برداشت از کانال تلگرامی تربیت سیاسی:
آشنایی با دو روش اخذ #اقرار در کشورهای خارجی

✍️ احمد یغما - قسمت اول

در بسیاری از نظام‌های حقوقی جهان، روش‌های متفاوتی برای کشف حقیقت و اخذ اقرار از متهمان وجود دارد. برخی از این روش‌ها، به‌ویژه در حوزه‌های امنیتی و جنایی، از تکنیک‌های روان‌شناختی و پزشکی بهره می‌برند. یکی از این روش‌ها که در برخی کشورها مورد استفاده قرار گرفته، «تحلیل تخدیری» یا همان «نارکو آنالیز» است.

تحلیل تخدیری و تشخیص تخدیری در امر اخذ اقرار

«تحلیل تخدیری» یا Narco Analysis به معنای «سیر در نیمه‌خودآگاه به‌وسیله یکی از خواب‌آورها»ست. در این روش، با تزریق محلولی خواب‌آور به فرد مورد نظر، سطح هوشیاری او به‌طور موقت کاهش می‌یابد. در این وضعیت، ذهن فرد از فعالیت‌های خلاقانه و ابداعی بازمی‌ماند و به‌نوعی از فیلترهای ذهنی و دفاعی خود عبور می‌کند. یعنی مکانیزم دفاعی و مقاومتی خود را از دست می دهد. نتیجه این فرآیند، بیان آزادانه و بی‌پروای حقایق توسط فرد است؛ چرا که ذهن او دیگر توانایی ساختن یا پنهان‌سازی اطلاعات را ندارد.

اصطلاح «نارکو آنالیز» نخستین‌بار توسط دکتر استفان هارسلی در سال ۱۹۳۶ مطرح شد. با این حال، پروفسور ژرژ هویر بر این باور است که اصطلاح دقیق‌تر و علمی‌تر، «پسیکو نارکو آنالیز» یا «تحلیل تخدیری روان» است. دلیل این نظر آن است که اصطلاح «نارکو آنالیز» صرفاً به فرآیند تجزیه و تحلیل با استفاده از ماده خواب‌آور اشاره دارد، اما مشخص نمی‌کند که چه چیزی مورد تحلیل قرار می‌گیرد. در حالی که «پسیکو نارکو آنالیز» به‌وضوح نشان می‌دهد که روان انسان، موضوع تحلیل است.
این روش، هرچند در برخی کشورها مورد استفاده قرار گرفته، همواره با چالش‌های حقوقی، اخلاقی و علمی همراه بوده است. در پست‌های بعدی، به بررسی این موارد و نقدهای وارد بر این تکنیک‌ها خواهیم پرداخت.
ادامه دارد...

آشنایی با دو روش اخذ اقرار در کشورهای خارجی
✍️ احمد یغما - قسمت دوم

نحوه عمل و داروهای مورد استفاده در تحلیل تخدیری (نارکو آنالیز)

در ادامه‌ی بررسی روش‌های اخذ اقرار در کشورهای خارجی، در این قسمت به نحوه‌ی عملکرد تحلیل تخدیری و داروهای مورد استفاده در این فرآیند می‌پردازیم.
این روش، که در برخی برهه‌های تاریخی به‌ویژه در دوران جنگ‌ها مورد استفاده قرار گرفته، ترکیبی از علوم روان‌شناسی، داروشناسی و تکنیک‌های بازجویی است.

آغاز تجربیات دارویی در تحلیل تخدیری

نخستین تلاش‌ها برای استفاده از دارو در تحلیل شعور نیمه‌آگاه به سال ۱۹۲۲ بازمی‌گردد، زمانی که دکتر هوز آزمایش‌های اولیه خود را با داروی اسکوپولامین آغاز کرد. این دارو خاصیت خواب‌آوری دارد و می‌تواند سطح هوشیاری فرد را کاهش دهد.

در سال ۱۹۳۱، دکتر هارسلی گام مهم‌تری برداشت و با تزریق آمی‌تال به فرد مورد نظر، نوعی خواب مصنوعی ایجاد کرد. این خواب، ذهن را از فعالیت‌های خلاقانه و کنترل ارادی تهی می‌کرد و فرد را در وضعیتی قرار می‌داد که آمادگی پاسخ‌گویی بی‌پرده به سوالات را داشت.

