کانال تلگرامی تربیت سیاسی:
گروه فرقان
قسمت اول
طلبه ای بنام اکبر گودرزی معروف به چوپان زاده آزاده، اهل روستای دوزان لرستان متولد ۱۳۳۵ با تحصیلات یازدهم و چند سال حوزوی اما با آثار بسیار متعدد از نظر کمی، گروه کهفی ها سپس با تغییر نام فرقان را ایجاد کرد. وی با برداشتهایی که از اسلام و قرآن میکرد بر ضدیت و دشمنی با روحانیت برخاست و این دشمنی را بعنوان اندیشه های ناب اسلامی و ماخوذ از آیات قرآن تبیین نمود. هرچند دسترسی به آثار ایشان مشکل و محدود است اما این اندیشه ها میتواند بار دیگر ظهور کرده و بحرانی دیگر بیافریند. که در اینصورت هم جامعه و هم عده ای از جوانان آسیب خواهند دید.
با این نگاه به شرح گروه فرقان و مهمتر از همه اندیشه های انحرافی آن گروه می پردازیم.
ادامه دارد

گروه فرقان
قسمت دوم
قرآن کتاب مقدس اسلام برای هدایت انسانها بسوی رستگاری یعنی انسانیت و عقلانیت به سینه مبارک حضرت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. قرآن انسان‌ها را راهنمایی می‌کند تا به معنای واقعی زندگی کرده و به سوی تکامل انسانی و حتی فراسوی انسانیت پیشرفت کنند. خواسته‌های قرآن شامل اعتقاد به یک خدای یگانه و پرهیز از سرسپردگی به اشخاص و اطاعت کور از آنها، اجتناب از گناهان، عدالت، بخشش، خیرخواهی، و تعامل مثبت با دیگران است. خواست قرآن از انسان‌ها مکارم اخلاقیست. این است که در راه خدا پیشرفت کنند، اخلاق خوبی داشته باشند، و به جامعه سالم و پویا کمک کنند.
اما در طول تاریخ، تفسیر به رای از این کتاب مقدس بزرگترین آسیبها را به زندگی اجتماعی مردم وارد کرده است. نمونه های بارزی که در چند دهه گذشته شاهدش بودیم عبارتند از: برداشتهای غلط جوانانی بنام گروه فرقان، یا سازمان مجاهدین خلق، داعش و طالبان،.... و برخی علمایی که موجب فرار نسل جوان از دینداری شده و میشوند.
در گذشته هم اوضاع بهتر از این نبود. برداشتهایی که شیخ فضل‌الله نوری از اسلام داشت با برداشتهایی که آخوند خراسانی و دیگران از اسلام و دستورات دینی داشتند در تقابل هم قرار گرفتند. تا اینکه چهار مجتهد مسلم حکم به ارتداد شیخ فضل الله دادند، اگر کمی دورتر بریم، این کشمکشها موجب پیدایش مذاهبی مانند اهل سنت و شیعه و فرق گوناگون در داخل هریک از این دو مذهب گردید. در جهان تشیع اختلافات بین اصولی و اخباری، شیعه و شیخیه و.... چنان عالمان دینی را سرگرم خود ساخت که از اصل ماموریت دینی خود غافل ماندند. عده ایکه خود را عالمان دینی میدانستند عرصه را چنان بر مخالفین اندیشه های خود بستند تا فرقه هایی مانند حروفیه، بابیت، و بهائیت پدید آمدند. یعنی عده ایکه مدعی شدند قرآن را با حروف ابجد تفسیر میکنند و عده ایکه ادعا کردند مقام شارعیت داشته و ظهور نموده اند تا دین جدیدی را که در آن تکبر و تظاهر و ریا و اختلافی بین علمایش نیست به مردم عرضه کنند.
متاسفانه خیلی از علمای دینی هم بجای عبرت گیری از تاریخ تنها به موضعگیری و خود حق پنداری تاکید داشتند.
تا اینکه در سال 56 گروهی پس از جمع بندی افکار چندین ساله خود تنها راه سعادت و حفظ اسلام را در کشتن علمای دینی یعنی روحانیون دانستند. و بروز انقلاب موجب دستیابی آنها به سلاحهای پادگانها شد، اعتقادها محکم، عزمها راسخ، دلایل برای خودشان مبسوط، و با حق پنداری خود و اتکاء به تفاسیر شخصی از قرآن، عملیات نظامی خود را آغاز نمودند.

