ژاپن از انزوا تا قدرت جهانی
کانال تلگرامی تربیت سیاسی:
🇯🇵 ژاپن: از انزوا تا قدرت جهانی
قسمت نخست
✍️احمد یغما
امروز ژاپن یکی از پنج قدرت بزرگ اقتصادی جهان است. این برتری اقتصادی، زمینهساز موفقیتهای سیاسی، نظامی، علمی، صنعتی، هنری و ورزشی این کشور شده است. اما تنها یک قرن پیش، ژاپن کشوری کوچک و کماهمیت بود و تا دو قرن قبل، کاملاً منزوی و ناشناخته به شمار میرفت. از دیدگاه تمدن غربی، ژاپن آن زمان کشوری "وحشی" و "بیتمدن" محسوب میشد.
در تاریخ ملتها، صد یا دویست سال زمان زیادی نیست. اگر تمدنهای اولیه جهان مانند ایران، مصر، هند، چین و یونان را در نظر بگیریم که مهد فرهنگ، هنر و صنعت بودهاند، میتوان دریافت که ژاپن امروزی یکی از شگفتانگیزترین نمونههای تحول در تاریخ بشر است. فاصله میان باز شدن دروازههای ژاپن به روی ناوگان آمریکا در سال ۱۸۵۳ تا شکست امپراتوری قدرتمند روسیه تزاری در سال ۱۹۰۵، تنها پنجاه سال بود. پنجاه سالی که ژاپن را از یک کشور عقبمانده به یک قدرت جهانی تبدیل کرد.
تلاش برای گشودن درهای ژاپن
در تابستان سال ۱۸۵۳، چهار کشتی نیروی دریایی آمریکا به فرماندهی دریاسالار "کومودور پیری" از ساحل چین عازم ژاپن شدند. مأموریت آنها، گشودن دروازههای ژاپن به روی جهان بود؛ مأموریتی پرخطر که حتی احتمال جنگ را نیز در بر داشت. ژاپن در آن زمان، کشوری کاملاً بسته بود. هیچ بیگانهای اجازه ورود به این کشور را نداشت و اگر کسی وارد میشد، بازگشتی برای او متصور نبود.
حاکمان ژاپن، با قوانین سختگیرانه و سنتهای قدیمی، حصاری محکم به دور کشور خود کشیده بودند. ارتباطات تجاری محدود با کشورهایی مانند چین، کره یا هلند نیز تنها در جزایری مشخص، مانند نزدیکی ناگازاکی، انجام میشد. این انزوا، تصویری از خشونت و وحشیگری ژاپنیها در ذهن جهانیان ایجاد کرده بود. گفته میشد که ژاپنیها اسرا را در دیگهای آب جوش میپزند، با تخماق آنها را له میکنند یا به آبهای پر از کوسه میاندازند.
دریاسالار پیری، با فرمانی از رئیسجمهوری ایالات متحده (میلارد فیلمور)، عازم این مأموریت شد. هدف او، ترساندن ژاپنیها از قدرت آمریکا و گشودن دروازههای این کشور بود. این فرمان، در واقع نامهای دیپلماتیک از سوی رئیسجمهوری آمریکا به حکومت ژاپن بود، اما پیری میدانست که برای موفقیت، باید از سیاست و قدرت نظامی بهطور همزمان استفاده کند.
ادامه دارد ...
🇯🇵 ژاپن: از انزوا تا قدرت جهانی
✍️احمد یغما
قسمت دوم
پدر نیروی دریایی آمریکا؛ ماموریت تاریخی دریاسالار پیری
ژاپنیها در اوایل قرن نوزدهم، نگران گشودن دروازههای کشور خود بودند. آنها تصور میکردند که اگر درهای ژاپن باز شود، کشورهای اروپایی مانند اسپانیا و پرتغال که در آن زمان قدرتهای استعمارگر جهان بودند، کشورشان را تسخیر خواهند کرد. ژاپن با حصاری محکم از سنتهای قدیمی و قوانین شدید، ارتباط خود را با جهان بیرونی قطع کرده بود؛ حصاری که به مدت ۲۱۶ سال ادامه داشت.
در آن زمان، ایالات متحده آمریکا از این انزوا ناراضی بود. کشتیهای آمریکایی که عازم تجارت با خاور دور بودند، نیازمند منابعی چون زغالسنگ، آب، چوب و خوراک بودند که در ژاپن فراوان بود. اما قوانین سختگیرانه ژاپنیها مانع از ورود خارجیها به این کشور میشد. حتی دریانوردانی که در مواقع بروز طوفانهای شدید به سواحل ژاپن پناه میآوردند، اغلب مورد بدرفتاری قرار میگرفتند.