در سال ۱۹۴۳، داروی پنتوتال جایگزین آمی‌تال شد. این دارو که بعدها به‌طور غیررسمی «سرم حقیقت» نام گرفت، به‌عنوان یکی از مؤثرترین مواد در تحلیل تخدیری شناخته شد.

نحوه‌ی عملکرد داروها در فرآیند نارکو آنالیز

روش استفاده از پنتوتال به این صورت بود که یک سانتی‌متر مکعب از آن به‌صورت وریدی تزریق می‌شد. سپس از فرد خواسته می‌شد که اعداد اصلی را از یک تا پنجاه بشمارد. به محض بروز اشتباه در شمارش، فرد را به خواب می‌بردند. پس از بیداری، فرد مانند کسی بود که مست است؛ کنترل اعصاب و رفتار خود را از دست می‌داد، قدرت خلاقیت و تشخیص دقیق واقعیت‌ها در او مختل می‌شد، اما حافظه‌ی گذشته‌اش همچنان فعال باقی می‌ماند.

در این حالت، فرد در برابر پرسش‌ها، حقایق را بی‌پرده بیان می‌کرد و حتی خاطرات تلخ و پنهانی را که در ضمیر ناخودآگاهش دفن شده بودند، بیرون می‌ریخت. گاه حتی اسراری را فاش می‌ساخت که به صلاح او نبود.

کاربردهای تاریخی و اخلاقی

در جنگ جهانی دوم، از این روش برای بازجویی از اسیران جنگی استفاده می‌شد. با تزریق این داروها، اطلاعات نظامی حساس از افراد استخراج می‌شد. با وجود اثربخشی این روش، استفاده از آن همواره با چالش‌های اخلاقی و حقوقی همراه بوده است.

ترکیبات دارویی مورد استفاده

دکتر لورانز برای این منظور، ترکیبی از داروهای زیر را تجویز کرده بود:

برومورد
اسکوپولامین
مورفین
آمی‌تال سدیم
پنتوتال

این ترکیبات، هر یک نقش خاصی در کاهش سطح هوشیاری و تسهیل فرآیند تحلیل روانی ایفا می‌کردند.

داروهای خواب‌آور و مسکن‌های عمده

علاوه بر پنتوتال سدیم، داروهای زیر نیز در تحلیل تخدیری کاربرد داشتند:

آمی‌تال: جذب آهسته، اما تجزیه سریع در خون
اوی‌پان: اثر سریع‌تر از پنتوتال، ایجاد خواب عمیق همراه با تحریکات عصبی
مشتقات اسید باربیتوریک: خانواده‌ای از داروهای خواب‌آور با اثرات متنوع
اونارکن: داروی منوم مورد استفاده در آلمان

هر یک از این داروها ویژگی‌های خاصی داشتند که بسته به هدف بازجویی و وضعیت روانی فرد، انتخاب می‌شدند.
ادامه دارد...

آشنایی با دو روش اخذ اقرار در کشورهای خارجی
✍️ احمد یغما - قسمت سوم

میزان تزریق، نحوه‌ی اثرگذاری داروها و نمونه‌هایی از شکست روش نارکوآنالیز

در ادامه‌ی بررسی روش تحلیل تخدیری یا نارکوآنالیز، در این قسمت به جزئیات فنی مربوط به نحوه‌ی تزریق داروها، تأثیرات روانی آن‌ها بر فرد مورد آزمون، و همچنین نمونه‌هایی از ناکامی این روش در فرآیند بازپرسی می‌پردازیم.

نظر «ژان رولن» درباره‌ی طرز استعمال داروهای پلیسی

ژان رولن در اثر معروف خود با عنوان داروهای پلیسی، به‌طور دقیق به نحوه‌ی استفاده از داروهای خواب‌آور در فرآیند نارکوآنالیز اشاره کرده است. او خاطرنشان می‌کند که میزان تزریق این محلول‌ها اصولاً بستگی به مزاج شخص مورد آزمون دارد.

به‌طور کلی، یک سانتی‌متر از محلول ۲.۵ درصد (آمی‌تال ۸ درصد) در جوف ورید تزریق می‌شود. این تزریق می‌تواند هر دقیقه تکرار شود، به‌طوری‌که حداکثر مقدار تزریق‌شده از شش سانتی‌متر مکعب تجاوز نکند (در مورد آمی‌تال، تا ۸ سانتی‌متر مکعب مجاز است).

