در مورد جوانان و حتی براي خود جوانان

تذکر : در هر جائيکه سخن از جوانان شده منظور اکثريت جوانان است و اقتضاي سني بر آن حاکم است هميشه استثناهايي هم وجود دارد اما همه دانشمندان و صاحب نظراني که در مورد جوانان سخن رانده اند خود روزي جوان بوده و همين مراحل جواني را پشت سر نهاده اند لذا از جواناني که نسبت به اين مطالب اعتراض خواهند کرد پوزش ميطلبم و آن را نيز تقویم سنی شان قلمداد ميکنم  اما یقین دارم دهها سال بعد با اين نوشته ها موافق خواهند بود.

 

·    تفكر انسان مخلوطي است از اشراق و عقل، يا به عبارت ديگر شور و خرد. با هيچ يك از اين دو به تنهائي نمي توان زندگي كرد.

·    قانون نسبيت اينشتاين هر نوع قطعيت و ضرورت علمي را به زير سؤال كشيد. (بنابر اين قطعيت در هيچ چيزي...)

·          بايد پراتيک انتقاد از خود  را در عرصه جنبش هاي سياسي بسط و توسعه داد.

·          باید دانست که امروز ما با عصر امواج مرزناشناس و مرز شكن و گزينش ناپذير مواجه هستيم.

·    براي اصلاح جامعه نيازي به شيوه هاي منع و نهي و دفع و سلب و قلع و قمع و شيوه هاي ايجابي نيست، و بايد از شيوه هاي اثباتي و منطقي استفاده نمود.

·          تغيير فضاي فكري و اجتماعي و سياسي براي جامعه هاي بعد از انقلاب ضروريست.

·          بايد مانع افكار سرخورده و خشمگين  جوانان بود.

·          پيرو فرآيند افكار خود بودن آفت انديشه جوانان است.

·          سياست نرم و جذب كننده لازمه کار با جوانان است.

·          نگاههاي مايوس و محروم جوانهاي تازه به دوران رسيده بزرگترين تهديد جامعه است.

·          نا آراميهاي مخصوص دوره جواني را بايد درک کرد.

·          مناظر مشمئز كننده و نفرت انگيز از برخي جوانان علاج روانشناسي اجتماعي ميطلبد.

·    جذب و همسان كردن جوانان با الگوهاي مناسب اجتماعي مهمتر از آنست که در فکر "داشتن جوانان" براي مقاصد سياسي خود باشيم.

·    فهم ناپخته ، تحقق بخشيدن به تخيلات كودكانه ، فرق قايل نشدن بين شجاعت و تهور،عقيده هاي كج و معوج... جوانان مربوط به تقويم سني آنهاست که هم آنان بايد متوجه تهديدهاي سني خود باشند و هم مسئولين جامعه اين واقعيتها را درک نمايند.

·    آگاهي فرآيند تعالي است اما تعالي دائم دستخوش مسئله عشق و شور، درکهاي ناسالم، احساسات، زودباوري، زودقضاوتي، عقده هاي اجتماعي... و تفاهم است.

·    مردم (به ويژه جوانان) كساني را كه داراي ديد و بصيرت نو هستند و جرات قدم گذاشتن در راه تازه اي را داشته و جسارت جلو رفتن را دارند تحسين مي كنند (اريک فروم )ماموران در صحنه ربودن دختر یک کارخانه دار

·          دانشگاه بالاترين مرجع آماده كنندة جوانان براي نتيجه بخش بودن مي باشد.

·    بايد به جوانان كمك كرد تا خود را از زرادخانه ي عقده اي كه در قلب او جوانه زده است رها سازد. (اين عقده ها بيشتر از اجتماع موجود و حکومت حاکمه مي شود حال هر حکومتي که باشد)

·          دروغ مايه زايش تمامي فسادها است

·    فرق هوش و خرد اين است كه هوش، هم مي تواند گزند آور باشد هم نيكو كار؛ ولي خرد طالب نيكويي است، چون عاقبت بين است و از مرحله چاره جويي خام و خود خواهانه در گذشته است.   

·    مانوني:... ضروريست كه انسان خود را از يك سلسله عيوب و نقايصي كه بقاياي دوره كودكي است برهاند.

·    نيچه: درد بشر اين است كه كودك بوده است. (کودکي از نظر خيلي از صاحب نظران نوعي بيماري تلقي ميشود که با بزرگ شدن در برخي افراد کاملا و در برخيها ناقص علاج مي شود. و در برخيها اصلا از بين نمي رود.)

·          مارك تواين: «هيچ منظره اي غم انگيزتر از ديدن يك جوان بدبين نيست»

·          هنري فورد: «به جاي ايراد گيري چاره انديشي كنيد»

·    بزگترين دغدغه و دلمشغولين مسئولين و نخبگان جامعه بايد اين باشد که: "چگونه ميتوانيم به جوانان خودمان نزديك شويم."

·        مائو: جنگ را بايد با چنگ از ميان برداشت.

·          انزوا نتيجه فقدان تحليل سياسي است، كه كوچكترين نور اميدي در افق نمي بينند.

·          جوانان داراي افقهاي سياسي گوناگوني هستند.

·          در تعديل جوانان بايد دنبال راههائي بود كه در عين مؤثر بودن ، ساده ، سريع، و دقيق باشند.

·    بايد جوانان را راهنمائي كنيم تا بين دانائيها و توانائيهاي خود ايجاد تعادل كنند، اين همان ايجاد تعادل بين انديشه وموضعگيريهاي انسانهاست. كه با توصيه  هاي مكرر امكان پذير است.

·    جواناني كه تحت تاثير افكار و عقايد غربي قرار ميگيرند ديگر در راستاي فرهنگ ملي خود خلاقيت نشان نمي دهند و حتي نسبت به آن اظهار علاقه و تمايل هم نمي كنند (تبريز مه آلود)

·    اريک فروم : بين جوانان انواعي از مصرف ديده مي شود که شکل پنهاني از اکتساب يا «داشتن» نبوده، بلکه نمايانگر رضايت و خوشحالي واقعي در دست زدن به هرچه ميخواهند، است، بدون اينکه در عوض متوقع چيز «پايداري» باشند. اين جوانان جرات «بودن» را دارند و اينکه در عوض چه به دست خواهند آورد و يا چه مي توانند براي خود نگهدارند مورد توجه آنان نيست.

·    لباس ... با لباس ژوليده ، فرقي ندارد بحث بر سر ظاهر نيست، بر سر ظاهربيني در جوانان است است.

·     ارزش گذاري از روي احساس و شهودintuition براي جوانانی كه عقل در نزدشان پيش از هر چيز به منزله ي اعتقاد راسخ است. (چه مفهومی دارد؟)

                                                        ادامه دارد

 

فیش برداری و تدوین : از احمد یغما

سال 1382

                                            

برای خروج از این قسمت کلیک کنید