اسطوره سازی و علوم غریبه
کانال تلگرامی تربیت سیاسی:
اسطوره سازی و #علوم_غریبه
قسمت اول
انسان ها دو نوع خیال دارند یکی آفریننده است و موجب پیدایش تصویرسازی هنری و داستان نویسی... میشود. نوع دوم خیال بیمار و سر گشته است که به آن وَهم یا توهم گفته می شود که جادو از این نوع خیال ساخته شده است. عدم شناخت واقعی به جهان پیرامون و ترس و جهالت انسان ها در مقابل قوای طبیعی و قوای اجتماعی در قدیم که بر او مسلط بود وهم سرگشته را به سوی ساختن اسطوره ها می کشاند که از آن برخی از عرفان ها و جادو نشات می گرفت اسطوره ها که افسانه گذشتگان است همیشه در خدمت تصاویر و قصه های خیالی سادهلوحانه بوده است در اسطوره ها پدیده های طبیعی مانند رعد، برق، باد، طوفان، ماه، خورشید، آسمان، ستارگان، زمین، مرگ، خواب... به صورت خدایان و نیمه خدایان پهلوانان، پریان و غیره در می آیند به عبارتی اسطوره تجسم قالب انسانی پدیده های طبیعی است. یعنی اسطوره ها بیانگر و منعکس کننده طبیعت آدمی با تمامی نیازها و خواسته ها و آرزوها و امیدها و ترس ها هستند.
اسطورهها از چگونگی حالات و قیود انسانی پرده برمیدارند حتی به نیازهای استواری یا ثبات اقتصادی در دنیایی بیثبات و غیر قابل پیشبینی پاسخ میدهند اسطورههای قهرمانی یا حماسی آفریدگاران برای نحوه رفتار و طرز سلوک آدمیان هستند.
اسطوره ها پاسخ فرهنگی را به این پرسش های همیشه مهم داده اند: من کی هستم؟ و چگونه باید زندگی کنم؟ بنابر این اسطوره ها سمبول یا نماد تجربیات انسانی هستند و مجسم کننده ارزشهای معنوی یک فرهنگ میباشند.
از این رو هر جامعه یی اسطوره های ویژه خود را نگه داشته و در حفظ آن تلاش کرده است.
اسطوره ها از آغاز به صورت داستان های سرگرم کننده اما با اهداف و منظورهای جدی آفریده شده اند.
از همین خیال یا وهم سرگشته ی اسطوره آفرین آدمیزاد، چهار فرزند زائیده شده است:
۱) جادو و کلیه علوم غریبه یا علوم سرٌیه.
۲) برخی مذاهب و کلام (تئوریک) در درون ادیان.
۳) عرفان و صوفیگری
۴) فلسفه و منطق که مرز بین تخیل سرگشته و تعقل است.
ادامه دارد.
اسطوره سازی و #علوم_غریبه
قسمت دوم
هر چهار عامل به ویژه سه عامل در دوران قبل از اسلام و همه آنها در دوران بعد از اسلام، از عناصر مهم جهان بینی های ایرانند.
ناتوانی و جهالت در قبال عوامل طبیعی و قوای اجتماعی و حاکمیت زمامداران مستبد و ستمگر مانع تفکر ایرانی جماعت میشد.
رهایی از این باورها نیاز به «تخیل آفریننده» داشت. اما مختصات طبیعی و اجتماعی سرزمین به آنها عرصه محدودتر داده بود، لذا مردم برای حل مشکلات و آسودگی فکری به جادو و علوم غریبه روی میآوردند.
البته جادو و شعبده مختص ایران نبود و در زبان های اروپایی آن را magie می گویند که از واژه یونانی megeia مشتق شده که خود آن از واژه "مغ" آمده است. و این مشخص میکند که یونانیان حکمت مغان را چنین می نامیدند و چون در آن عناصر علوم غیبی و غریبه زیاد بود واژه «ماژی» بعدها به مطلق سحر و جادو وعلوم مربوطه بدان اطلاق شد.
جادو اعمال آداب و تشریفات و مقرراتیست که در آن یک باور و یک هدف دنبال میشود.