هدف از بررسی اندیشه ها و عملکرد گروه فرقان یاد آوری مسائلی ست عبرت آموز برای همه، بیان کج اندیشی ها، خود را در آئینه حقیقت دیدن ها، تند رویها، و گوشزد کردن تکرار احتمالی تاریخ در ابعاد وسیعتر آن.
ادامه دارد

گروه فرقان
قسمت سوم
اکبر گودرزی در سال 51 مدتی در مدرسه علمیه خوانسار تحصیل کرد بعدا یک سال و نیم در قم مانده و سپس به تهران آمده در مدرسه چهل ستون پای درس تفسیر حسن آقا سعید می نشست و همزمان خود تفسیری بر قرآن مینوشت که همین باعث اخراجش از آن مدرسه میشود. وی بعد از آن به مدرسه شیخ عبدالحسین تهرانی رفته و تا سال 56آنجا اقامت می نماید. بعد لباس طلبگی را کنار گذاشته و خود اقدام به دایر کردن کلاسهای تفسیر در مناطق و مساجد مختلف تهران می کند. گفتنی‌ست که وی همزمان با تدریس افراد مساعد را جذب گروه خود میکرد.
تفاسیر گودرزی همگی در دایره مبارزه و نبرد جریان داشت. و با این تفاسیر جوانان را کاملا بر ضد روحانیت تحریک کرده و علیه آنچه که از آن بعنوان آخوندیسم یاد می برد، تربیت مینمود.
این جوان بیست و پنج ساله برای بیست جزء از قرآن بیست جلد کتاب نوشته بود. که تحت عنوان پیام قرآن منتشر میکرد.
علاوه بر آن برای صحیفه سجادیه هم شرحی دوجلدی داشت. کتابی نیز در شرح دعای عرفه و جزوه ای دیگر در شرح خطبه امر به معروف امام حسین ع به رشته تحریر درآورده بود. گذشته از همه اینها معروفترین اثر وی کتاب پر حجمش تحت عنوان «توحید و ابعاد گوناگون آن» بود. که با نام صادق داودی به چاپ رسیده و اینک نیز با همین نام شناخته شده است.
ادامه دارد

گروه فرقان
قسمت چهارم
اندیشه‌های اکبر گودرزی
گودرزی از سال ۵۰ «در جهت راهیابی آزادانه به قرآن و متون اصلی آن» تلاش خود را آغاز کرده بود. حاصل مطالعاتش را در سال ۵۵ عرضه کرده و از همان زمان آیت الله مطهری در جلسات هفتگی به نقد کتاب «توحید و ابعاد گوناگون آن» و تفاسیر وی می پرداخت.
آقای مطهری در واکنش دیگری، در مقدمه کتاب علل گرایش به مادی گری چاپ هشتم مطالبی را تحت عنوان ماتریالیسم در ایران نوشته که قریب به یقین منظورشان همین افکار گودرزی بوده است.
کتاب توحید گودرزی گویای این اندیشه است که فقدان آگاهی مکتبی بر همه تشکلهای سیاسی و انقلابی از زمان مشروطه تا بحال دخیل بوده است لذا گودرزی مدعیست که این کتاب برای پر کردن آن خلأ نوشته می شود.
بحثهای نخستین کتاب در تعریف اسلام و توحید است. در صفحه چهارم کتاب آمده است: «خلاصه ترین تعریف توحید، نمود خارجی جنگ سراسری و دائمی موجودات برای حل تضادها و راه یافتن به تکامل برتر و بالاتر است... توحید اندیشه ای است برای تعریف مسیر حرکت موجودات در دل این تضادها به سوی الله که نقطه نهایی تکامل است»
در ص ۲۸۷ همین کتاب قیامت به روز تحقق استعدادها تعریف و تعبیر شده است. و سه صفحه بعد به صراحت آمده است که: «پس از دید کلی و طبیعی می توانیم قیامت را مرحله تحقق ساعت یا فعلیت سعی عمومی موجودات به حساب آورده و از دید اجتماعی و در رابطه با پیکار خونین انقلابگران توحیدی آن را نهایی ترین و دامنه دارترین و فراگیرترین و سازنده ترین انقلاب توحیدی و مرجع همه انقلابات تاریخی به حساب آوریم»
خب هر خواننده ای متوجه میشود قسمت اول دیدگاههای ایشان کاملا دیالکتیکی اما تفسیر اجتماعی وی در مورد قیامت، برگرفته از کتاب قلعه الموت و نظریه حسن صباح به قیامت است که با برداشتن تقیه و آغاز جنگ علنی با سلجوقیان آن را شروع قیامت می‌نامد.
ادامه دارد