در نتیجه‌ی این تزریق، فرد مورد نظر به حالت نیمه‌خواب و بیداری بسیار نزدیک به خواب وارد می‌شود. اگر میزان تزریق افزایش یابد یا فاصله‌ی بین تزریق‌ها کوتاه شود، فرد به خواب عمیقی فرو می‌رود که تقریباً ده دقیقه بعد بیدار می‌شود.

تحقیقات می‌توانند در حالت بینابین خواب و بیداری یا قبل از فرو رفتن به خواب عمیق انجام شوند. در هر دو حالت، فرد در وضعیت نیمه‌خودآگاه قرار دارد. در این وضعیت، میل به حرف زدن در فرد پدیدار می‌شود و او تلاش می‌کند با بیان مکنونات خاطر و بیرون ریختن انرژی‌های مزاحم، خود را آسوده و سبک‌بار سازد.

نمونه‌هایی از شکست روش نارکوآنالیز در بازپرسی

با وجود کاربرد گسترده‌ی این روش در برخی کشورها، مواردی از شکست نارکوآنالیز در کشف حقیقت نیز گزارش شده‌اند.
1. مورد دکتر «دنیس کارل» در جنگ جهانی دوم

دکتر دنیس کارل، پزشک انگلیسی، در جریان جنگ جهانی دوم، افسری را که از بیماری دماغی رنج می‌برد، تحت درمان قرار داد. این پزشک به بیمار خود پیشنهاد داد که تحت آزمایش نارکوآنالیتیک قرار گیرد. اما افسر بیمار پاسخ داد که به دلیل داشتن اسرار نظامی مهم، نمی‌تواند به این آزمایش تن دهد.

با این حال، موضوع با افسر مافوق او در میان گذاشته شد و او موافقت کرد که بیمار تحت درمان نارکوآنالیتیک قرار گیرد و هر نوع پرسش ضروری مطرح شود. هرچند درمان کاملاً مؤثر بود و افسر بیمار بهبود کامل یافت، اما هیچ‌یک از اسرار نظامی خود را فاش نکرد.

2. گزارش دکتر «فن ساهر» در کنفرانس بین‌المللی حقوقدانان

در سومین کنفرانس بین‌المللی حقوقدانان که در ژانویه ۱۹۵۰ در لندن برگزار شد، دکتر فن ساهر گزارشی ارائه داد. او به پرونده‌ی فردی به نام «دهم» اشاره کرد که خواهرزن و فرزندانش را به قتل رسانده بود.

در تاریخ پنجم آوریل ۱۹۵۰، دیوان جنایی کارل‌سروهه آلمان دستور داد که از این قاتل، آزمایش نارکوآنالیتیک به عمل آید. اما این قاتل قسی‌القلب در جریان آزمایش، مطلقاً هیچ‌چیز درباره‌ی جنایت خود به زبان نیاورد.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که علی‌رغم تأثیرات روانی قابل‌توجه داروهای خواب‌آور، نارکوآنالیز تضمینی برای کشف حقیقت نیست و در برخی موارد، فرد حتی در حالت نیمه‌خودآگاه نیز از افشای اطلاعات خودداری می‌کند.
البته پیشتر در مباحث ضدبازجویی روشهای مقابله با چنین نوع بازجویی را هم توضیح داده‌ایم
ادامه دارد...

آشنایی با دو روش اخذ اقرار در کشورهای خارجی
✍️ احمد یغما - قسمت چهارم

استفاده از تحلیل تخدیری در کشورهای مختلف جهان

در این قسمت از مجموعه مطالب مربوط به روش نارکوآنالیز، به بررسی وضعیت قانونی و کاربرد عملی این روش در کشورهای مختلف می‌پردازیم. همان‌طور که خواهیم دید، موضع‌گیری کشورها نسبت به تحلیل تخدیری بسیار متفاوت است؛ از استفاده‌ی محدود و تجربی گرفته تا ممنوعیت کامل به دلایل حقوقی و اخلاقی.

