات وابسته به ساير اشخاص حقوقي حقوق عمومي مثل شوراها و سازمانهاي محلي و... هستند که با عناوين مختلفي مانند سازمان، مؤسسه، بنياد، مرکز، نهاد، شرکت، صندوق و... تشکيل شده اند

برخي قوانين مهم :

·          براي مستخدم دولت هر نوع عملي مانند اعتصاب و ائتلاف دسته جمعي که موجب ايجاد وقفه در امور اداري کشور شود ممنوع است. (ماده 55 قانون استخدام)

·          مستخدم مکلف است در حدود قوانين ومقررات، احکام و اوامررؤساي مافوق خود را در امور اداري اطاعت کند. (قسمت اول ماده 54 قانون استخدامي کشور)

در امور مربوط به شغل خود نيز مستخدم وقتي مکلف به اطاعت از اوامر مافوق است که اوامر مزبور از لحاظ صوري و ماهوي منطبق با قوانين و مقررات باشد.

صوري: آمر مقام صلاحيتداري باشد- مامور صلاحيت اجراي آن را داشته باشد- امر با رعايت تشريفات و شرايط قانوني صادر شده باشد.

ماهوي: دستور مخالف و ناقض قوانين جزايي نباشد – اگر دستور با قوانين غير جزايي تضاد داشته باشد مستخدم بايد موضوع غير قانوني بودن دستور را به مافوق خود گزارش دهد و منتظر نتيجه و نظر او بماند. چنانچه مافوق، دوباره دستور دهد مادون بايد دستور را اجرا کند و در اين صورت مسئوليت انجام دستور، برابر ماده 54 قانون استخدام کشوري متوجه مافوق خواهد بود.

مطابق ماده 124 قانون استخدام کشوري: «وضع استخدامي مستخدمين رسمي منحصرا يکي از حالات زير را خواهد داشت و نمي توان مستخدم را در حال استخدامي ديگري قرار داد» آن حالات عبارتند از: حال اشتغال، حال مرخصي، حال معذوريت و حال آمادگي به خدمت و امثال آنها {استعفا- خدمت زير پرچم- خدمت آزمايشي- بازنشستگي- ازکارافتادگي- تعليق- انفصال موقت- انفصال دائم- غيبت موجه- اخراج دائم از سازمان متبوع} که به تفصيل در مواد 124 و 12 الي 10 همان قانون معين شده است.

* * * * *

 به موجب ماده 17 قانون تشکيلات شوراهاي اسلامي مورخ 1361 شوراهاي محلي اعم از شوراي ده، بخش، شهر وشهرستان داراي شخصيت حقوقي اند و مي توانند داراي اموال و حقوق مخصوص خود باشند

·          آيين نامه: مقرراتي را که از طرف مقامات مختلف قوه مجريه مانند هيات وزيران، وزيران، استانداران، فرمانداران، و ساير مقامات وضع مي شود «آيين نامه» مي نامند. آيين نامه، قواعد کلي لازم الاجرايي است که براي افراد به طور عام و عيني ايجاد حق وتکليف مي کند. آيين نامه از نظر ماهوي  در حکم قانون است اما از نظر صوري بين قانون و آيين نامه تفاوت وجود دارد زيرا آيين نامه ناشي از قوهمجريه است ولي قانون ناشي از قوه مقننه.اولي عمل اداري، و دومي عمل تقنيني  محسوب ميگردد، لذا قانون ميتواند آيين نامه را لغو کند و يا تغيير دهد ولي آيين نامه نميتواند قانون را تغيير دهد ويا آن را لغو کند.

آيين نامه بر دو قسم است:

1- آيين نامه اجرايي: نظامات و مقرراتي را گويند که مقامات صلاحيتدار اداري با اجازه و بنا به دعوت صريح و يا ضمني قانونگذار براي تکميل ويا تشريح جزئيات قانون مصوب، وضع مي کنند. ص313

2- آيين نامه مستقل: آيين نامه اي است که از طرف مقامات صلاحيتدار اداري در اجراي وظايف خود بدون اينکه ماموريت خاصي از طرف قانونگذار داده شده باشد وضع ميگردد.

مقامات صلاحيتدار براي وضع آيين نامه اداري:

1- رئيس جمهور، هيات وزيران، و هر يک از وزيران

2- استانداران و فرمانداران: اين مقامات در قلمرو ماموريت خود صلاحيت وضع آيين نامه دارند که موارد،حدود و شرايط آن در اصل 138 قانون اساسي و ماده 17 قانون تقسيمات کشوري مصوب 1316 معين شده است.

3- مؤسسات عمومي : مانند دانشگاه تهران – بانک مرکزي- شرکت بيمه ايران...

4- شوراهاي شهر، بخش، شهرستان و استان. طبق مواد 7و 11تا 13 قانون شوراهاي محلي

5- شوراهاي اداري : مانند شوراي عالي فرهنگ، و شوراي سازمان امور اداري و استخدامي کشور.

نکته:                             انتشار و یا استفاده از مطالب این وبلاگ فقط با درج منابع و نام مولف و آدرس وبلاگ بلامانع است

اخطارهاي اداري بايد متکي به قانون و مقررات قبلي بوده و ناقض نها نباشد: در عير اينصورت افراد حق دارند براي ابطال آنها از طريق ديوان عدالت اداري اقدام و خسارت ناشي از آنها را مطالبه کنند.

علماي حقوق توسل به زور و قوه قهريه از طرف قوه مجريه را درصورتي مجاز مي دانند که شرايط زير موجود باشد: 1- دستور و تصميم پليس قانوني باشد. 2- افراد در مقابل آن از خود مقاومت نشان بدهند 3- مقتضيات نظم عمومي توسل به زور را ايجاب کند 4- عمليات قهري متناسب با ميزان تخلف و مقاومت افراد باشد. بديهي است چنانچه شرايط فوق موجود نباشد ، توسلبه قوه قهريه از طرف مقامات اداري بر خلاف قانون و براي آنها مسئوليت آور است.

·        شخصيت حقوقي مفهوم ذهني و مجردي است که آن را علم حقوق به اشخاص اسناد مي دهد خواه اشخاص طبيعي باشند و خواه اشخاص حقوقي اين شخصيت مجازي است از آن نظر که دولت در مورد حق حيات و يا مرگ اشخاص حقوقي، صاحب اختيار مطلق است. در حالي که نتيجه عملي نظريه حقيقي بودن شخص حقوقي اين است که اشخاص حقوقي مستقل از اراده قانونگذارند و از لحاظ حقوقي او مکلف است وجود آنها را به رسميت بشناسد.

