به کانال تلگرامی تربیت سیاسی ملحق شوید:
نگاهی دوباره به دین، عقلانیت و مسئولیت در عصر بحران

✍️ احمد یغما - قسمت نخست

دین؛ بیداری یا ابزار سلطه؟

برداشت آزاد از صفحه ۴۲ و ۵۲۹ کتاب فرهنگ و دین، نوشته ميرچا الياده.

"دین در ذات خود دعوت به آگاهی و آزادی است، اما در تاریخ، گاه به ابزاری برای سلطه تبدیل شده است."

این جمله، نه فقط یک تحلیل تاریخی، بلکه آینه‌ای است در برابر وضعیت امروز ما. در جامعه‌ای که دین باید چراغ راه باشد، گاه به زنجیری بدل شده که اندیشه را در بند می‌کشد.
دین، اگر به جای بیداری، خواب‌آور شود؛ اگر به جای پرسش، فرمان دهد؛ اگر به جای عشق، ترس بیافریند، دیگر دین نیست، بلکه نقاب قدرت است.

امروز شاهدیم که برخی با تفسیرهای سطحی و تحریف‌شده، دین را به ابزاری برای سرکوب آزادی، توجیه نابرابری، و تثبیت وضعیت موجود تبدیل کرده‌اند.
در چنین فضایی، نقد دین نه جسارت، بلکه ضرورت است. چرا که دینِ بدون نقد، به تقدسِ بدون معنا تبدیل می‌شود.

دین واقعی، دعوت به تفکر است. دعوت به مسئولیت. دعوت به رهایی از جهل، نه پناه بردن به آن.
و اگر قرار است دین در جامعه نقش ایفا کند، باید نخست از خود بپرسیم: آیا آنچه امروز به نام دین عرضه می‌شود، با روح آزاد و آگاه آن هم‌خوانی دارد؟ یا صرفاً بازتولید ترس و اطاعت است؟

در همین راستا، مفهوم «اصلاح» در دین نیز نیازمند بازخوانی است. واژه‌ای که در ظاهر، بازگشت به شیوه‌های سنتی را تداعی می‌کند، اما در بسیاری موارد، اصلاح واقعی یعنی برداشتن گامی به جلو.
چنین اصلاحاتی نه دعوت به واپس‌گرایی، بلکه فراخوانی به راه‌هایی است که در ظرف واقعی زمان و مکان، پیش‌تر وجود نداشته‌اند. ادیان بزرگ جهان، هم در میان پیروان خود و هم در میان بی‌اعتنایان، همواره داعی اصلاح اخلاقی بوده‌اند.
شرایط سیاسی و اقتصادی هر عصر نیز بر اخلاقیات رایج اثر می‌گذارد و اصلاح‌طلبی‌هایی را پدید می‌آورد که ریشه‌ای دینی دارند. گاه نیز، با تواتری منطقی، احساس درونی انسان‌ها خانه‌تکانی دینی را ضروری می‌سازد.
حقیقت اینست که:
👈 دین، اگر بیدار نکند، خواب می‌آورد.
👈 اگر آزاد نکند، اسیر می‌سازد.
👈 و اگر روشن نکند، تاریکی را مشروع جلوه می‌دهد.
ادامه دارد...

نگاهی دوباره به دین، عقلانیت و مسئولیت در عصر بحران

✍️ احمد یغما - قسمت دوم

خرافه‌پرستی با چاشنی تقدس

(برگرفته از صفحات ۶۷ و ۵۳۴ کتاب فرهنگ و دین)


«وقتی خرافه در لباس دین ظاهر شود، نقد آن دشوارتر و آسیب آن عمیق‌تر می‌شود.»

این جمله، تصویری دقیق از وضعیتی است که امروز در بسیاری از جوامع با آن روبه‌رو هستیم. باورهایی که ریشه در ترس، جهل و عادت دارند، با رنگ و لعاب دینی عرضه می‌شوند و به‌تدریج جای عقلانیت، تجربه و دانش را می‌گیرند.
در چنین فضایی، نقد خرافه نه فقط دشوار، بلکه خطرناک می‌شود. چرا که خرافه، وقتی تقدس پیدا کند، از دایره‌ی گفت‌وگو خارج می‌شود و به حقیقتی غیرقابل لمس بدل می‌گردد.

جامعه‌ای که به جای اندیشیدن، به دعاهای بی‌پشتوانه دل خوش کند، و به جای تلاش، به طلسم و توسل‌های بی‌منطق پناه ببرد، نه فقط از پیشرفت بازمی‌ماند، بلکه به تدریج اعتماد به نفس جمعی خود را نیز از دست می‌دهد.
دین، اگر به جای روشنگری، به تقویت خرافه کمک کند، دیگر دین نیست, بلکه سایه‌ای از آن است.

ما نیازمند بازگشت به دینی هستیم که عقل را مقدس می‌داند، نه جهل را. دینی که پرسش را گناه نمی‌داند، بلکه آن را آغاز ایمان می‌بیند.
و این بازگشت، تنها با نقد صریح و شجاعانه‌ی باورهای غلط ممکن است، اگر چه آن باورها سال‌هاست در لباس دین جا خوش کرده‌اند.

