جنگ بین المللی اول
کانال تلگرامی تربیت سیاسی:
جنگ جهانی اول
قسمت اول
همه چیز با شلیک یک گلوله آغاز شد.
گلوله ایکه جهان را به خاک و خون کشید
... درست در همان لحظاتی که همه مردم جهان تصور می کردند که با انجام یک برنامه ی بازدید دوستانه ی سیاسی توسط "فرانسوا فردیناند" ولیعهد کشور امپراتوری اتریش از کشور صربستان سایه هولناک ترس بروز یک جنگ وحشتناک را از سر مردم دنیا رفع خواهد کرد، دستی از جیبی بیرون آمد، گلوله ای شلیک شد و شاهزاده ای به خون خویش درغلتید و با همین شلیک بسان شلیک استارت در مسابقات ، یک مسابقه ی کشتار جهانی شروع شد.
همیشه در جهان جنگ بوده ولی هیچ جنگی غیر از جنگ جهانی دوم تا این حد در سرنوشت ملل مختلف موثر نبوده است.
جنگ جهانی اول، چهار سال طول کشید، ولی مقدمات ایجاد آن 43 سال بطول انجامید. یعنی هم دولتهایی که آتش جنگ را برافروختند و هم آن دولتهایی که در آتش این جنگ سوختند 43 سال با بیم و امید روزگار گذراندند و هر لحظه در انتظار شلیک اولین گلوله و یا شلیک تپانچه استارت این مسابقه بزرگ تسلیحاتی بودند. و از آنجا که شروع این جنگ برای همه اجتناب ناپذیر بود لذا با تمام قوا و با همه امکانات مالی که داشتند به تقویت نیروهای دفاعی خود و افزایش تولیدات جنگی می پرداختند، و در شرایط صلح خود را برای جنگ حتمی آماده میکردند.
ادامه دارد
🔴 جنگ جهانی اول
قسمت دوم
کشور آلمان یا غول ترسناک
از سال 1871 میلادی شروع می کنیم، سالی که یک هیولای ترسناک به نام آلمان به رهبری یک مرد فوق العاده به نام "بارون اتوفون بیسمارک" در مقام نخست وزیری کشور خود، با لقب صدراعظم آهنین، کسی که دانمارکی های سلحشور را درهم شکسته، امپراتوری معروف فرانسه را از بین برده و در همه اروپا و دنیا، هیچ قدرتی را قادر به عرض اندام در مقابل خود نمی دید و در چنین احوالی که فرانسه با آن همه قدرت نظامی به زانو در آمده بود. "ویلهم اول" پادشاه آلمان در کاخ و روسای مقر قدرت فرانسویان، بنام امپراتور آلمان تاجگذاری می کرد، و این شرایط آغاز جنگ جهانی اول است.
ظهور چنین غول و هیولایی در سیاست و نظام، موجب شد که همه ی ممالک دیگر جهان چه در اروپا و چه در آسیا و آمریکا، دست و پای خود را جمع کنند و در راس همه ی این ملل، دولت انگلستان قرار داشت که بازارهای جهان تحت اختیار او بود و به هیچ وجه حاضر نبود حتی تصور این مساله را بکند که غول جدید خیال دست اندازی به بازارهای او را دارد.
رفت و آمدهای سیاسی شروع شد، این پادشاه به آن مملکت رفت و نخست وزیر آن کشور از این کشور دیدن کرد، هیاتهای سیاسی و اقتصادی و نظامی به فعالیت افتادند و همه این فعالیتها را دو کشور باعث بودند، اولی انگلستان که میخواست علاج واقعه قبل از وقوع کند و دومی فرانسه که می خواست آب رفته را به جوی برگرداند. پس این دو کشور با هم متحد شدند و چون دولت فرانسه قبلا با دولت روسیه نیز متحد شده بود روی این اصل از اجتماع این سه کشور یک اتحاد مثلث به وجود آمد که انگلستان مخارج لازم را می پرداخت روسیه نفرات لازمه را تهیه می کرد و فرانسه رهبری تشکیلات را به عهده داشت.