- اشخاص حقوقي: بر دو قسمند:

            1- اشخاص حقوقي حقوق خصوصي: که به دو دسته تقسم مي شوند شرکتهاي تجاري (در صورت رسيدن به ثبت) و مؤسسات غير تجاري (از تاريخ ثبت در دفتر مخصوصي که وزارت دادگستري معين ميکند، شخصيت حقوقي پيدا ميکنند) اين شخصيتها (تابع قواعد حقوق خصوصي هستند و مانند اشخاص عمومي از امتيازات حقوق عمومي بهره مند نمي باشند. اين اشخاص نمي توانند فردي را علي رغم ميل خودش به عضويت بپذيرند. مثل سنديکاها و شرکتها

            2- اشخاص حقوقي حقوق عمومي  (گاها عضويت افراد در جمعيتها و مؤسسات اجباري است مانند عضويت وکلا در کانون وکلا- فاقد استقلال هستند مثل شهرداريها)

- مطابق قانون اساسي اموري که جزء صلاحيت ويژه قانونگذار و از وظايف ويژه او هستند و در نتيجه هيچ مقامي جز او حق دخالت و تصميم در آن را ندارد، عبارتند از:

 تعيين حدود حقوق و آزاديهاي عمومي، تعيين ضوابط مالکيت شخصي، تصويب بودجه کل کشو، تصويب مالياتها، تعيين جرايم مجازاتها، ايجاد وزارتخانه ها، تاسيس دادگاه، اعلان جنگ، تصويب عهد نامه ها، مقاوله نامه ها، قراردادها، و موافقت نامه هاي بين المللي، تغيير در خطوط مرزي، برقراري وضع اضطراري، گرفتن و دادن وام ويا کمکهاي بدون عوض داخلي و خارجي، دادن امتياز تشکيل شرکتها و مؤسسات در امور تجارتي و صنعتي و کشاورزي و معادن و خدمات به اشخاص داخلي، انتقال اموالي که جزء نفايس ملي به شمار مي رود به غير، شرح و تفسير قوانين عادي، استخدام اتباع خارجي،تعيين وزيران و نظارت بر کار آنها، اجازه چاپ اسکناس و ضرب سکه و خلاصه تمام اموري که طبق قانون اساسي و موازين و سنن پارلماني جزء صلاحيتهاي ويژه اند.[1]

                         انتشار و یا استفاده از مطالب این وبلاگ فقط با درج منابع و نام مولف و آدرس وبلاگ بلامانع است

                                                                                        تدوين از:  احمد يغما

 

                                                                                      کلیک برای صفحه نخست 

 



[1] اصول 22-42-47-51-52-53 قانون اساسی و چند اصل دیگر.

شرح وظایف استانداران - وظایف و اختیارات شوراهای اسلامی

شرح وظایف استانداران (مصوب شورایعالی اداری1377) 
ماده1: استانداران در قلمرو مأموریت خویش بعنوان نماینده عالی دولت ،مسئولیت اجرای سیاستهای عمومی كشور در ارتباط با وزارتخانه ها، مؤسسات و شركتهای دولتی و سایر دستگاههایی كه بنحوی از بودجه عمومی دولت استفاده می نمایند. نهادهای انقلاب اسلامی ، نیروهای انتظامی ، شوراهای اسلامی شهر و شهرداریها و مؤسسات عمومی غیر دولتی را عهده دار خواهند بود.

  • 1- نیروهای نظامی در چارچوب وظایفی كه در ارتباط با امنیت مناطق دارند، تحت نظارت استانداران عمل خواهند كرد.
  • 2- استاندار بعنوان نماینده عالی دولت در برابر رئیس جمهور و هیأت وزیران مسئول بوده و بعنوان نماینده وزارت كشور مسئولیت اجرای وظایف و اختیارات آن وزارت در استان را عهده دار خواهد بود و در مقابل وزیر كشور پاسخگوست.

ماده 2: وظایف و اختیارات استانداران در قلمرو مأموریت خویش بشرح زیر می باشد:

  • 1: استاندار مسئول برقراری و حفظ نظم و امنیت استان است. وظایف امنیتی استاندارن را شورای امنیت كشور تعیین می نماید.
  • 2: هدایت و تشكیل مرتب جلسات شورای تأمین استان و نظارت برحسن اجرای مصوبات آن.
    • 1ـ2: كلیه ارگانهای عضو شورای تأمین و سایر دستگاههای اجرایی استان موظفند مصوبات شورای تأمین و دستورات امنیتی استاندار را اجرا نمایند و رویدادهای امنیتی و سیاسی را به استاندار گزارش نمایند. با متخلفین برابر مقررات رفتار خواهد شد.
    • 2ـ2: هدایت و نظارت برعملكرد شوراهای تأمین شهرستانها و اقدامات امنیتی فرمانداران و سایر دستگاههای اجرایی محلی و هماهنگی در حفظ آمادگی ارگانهای امنیتی.
  • 3: پیش بینی و پیشگیری معضلات امنیتی استان ، تعیین و تدوین اولویت ها و سیاستهای امنیتی و تعیین حدود و وظایف و اختیارات امنیتی كلیه دستگاههای اجرایی استان در چهارچوب وظایف قانونی آنها.
  • 4: فراهم آوردن موجبات اجرای طرحها و سیاستهای عام امنیتی و انتظامی ، مصوبات مراجع قانونی ، دستورالعملها و ابلاغیه های امنیتی.
  • 5: تأیید تشكیل موقت یا دائم و یا انحلال رده های انتظامی در سطح استان در چهارچوب قوانین و دستورالعملهای مربوطه.
  • 6: نظارت بر حسن اجرای قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی ، گذرنامه و وظیفه عمومی.
  • 7: پیشگیری و مقابله با مشكلات مرزی و نظارت و مراقبت از مرزهای آبی و خاكی استان و برنامه ریزی بمنظور جلوگیری از هرگونه تردد و نقل و انتقالات غیرمجاز در چهارچوب سیاستها و خط مشی های مصوب.
  • 8: بررسی و تعیین مناطق ممنوع و محدود برای اسكان و تردد و تعیین گذرهای مرزی مجاز.
  • 9: بررسی و ارائه پیشنهاد ایجاد مرزهای رسمی(زمینی ، هوایی ، دریایی) استان به وزارت كشور.
  • 10: بررسی زمینه های مشترك همكاری با استانهای كشورهای همجوار و انعقاد یادداشت تفاهم همكاری محلی چهارچوب سیاستها و خط مشی های كلی نظام.
  • 11: برنامه ریزی ، هدایت و ایجاد هماهنگی های لازم در خصوص مبارزه با مواد مخدر قاچاق سلاح مواد منفجره ،كالا و ارز.
  • 12: نظارت برحسن اجرای قوانین و مقررات مربوط به تردد ، اقامت ، تابعیت ، استملاك و سایر امور مربوطه به اتباع و نمایندگیهای خارجی ، پناهندگان ، مهاجرین و آوارگان.
  • 13: فراهم آوردن تشكیل موجبات و تقویت شوراهای اسلامی بمنظور جلب مشاركت همه جانبه مردم استان در امور مشاركت پذیر و سازماندهی مطلوب آن و اعمال نظارت بر شوراهای فوق در چهارچوب قوانین و مقررات مربوطه.
  • 14: تشكیل و هدایت شوراهایی كه مسئولیت آنها بر عهده استاندار می باشد و در هیئت تصمیمات متخذه شوراهای مذكور طبق قوانین و مقررات مربوطه.
  • 15: در غیاب شورای اسلامی شهر (بجز شهر تهران) استاندار جانشین شورای اسلامی شهر خواهد بود. در این حالت كلیه وظایف شوراهای اسلامی شهرهای تابعه استان به غیر از وظیفه مربوطه به تصویب برقراری یا لغو عوارض شهر و همچنین تغییر نوع و میزان آن برعهده استاندار می باشد.
  • 16 : ایجاد زمینه های لازم برای تأسیس و توسعه مجامع و تشكل های گوناگون فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و تخصصی و نظارت برفعالیتهای آنها بمنظور گسترش مشاركت های مردمی در همه زمینه ها و نهادینه شدن آزادیهای سیاسی و اجتماعی.
  • 17: نظارت بر همه پرسی و كلیه انتخاباتی كه بموجب قانون برگزار می گردد.
  • 18: انجام مطالعات و اقدامات اجرایی تقسیمات كشوری.
  • 19: نظارت بر حسن جریان امور مربوط به ثبت احوال.
  • 20: ایجاد زمینه مناسب جهت رشد و ارتقاء فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی بانوان و ایجاد هماهنگی بین دستگاههای ذیربط و نظارت بر فعالیت آنها.
  • 21: فراهم آوردن زمینه های مناسب برای رشد و پیشرفت و گسترش آموزش و پرورش، ورزش همگانی، بهداشت عمومی، آموزش عالی و تحقیقات.
  • 22: حفظ و حراست از ارزشهای نظام مقدس جمهوری اسلامی و گسترش فرهنگ اصیل اسلامی.
  • 23: هدایت و هماهنگی اقدامات مربوط به پیشگیری و جلوگیری از منكرات و مفاسد اجتماعی.
  • 24: فراهم آوردن زمینه های عدالت اجتمایی و فقر زدایی.
  • 25: اتخاذ تدابیر و اعمال هماهنگی لازم به منظور پیشگیری، كنترل و مهار بحران های ناشی از حوادث و بلایای طبیعی از قبیل سیل، زلزله و.. .
  • 26: نظارت بر امور ایثارگران و خانواده های معظم شهداء.
  • 27: هماهنگی و نظارت بر مسائل رفاهی كاركنان دولت و هماهنگ نمودن امور رفاهی آنان.
  • 28: مطالعه و بررسی امور اداری و استخدامی در استان و ارائه پیشنهادات لازم به سازمان امور اداری و استخدامی كشور و سایر مراجع ذیصلاح.
  • 29: نظارت بر حسن اجراء قوانین و مقررات.
  • 30: نظارت و بازرسی از كلیه ارگانهای موضوع ماده یك این مصوبه به جز مواردی كه به حكم قانون مستثنی شده باشد و همچنین مراقبت در رفتار و اعمال كلیه كاركنان ارگانهای مذكور.
  • 31: ارزشیابی عملكرد مدیران بر اساس مصوبات و دستورالعمل های مراجع ذیصلاح.
  • 32: فراهم آوردن زمینه همكاری و ایجاد هماهنگی بین فعالیت های دستگاههای دولتی، سازمانهای محلی، نهادهای انقلاب اسلامی، شوراهای محلی در چهارچوب قوانین و مقررات مربوطه.
  • 33: نظارت و مراقبت در اجرای برنامه های عمرانی ( ملی ، استانی ) و در صورت لزوم دادن تذكر به مسئولین اجرائی و یا اعلام مراتب به سازمان و وزارتخانه مربوطه در جهت رفع نواقص احتمالی.
  • 34: نظارت بر حفظ و حراست از منابع طبیعی و محیط زیست و استفاده بهینه از منابع و امكانات بالقوه و موجود استان.
  • 35: شناسایی استعدادهای منطقه ای و تعیین نیازمندیهای استان و تصمیم گیری ، هماهنگی و هدایت برنامه ریزی و بودجه ریزی استان با تأكید بر اولویت های توسعه منطقه ای در چهارچوب سیاست ها و راهبردهای توسعه ملی.
  • 36: پیشنهاد وضع عوارض جدید بر فعالیتهای اقتصادی و خدماتی در محدوده استان و شناسایی منابع جدید درآمدی و پیشنهاد آن به مراجع ذیربط در جهت اجرای برنامه های توسعه منطقه ای.
  • 37: تلاش در جهت كسب منابع درآمدی مقرر در قوانین مربوطه در محدوده استان و همكاری با دستگاههای ملی ذیربط در این خصوص.
  • 38: هدایت و هماهنگی فعالیت بانكها و تعیین اولویت ها در اعطای تسهیلات تكلیفی بانكی در چهارچوب سیاستها و برنامه های توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی كشور و تشویق سرمایه گذاران از طریق تشكیل مؤسسات اعتباری غیردولتی و جذب سرمایه های محلی و سوق دادن آنها به سمت فعالیتهای تولیدی و عمرانی.
  • 39: نظارت ، هماهنگی و هدایت امور مربوط به صادرات غیر نفتی ، مبادلات مرزی ، ایجاد مناطق آزاد تجاری و صنعتی و مناطق ویژه حراست شده و تأسیس و راه اندازی بازارچه های مرزی طبق قوانین و مقررات مربوط.
  • 40: اجرای سایر وظایفی كه در استانها از طریق مراجع ذیصلاح بر عهده استاندار محول میگردد.

ماده 3_ استانداران به پیشنهاد وزیر كشور و تصویب هیأت وزیران با حكم رئیس جمهور منصوب می گردند.

ماده 4ـ عزل استانداران به پیشنهاد وزیر كشور ، تأیید رئیس جمهور و حكم وزیر كشور انجام می شود. در صورت استعفاء، عزل ، فوت و یا سایر مواردی كه مانع از انجام وظائف استانداران گردد. سرپرست استانداری موقتاً از سوی وزیر كشور تعیین می شود، وزیر كشور موظف است حداكثر ظرف مدت یكماه استاندار جدید را به هیأت وزیران پیشنهاد نماید.

ماده 5ـ نصب و عزل فرمانداران با پیشنهاد استاندار و تأیید و حكم وزیر كشور خواهد بود.