🇺🇸 ایالات متحده آمریکا

در آمریکا، برای انجام نارکوآنالیز، از ماده‌ی خواب‌آور اسکوپولامین استفاده می‌شود. این ماده که در پزشکی به‌عنوان جایگزینی برای داروی بیهوشی به کار می‌رود، از گیاهانی مانند بلادن، بنگ و مهرگیاه استخراج می‌شود و از دسته‌ی آلکالوئیدها است.

نخستین بار، دکتر هوز از ایالت تکزاس متوجه شد که این ماده نوعی بیهوشی ایجاد می‌کند که در آن، نیروی حافظه، شنوایی و توانایی سخن گفتن حفظ می‌شود، اما سایر اعمال مغز به‌طور موقت متوقف می‌شوند. این ویژگی، اسکوپولامین را به گزینه‌ای مناسب برای تحلیل تخدیری تبدیل کرده است.

🇫🇷 فرانسه

در فرانسه، کاربرد قضایی یا پلیسی تحلیل تخدیری برای اخذ اقرار ممنوع است.
در تاریخ ۲۲ مارس ۱۹۴۹، آکادمی پزشکی پاریس این روش را ممنوع اعلام کرد. همچنین، کانون وکلای استیناف پاریس طی قطعنامه‌ای رسمی تصریح کرده است که این روش بر خلاف اصل صیانت و حق دفاع است. به همین دلیل، استفاده از این شیوه‌ها در کارشناسی پزشکی قانونی و بازپرسی ممنوع می‌باشد.

🇧🇪 بلژیک

در بلژیک، وضعیت حقوقی تحلیل تخدیری نامشخص است. قانون به‌طور صریح موضع‌گیری نکرده و کاربرد آن در حقوق بلژیک روشن نیست.

🇨🇭 سوئیس

در سوئیس، استعمال تحلیل تخدیری برخلاف قانون تشخیص داده شده است. حتی اگر خود متهم پیشنهاد دهد که برای اثبات صحت اظهاراتش از این روش استفاده شود، دادگاه چنین اقدامی را غیرمجاز تلقی می‌کند.

🇮🇹 ایتالیا

در ایتالیا نیز، استفاده از تحلیل تخدیری در امور کیفری مجاز نیست. قانون این کشور به‌طور صریح، کاربرد این روش را در فرآیندهای قضایی رد کرده است.

🇩🇪 آلمان

در آلمان، موضع‌گیری نسبت به تحلیل تخدیری کاملاً صریح و قانونی است.

وزیر دادگستری ایالت وورتمبرگ در نامه‌ای به تاریخ هفتم ماه مه ۱۹۴۹، و
وزیر دادگستری ایالت باویر در نامه‌ای به تاریخ ششم اکتبر ۱۹۴۹،
کارمندان دادسرا را از توسل به هر شیوه‌ی پزشکی که بر وضعیت روانی آزموده‌شونده تأثیر بگذارد، منع کرده‌اند.

همچنین، وزیر دادگستری ایالت هس اقدام مشابهی انجام داده و تصریح کرده است که این ممنوعیت حتی در مواردی که خود متهم رضایت دهد نیز به قوت خود باقی است.

در نهایت، ماده‌ی ۱۳۶ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب اول اکتبر ۱۹۵۰، توسل به تحلیل تخدیری را در سراسر جمهوری فدرال آلمان ممنوع ساخت.

🇦🇹 اتریش

در اتریش نیز، رویه‌ی قضایی این کشور مؤید منع استفاده از تحلیل تخدیری است. دادگاه‌ها و نهادهای حقوقی اتریش، این روش را مغایر با اصول حقوقی و اخلاقی دانسته‌اند.

همان‌طور که مشاهده می‌شود، گرچه برخی کشورها مانند آمریکا تجربه‌هایی در استفاده از نارکوآنالیز داشته‌اند، اما اکثریت نظام‌های حقوقی اروپایی این روش را ممنوع یا غیرمجاز اعلام کرده‌اند. دلایل این ممنوعیت‌ها عمدتاً به نقض حقوق متهم، عدم قابلیت اعتماد به نتایج، و مسائل اخلاقی و پزشکی بازمی‌گردد.
اما همیشه بازجوئی قضایی با بازجویی اطلاعاتی و امنیتی متفاوت بوده و کنترل کامل روی دسته دوم بازجوئیها در هیچ کشوری وجود ندارد.
ادامه دارد...