باور اینست که یک جهان نامشهود ماوراء طبیعی که نیرومندتر از طبیعت مشهود است، وجود دارد. هدف اینست که از تاثیر آن جهان نیرومند بر این جهان و عوامل آن برای تغییرات مطلوب استفاده شود.. در همین خصوص جادوگران را که در ایران به دعانویس، کف بین، فال بین... اشتهار دارند، می شود به دو دسته تقسیم کرد: جادوگران تعرضی یا سیاه و مضر prothre ptique و جادوگران تدافعی یا سفید و مفید. prophylactique
ظاهرا هدف از جادوی تعرضی زیان زدن به دیگران و هدف از جادوی تدافعی حفظ فرد از جادوگران تعرضی هست. در تقسیم بندی دیگر، جادو می تواند اقدامی انفرادی یا گروهی باشد مثلا وقتی کسی ورد می خواند و بر خود می دمد تا اتفاق مورد نظر برایش بیفتد یا نیفتد، این انفرادی است اما وقتی گروهی از بومیان استرالیا قبل از رفتن به شکار و به قصد طلسم کردن صید خود، اقدام به رقص های ویژه میکنند این جادوی گروهی است.
یا رقص صوفیانه برای رسیدن به خلسه و جذبه و دست یافتن به اشراق و الهام از همین نوع است.
بدیهی است دعا و درخواست از خدا چیز دیگریست که تاثیرات واقعی دارد.
ادامه دارد
اسطوره سازی و #علوم_غریبه
قسمت سوم
از زمان قدیم تا امروز در مسائل جادوئی از علومی استفاده شده مانند ستاره شناسی، علم اعداد، علم حروف وعلم نقاط، علم اسماء، و یا از شبه علومی مانند جفر، رمل، کف بینی، سیما شناسی، طلسمات، ورد و ....بکار بردن ادویه های مختلف و اشیای گوناگون که همگی از وسایل کار جادوگران است.
از کاهنان مصری و بابلی و مغان ایرانی، جوکیان هند (یوگا) و جادوگران سرخ پوست و سیاه پوست گرفته تا پیروان اسپریتیسم و علوم ازوتریک (کیمیاگری روان) معاصر که تلاش دارند جادوی کهن را با اصطلاحات و استدلالات علمی و عقلی بیارایند. همه درواقع در یک نکته مشترکند که جهانی که ما آن را طبیعت مینامیم، مقهور جهان باطن یا جهان ماوراء طبیعت است. و انسان قادر است با آن جهان ماورا وارد مراوده ی سرّی شود.
در ایران از قدیم جادوی ایرانی و هندی و بابلی نفوذ وسیع داشت. علوم زمان مادها و هخامنشی، پارتی و ساسانی در زمینه های ستاره شناسی و پزشکی ، شدیدا با جادو آمیخته بود. سپس از اوائل قرن سوم میلادی از منابع غربی نیز موجی علوم جادوئی یا علوم هرمسی (هرمس مصری) به ایران رخنه کرد. آثار هرمس را بالغ بر دویست هزار رساله شمرده اند که کاملا گزاف و مبالغه است تعداد واقعی آن رساله ها کمتر از ۲۵ فقره میباشد. که تنها ۱۷ رساله قابل دسترسی است.
این رساله ها هم چیزی نیستند جز حکمت فیثاغورثی و نو فیثاغورثی، ( و احیای رمز اعداد، نغمه ها، و خطوط و سطوح و اجسام هندسی). و افلاطونیگری و رواقی و چرندیاتیکه هرمس به آنها اضافه کرده است. و مدعی شده تنها افراد معدود مستعد میتوانند از راه معرفت اشراقی به اسرار آن دست یابند.
علوم غریبه هرمسی در تعالیم اسمعیلیه نیز رخنه های عمیق داشت. که چیزی جز خود بزرگ نشان دادن و عوام فریبی نبود.
در این آموزه ها اعتقاد بی تزلزل و داشتن موهبت خاص (که ویژه زبدگان میدانند) شرایط دست یافتن به قدرتهای جادوئی معرفی شده اند.
حافظ میگوید: هر که شد محرم دل در حرم یار بماند. وانکه اینکار ندانست در انکار بماند.
ادامه دارد..
#اسطوره سازی و #علوم_غریبه
قسمت چهارم
آنچه مسلم است انسانها میتوانند با اعمال نیک و خویشتن داری از گناه، خود را به روحشان که مانند خورشید بر آدمی تابش دارد، نزدیکتر کنند و هر چه این نزدیکی بیشتر باشد حقایق بی خدشه و قطعی هستی بر دل آنها مینشیند.