ماده 6ـ نصب و عزل بخشداران با پیشنهاد فرماندار و تأیید استاندار و حكم وزیر كشور خواهد بود. اختیارات وزیر كشور موضوع این ماه قابل تفویض به استانداران می باشد.

ماده 7ـ در صورت استعفاء ، عزل ، فوت یا سایر مواردی كه مانع انجام وظایف فرمانداران و بخشداران باشد سرپرست فرمانداری یا بخشداری از طریق استاندار تعیین می گردد. استاندار و فرماندار موظفند حداكثر ظرف مدت یكماه نسبت به معرفی فرماندار و بخشدار جدید اقدام لازم را معمول دارند.

ماده 8ـ نصب مدیران كل و یا بالاترین مقامات اداری ، مدیران پروژه های ملی ، بالاترین مقام نهادهای انقلاب اسلامی ، فرماندهان نواحی و مناطق نیروهای انتظامی و مدیران صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران توسط وزراء یا بالاترین مقام دستگاه ذیربط با هماهنگی استاندار صورت می گیرد.

  • 1: چنانچه بین استاندار و وزیر یا بالاترین مقام دستگاه ذیربط در خصوص نصب مدیران استان اختلاف نظر وجود داشته باشد ، بمنظور حل اختلاف ، هیأتی مركب از وزیر كشور ، یا بالاترین مقام دستگاه ذیربط و یكی از معاونین رئیس جمهور با انتخاب رئیس جمهور ظرف مدت یكماه تشكیل و اتخاذ تصمیم خواهند نمود.
  • 2: عزل و تغییر مدیران استان توسط وزیر یا بالاترین مقام دستگاه ذیربط و با اطلاع استاندار صورت می گیرد0

ماده 9_ كلیه مدیران كل و بالاترین مقامات اجرایی در استان و فرمانده ناحیه انتظامی موظفند عدم حضور خود را در محل خدمت به اطلاع استاندار برسانند و جانشین موقت خود را به وی معرفی نمایند.

ماده 10_ رؤسا و مسئولین ادارات موضوع ماده 8 در شهرستان با هماهنگی فرماندار منصوب می شوند.

  • 1: چنانچه بین فرماندار و مدیر كل یا بالاترین مقام دستگاه اجرایی استان در خصوص نصب روسا و مسئولین ادارات شهرستان اختلاف نظر وجود داشته باشد، بمنظور حل اختلاف ، هیأتی مركب از استاندار بعنوان نماینده رئیس جمهور ، مدیر كل و یا رئیس سازمان ذیربط و فرماندار شهرستان مربوطه تشكیل و اتخاذ تصمیم خواهند نمود.
  • 2: عزل و تغییر رؤسا و مسئولین ادارات شهرستان توسط مقامهای مجاز دستگاههای ذیربط باطلاع فرماندار صورت می گیرد.

ماده 11_ كلیه روسای ادارات و یا بالاترین مقام اجرایی در شهرستان و فرمانده منطقه انتظامی موظفند عدم حضور خود را در محل خدمت باطلاع فرماندار برسانند و جانشین موقت خود را به وی معرفی نمایند.

ماده 12ـ در مواردی كه استاندار حضور مدیری را در استان و فرماندار حضور رئیس اداره ای را در شهرستان در زمان معین ضروری بدانند مدیر یا رئیس مزبور موظف است از مرخصی یا مأموریت در آن زمان صرفنظر نموده و در محل خدمت خود حضور یابد.

ماده 13ـ استانداران می توانند مستقیماً با مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی ارتباط برقرار نمایند و مسائل مورد نظر در قلمرو مأموریت خویش را مطرح سازند.

ماده 14ـ فرمانداران می بایستی از طریق استانداران با مقامات موضوع ماده 13 ارتباط برقرار نمایند.

ماده 15ـ در اجرای اصل یكصد و بیست و هفتم قانون اساسی بمنظور فراهم آوردن زمینه های رشد و پیشرفت منطقه ای و اداره مطلوب و بهینه استان در صورت موافقت رئیس جمهور و تصویب هیآت وزیران در شرایط خاص و حسب ضرورت استانداران بعنوان نماینده ویژه رئیس جمهور تعیین می گردند كه در اینصورت تصمیمات آنان در حدود اختیارات مشخص در حكم تصمیمات رئیس جمهور و هیأت وزیران خواهد بود.

ماده 16ـ استانداران می توانند در اجرای وظایف واحدهای اجرایی در استان كه بنحوی با برنامه های توسعه و سیاستهای عمومی، مسائل امنیتی و آرامش عمومی مرتبط است و همچنین ایجاد هماهنگی بین واحدهای مذكور و استفاده بهینه از امكانات آنها با رعایت قوانین ومقررات مبادرت به تهیه و ابلاغ دستورالملهای اجرایی نمایند. دستگاههای كه از لحاظ تشكیلاتی بصورت منطقه ای فعالیت می نمایند و فعالیتهای آنها شامل چند استان میگردد لیكن مركز آنها در یك استان قرار دارد موظفند در مورد فعالیتهای مربوط به هر استان با هماهنگی استاندار ذیربط اقدام نمایند.

ماده 17ـ كلیه واحدهای قضایی در استان موظفند درخصوص مسائلی كه بنحوی با آرامش و امنیت عمومی استان مرتبط می باشد، هماهنگی های لازم را با استانداران معمول دارند آئین نامة اجرایی این ماده توسط سازمان امور اداری و استخدامی كشور با همكاری وزارت كشور و وزارت دادگستری تهیه و به تصویب شورای عالی اداری خواهد رسید.

ماده 18ـ كلیه دستگاههای اجرایی موظفند ترتیبی اتخاذ نمایند كه استانداران از مأموریتهای سازمانی و اقدامات بعمل آمده و آخرین دستورالعملها و ضوابط و بخشنامه های صادره آگاهی داشته باشند. كلیه شوراهای ، ستاد و مجامعی كه برای هماهنگی انجام وظایف دستگاههای اجرایی در استانها طبق قوانین و مقررات تشكیل میگردد زیر نظر استانداران فعالیت خواهند نمود.

ماده 19ـ واحدهای اجرایی استان موظف به ارائه گزارش عملكرد دوره ای خویش به استانداران می باشند. استانداران می توانند در صورت لزوم حسب مورد خارج از دوره مزبور نیز از واحدهای استانی گزارش امور مربوط را دریافت نمایند.

ماده 20ـ استانداران با هماهنگی وزارت كشور و موافقت وزارت خارجه میتوانند با مراكز فرهنگی و اقتصادی كشورهای دیگر ارتباط برقرار نمایند.1: برقراری ارتباط رسمی و اداری با نمایندگان سیاسی و كنسولی در استان بر عهده استانداران می باشد. 2: هرگونه ارتباط استانداران با مراكز سیاسی كشورهای دیگر حسب مأموریت محوله از طرف مراجع ذیصلاح كشور صورت خواهد گرفت.