آشنایی با دو روش اخذ اقرار در کشورهای خارجی
✍️ احمد یغما - قسمت پنجم

دستگاه دروغ‌یاب – تاریخچه، عملکرد و کاربرد در جرم‌یابی

در ادامه‌ی بررسی روش‌های علمی و روان‌شناختی در کشف حقیقت، این نوشته به یکی از شناخته‌شده‌ترین ابزارهای جرم‌یابی یعنی دستگاه دروغ‌یاب (دروغ سنج) می‌پردازد.
این دستگاه که در برخی کشورها به‌عنوان ابزار مکمل در بازجویی‌ها مورد استفاده قرار گرفته، بر پایه‌ی ثبت واکنش‌های فیزیولوژیکی بدن طراحی شده است.

عملکرد دستگاه دروغ‌یاب

دستگاه دروغ‌یاب برای کشف نیرنگ و تقلب در جرم‌یابی به کار می‌رود. این دستگاه، تغییرات فشار خون، نبض و تنفس را ثبت می‌کند. فرض بر این است که هنگام دروغ‌گویی، بدن فرد دچار واکنش‌های غیرارادی می‌شود که در این سه شاخص قابل اندازه‌گیری است.

با این حال، امکان کشف دروغ تنها در صورتی فراهم می‌شود که این تغییرات به‌دقت تفسیر شوند. بدون تحلیل دقیق داده‌ها، نتایج ممکن است گمراه‌کننده یا نادرست باشند.

تاریخچه اختراع دستگاه دروغ‌یاب

«بنوسی»
نخستین بار، فردی به نام بنوسی در مقاله‌ای در سال ۱۹۱۴ اعلام کرد که آزمون حرکات تنفسی شخص مظنون هنگام بازپرسی مورد توجه قرار گرفته است. او دریافت که هر زمان متهم دروغ می‌گوید، تغییراتی در دم فرو بردن و دم دادن او پدیدار می‌شود. این کشف، نقطه‌ی آغاز توجه علمی به واکنش‌های فیزیولوژیکی دروغ‌گویی بود.

«بورت»
نظر بنوسی مورد تأیید بورت قرار گرفت. بورت نیز در این زمینه تحقیقاتی انجام داده بود و علاوه بر تنفس، تغییرات فشار خون را نیز ثبت می‌کرد.

«لومبرزو»
لومبرزو، پدر انسان‌شناسی جنایی و نویسنده‌ی کتاب معروف مرد جنایتکار، از مدت‌ها پیش از این دو محقق، به تحقیق درباره‌ی دروغ‌گویی با استفاده از دستگاهی به نام «گنج‌نگار آدم‌ها» پرداخته بود. این دستگاه، ضربان قلب را ثبت می‌کرد و برای بررسی حالات روانی افراد به کار می‌رفت.

«لارسون»
در سال ۱۹۲۱، لارسون طی آزمون‌های متعدد، واکنش‌های تنفسی و تغییرات فشار خون را به‌طور هم‌زمان ثبت کرد. او با استفاده از دستگاهی به نام «چندنگار» و با به‌کارگیری روش‌های «همخوانی گفتاری» و «تداعی شفاهی»، به بررسی تغییرات حاصل در حرکات قلب، ریه و حالات روانی شخص آزمودنی پرداخت.

دستگاهی که لارسون طراحی کرد، بعدها توسط دیگران «دروغ‌یاب برکلی» نام‌گذاری شد.

پروفسور «کلیر»
این دستگاه در سال ۱۹۲۶ توسط پروفسور کلیر تکمیل شد و در مقیاس وسیعی در آزمایشگاه‌های روان‌شناسی دانشگاه استنفورد و همچنین در تحقیقات جنایی دانشگاه شیکاگو واقع در ایالت ایلی‌نویز مورد استفاده قرار گرفت.
دستگاه دروغ‌یاب، هرچند از نظر علمی جذاب و کاربردی به نظر می‌رسد، اما همچنان در بسیاری از نظام‌های حقوقی با چالش‌های قانونی و اخلاقی مواجه است. در پست‌های بعدی، به بررسی نقدهای وارد بر اعتبار این دستگاه و جایگاه آن در حقوق تطبیقی خواهیم پرداخت.
ادامه دارد...