دریاسالار پیری و آمادگی برای ماموریت
دریاسالار "کومودور پیری" که در آن زمان ۶۰ ساله بود، به عنوان فرمانده ماموریت گشودن درهای ژاپن انتخاب شد. وی یکی از برجستهترین شخصیتهای نظامی آمریکا بود که اقداماتی تاریخی انجام داده بود، مانند ممنوعیت شلاق زدن به ملوانان و تأسیس آکادمی نیروی دریایی آمریکا در آناپولیس. این دستاوردها موجب شد که به او لقب "پدر نیروی دریایی آمریکا" داده شود.
برای آمادهسازی این ماموریت مهم، پیری دهها جلد کتاب درباره ژاپن خواند و تعداد زیادی نقشه را مطالعه کرد. او همراه خود گروهی از متخصصان شامل خبرنگار، عکاس، کارشناس کشاورزی، نقاش سریعالعمل، کارشناس امور فنی و رسام داشت که هر کدام وظایف خاصی داشتند. پیری، بهعنوان مردی جنگی و سیاستمداری دوراندیش، میخواست کاری را که دیگران نتوانسته بودند انجام دهند، با موفقیت به سرانجام برساند.
اولین مواجهه با ژاپنیها
در ۸ ژوئیه ۱۸۵۳، ناوگان آمریکایی وارد آبهای ممنوعالورود ژاپن شد. دریاسالار پیری با استراتژی خاصی دستور داد تا کشتی "میسیسیپی" که با نیروی بخار حرکت میکرد، در جلو حرکت کند. ژاپنیها که تا آن زمان کشتی بخاری ندیده بودند، از مشاهده این فناوری جدید شگفتزده و ترسان شدند. این اقدام هوشمندانه پیری، تاثیر زیادی بر روان ژاپنیها گذاشت.
ناوگان آمریکایی به آرامی وارد خلیج توکیو شد. در طول مسیر، نقاش طرحبرداری میکرد، عکاس عکس میگرفت و کارشناس کشاورزی با دوربین از راه دور به مطالعه جزایر میپرداخت. این پیشروی، که تا شامگاه طول کشید، نهایتاً در نزدیکی شهری به نام "اوراگا" به دلیل تیراندازی ژاپنیها متوقف شد و ناوگان در آنجا لنگر انداخت.
فرماندار قلابی؛ نخستین مواجهه دیپلماتیک
هنگامی که ناوگان آمریکایی در کنار اوراگا لنگر انداخت، قایقهای ژاپنی بلافاصله اطراف کشتیها را احاطه کردند. یک مرد ژاپنی که زبان هلندی بلد بود، به عنوان مترجم میان دو طرف نقش ایفا کرد. با وجود تهدیدهای ژاپنیها، دریاسالار پیری بیاعتنا به اعتراضات، دستور داد توپهای ناوگان آماده شلیک شوند و از مترجم خواست پیامی به ژاپنیها بدهد: پیری تنها حاضر است با نخستوزیر یا فرمانده نیروی دریایی ژاپن مذاکره کند و در صورت عدم پذیرش، شهر را گلولهباران خواهد کرد.
اما ژاپنیها، با استفاده از تاکتیکی زیرکانه، مردی را که لباس فرماندار به تن داشت به عنوان نماینده خود فرستادند؛ کسی که بعداً مشخص شد فرماندار واقعی نبوده و در واقع رئیس پلیس شهر بوده است. این حرکت نشاندهنده احتیاط ژاپنیها در اولین مواجهه دیپلماتیک با بیگانگان بود.
ادامه دارد
ژاپن: از انزوا تا قدرت جهانی
✍️احمد یغما
قسمت سوم
فرماندار قلابی؛ اولین مواجهه دیپلماتیک میان ژاپن و آمریکا
وقتی ناوگان آمریکایی به رهبری دریاسالار "کومودور پیری" وارد آبهای ژاپن شد، گروهی از قایقهای ژاپنی بهسرعت اطراف کشتیها را احاطه کردند. مردی ژاپنی که به زبان هلندی مسلط بود، بهعنوان مترجم میان دو طرف شروع به کار کرد. ژاپنیها بهطور پیوسته تهدیدهایی علیه آمریکاییها مطرح میکردند، اما دریاسالار پیری بیاعتنا به تهدیدات، دستور داد توپهای ناوگان آماده شلیک شوند.