ادامه دارد
🔴 جنگ جهانی اول
قسمت سوم
در مقابل این دسته بندی ها، آلمانی ها نیز بیکار ننشستند و با دلجویی کردن از اتریشی ها، آن امپراتوری را با خود متحد ساختند، و با الحاق ایتالیا به اتریش و آلمان یک اتحادیه سیاسی و نظامی نیز در این طرف به وجود آمد که به آن اتفاق مثلث نام نهادند. آنگاه در این گیرودار، سایر دولتهای جهان نیز هر کدام به خاطر پاره ای مسائل به یکی از این دو گروه ملحق شدند. و چون طیفها مشخص شد رجز خوانی ها و حماسه سرائی ها آغاز گردید. و طبعا بهانه جوئیها نیز شروع شد. چون فرانسه میخواست انتقام بگیرد و آلمان نمیخواست غافلگیر شود.
در آن زمان کشوری بنام یوگسلاوی وجود نداشت بلکه در آن محل کشور صربستان قرار گرفته بود و این صربستان چون همسایه اتریش بود، اتریشی ها می خواستند صربستان را که در گذشته به آن کشور تعلق داشت دوباره ضمیمه خاک خود کنند، و آلمانی ها که دوستی اتریش را لازم داشتند دست اتریش را در ایذا و اذیت صربها باز گذاشته بودند هر چند صربها از ترسشان مدارا میکردند و در چنین اوضاعی بود که "فرانسوا فردیناند" ولیعهد اتریش به بازدید از صربستان پرداخت. وی در این سفر با همسر خود بنام سوفی تا ایالت بوسنی که مرکزاستقلال طلبان صربستان بود، و در بوسنی، تا شهر معروف "سرایه وو" که پایتخت بوسنی و کانون میهن پرستان افراطی بود، بازدید کردند. مردم دنیا با نهایت امید و وحشت جریان این بازدید را دنبال می کردند و رجال سیاسی و نظامی ممالک اتحاد مثلث و اتفاق مثلث نیز منتظر پایان کار بودند، انتظار از این بابت که با خود میگفتند آیا این بازدید چون آبی بر آتش جنگ که از گوشه و کنار سعی در توسعه آن میشد پاشیده میشود یا چون نفتی که بر آتش دامن زند خواهد بود؟
آتش به انبار باروت:
روز 28 ماه ژوئن سال 1914 میلادی بود و شهر "سرایه وو" آخرین نقطه سفر دوستانه ولیعهد اتریش محسوب میشد.آخرین لحظات بازدید به اتمام می رسید و مردم دنیا نفس راحتی میکشیدند که دست سرنوشت از آستین یک دانشجوی متعصب صربی بنام کزاویلو پرینزیپ" بیرون آمد که مصمم بود ولیعهد اتریش را ترور کند علت این ترور ظاهرا این بود که ولیعهد از ایالت بوسنی به نام "ایالت خوب ما" نام برده بود و معنی این حرف از نظر کزاویلو این بود که ولیعهد اتریش قصد تصرف بوسنی و الحاق آن به کشور خود را دارد. بهر حال وی با شلیک تعدادی گلوله همسر و خود ولیعهد را به قتل رسانید. و با این سوء قصد همه امیدها نا امید ، همه رشته ها پنبه و همه نقشه ها نقش بر آب شد.
ادامه دارد...
لطفا به این کانال ملحق شوید🙏
🔴 جنگ جهانی اول
قسمت چهارم
با اینکه اتریشی ها نتوانستند دلیلی پیدا کنند که دولت صربستان در اجرای این نقشه دستی داشته است ولی فرصت را برای تصرف صربستان مناسب دیدند. در 23 ژوئیه 1914، با اطمینان به پشتیبانی آلمان که آن نیز فرصت را برای وارد کردن یک ضربه ی دیگر به فرانسه و متحدینش روسیه و انگلستان مناسب یافته بود، اعلامیه ی توهین آمیزی به صربستان فرستادند و با وجودی که صرب ها کوتاه آمدند و توهین مستقیم اتریش را ندیده گرفتند باز اتریش دست برنداشت و روز 25 ژوئیه 1914 سفیر خود را از بلگراد پایتخت صربستان احضار کرد، که این اقدام در آن زمان نوعی اعلان جنگ بحساب می آمد. لذا دنباله این کار با بسیج عمومی در اتریش تکمیل شد و چون دولت روسیه خود را حامی دولت های کوچک نژاد اسلاو می دانست و صرب ها نیز اسلاو نژاد بودند روی این اصل با صلاح دید فرانسه و انگلیس (که آنها نیز فرصت را برای کوبیدن آلمان و اتریش مناسب دیده بودند) در 31 همان ماه اتریش را تهدید کرد که اگر دست از بسیج عمومی برندارد، کار به جنگ خواهد کشید. پاسخ این تهدید آن بود که روز اول اوت 1914 میلادی، "ویلهم دوم"، امپراتور آلمان که مردی فوق العاده مغروری بود، به نیکلای دوم امپراتور روسیه اعلان جنگ داد و در 3 اوت 1914هم به فرانسه اعلان جنگ داده شد.