ماده 21ـ در اجرای سیاست عدم تمركز و بمنظور تسریع در انتقال وظایف اجرائی مؤسسات و شركتهای دولتی به واحدهای استانی، استانداران موظفند ضمن هماهنگی و همكاری با سازمان اموراداری و استخدامی موجبات تحقق هر چه سریعتر امر فوق را فراهم نمایند.

ماده 22ـ بمنظور فراهم ساختن زمینه مناسب جهت هماهنگی بین فعالیتهای مختلف و افزایش قابلیتها و كارائی دستگاههای اجرائی و تحقق سیاستهای عمومی و برنامه های توسعه در استان و شهرستان شورای اداری استان به ریاست استاندار و شورای اداری شهرستان به ریاست فرماندار تشكیل می گردد. تركیب، وظایف، اختیارات و نحوه كار شوراهای مزبور بر اساس آئین نامه ای خواهد بود كه توسط سازمان امور اداری واستخدامی كشور با همكاری وزارت كشور تهیه و به تصویب شورای عالی اداری خواهد رسید.

ماده 23ـ انجام مراسم تشریفات ( استقبال، پذیرائی و مشایعت ) از مقامات عالیرتبه داخلی و خارجی كه رسماً به استان سفر می نمایند بعهده استاندار می باشد. آئین نامه اجرائی موضوع این ماده و همچنین نحوه انجام مراسم تشریفات مربوطه بموجب آئین نامه ای خواهد بودكه به پیشنهاد وزارت كشور و وزارت امور خارجه به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.

ماده 24ـ كلیه وظایف و اختیاراتی كه بر عهده استانداران محول گردیده است فرمانداران نیز همان وظایف و اختیارات را (به استثنای اختیار مطرح در بند 15 ماده 2 این مصوبه) در شهرستان محل مأموریت خود را دارا هستند.

(مصوب شورای عالی اداری :28/7/1377)

 


وظایف و اختیارات شوراهای اسلامی بالادست بر اساس قانون مصوب سال 1365 


الف) وظایف و اختیارات شورای اسلامی شهرستان (ماده 38) :

  • 1ـ بررسی و تصویب طرحهای عمرانی پیشنهادی هر محل در قالب اعتبارات مصوب با در نظر گرفتن اولویتها.
    • تبصره 1ـ اولویتها بر اساس نیازمندیهای هر منطقه تعیین می‌گردد.
    • تبصره 2ـ در شرایط مساوی حق تقدم با محلی است كه درصد بیشتری از اعتبارات طرح را تأمین نماید.
  • 2ـ شورای شهرستان موظف است نارسائیها و اشكالات نهادها و سازمانها را به مسئولان مربوطه ابلاغ و در صورت عدم توجه درخواست توبیخ یا بركناری آنان را با ذكر موارد تخلف و نارسایی از مسئولان بالاتر بنماید.

ب) وظایف و اختیارات شورای اسلامی استان (ماده 40) :

  • 1ـ شورای اسلامی موظف است طرحها و پیشنهادهای وارده از شورای هر شهرستان را بررسی و مورد تبادل نظر قرار داده اولویتها را تعیین و به مقامات مسئول ارجاع نماید.
  • 2ـ رسیدگی و اظهار نظر درباره برنامه عمرانی و نیازمندی شهرستانهای تابعه استان و ارسال آن به مسئولان مربوطه.
  • 3ـ عضویت در كمیته برنامه‌ریزی استان با داشتن حق یك رأی
  • 4ـ شورای استان در اجرای بودجه استان حق نظارت دارد.
  • 5ـ اعضای شورای استان رابط بین شورای خود و شورای مادون می‌باشند.

ج) وظایف و اختیارات شورای عالی استانها (مواد 44 الی 52) :

  • 1ـ شورای عالی اسلامی استانها مكلف است ظرف مدت سه ماه از تاریخ تشكیل، آئین‌نامه‌های داخلی شوراها را تهیه و پس از تصویب جهت اجرا به كلیه شوراها ابلاغ نماید.
  • 2ـ شورای عالی اسلامی استانها موظف است طرحها و پیشنهادهای واصله از طرف شوراها را بررسی و مورد تبادل نظر قرار داده، اولویتها را تعیین و به مقامات اجرایی ارجاع نماید.
  • 3ـ شورای عالی اسلامی استانها موظف است نارسائیها و اشكالات نهادها و سازمانهای اجرایی را به مسئولان مربوطه ابلاغ نماید.
  • 4ـ شورای عالی اسلامی استانها موظف است طرحهای تولیدی، صنعتی، كشاورزی، آموزشی، اداری، خدماتی و نظایر آنها را كه از سوی شوراهای استانها در جهت جلوگیری از تبعیض و جلب همكاری و ایجاد هماهنگی میان استانها رسیده، مورد بررسی قرار دهد و در صورت تایید بعنوان طرح قانونی به مجلس شورای اسلامی تقدیم نماید.
  • 5ـ شورای عالی استانها در تنظیم برنامه و بودجه عمرانی استانها مشاركت دارد.
  • 6ـ شورای عالی استانها می‌تواند در جهت جلوگیری از تبعیض و جهت همكاری و ایجاد هماهنگی میان استانها پیشنهاد تغییر طرح یا جابجایی بودجه عمرانی استانها را در چهارچوب مقررات مربوطه بنماید.
  • 7ـ شورای عالی اسلامی استانها در اجرای برنامه و بودجه عمرانی نظارت داشته و دستگاههای مربوطه موظفند گزارش ماهیانه و سالیانه و هزینه پیشرفت كار عمرانی خود را به اطلاع شورای عالی برسانند.
  • 8ـ شورای عالی استانها حق دارد در حدود وظایف قانونی، طرحهایی تنظیم نموده و تقدیم مجلس شورای اسلامی نماید و نماینده شورای عالی اسلامی استانها حق حضور در مجلس و دفاع از طرح را دارد.
  • 9ـ اعضای شورای عالی استانها رابط بین شورای خود و شورای مادون می‌باشند.