او از مترجم خواست پیامی قاطعانه به ژاپنیها بدهد: "من از طرف رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا ماموریت دارم و تنها با نخستوزیر یا فرمانده نیروی دریایی صحبت میکنم. اگر این شرط پذیرفته نشود، شهر را گلولهباران خواهم کرد." ژاپنیها پاسخ دادند که قوانین کشورشان ورود نخستوزیر یا فرمانده نیروی دریایی به کشتیهای خارجی را ممنوع کرده است. در نهایت، مقرر شد یکی از افسران آمریکایی به نام "کانتی" با معاون فرمانداری شهر اوزاکا ملاقات کند. این دیدار منجر به آن شد که فرماندار شهر به دیدار آمریکاییها بیاید.
دریاسالار و فرماندار قلابی
فردای آن روز، فرماندار به ملاقات آمریکاییها آمد، اما از همان برخورد اولیه مشخص شد که او واقعاً فرماندار نیست، بلکه رئیس پلیس شهر بوده که لباس فرماندار را پوشیده بود. وقتی علت این اقدام را از او پرسیدند، پاسخ داد: "هیچ نجیبزاده ژاپنی حاضر نمیشود با وحشیان ناشناس آمریکایی روبهرو شود."
این جمله، تصویری واضح از دیدگاههای دو طرف نسبت به یکدیگر ارائه میدهد؛ در حالی که غرب ژاپنیها را "وحشی" میدانست، ژاپنیها نیز آمریکاییها را به چشم "وحشیان ناشناس" مینگریستند. این برخورد نخستین نشاندهنده فاصله فرهنگی عمیق میان دو ملت بود.
حرکت به سوی توافقات اولیه
پس از گذشت سه روز از مهلت تعیینشده، ناوگان آمریکا به سمت توکیو حرکت کرد. ژاپنیها که از نزدیک شدن آمریکاییها به پایتخت نگران بودند، فرماندار قلابی به نام "کایاما" را فرستادند تا به آمریکاییها اطمینان دهد که پاسخ نامه رئیسجمهوری آمریکا فردا خواهد آمد. او همچنین درخواست کرد که ناوگان آمریکا یک روز دیگر صبر کند. در نهایت، قرار شد ملاقات میان نمایندگان ژاپن و آمریکا در شهر کوچک "کوری اما" انجام شود.
روز ۱۴ ژوئیه ۱۸۵۳، آمریکاییها با بهترین لباسهای خود، مسلح و مجهز، سوار بر قایقها شدند. دریاسالار پیری نیز خود را بهشکلی فاخر و آراسته آماده کرده بود، چرا که میدانست ژاپنیها به زرقوبرق ظاهر اهمیت زیادی میدهند. وقتی پیری با وقار و ابهت همچون یک امپراتور به ساحل قدم گذاشت، توپهای کشتیها و سوتهای کشتی بخار به صدا درآمدند، که این تشریفات موجب ترس بیشتر ژاپنیها شد.
ورود اولین سفیر بیگانه به خاک ژاپن
این اولین سفیر دنیای بیگانه بود که پس از ۲۱۶ سال انزوای ژاپن، قدم به خاک این کشور میگذاشت. ناوگان آمریکا با نظم خاصی وارد ساحل شد: ابتدا دستهای از سربازان ایالات متحده با لباسهای یکرنگ و اسلحههای براق، سپس گروهی از ملاحان تنومند مجهز به شمشیر و تفنگ، سپس دسته موزیک که با لباسهای پرزرقوبرق مشغول نواختن بودند.
پس از آن، دو ملوان جوان صندوقچهای مخملپوش حاوی نامه رئیسجمهوری آمریکا را حمل میکردند و دو پرچمدار پرچم آمریکا و نیروی دریایی این کشور را به اهتزاز درمیآوردند. دریاسالار پیری، اسکورتشده توسط دو سرباز تنومند سیاهپوست، در حالی که افسران ارشد کشتیها با مدالهای درخشان در پشت سر او قرار داشتند، قدم به ساحل گذاشت. این تشریفات بیسابقه برای ژاپنیها تصویری از قدرت و سازماندهی غرب ارائه داد.