در آن زمان که دنیا در گرداب جنگی پر تلفات دست و پا می زد و فرو می رفت، در اتریش "فرانسوا ژوزفو" در انگلستان "جورج پنجم" و در ایتالیا "ویکتور امانوئل سوم"، سلطنت داشتند و در فرانسه "ریموند پوانکاره" ریاست جمهوری را بر عهده داشت و جز این فرمانروایان، سیاستمداران دیگری چون "جورج کلمانسو" نخست وزیر فرانسه "لوید جورج" نخست وزیر انگلستان نیز دست اندرکار تدارک جنگ و دفاع بودند.
ادامه دارد
🔴 جنگ جهانی اول
قسمت پنجم
جنگ آغاز شد
از روز 28 ژوئن 1914، که گلوله ای شلیک شد و ولیعهد اتریش را به کام مرگ فرستاد تا روز 4 اوت 1914 که توپهای سنگین آلمان به طرف قلعه های نظامی بلژیک وفرانسه در "لی یژ" شلیک گردید، تنها 37 روز طول کشید.
رجال صلح طلب جهان، مخصوصا نیکلای دوم امپراتور روسیه هر چه در توان داشتند، برای جلوگیری از این جنگ کوشیدند، ولی آلمانی ها و اتریشی ها که در برابر "اتفاق" خویش، هیچ "اتحاد" دیگری را قادر به مقابله نمی دیدند، همه این تلاشها را به باد هوا دادند.
در 4 اوت 1914، آلمانی ها به "لی یژ" در بلژیک حمله کردند و همان روز انگلیسی ها به آلمان اعلام جنگ دادند و در این میان ایتالیا بر خلاف انتظار آلمان و اتریش، بی طرفی اختیار کرد.
وقتی که جنگ شروع شد، بیش از سه چهارم ممالک دنیا در آن شرکت داشتند و بعضی دیگر مثل ژاپن، آمریکا و ایتالیا منتظر بودند ببینند اوضاع از چه قرار خواهد بود.
میدان اصلی جنگ، اروپای مرکزی بود و دو حریف اصلی آلمان و فرانسه بودند، به طوری که در طول 4 سال و سه ماه جنگ، دولت آلمان 14 میلیون سرباز و دولت فرانسه 8 میلیون سرباز به جبهه ها فرستادند و بنا به عقیده همه مورخین جنگهای بین المللی اول، از لحاظ خسارت وارده بر ممالک و اعمال وحشیانه متخاصمین بر علیه هم شباهت زیادی به اعمال طوایف وحشی "هون" در امپراتوری روم داشت.
جنگ جهانی اول از دیگر لحاظ به سه دوره مشخص تقسیم می شود.
دوره اول: از 4 اوت 1914 تا 18 نوامبر 1914
دوره دوم: از 18 نوامبر 1914 تا 21 مارس 1918
دوره سوم: از 21 مارس 1918 تا 11 نوامبر 1918
در دوره اول ابتکار عملیات در دست آلمانی ها بود. "مولتکه" رئیس ستاد ارتش آلمان، مامور تصرف فرانسه بود و دو سردار آلمانی "فون کلوک" و "فون بولو" بلژیک را گرفتند. و پس از شکست "لانگل دوکاری" سردار فرانسه و "فریچ" سردار انگلیسی، ژنرال "ژوفر" رئیس ستاد ارتش فرانسه، دستور عقب نشینی داد و با وجودی که "فون کلوک" می توانست پایتخت فرانسه را به راحتی تصرف کند، اهمال کرد و در نتیجه ژنرال "گالی ینی" فرماندار پاریس و ژنرال "فوش" فرمانده مدافعان پاریس به آسانی بر آلمانی ها پیروز شدند و با این وصف در دوره اول جنگ بین الملل اول میشود گفت ضعف با فرانسویان و قدرت با آلمانیها بود.