آشنایی با دو روش اخذ اقرار در کشورهای خارجی
✍️ احمد یغما - قسمت ششم

اجزای اصلی دستگاه دروغ‌یاب – فناوری در خدمت کشف حقیقت

در ادامه‌ی بررسی دستگاه دروغ‌یاب، این بحث به معرفی دقیق اجزای اصلی این سیستم می‌پردازد. واژه‌ی «دروغ‌یاب» یا «دروغ‌سنج» امروزه به علت تنوع گسترده‌ی این دستگاه‌ها، به‌عنوان یک اسم عام به کار می‌رود. با وجود تفاوت‌های فنی میان مدل‌های مختلف، ساختار پایه‌ی همه‌ی آن‌ها بر سه بخش اصلی استوار است.

اجزای اصلی دستگاه دروغ‌یاب

1. دستگاه «شش‌نگار»

این دستگاه الکترومکانیکی برای اندازه‌گیری و ثبت فوق‌العاده حساس حرکات تنفسی طراحی شده است. در حالت طبیعی، فرد بدون نگرانی تنفس می‌کند—اعم از دم فرو بردن و دم برآوردن. اما در شرایط بازجویی، فشار روانی ممکن است نظم تنفس را دچار اختلال کند.

دستگاه شش‌نگار، هرگونه بی‌نظمی و اختلال تنفسی را ثبت می‌کند و از این طریق، به تحلیل وضعیت روانی فرد کمک می‌نماید.

2. دستگاه «دل–نبض‌نگار»

این دستگاه، فشار خون و نبض فرد آزمودنی را در حالت آرامش و همچنین در زمان بروز تغییرات ناشی از فشار روانی ثبت می‌کند.

فشار خون گاهی از طریق حرکات عضلانی (انبساط و انقباض عضلات) قابل تشخیص است، اما اغلب به‌طور مستقیم دیده نمی‌شود. به همین دلیل، هر دستگاه دروغ‌یاب به چنین وسیله‌ای مجهز است.

در سال ۱۹۳۹، «کیلر» تلاش کرد تا تغییرات حرکات عضلانی ساعد و ران را نیز در جریان آزمایش بررسی کند. او برای این منظور، از صندلی مخصوصی استفاده کرد. همچنین، وی مجموعه‌ی شش‌نگار، دل‌نگار و گالوانونگار را تحت عنوان «چندنگار» معرفی کرد.

3. دستگاه «روان–گالوانونگار»

این دستگاه، شدت عرق کردن را اندازه‌گیری می‌کند. روش کار به این صورت است که جریان خفیفی از برق به بدن آزمودنی وارد می‌شود. دست‌های فرد ابتدا در آب اسیددار فرو برده می‌شوند و سپس روی الکترودها قرار می‌گیرند.

واکنش‌های هیجانی، اثر انعکاسی در ترشح غدد عرق‌زا دارند. عبور جریان برق، متناسب با نمناکی پوست بدن است. در هنگام آزمایش، به‌دلیل ترس، ناراحتی یا سایر الزامات روانی، تغییراتی در مقاومت غدد مترشح عرق پدیدار می‌شود که توسط همین دستگاه الکترومکانیکی سنجیده می‌شود.

روش جایگزین سنجش ولتاژ بدن

در برخی موارد، آزمودنی در یک دست میله‌ی فلزی «روی» و در دست دیگر میله‌ی «زغال» می‌گیرد. سپس دست‌های او باندپیچی می‌شوند. در این حالت، بدن فرد تبدیل به یک پیل ولتائیک زنده می‌شود که قطب مثبت آن یک دست و قطب منفی آن دست دیگر خواهد بود.

در نتیجه، اختلاف ولتاژ بسیار ضعیفی بین دو دست (روی و زغال) ایجاد می‌شود. این اختلاف ولتاژ، متناسب با تغییرات تنفسی است و بلافاصله توسط دستگاه ثبت می‌شود.

این اجزا در کنار هم، دستگاه دروغ‌یاب را به ابزاری پیچیده و چندلایه تبدیل کرده‌اند که تلاش می‌کند از طریق واکنش‌های فیزیولوژیکی بدن، به نشانه‌های دروغ‌گویی دست یابد. با این حال، همان‌طور که در قسمت‌های قبلی اشاره شد، تفسیر دقیق داده‌ها و رعایت اصول اخلاقی و حقوقی در استفاده از این دستگاه‌ها، اهمیت بالایی دارد.
ادامه دارد..