وقتی دین از نقد اجتماعی بازمی‌ماند

وقتي كه اديان بزرگ و جهاني با نظم‌هاي اجتماعی ای كه در بطن آن ريشه گرفته‌اند، كاملاً تطابق يافته باشند، آشكار است كه ديگر به وظيفه و نقش بايسته‌ای كه در درون جامعه داشته‌اند عمل نمي‌كنند.
در چنين وضعی، اين اديان ديگر اديانی قبيله‌ای خواهند بود نه اديانی عام و جهانی.

جزء مهمی از تكليف و تعهد و نيز ارزش هر دينی برای جامعه، همانا عبارت است از توانايی آن دين به اعمال داوری های انتقادی نسبت به نظم اجتماعی از منظری گسترده‌تر و متعالی تر از آنچه خود جامعه در داوری كردن خويش قادر به اتخاذ آن است.

«دين براي اين نيست كه نظم اجتماعی موجود را خوب جلوه بدهد، بلكه برای آن است كه انگيزاننده‌ اصلاح آن باشد.»
ادامه دارد...

نگاهی دوباره به دین، عقلانیت و مسئولیت در عصر بحران

✍️ احمد یغما - قسمت سوم

دین و مسئولیت اجتماعی

برگرفته از صفحه ۸۸ کتاب فرهنگ و دین

«دین نه فقط رابطه فرد با خدا، بلکه مسئولیت فرد در برابر جامعه است.»

این جمله، نقطه‌ی عزیمت مهمی برای بازخوانی دین در بستر اجتماعی امروز ماست. در شرایطی که دین به‌طور فزاینده‌ای به تجربه‌ای فردی و مناسکی تقلیل یافته، باید پرسید: جای عدالت، صداقت، و مسئولیت‌پذیری و حق و حقوق مردم در این دین کجاست؟ دین بغیر از بایدها و نبایدها چه حقوقی برای مردم قائل شده است؟

وقتی دین را صرفاً در نماز و روزه خلاصه کنیم، و از آن انتظار نداشته باشیم که در برابر ظلم، فساد، و تبعیض موضع بگیرد، در واقع آن را از جوهر اجتماعی‌اش تهی کرده‌ایم.
دینی که در برابر فقر سکوت کند، در برابر دروغ بی‌تفاوت باشد، و در برابر قدرتِ بی‌پاسخ، کرنش کند, نه تنها از رسالت خود دور شده، بلکه به ابزاری برای تثبیت وضع موجود بدل گشته است.

دین، اگر قرار است در جامعه نقش ایفا کند، باید نخست در برابر رنج انسان‌ها پاسخ‌گو باشد. باید صدای بی‌صدایان باشد، نه توجیه‌گر صاحبان قدرت.
و این مسئولیت، نه فقط بر دوش نهادهای دینی، بلکه بر دوش هر فرد دیندار است. دینداری، بدون دغدغه‌ی عدالت، نوعی بی‌تفاوتی مقدس است.

امروز، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند بازگشت به دینی هستیم که انسان را در مرکز قرار دهد، نه مناسک را. دینی که به جای سکوت، سخن بگوید. به جای اطاعت کور، دعوت به آگاهی کند.
و این بازگشت، تنها با بازخوانی صادقانه‌ی متون، نقد سنت‌های تحریف‌شده، و پذیرش مسئولیت اجتماعی ممکن است.

ادامه دارد....

نگاهی دوباره به دین، عقلانیت و مسئولیت در عصر بحران

✍️ احمد یغما - قسمت پایانی (چهارم)

دین و آزادی اندیشه

برگرفته از صفحه ۱۰۳ کتاب فرهنگ و دین


«آزادی اندیشه نه دشمن دین، بلکه شرط رشد آن است.»

این جمله، نقطه‌ی عزیمت مهمی برای بازخوانی رابطه‌ی دین و تفکر آزاد است. در بسیاری از جوامع، دین به گونه‌ای عرضه شده که پرسش‌گری را گناه می‌داند، و اندیشیدن را نشانه‌ی ضعف ایمان. اما حقیقت آن است که دین، اگر نتواند در برابر پرسش‌های زمانه پاسخ‌گو باشد، و به سوالات خرد نقاد نسل جدید پاسخ گوید، به تدریج از حیات اجتماعی کنار گذاشته می‌شود و به مجموعه‌ای از مناسک بی‌روح بدل می‌گردد.

آزادی اندیشه، نه تهدیدی برای دین، بلکه فرصتی برای پالایش آن است. دینی که از نقد بترسد، در واقع از خود اطمینان ندارد.
و دینی که اجازه‌ی گفت‌وگو ندهد، به جای ایمان، اطاعت کور را ترویج می‌کند.

در شرایط کنونی کشور، که بسیاری از باورهای دینی با تفسیرهای بسته و انحصاری ارائه می‌شوند، نیازمند بازگشت به دینی هستیم که از گفت‌وگو استقبال کند، نه از سکوت.
دینی که به جای تحمیل، دعوت کند. به جای ترساندن، روشن کند. و به جای حذف اندیشه، آن را بپرورد.

اگر قرار است دین در جامعه نقش ایفا کند، باید نخست با اندیشه‌ی آزاد آشتی کند.
و این آشتی، نه با شعار، بلکه با پذیرش تنوع دیدگاه‌ها، نقد سنت‌های تحریف‌شده، و بازگشت به جوهر انسانی دین ممکن است.

پایان🥀🙏♥️