اعلام بی طرفی ایران
از سوی دیگر در جبهه روسیه، سرداران آلمانی "هیندنبورگ" و "لوندورف"بر سربازان روسی به فرماندهی "گراندوک نیکلا"غلبه کردند. و طی چند نبرد پر تلفات در "تانن برگ، نازوری، گالیسی، و ورشو" ارتش روسیه را مضمحل کردند و همین طور در دریاها نیز پیروزی با آلمانی ها بود و در این جریان بسیاری از کشتی های متفقین در برخوردهای مختلف با ناوگان آلمانی غرق شدند.
از مهم ترین وقایع این دوره از جنگ جهانی اول، ورود ژاپن به نفع متفقین و ورود امپراتوری عثمانی به نفع متحدین در جنگ ها بود. بنابر این جنگ دوره اول به نفع آلمان و اتریش تمام شد.
در دوره ی دوم به جای "مولتکه" سردار دیگری به نام "فون فالکن هاین" رئیس ستاد ارتش آلمان شده بود، و این بار نیز حملات از طرف آلمان و اتریش و عثمانی و دفاع از طرف روسیه، فرانسه و انگلستان بود. در همین دوره بود که آتش جنگ، با وجودی که ایران قبلا بی طرفی خود را اعلام کرده بود، به دامن ایران نیز سرایت کرد. و جنگهای متعددی در نواحی مغرب و جنوب ایران بین آلمانی ها، عثمانی ها و انگلیسیها درگرفت.
برای اولین بار در تاریخ جنگها در این دوره، هواپیماها به بمباران کردن شهرها پرداختند، گازهای خفه کننده سبب مرگ عده زیادی شد. تانک اختراع شد و نبردهای زیر دریایی به اوج شدت خود رسید.
از وقایع مهم دیگر این دوره ورود ایالات متحده امریکا به این جنگ بود. و شاید اگر بر اثر حملات زیر دریایی های آلمانی و غرور و تکبر زیاده از حد ویلهم دوم که قدرت امریکا را دست کم گرفته بود، آمریکائی ها در جنگ اروپائی ها دخالت نمی کردند، آلمانیها برنده قطعی این جنگ بودند اما غرق چند کشتی تجاری آمریکا سبب شد تا کنگره آمریکا در دوران ریاست جمهوری "وودرو ویلسون" اعلان جنگ امریکا به آلمان را تصویب کند. به این ترتیب سیل سرباز و اسلحه و پول آمریکایی به جبهه های جنگ اروپا سرازیر شد و متفقین که در آستانه شکست قرار داشتند جانی تازه گرفند و نیز در همین دوره بود که ایتالیا، متحد سابق آلمان هم در شمار متفقین درآمد.
ادامه دارد...
🔴 جنگ جهانی اول
قسمت ششم
نابودی سپاه روسیه
در دوره دوم جنگهای جهانی اول، قهرمانی های فراوان به منصه بروز درآمد. یک افسر فرانسوی به نام ژنرال "پتن" در قلعه ای بنام "وردن" جلوی پیشروی آلمانیها را گرفت و از همان زمان شکست های مختلف آلمانی ها در جبهه های جنگ شروع شد. این قلعه اهمیت زیادی داشت بطوریکه اگر از دست می رفت دیگر هیچ نیرویی قادر به جلوگیری از تصرف کامل فرانسه به دست آلمانیها نبود. و به همین جهت است که نبرد "وردن" برای هر دوی آلمانی ها و فرانسوی ها مسئله مرگ و زندگی محسوب می شد. و چون فرانسویها این مسابقه را بردند، "پتن" قهرمان ملی شد و درجه مارشالی یافت. و به چنان شهرتی رسید که در تاریخ فرانسه کمتر چنین شهرتی سابقه دارد.
و نیز در همین دوره است که یکی از متفقین اصلی بر اثر بروز حوادثی که در داخل آن کشور اتفاق افتاد، مجبور به کناره گیری از جنگ و تسلیم به آلمانی ها شد و این متفق، روسیه تزاری بود. روسها با وجود فراوانی نفرات، چنان درهم کوبیده شدند که قسمت اعظم سپاه روسیه نابود شد. و چون بیش از آن مقاومت امکان نداشت، روسها تسلیم شدند. گروهی این وقایع را معلول اقدامات کشیشی بنام "راسپوتین" می دانستند که می گفتند جاسوس آلمانیها بود. به هر حال این شکست در پیروزی انقلاب کمونیستی شوروی (1917 میلادی) بی تاثیر نبود.