ادامه دارد
🇯🇵 ژاپن: از انزوا تا قدرت جهانی
✍️احمد یغما
قسمت چهارم
تحولات سیاسی داخلی ژاپن و مذاکرات دریاسالار پیری
در میانه قرن نوزدهم، اوضاع داخلی ژاپن ساختاری منحصر به فرد داشت. حاکمیت این کشور میان دو مقام تقسیم شده بود:
1. امپراتور (میکادو): او در قصری باشکوه در کیوتو اقامت داشت و بیشتر مقام تشریفاتی بود. دسترسی به میکادو محدود به تعداد اندکی از اشراف و مقامات خاص بود و عملاً قدرت اجرایی در دست او نبود.
2. شوگون: فرمانروای اصلی ژاپن که قدرت واقعی را در دست داشت. شوگون، عضوی از خانواده "توکوگاوا"، در توکیو اقامت داشت و وظایفی همچون اعلان جنگ، فرمان صلح، جمعآوری مالیات و اجرای قوانین را برعهده داشت. این مقام، موروثی بود و تمامی قدرتها در دست او متمرکز شده بود.
با این حال، حکومت شوگونها به دلیل استفاده از قدرت برای منافع شخصی، نارضایتی مردم را برانگیخته بود. مردم، هرچند از ورود بیگانگان و تغییرات خارجی میترسیدند، اما برخی امیدوار بودند که این بیگانگان بتوانند قدرت شوگونها را کاهش دهند.
مذاکرات اولیه؛ وعدهای از دوستی و تجارت
در جریان مذاکرات میان دریاسالار پیری و نمایندگان ژاپنی، دریاسالار درخواستهایی از جمله آزادی تجارت میان آمریکا و ژاپن و اجازه رفتوآمد اتباع دو کشور را مطرح کرد. او به ژاپنیها وعده داد که در صورت پذیرش این درخواستها، ایالات متحده از ژاپن در برابر دشمنان منطقهای حمایت خواهد کرد. این مذاکرات از نظر آمریکاییها رضایتبخش بود و قرار شد پیری به آمریکا بازگردد تا با اختیارات بیشتر برای عقد یک قرارداد بازرگانی رسمی به ژاپن بازگردد.
بازگشت دریاسالار پیری و توافقات مهم
دو ماه زودتر از موعد مقرر، دریاسالار پیری با ناوگانی قویتر بازگشت. این بار ناوگان شامل سه کشتی جنگی بخاری، پنج کشتی جنگی بادبانی و دو کشتی مخصوص خواربار بود که همه حدود ۵۰ توپ داشتند. ژاپنیها این بار شهر "یوکوهاما" را به عنوان محل مذاکرات انتخاب کردند.
پیری، با همان تشریفات، وارد تالار مذاکرات شد. رئیس هیئت ژاپنی، فردی به نام "هی یاشی"، همراه با پنج نماینده دیگر در این مذاکرات حضور داشتند. پاسخ امپراتور به نامه رئیسجمهوری آمریکا، که به طور ضمنی با خواستههای آمریکاییها موافقت شده بود، به پیری تقدیم شد. با این حال، دریاسالار این بار علاوه بر موافقت با آزادی رفتوآمد و تجارت، به دنبال انعقاد یک پیمان بازرگانی رسمی با ژاپن بود.
یکی از اتفاقات تاریخی این سفر، دفن جسد یکی از سربازان آمریکایی در خاک ژاپن بود. این اولین بار بود که مراسم مسیحیت در ژاپن برگزار میشد و یک بیگانه در این کشور دفن میشد. این رویداد نشانهای از آغاز ورود فرهنگ و آداب غربی به ژاپن بود.
مسیر ترقی ژاپن؛ آشنایی با تمدن غربی
پس از بهبود روابط میان آمریکا و ژاپن، دریاسالار پیری با نمایش فناوریهای غربی، ژاپنیها را با مظاهر تمدن مدرن آشنا کرد. او انواع اسلحه، اختراعات صنعتی و بهداشتی، تلگراف، لکوموتیو و ماشینهای بخار را به ژاپنیها معرفی کرد. ژاپن با استعداد عجیبی که در تقلید و بهکارگیری فناوریهای جدید داشت، از این مظاهر تمدن بهره برد و پایههای نهضت صنعتی خود را بنا نهاد.
چندی بعد، با امضای قراردادهای بازرگانی میان دو کشور، امکان رفتوآمد میان غربیان و ژاپنیها افزایش یافت. این ارتباطات، درها را برای پیشرفتهای شگفتانگیز ژاپن گشود و به این کشور کمک کرد تا خود را به یکی از مترقیترین ملتهای جهان تبدیل کند.