آشنایی با دو روش اخذ اقرار در کشورهای خارجی
✍️ احمد یغما - قسمت هفتم

میزان اعتبار دستگاه دروغ‌سنج – آیا می‌توان به آن اعتماد کرد؟

در ادامه‌ی بررسی دستگاه دروغ‌یاب، این بحث به میزان اعتبار و قابلیت اعتماد این ابزار در فرآیندهای بازجویی و قضایی می‌پردازد. هرچند استفاده از دستگاه دروغ‌سنج (که گاه با نام‌های «روان–گالوانونگار» یا حتی «دردسنج» نیز شناخته می‌شود) از نظر فنی آسان است، اما تفسیر داده‌های ثبت‌شده توسط آن، به‌هیچ‌وجه ساده نیست.

وابستگی به تخصص آزمون‌کنندگان

طبق نظر متخصصان، تشخیص و تفسیر ثبت‌های دستگاه دروغ‌سنج کاملاً وابسته به میزان تخصص آزمون‌کنندگان است. به‌عبارت دیگر، هرچند دستگاه می‌تواند تغییرات فیزیولوژیکی را ثبت کند، اما تحلیل دقیق این داده‌ها نیازمند دانش روان‌شناسی، فیزیولوژی و تجربه‌ی بالینی است.

در همین راستا، «سامرز» دستگاه «روان–گالوانونگار» را «دردسنج» نامیده است، و از این رو، هر سه واژه (دروغ‌سنج، روان–گالوانونگار، دردسنج) به یک مفهوم اشاره دارند.

محدودیت‌های تشخیص دروغ

بر اساس نظر «رید»، تشخیص دروغ‌گویی در ۲۰ درصد از افراد آزمودنی غیرممکن است. این آمار نشان می‌دهد که حتی در شرایط کنترل‌شده، دستگاه نمی‌تواند در همه‌ی موارد عملکرد قابل‌اعتمادی داشته باشد.

تأثیر ویژگی‌های شخصیتی بر عملکرد دستگاه

افرادی که غیر اجتماعی، تبهکاران به عادت، یا جنایتکاران حرفه‌ای و کهنه‌کار هستند، آن‌قدر به دروغ‌گویی عادت کرده‌اند که این رفتار برایشان عادی و تبدیل به خوی ثانویه شده است. در نتیجه، دستگاه دروغ‌سنج نمی‌تواند راست و دروغ آن‌ها را تشخیص دهد، زیرا هنگام آزمون، به‌طور طبیعی دروغ می‌گویند و هیچ‌گونه واکنش فیزیولوژیکی خاصی در آن‌ها ظاهر نمی‌شود.

حتی در مورد دروغ‌گویان به عادت نیز، هیچ‌گونه تغییر قابل ثبت و ارائه‌ای مشاهده نمی‌شود.

جایگاه حقوقی دستگاه دروغ‌سنج

در نظام‌های قضایی جهان، نتایج آزمون دروغ‌سنج به‌ندرت به‌عنوان دلیل پذیرفته می‌شود. موارد معدودی که این نتایج مورد استناد قرار گرفته‌اند، مربوط به ایالات متحده آمریکا هستند.

از نظر حقوقی، این دستگاه صرفاً اختلالات عاطفی و هیجانی فرد آزمون‌شونده را نشان می‌دهد. دادگاه‌ها صلاحیت اظهار نظر درباره‌ی مؤثر بودن یا بی‌تأثیری این دستگاه در کشف حقیقت را ندارند. به‌ویژه آن‌که، دروغ‌گویی متهم همیشه به‌معنای مجرم بودن او نیست.

روش‌های ضدبازجویی و فریب دستگاه

شایان ذکر است که پیش‌تر در همین کانال (مباحث ضدبازجویی،) به روش‌های مقابله و فریب دستگاه دروغ‌سنج پرداخته شده است. این روش‌ها نشان می‌دهند که افراد آموزش‌دیده یا آگاه می‌توانند با کنترل واکنش‌های فیزیولوژیکی خود، دقت دستگاه را کاهش دهند یا نتایج آن را گمراه‌کننده کنند.
ادامه دارد..