اما در دوره سوم همه جا شکست با آلمانی ها بود. آمریکائی های تازه نفس همه جا در صف مقدم جبهه با آلمانی های خسته و اتریشی های نا امید روبرو بودند و این شکستها آن قدر تکرار شد تا در 11 نوامبر سال 1918 در محلی بنام "رتوند" واقع در جنگل "اگل" آلمانی ها تسلیم شدند و قرارداد سنگین متارکه ی جنگ را امضا کردند. دو هفته بعد عثمانی ها شکست خورده و در محل "مودرو" قرارداد صلح را امضا کردند.
و به همین ترتیب اتریشی ها نیز روز سوم دسامبر 1918، در محلی بنام "پادو" تسلیم شدند.
ادامه دارد...
🔴 جنگ جهانی اول
قسمت پایانی 7
ایجاد جامعه ی اتفاق ملل:
بروز جنگ اول ، وقایع جنگ اول، و پایان جنگ اول، چنان تحولی در روابط داخلی ممالک بین دولت ها و ملت ها و روابط خارجی ممالک بین دولت ها به وجود آورد که هنوز هم بعضی از نقاط دنیا از آن اثرات متاثر است. رژیمهای حکومتی متعددی واژگون شدند، قوانین متعددی تعویض و تبدیل شدند. و در اقتصاد، فرهنگ، هنر، علم و صنعت، سیاست و سایر شئون متعدد، تغییرات زیادی به عمل آمد.
یکی از مهم ترین اثرات جنگ بین الملل اول، تاسیس یک سازمان بین المللی برای حفظ صلح در دنیا و توسعه مناسبات دوستانه میان ملل مختلف جهان بود. این سازمان که تاریخ روابط بین المللی از آن به نام جامعه "اتفاق ملل" یاد شده است، به ابتکار "وودرو ویلسون" رئیس جمهوری امریکا تاسیس شد، اما عجیب اینجاست که خود آمریکا عضویت آن جامعه را قبول نکرد. و به این سبب پس از مدتی قدرت جامعه اتفاق ملل به قدری کم شد که یکی یکی دولت های عضو آن کناره گیری کردند و از آن جامعه جز نامی باقی نماند. تاثیر مهم دیگر این جنگ توسعه ی نفوذ دولت امریکا در سیاست بین المللی بود که دنباله ی آن تا زمان حاضر نیز کشیده شده و همان دخالت به موقع امریکا در جنگ و پیروزی بر دشمن درجه اول ملل اروپایی سبب شد تا هم ملت های اروپایی خود را رهین منت امریکا بدانند و هم خود امریکا برای خود حقی نسبت به موجودیت و استقلال اروپایی ها قائل شود. و از طرف دیگر حضور در آن جنگ خونین سبب شد تا رژیم حکومتی در روسیه که یکی از ملل اصلی متفقین بود، چنان زیر و رو شود که بر اساس آن بعدها روسیه نیز به صورت یکی از دو قدرت اصلی جهان درآمد و البته چند تاثیر مهم دیگر به شرح ذیل داشت:
_ از بین رفتن رژیم امپراتوری و قدرت اتریش
_ از بین رفتن امپراتوری عثمانی
_ از بین رفتن رژیم امپراتوری و قدرت آلمان
_ ازدیاد قدرت امپراتوری ژاپن
_ ازدیاد قدرت دولت ایتالیا که منجر به حمله آن کشور در حبشه شد.
_ توسعه نفوذ سیاسی و اقتصادی انگلستان
_ افزایش دشمنی میان فرانسه و آلمان که خود یکی از علل بروز جنگ جهانی دوم شد
_ توسعه رژیم کمونیسم و مرام مارکسیسم در جهان
_ بروز یک سلسله جنگهای مختلف مثل حبشه و ایتالیا و چین و ژاپن
_ توسعه صنایع جنگی و ازدیاد قدرت ارتش ها در جهان
پایان
♥️ از توجه شما عزیزان سپاسگزارم ، احمد یغما🌹
مخاطبین این "وب" جوانان به ویژه دانشجویان عزیز می باشند.