 click

برنامه پنجم توسعه

سیاستهاى کلى برنامه پنجم توسعه اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جمهورى اسلامى ایران
ـ امور فرهنگى
۱ـ تکمیل و اجراى طرح مهندسى فرهنگى کشور و تهیه پیوست فرهنگى براى طرح‏هاى مهم.
۲ـ‌زنده و نمایان نگه داشتن اندیشه دینى و سیاسى حضرت امام خمینى(ره) و برجسته کردن نقش آن به عنوان یک معیار اساسى در تمام سیاست گذارى‏ها و برنامه ریزى‏ها.
۳ـ‌تقویت قانونگرایى، انضباط اجتماعى، وجدان کارى، خودباورى، روحیه کار جمعى، ابتکار، درستکارى، قناعت، پرهیز از اسراف و اهتمام به ارتقاء کیفیت در تولید.
۴ـ مقابله با جریانات انحرافى در حوزه دین و زدودن خرافات و موهومات.
۵ـ استفاده بهینه از فناورى‏هاى اطلاعاتى و ارتباطى براى تحقق اهداف فرهنگى نظام.
۶ـ ایجاد درک مشترک از چشم انداز بیست ساله و تقویت باور و عزم ملى براى تحقق آن.
ـ امور علمى و فناورى
۷ـ تحول در نظام آموزش عالى و پژوهش در موارد زیر:
۱ـ ۷ـ افزایش بودجه تحقیق و پژوهش به ۳ درصد تولید ناخالص داخلى تا پایان برنامه پنجم و افزایش ورود دانش آموختگان دوره کارشناسى به دوره‏هاى تحصیلات تکمیلى به ۲۰ درصد.
۲ـ ۷ـ دستیابى به جایگاه دوم علمى و فناورى در منطقه و تثبیت آن در برنامه پنجم.
۳ـ ۷ـ ارتباط مؤثر بین دانشگاهها و مراکز پژوهشى با صنعت و بخشهاى مربوط جامعه.
۴ـ ۷ـ توانمندسازى بخش غیردولتى براى مشارکت در تولید علم و فناورى.
۵ـ ۷ـ دستیابى به فناورى‏هاى پیشرفته مورد نیاز.
۸ـ تحول در نظام آموزش و پرورش با هدف ارتقاء کیفى آن بر اساس نیازها و اولویتهاى کشور در سه حوزه دانش، مهارت و تربیت و نیز افزایش سلامت روحى و جسمى دانش‏آموزان.
۹ـ تحول و ارتقاء علوم انسانى با: تقویت جایگاه و منزلت این علوم، جذب افراد مستعد و با انگیزه، اصلاح و بازنگرى در متون و برنامه‏ها و روش‏هاى آموزشى، ارتقاء کمى و کیفى مراکز و فعالیتهاى پژوهشى و ترویج نظریه‏پردازى، نقد و آزاداندیشى.
۱۰ـ گسترش حمایتهاى هدفمند مادى و معنوى از نخبگان و نوآوران علمى و فناورى از طریق: ارتقاء منزلت اجتماعى، ارتقاء سطح علمى و مهارتى، رفع دغدغه خطرپذیرى مالى در مراحل پژوهشى و آزمایشى نوآورى‏ها، کمک به تجارى سازى دستاوردهاى آنان.
۱۱ـ تکمیل و اجراى نقشه جامع علمى کشور.
ـ امور اجتماعى
۱۲ـ تقویت نهاد خانواده و جایگاه زن در آن و در صحنه‏هاى اجتماعى و استیفاى حقوق شرعى و قانونى بانوان در همه عرصه‏ها و توجه ویژه به نقش سازنده آنان.
۱۳ـ تقویت هویت ملى جوانان متناسب با آرمانهاى انقلاب اسلامى، فراهم کردن محیط رشد فکرى و علمى و تلاش در جهت رفع دغدغه‏هاى شغلى، ازدواج، مسکن و آسیبهاى اجتماعى آنان، توجه به مقتضیات دوره جوانى و نیازها و تواناییهاى آنان.
۱۴ـ اصلاح نظام ادارى و قضایى در جهت: افزایش تحرک و کارآیى، بهبود خدمت رسانى به مردم، تأمین کرامت و معیشت کارکنان، به کارگیرى مدیران و قضات لایق و امین و تأمین شغلى آنان، حذف یا ادغام مدیریتهاى موازى، تأکید بر تمرکز زدایى در حوزه‏هاى ادارى و اجرایى، پیشگیرى از فساد ادارى و مبارزه با آن و تنظیم قوانین مورد نیاز.
۱۵ـ هویت بخشى به سیماى شهر و روستا، باز آفرینى و روزآمد سازى معمارى ایرانى - اسلامى، رعایت معیارهاى پیشرفته براى ایمنى بناها و استحکام ساخت و سازها.
۱۶ـ تقویت و کارآمد کردن نظام بازرسى و نظارت، اصلاح قوانین و مقررات در جهت رفع تداخل میان وظایف نهادهاى نظارتى و بازرسى.
۱۷ـ اولویت دادن به ایثارگران انقلاب اسلامى در عرضه منابع مالى و فرصتها و امکانات و مسؤولیتهاى دولتى در صحنه‏هاى مختلف فرهنگى و اقتصادى.
۱۸ـ اهتمام به توسعه ورزش و حمایت از گسترش فعالیت‏هاى گردشگرى با تأکید بر سفرهاى زیارتى.
۱۹ـ تأکید بر رویکرد انسان سالم و سلامت همه جانبه با توجه به:
۱ـ ۱۹ـ یکپارچگى در سیاستگذارى، برنامه ریزى، ارزشیابى، نظارت و تخصیص منابع عمومى.
۲ـ ۱۹ـ ارتقاء شاخصهاى سلامت هوا، امنیت غذا، محیط و بهداشت جسمى و روحى.
۳ـ ۱۹ـ کاهش مخاطرات و آلودگى‏هاى تهدید کننده سلامت.
۴ـ ۱۹ـ اصلاح الگوى تغذیه جامعه با بهبود ترکیب و سلامت مواد غذایى.
۵ـ ۱۹ـ توسعه کمى و کیفى بیمه‏هاى سلامت و کاهش سهم مردم از هزینه‏هاى سلامت به ۳۰% تا پایان برنامه پنجم.
۲۰ـ ارتقاء امنیت اجتماعى:
۱ـ ۲۰ـ مبارزه همه جانبه با مواد مخدر و روانگردان و اهتمام به اجراى سیاستهاى کلى مبارزه با مواد مخدر.
۲ـ ۲۰ـ سامان بخشى مناطق حاشیه‌نشین و پیشگیرىوکنترل ناهنجارى‏هاى عمومى ناشى از آن.