آشنایی با دو روش اخذ اقرار در کشورهای خارجی
✍️ احمد یغما - قسمت پایانی

حقیقت، ابزار، و انسان ، تأملی بر مرزهای اخلاق و علم در کشف واقعیت

در این مجموعه، به بررسی روش‌هایی پرداختیم که در برخی نظام‌های حقوقی و امنیتی جهان برای کشف حقیقت و اخذ اقرار به کار گرفته شده‌اند؛ از تحلیل تخدیری با داروهای خاص گرفته تا دستگاه‌های دروغ‌سنج با فناوری‌های پیچیده‌ی فیزیولوژیکی. هر یک از این روش‌ها، در ظاهر ابزاری برای نزدیک شدن به واقعیت‌اند، اما در باطن، پرسش‌هایی عمیق درباره‌ی اخلاق، اختیار، و کرامت انسانی را پیش می‌کشند.

آیا حقیقت را می‌توان با تزریق دارو یا ثبت ضربان قلب به‌دست آورد؟
آیا واکنش‌های بدن، جایگزین صداقت درونی انسان‌اند؟
و مهم‌تر از همه، آیا هر حقیقتی را باید کشف کرد، حتی به بهای نقض حریم روانی و آزادی فردی؟

در بسیاری از کشورها، استفاده از این روش‌ها با ممنوعیت‌های قانونی و نقدهای اخلاقی روبه‌رو شده است. زیرا علم، هرچند ابزار قدرتمندی است، اما بدون اخلاق، می‌تواند به ابزاری برای سلطه و تحقیر بدل شود.
تأکید نهایی: بازجویی باید بر پایه‌ی اصول باشد، نه ابزار
نکته مهم
اساس بازجویی باید بر شناخت مکانیزم‌های دفاعی متهم استوار باشد، یعنی بازجویی وسیله دفاع متهم از اتهاماتش باشد، نه صرفاً به‌عنوان ابزاری برای اخذ اقرار.
دستگاه‌های کشف جرم موظف‌اند با مدارک کافی، مستند و قابل پذیرش در دادگاه، اقدام به دستگیری متهم کنند.
مبنای دستگیری نباید صرفاً با هدف گرفتن اقرار از فرد صورت گیرد، بلکه باید بر پایه‌ی شواهد معتبر و قانونی باشد.
در پایان، شاید مهم‌ترین درس این باشد که حقیقت نه فقط در داده‌ها، بلکه در اعتماد، گفت‌وگو و احترام به انسانیت نهفته است. ابزارها می‌توانند کمک کنند، اما جایگزین وجدان و خرد انسانی نیستند.
پایان
از ملاحظه شما سروران سپاسگزارم ♥️🙏
----------------
منابع و معرفی کتاب‌های مکمل و معتبر:

1. مبانی جرم‌شناسی – دکتر مهدی کی‌نیا
انتشارات دانشگاه تهران
یکی از جامع‌ترین منابع فارسی در زمینه‌ی جرم‌شناسی، شامل مباحثی درباره‌ی عوامل جرم‌زا، پیشگیری، روان‌شناسی جنایی، جامعه‌شناسی جنایی و تحلیل‌های تطبیقی.

2. جرم‌شناسی نظری – ریموند گسن، ترجمه‌ی مهدی کی‌نیا
بررسی نظریه‌های کلاسیک و نوین در زمینه‌ی علل و پیشگیری از جرم.

3. روان‌شناسی قضایی – انریکو آلتاویلا، ترجمه‌ی مهدی کی‌نیا
تحلیل روان‌شناختی رفتار مجرمانه، روش‌های بازجویی، و نقش روان‌شناسی در فرآیند قضایی.

4. آسیب‌شناسی اجتماعی (جامعه‌شناسی انحرافات) – هدایت‌الله ستوده
بررسی زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی بروز رفتارهای مجرمانه و انحرافی.

5. حقوق جزای عمومی – دکتر محمدعلی اردبیلی
تحلیل حقوقی رفتار مجرمانه، مسئولیت کیفری، و اصول دادرسی کیفری.

این منابع می‌توانند به‌عنوان پشتوانه‌ی علمی برای پژوهش‌های شما در زمینه‌ی روش‌های اخذ اقرار، تحلیل تخدیری، دستگاه دروغ‌سنج و نقدهای حقوقی و اخلاقی مرتبط مورد استفاده قرار گیرند.

کلیک برای مشاهده موضوعات دیگر👇

https://ahmadyaghma.blogfa.com/post/38