گروه فرقان
قسمت پنجم
درگذشت دکتر علی شریعتی در سال ۵۶ موجباتی را فراهم ساخت که گروه فرقان اولین اطلاعیه خود را با خشم و عصبانیت منتشر کند. ناراحتی فرقان از اطلاعیه مشترک آیت الله مطهری و مهندس بازرگان بود که چند روز پس از انتشار، بازرگان امضایش را پس گرفت و به تهدید مخالفان شریعتی و در واقع آقای مطهری پرداخت که همیشه مخالف سخنرانی شریعتی در حسینیه ارشاد بود. اما فرقان در این اطلاعیه (دیماه ۵۶) با اشاره به ائتلاف ارتجاع و روشنفکران مدرن یعنی مطهری و بازرگان نوشته بود که «حاصل زشت این ائتلاف ناجوانمردانه آن هم در شام غریبان شهیدان و در اجرای اهداف شوم نفاق پیشگان تاریخ بوده به طوری که اعلامیه‌ای به تاریخ ۵۶٫۹٫۲۳ و با امضای چهره هایی همچون مطهری و بازرگان در آمد...عوامفریبی و خیانت پیشگی عوامل مزبور از فرازی دیگر از نوشته شان روشن میشود...»
فرقان بمناسبت قیام قم و ۲۹ بهمن تبریز نیز اطلاعیه ای داد و در آن «ضمن احترام به خون بی گناهان» آن را «حرکتی در جهت زنده کردن دوباره روحانیت حاکم» و دخالت روحانیت را به عنوان فاجعه عظیم دانست.
آنچه که فرقانی ها در پایان سال ۵۶ بیان میکردند این بود که دیگر تدوین ایدیولوژی ما به پایان رسیده و به مرحله تحلیل سیاسی و درک شرایط سیاسی جهان و طرح استراتژی جنگ مسلحانه رسیده ایم. این رویکرد با سقوط رژیم و دسترسی گروه به سلاحهای پادگانها مصادف شد. فرقان که «روحانیت را از بنیان و اساس باطل ... (و اقدام خود را) آزاد ساختن اسلام از اسارت آخوندیسم» میدانست. استراتژی گروه را به مبارزه با آنها معطوف داشت.
ادامه دارد

گروه فرقان
قسمت ششم (پایانی)
عملیاتهای تروریستی گروه
گودرزی سه تیم عملیاتی را سازماندهی کرده بود که خود و عباس عسکری و حسن اقرلو هر کدام مسئولیت یک تیم چند نفره را بعهده داشتند.
اولین عملیات را که طی آن سرلشکر محمدولی قرنی ترور شد، خود گودرزی رهبری میکرد. علت ترور ایشان از جنبه سیاسی برای گروه مهم بود چرا که وی اولین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران بود هر چند یکماه قبل بخاطر اختلافاتش با دولت موقت استعفا داده بود. که بدون محافظ و اسلحه دفاعی، ترورش کار سختی نبود اما برای گروه یک عملیات دهن پر کنی بود. وانگهی ایشان کارفرهنگی میکرد و قبلا نیز که از زندان شاه آزاد شده بود ارتباط نزدیکی با علمایی مانند طالقانی و میلانی داشت.
ترورهای بعدی گروه عبارت بودند از آیت الله مطهری ، دکتر مفتح (قبل از انقلاب مفتح مانع فعالیت این گروه در مسجد قبادیه هم شده بود)، مهدی عراقی (از مؤتلفه)، سید محمد قاضی طباطبایی، ربانی شیرازی (گروه بعد از ترور ایشان بیانیه ای در ۱۲ فروردین ۶۰ داد و کشتن ربانی را «فرمان خداوند مبنی بر کشتن ائمه کفر و مشرکین» قلمداد کرد)، ترور ناموفق هاشمی رفسنجانی و آیت الله آقا رضی شیرازی، حاجی طرخانی (قبلا برای فرقان کمک مالی هم میکرد) و ترور ناخواسته حسین مهدیان،
گروه هربار بعد از ترور بیانیه ای میداد و به آیاتی مانند: فقاتلو ائمه الکفر، فقاتلو اولیاء الشیطان، و قاتلوالمشرکین... استناد میکرد.
سرانجام
گروه فرقان با تلاش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رخنه در آن شناسائی و اعضای تیمها همگی در ۱۸ دیماه ۵۸ دستگیر و در سوم خرداد ۵۹ اعدام شدند.
بعد اعدام گودرزی، فرقانی ها که از مجید شریف واقفی بعنوان چهارمین و شریعتی پنجمین شهید ایدئولوژیک یاد میکردند گودرزی را ششمین شهید این راه برگزیدند.

ادامه افکار سیاسی این گروه را در بررسی گروه «آرمان مستضعفان» که بزودی در این کانال منتشر میشود، ملاحظه بفرمایید.
پایان
با تشکر از استقبال شما عزیزان احمد یغما 🙏🙏🙏