بندگان خاص علام الغیوب
در جهان جان جواسیس القلوب
بودند افرادی مانند احمدبن عاصم انطاکی که ضمائر آدمیان را بازگو میکرد و به جهتِ همین توان ، جاسوس القلوب خوانده می شد. اما این با سحر و جادو کاملا متفاوت است.
جهان ماوراءالطبیعه به آن صورت که ساحران تصور میکنند وجود ندارد. و با جهان مابعدالطبیعه که مشیت لاهوتی است متفاوت است.
سحر و جادو انعکاس موهومی قوای اجتماعی و طبیعی مسلط بر ذهن انسان است.
همچنین برخی اقدامات مانند هیپنوتیزم ، یا تله پاتی (انتقال فکر از راه دور) راه رفتن روی آتش... یا استفاده از نیروهای درونی با تمرین و حرکت دادن اجسام، از زمره سحر و ساحری بشمار نمی روند و علم پاراپسیکولوژی آنها را مورد مطالعه و بررسی قرار میدهد.
بهر حال وقتی اسلام آمد جوامع بشری از افکار سحر و جادو و باور به آن کاملا اشباع بود. کسی یافت نمیشد که درباره آن شک و تردید کند. اسلام پرداختن به این موارد را منع کرد. درواقع پرداختن به فریب و خرافاتیکه تاثیر منفی بسزایی در زندگی مردم داشت.
تحریم سحر و طلسم و جادو توسط اسلام دلیل صحت و وجود واقعی این موارد نیست. بلکه حفظ مردم از قلب و خرافه هایی بود که تا امروز هم موجب خانه خرابی و جدایی همسران خیلی ها میشود.
در زمانهای قدیم شعبده بازی را سحر میخواندند که خدعه، و باطل را در شکل و قالب حقیقت نشان میداد. ساحرین برای ترساندن حضرت موسی موادی را بر زمین پاشیدند که دود آن بشکل مارهای افعی از زمین بلند شد تصور همه این بود که آنها مارهای واقعی هستند. به حضرت موسی وحی شد تا عصای خود را روی انها بیاندازد. وقتی عصای حضرت موسی از روی آنها عبور کرد و بزمین رسید خدعه ساحرین باطل شد. و ساحرین تسلیم فهم موسی شدند.
از تمامی آیات قرآن در مورد سحر و ساحری میشود استنباط نمود که ادعای به سحر و ساحری وجود دارد (افرادی هستند که مدعی ساحری هستند) و کار آنها به ضرر مردم است. (چون کارشان فریب مردم است).
اما آیات قرآنی تایید کننده وجود علومی بنام ساحری که قدرت و توان ماورایی داشته باشد نیست.
حتی در قرآن آمده است که خداوند دو فرشته را به نام «هاروت» و «ماروت» در شکل انسان به شهر حضرت سلیمان میفرستد و آنها شگردهای چشم بندی یا شعبده بازیهای ساحرین را به مردم نشان میدهند (روش کارشان و فریبشان را یاد میدهند) اما یهودیان بعد از فهمیدن خدعه بودن آن عملیات و یاد گرفتن آن شگردها، شروع به همان رفتار میکنند.
ادامه دارد....
اسطوره سازی و علوم غریبه
قسمت پنجم
قسمتهای پایانی این بحث را به فالگیرها و جن گیرها و مدعیان مرتبط با موکل (جن) اختصاص میدهیم.
قرنها قبل از اسلام اعتقاد به جن و ارواح سرگردان در عربستان و حتی ایران وجود داشت. ایرانیان از آن بعنوان غول یاد میکردند. که در باورشان خیلی قوی هیکل و پر زور بود. اعراب نیز ضمن برشمردن تواناییهایی به اجنه، برخی بیماریها را نیز به آنها نسبت داده و معتقد بودند: ورود جن به بدنشان سبب آن بیماریست. بدیهیست نه علم و نه قرآن چنین رخدادی را قبول نمیکند حتی بر عکس قرآن با بیان
«يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطٰانُ مِنَ الْمَسِّ» کسانیرا که با القاء وجود جن یا روح سرگردان در بدن دیگران، آنها را با تلقیناتی دچار تشنج میکردند، شیطان معرفی میکند. بدین شکل که در آیه ۲۷۵ سوره بقره میفرماید: کسانى که ربا مىخورند، [در قیامت] مانند کسى که بر اثر تماس شیطان، دیوانه شده [و تعادل خود را از دست داده] بر مىخیزند...