۳ـ ۲۰ـ استفاده از ابزارهاى فرهنگى، آموزشى و رسانه‏ها براى پیشگیرى و مقابله با ناهنجارى‏هاى فرهنگى و اجتماعى.
ـ امور اقتصادى
الف) رشد مناسب اقتصادى با تأکید بر:
۲۱ـ تحقق رشد مستمر و پرشتاب اقتصادى به میزان حداقل ۸% نرخ رشد سالیانه تولید ناخالص داخلى ‏با:
۱ـ ۲۱ـ توسعه سرمایه گذارى از طریق کاهش شکاف پس انداز - سرمایه گذارى با حفظ نسبت پس‏انداز به تولید ناخالص داخلى حداقل در سطح ۴۰ درصد و جذب منابع و سرمایه‏هاى خارجى.
۲ـ ۲۱ـ ارتقاء سهم بهره‏ورى در رشد اقتصادى به یک سوم در پایان برنامه.
۳ـ ۲۱ـ بهبود فضاى کسب و کار کشور با تأکید بر ثبات محیط اقتصاد کلان، فراهم آوردن زیرساخت‏هاى ارتباطى، اطلاعاتى، حقوقى، علمى و فناورى مورد نیاز، کاهش خطرپذیرى‏هاى کلان اقتصادى، ارائه مستمر آمار و اطلاعات به صورت شفاف و منظم به جامعه.
۴ـ ۲۱ـ تقویت و توسعه نظام استاندارد ملى.
۲۲ـ تغییر نگاه به نفت و گاز و درآمدهاى حاصل از آن، از منبع تأمین بودجه عمومى به «منابع و سرمایه‏هاى زاینده اقتصادى» و ایجاد صندوق توسعه ملى با تصویب اساسنامه آن در مجلس شوراى اسلامى در سال اول برنامه پنجم و برنامه ریزى براى استفاده از مزیت نسبى نفت و گاز در زنجیره صنعتى و خدماتى و پایین دستى وابسته بدان با رعایت:
۱ـ ۲۲ـ واریز سالانه حداقل ۲۰ درصد از منابع حاصل از صادرات نفت و گاز و فرآورده‏هاى نفتى به صندوق توسعه ملى.
۲ـ ۲۲ـ ارائه تسهیلات از منابع صندوق توسعه ملى به بخش‏هاى خصوصى، تعاونى و عمومى غیردولتى با هدف تولید و توسعه سرمایه گذارى در داخل و خارج کشور با در نظر گرفتن شرایط رقابتى و بازدهى مناسب اقتصادى.
۳ـ ۲۲ـ قطع وابستگى هزینه‏هاى جارى دولت به درآمدهاى نفت و گاز تا پایان برنامه.
۲۳ـ اصلاح ساختار نظام بانکى با اجراى کامل و روزآمد قانون بانکدارى بدون ربا و نهادینه کردن نظام‏هاى قرض‏الحسنه، تأمین اعتبارات خرد و اعتبارات لازم براى سرمایه گذارى‏هاى بزرگ.
۲۴ـ ارتقاء کمى و کیفى بازارهاى مالى(سرمایه، پول و بیمه) با تأکید بر کارایى، شفافیت و سلامت.
۲۵ـ تحقق سیاست‏هاى کلى اصل۴۴ قانون اساسى والزامات مربوط به هر یک از بندها با تأکیدبر:
۱ـ۲۵ـ حمایت از شکل‏گیرى بازارهاى رقابتى.
۲ـ۲۵ـ ایجاد ساختارهاى مناسب براى ایفاى وظایف حاکمیتى(سیاست گذارى، هدایت و نظارت).
۳ـ۲۵ـ تنظیم سیاست‏هاى تشویقى در جهت تبدیل فعالیت‏هاى غیرمتشکل (نهاد خانوار) به فعالیت‏هاى واحدهاى حقوقى.
۴ـ۲۵ـ ایجاد بازار رقابتى براى ارائه خدمات بیمه درمانى.
۲۶ـ توجه به ارزش اقتصادى، امنیتى، سیاسى و زیست محیطى آب با تسریع در استحصال، عرضه، نگهدارى و مصرف آن و مهار آبهایى که از کشور خارج مى‏شود با اولویت استفاده از منابع آبهاى مشترک.
۲۷ـ سرمایه گذارى در استحصال و استخراج گاز و نفت و معادن مشترک با کشورهاى همسایه با رعایت سیاست‏هاى کلى اصل ۴۴ قانون اساسى.
۲۸ـ حفظ ذخایر راهبردى ارزى به مقدارى که اطمینان از تأمین نیازهاى اساسى کشور در مدت معین (براساس مصوبه شوراى عالى امنیت ملى) حاصل گردد.
۲۹ـ تأکید بر راهبرد توسعه صادرات به ویژه در بخش خدمات با فناورى بالا به نحوى که کسرى تراز بازرگانى بدون نفت کاهش یافته و توازن در تجارت خدمات ایجاد گردد.
۳۰ـ گسترش همه جانبه همکارى با کشورهاى منطقه جنوب غربى آسیا در تجارت، سرمایه‏گذارى و فناورى.
۳۱ـ ارتقاء و هماهنگى میان اهداف توسعه‏اى: آموزش، بهداشت و اشتغال به طورى که در پایان برنامه پنجم، شاخص توسعه انسانى به سطح کشورهاى با توسعه انسانى بالا برسد.
۳۲ـ تبدیل نظام بودجه ریزى کشور به بودجه ریزى عملیاتى.
۳۳ـ برقرارى ارتباط کمى و کیفى میان برنامه پنج‏ساله و بودجه‏هاى سالیانه با سند چشم‏انداز با رعایت شفافیت و قابلیت نظارت.
ب) گسترش عدالت اجتماعى با:
۳۴ـ تنظیم همه فعالیت‏هاى مربوط به رشد و توسعه اقتصادى بر پایه عدالت اجتماعى و کاهش فاصله میان درآمدهاى طبقات و رفع محرومیت از قشرهاى کم درآمد با تأکید بر موارد زیر:
۱ـ ۳۴ـ جبران نابرابرى‏هاى غیرموجه درآمدى از طریق سیاستهاى مالیاتى، اعطاى یارانه‏هاى هدفمند و ساز و کارهاى بیمه‏اى.
۲ـ ۳۴ـ تکمیل بانک اطلاعات مربوط به اقشار دو دهک پایین درآمدى و به هنگام کردن مداوم آن.
۳ـ ۳۴ـ هدفمند کردن یارانه‏هاى آشکار و اجراى تدریجى هدفمند کردن یارانه‏هاى غیرآشکار.
۴ـ ۳۴ـ تأمین برخوردارى آحاد جامعه از اطلاعات اقتصادى.
۳۵ـ اقدامات لازم براى جبران عقب ماندگى‏هاى حاصل از دورانهاى تاریخى گذشته با تأکید بر:
۱ـ ۳۵ـ‌ارتقاء سطح درآمد و زندگى روستاییان و کشاورزان با تهیه طرحهاى توسعه روستایى، گسترش کشاورزى صنعتى، صنایع روستایى و خدمات نوین و اصلاح نظام قیمت‏گذارى محصولات کشاورزى.
۲ـ ۳۵ـ‌گسترش فعالیت‏هاى اقتصادى در مناطق مرزى و سواحل جنوبى و جزایر با استفاده از ظرفیت‏هاى بازرگانى خارجى کشور.
۳ـ ۳۵ـ‌کاهش فاصله دو دهک بالا و پایین درآمدى جامعه به طورى که ضریب جینى به حداکثر ۳۵/۰ در پایان برنامه برسد.
۴ـ ۳۵ـ‌انجام اقدامات ضرورى براى رساندن نرخ بیکارى در کشور به ۷ درصد.
۵ـ ۳۵ـ‌تأمین بیمه فراگیر و کارآمد و گسترش کمى و کیفى نظام تأمین اجتماعى و خدمات بیمه درمانى.
۶ـ ۳۵ـ‌توسعه نظام‏هاى پیشگیرى از آسیب‏هاى فردى و اجتماعى.
۷ـ ۳۵ـ‌حمایت از اقشار محروم و زنان سرپرست خانوار.
۸ـ ۳۵ـ ‌توسعه بخش تعاون با هدف توانمندسازى اقشار متوسط و کم‏درآمد جامعه به نحوى که تا پایان برنامه پنجم سهم تعاون به ۲۵ درصد برسد.
ـ امور سیاسى، دفاعى و امنیتى
۳۶ـ تقویت حضور و مشارکت مردم در عرصه‏هاى سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى.
۳۷ـ جهت دهى جریانات سیاسى به پایبندى به ارزش‏هاى اسلامى - انقلابى، دفاع از منافع‏ملى، دشمن‏ستیزى، قانون پذیرى و اصول اخلاقى.
۳۸ـ حمایت از آزادى‏هاى مشروع و صیانت از حقوق اساسى ملت.
۳۹ـ اعتلاى شأن، موقعیت، اقتدار و نقش جمهورى اسلامى ایران در منطقه و نظام بین‏الملل به‏منظور تحکیم امنیت ملى و پیشبرد منافع ملى با تأکید بر:
۱ـ ۳۹ـ تقویت همکارى‏هاى دوجانبه، منطقه‏اى و بین‏المللى با اولویت کشورهاى همسایه.
۲ـ ۳۹ـ تقویت روابط سازنده با کشورهاى غیرمتخاصم.
۳ـ ۳۹ـ بهره‏گیرى از روابط براى افزایش توان ملى.
۴ـ ۳۹ـ مقابله با افزون خواهى و اقدام متجاوزانه در روابط خارجى.
۵ـ ۳۹ـ تلاش براى رهایى منطقه از حضور نظامى بیگانگان.
۶ـ ۳۹ـ حمایت از مسلمانان و ملت‏هاى مظلوم و مستضعف بویژه ملت فلسطین.
۷ـ ۳۹ـ تلاش براى همگرایى بیشتر میان کشورهاى اسلامى.
۸ـ ۳۹ـ تلاش براى اصلاح ساختار سازمان ملل.
۹ـ ۳۹ـ سازماندهى تلاش مشترک براى ایجاد مناسبات و نظامات جدید اقتصادى، سیاسى و فرهنگى منطقه‏اى و جهانى با هدف تأمین عدالت، صلح و امنیت جهانى.
۴۰ـ حضور فعال و هدفمند در سازمانهاى بین‏المللى و منطقه‏اى و تلاش براى ایجاد تحول در رویه‏هاى موجود بر اساس ارزشهاى اسلامى.
۴۱ـ ارتقاء نقش مدیریتى ایران در توزیع و ترانزیت انرژى، افزایش فرصتهاى صادراتى، جذب سرمایه و فناورى‏هاى پیشرفته و کمک به استقرار نظام پولى، بانکى و بیمه‏اى مستقل با کمک کشورهاى منطقه‏اى و اسلامى و دوست با هدف کاهش وابستگى به سیستم پولى نظام سلطه.
۴۲ـ تقویت تعامل فرهنگى، حقوقى، سیاسى و اقتصادى با جهان بویژه حوزه تمدن اسلامى - ایرانى.
۴۳ـ‌تقویت هویت اسلامى و ایرانى ایرانیان خارج از کشور، کمک به ترویج خط و زبان فارسى در میان آنان، حمایت از حقوق آنان و تسهیل مشارکت آنان در توسعه ملى.
۴۴ـ تحکیم و ارتقاء امنیت پایدار، فراگیر و تضمین کننده اهداف و منافع ملى با تأکید بر:
۱ـ ۴۴ـ تقویت نقش مردم و اطلاعات مردمى در پیشگیرى از تحرکات ضد امنیتى.
۲ـ ۴۴ـ تقویت و تعامل مؤثر دستگاه‏هاى اطلاعاتى، انتظامى و قضایى و هماهنگى بین آنها براى تأمین اشراف اطلاعاتى و مقابله با هر نوع اخلال در امنیت عمومى، اقتصادى و اجتماعى و مقابله با تهدیدهاى نرم.
۳ـ ۴۴ـ ایجاد سامانه یکپارچه نرم‏افزارى اطلاعاتى، ارتقاء سطح حفاظت از اطلاعات رایانه‏اى، توسعه علوم و فناورى‏هاى مرتبط با حفظ امنیت سامانه‏هاى اطلاعاتى و ارتباطى به منظور صیانت از فضاى تبادل اطلاعات، تقویت فنى براى مقابله با تخلفات در فضاهاى رایانه‏اى و صیانت از حریم فردى و عمومى.
۴ـ ۴۴ـ تقویت زیر ساخت‏هاى انسجام و همبستگى ملى براى پیشگیرى و مقابله با عوامل بروز گسست‏هاى هویتى، اجتماعى، فرهنگى و اعتقادى.
۴۵ـ ارتقاء توانمندى‏هاى دفاعى و قدرت بازدارندگى به منظور دفاع از حاکمیت، تمامیت ارضى، منافع و امنیت ملى و مقابله مؤثر با تهدیدهاى خارجى و ایجاد توازن منطقه‏اى با تأکید بر:
۱ـ ۴۵ـ‌کسب دانش و فناورى‏هاى نو و نرم‏افزارهاى پیشرفته دفاعى و نوسازى و بازسازى صنایع دفاعى، افزایش ضریب خودکفایى با توسعه تحقیقات و بهره‏مندى از همه ظرفیت‏هاى صنعتى کشور.
۲ـ ۴۵ـ‌اهتمام به حضور نیروهاى مردمى در امنیت و دفاع از کشور و انقلاب با تقویت کمى و کیفى بسیج مستضعفان.
۳ـ ۴۵ـ‌گسترش پدافند غیرعامل.
۴ـ ۴۵ـ‌امنیت پایدار مناطق مرزى و کنترل مؤثر مرزها.

                                       ۲۱ دیماه ۸۷

                      صفحه نخست و موضوعات دیگر وبلاگ