ادامه دارد
🇯🇵 ژاپن: از انزوا تا قدرت جهانی
✍️احمد یغما
قسمت پایانی
ژاپن در مسیر ترقی: از تعامل تا قدرت جهانی
با ورود ایالات متحده به ژاپن، راه برای تعاملات بینالمللی باز شد. چهار سال پس از حضور دریاسالار پیری، اولین قرارداد رسمی میان آمریکا و ژاپن توسط نماینده آمریکا، "تاونزند هاریس"، و نماینده ژاپن امضا شد. این قرارداد نخستین گام در مسیر مدرنیته ژاپن بود.
۳۰ سال بعد، اولین خط آهن، شهرهای توکیو و یوکوهاما را به هم متصل کرد و پس از آن، اولین کشتیهای بخاری اقیانوسپیما وارد ناوگان ژاپن شدند. ژاپن وارد مسیری شد که دیگر هیچ نیرویی توان متوقف کردن آن را نداشت. مظاهر تمدن غربی به تدریج در زندگی مردم ژاپن نفوذ یافت. جوانان ژاپنی به اروپا و آمریکا اعزام شدند تا در آنجا تحصیل کنند. آنها پس از بازگشت، مملو از دانش و تجربه، نقشی کلیدی در تحول کشور خود ایفا کردند.
در سال ۱۸۶۷، این جوانان نقش خود را در تحولات سیاسی نشان دادند؛ مقام و عنوان شوگون از میان برداشته شد و امپراتور ژاپن، "موتسوهیتو" که به "میجی" معروف بود، انقلاب سفیدی را آغاز کرد. این انقلاب، ژاپن را به یک واحد بزرگ سیاسی، نظامی و صنعتی تبدیل کرد.
صنعتی شدن ژاپن؛ از تقلید تا پیشرفت جهانی
با ایجاد کارخانههای متعدد در سراسر کشور، تولید صنعتی ژاپن به سرعت گسترش یافت. صدها کشتی بزرگ محصولات صنعتی را به اقصی نقاط جهان صادر کردند و در مقابل، مواد خام و ارز وارد کشور شد. این چرخه اقتصادی، روزبهروز قدرت ژاپن را افزایش داد.
توان نظامی ژاپن نیز رشد چشمگیری داشت. در جنگ میان ژاپن و روسیه تزاری بر سر چین و بندر پورت آرتور، امپراتوری روسیه - یکی از قدرتمندترین نیروهای اروپا - بهسادگی شکست خورد و در سال ۱۹۰۵ تسلیم ژاپن شد. اما در همین زمان، نگرانی آمریکا از پیشرفت شگفتانگیز ژاپن نیز افزایش یافت. این کشور که به دست آمریکاییها از خواب انزوای خود بیدار شده بود، اکنون همانند "اژدهایی" بود که باید با دقت زیر نظر گرفته میشد.
ژاپن در قرن بیستم؛ از اوج قدرت تا جنگ جهانی دوم
در دوران سلطنت "یوشیهیتو" و پس از آن "هیروهیتو"، ژاپن به اوج قدرت اقتصادی و نظامی خود رسید. این پیشرفتها باعث شد که ژاپن در جنگ جهانی دوم علیه ایالات متحده، که به نوعی معلم و راهنمای نخستین آن بود، وارد جنگ شود.
با حمله ژاپن به پایگاه دریایی آمریکا در "پرل هاربر" در تاریخ ۷ دسامبر ۱۹۴۱، جنگی آغاز شد که تا ۶ اوت ۱۹۴۵ ادامه یافت؛ روزی که اولین بمب اتمی تاریخ در هیروشیما منفجر شد. جنگ جهانی دوم با تصمیم رئیسجمهوری وقت آمریکا، "هری ترومن"، به پایان رسید. اما سرنوشت جهان اگر آن بمباران اتمی رخ نمیداد، همچنان محل بحث است.
مطلب پایانی:
در خصوص بمباران هستهای هیروشیما و ناکازاکی، پیشتر مقالهای در کانال تربیت سیاسی ارائه شده است که علاقمندان میتوانند آن را مطالعه کنند.
از همراهی و توجه شما عزیزان بینهایت سپاسگزارم. تا فرصتی دیگر و موضوعی تازه، بدرود.🙏🙏🌹
احمد یغما
مخاطبین این "وب" جوانان به ویژه دانشجویان عزیز می باشند.