شیطان تنها برای فریب دادن مردم مجوز دارد نه برای لمس کردن و آسیب فیزیکی. پس این شیطان کس دیگریست که با لمس و تماس، مردم را دچار جنون لحظه ای و تشنج میکند. جن گیران با تلقیناتی که حالا جن یا روح از تنت بیرون خواهد آمد چنین بلایی سر قربانی خود می آوردند که کار سختی نیست و هر کسی که باور کند جن یا روحی در داخل بدنش هست میتواند با دقایقی تمرکز یک دفعه متشنج شود.
حقیقت اینست که حتی روح خود انسان درون تن ادم نیست. و چیزی بنام روح سرگردان اصلا وجود ندارد. در بیست و دو آیه قرآن که مربوط به جن میشود. هیچ کجا نیامده که جن میتواند وارد بدن انسان شود.
الا در فیلمهای تخیلی هالیوودی. پس هیچ وقت این ادعا را باور نکنید. و خود را دست مدعیان کپکی و الکی قرار ندهید. که آثار چنین ارتباطها که با تشنج همراه میشود. سالها دامنگیر شما خواهد شد. و چه بسا تکرار آن موجب اختلالات روانی شبه اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی در شما شود. ضمنا در مورد خود جن هم نظرها متفاوت است. برخیها لفظ جن را صفت میدانند نه موجود. آیت الله طالقانی هم در تفسیر آیه ای مینویسد خداوند با زبان اعراب حرف زده... و اقای سروش هم به ایشان پاسخ داده که این موارد در این بحث نمیگنجد.
ادامه دارد...
اسطوره سازی و علوم غریبه
قسمت پایانی ۶
فالگیران و کف بینان و رمل ریزان و.... همه دروغ گویان و فریبکارانی بیش نیستند. آینده ای برای هیچ کس از ابتدا جایی نوشته نشده چرا که در اینصورت عدل خداوند زیر سوال میرود. مشکل را کسانی آفریدند که آیات خدا را تحت الفاظ ظاهری معنی کردند. و بقول استادم مرحوم حراجی هیچوقت نگفتند ما تفسیر این آیه را نمیدانیم.
هر کجا در قرآن لفظ کتاب بکار رفته منظور حقیقت است. هر جا از قلم یاد شده منظور اندیشه است. آنچه محفوظ خوانده شده حقیقت و ارزشهای اخلاقیست که هیچ وقت تغییر نخواهند کرد. یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب (خدا آنچه را بخواهد محو یا اثبات می کند و اصل کتاب نزد اوست) منظور از کتاب کاغذهای روی هم انباشته نیست. خداوند از حقایق همه چیز باخبر است. اثبات حق و رد باطل در سنت خداست.
فالگیرها مدعی آنند که موکل (جن) دارند. و از طریق آن میتوانند به لوح محفوظ دست یافته آینده افراد را بازگو کنند!
خب سوالات شروع میشود:
۱) اگر این لوح محفوظ است چگونه جن شما به آن دست میابد؟
۲) این لوح را چه کسی نوشته؟ با چه خط و زبانی نوشته؟ کجا بایگانی کرده؟ موکل شما از بین پرونده اینهمه آدم چگونه ظرف چند دقیقه پرونده یکی را در میاورد و میخواند و به شما بازگو میکند و شما به مشتری خود آینده اش را اطلاع میدهید؟
۳) فلسفه این لوح چیست؟ چرا نوشته شده هدف از آن چه بوده؟ اگه نوشته نمیشد چه اتفاقی می افتاد؟ حالا که نوشته شده قرار است چه کسانی بخوانند و اطلاع حاصل کنند؟
۴) اگر تقدیر من آنجا ثبت شده دیگر تلاش و کوشش من برای چیست؟
و سوالات زیادی که پاسخی ندارند پس چنین لوحی با این برداشت غلط وجود ندارد. ایــن کـه گویی این کنـم یـا آن کنـم خــود دلـیلِ اخـتیـار اسـت ای صـنـم.
رمال هائیکه خانواده و فامیلها را بجان هم می اندازند حتی از یکساعت دیگر خود خبر ندارند، در حال کار یکدفعه مامورین میریزند و بساط فریبشان را جمع میکنند! باز خیلیها متوجه واقعیت نمیشوند. حال مردم ساده بجای خود ....نگوییم بهتر است.
دعا کنیم خداوند جهل را از بین ما بردارد.
از توجه دوستان و اعضای محترم سپاسگزارم.
مخاطبین این "وب" جوانان به ویژه دانشجویان عزیز می باشند.