کلیک برای صفحه اول 

چگونگي شکل گیری و پيدايش فرق و مذاهب مسیحیت

براي تحقیق شكل گيري فرقه هاي متعدد در آیین مسيحيت به ويژه شکل گیری مذهب پروتستان، باید مذهب ارتودوكس را مورد بررسی قرار داد و بسترهايي را كه اين مذهب براي تجزيه و تشتت افكار در بين مسيحيان  به وجود آورده است را تحليل کرد خاصه آنکه  تاثير اين گرایش را در جهان سياست به ويژه در اواخر قرن بيستم و نیز در قرن بيست و يكم با دقت کنکاش نمود . حقیر در سال 1379 تحقیق مفصلی را راجع به این موضوع داشتم که تقریبا تخصصی بود لذا مطالعه آن از حوصله عموم خارج است اما چکیده تحقیقاتم را که صرفا میتواند شما را با اسامی برخی از فرقه های مسیحیت آشنا کند در این وبلاگ ارائه میدهم امیدوارم رضایت خاطر شما را کسب کرده باشم بديهي است مذهب پروتستان عرصه سياست را در جهان با توسل به اعتقاداتي كه دارد همانند گذشته متاثر خواهد نمود. که ما در بخش پایانی کمی به آن اشاره کرده ایم.َ

مسيحيت به سه شاخه كاملا جدا و مخالف يكديگر يعنى كليساى كاتوليك روم، ارتدكس وپروتستان تقسيم شده است كه اين سه كليسا در اعتقادات دينى ومراسم عبادى كاملا از يكديگر جدا هستند  ومانند سه دين مختلف عمل مى كنند وحتى انجيل كليساى پروتستان با انجيل كليساى كاتوليك کاملا متفاوت است. يكى از ويژگى هاى كليساى پروتستان رابطه بسيار نزديك آن ها با دولت هاى اروپايا يي مى باشد و اين دولت ها براى ترويج مسيحيت پروتستان از مبلغان خود دركشورهاى جهان سوم حمايت هاى گسترده مالى، تبليغاتى وسياسى مى كنند. که کاملا جنبه سیاسی دارد، اینک مذاهب فوق و فرقه های منفک از آنها را مورد مطالعه قرار می دهیم.

انفکاک از مذهب کاتولیک

 در قرن چهاردهم ميلادى «جان ويگلف» از روحانيون انگليسى عليه قدرت «پاپ« قيام نمود. با فحشاء و فساد و شرب خمر در ميان روحانيون بشدت مخالفت كرد. دربار انگلستان از وی حمايت نمود و همين حمايت باعث شد تا افكار او بزودى گسترش يابد. اقدامات و افكار «جان ويگلف « بود كه زمينه هاى نهضت «لوتر« و «كالون» را فراهم نمود .عصيان «مارتين لوتر« عليه مذهب مندرس و كليساى مرتجع كاتوليك بسيار ريشه دار و عميق بود. او نفى و محو مطلق مذهب كاتوليك را خواستار شد. 

                                                                                      
          «كالون « در ادامه مبارزه «لوتر» اقدامات مشابه و مؤ ثرى نمود تا جائیکه تعاليم وی در فرانسه طرفداران زیادی پيدا كرد.

مذهب ار تودوكس                                                                                          . 
          ارتودوكس در لغت يعنى سنتى . در قرن 15 ميلادى پس از تجزيه امپراتورى روم به روم و غربى و شرقى و وجود دو پایتخت روم و قسطنطنيه ، در تشكيلات كليساى كاتوليك نيز تجزيه به وجود آورد . و بدینوسیله  كليساى شرق ارتودوكس نام گرفت واز كليساى كاتوليك روم منفک شد. در مباحث عقيدتى و مذهبى نيز اختلافاتى حاصل آمد و پيروان كليساى ارتودوكس عقايد: برزخ ، مفهوم بى آلايش ، برائت از گمراهى و عدم امكان اشتباه پاپ را قبول نکردند، كشيشان اين فرقه ازدواج را مباح دانستند، مراسم عبادى را به زبان منطقه اى و كشورى كه در آن زندگى مى كنند، انجام دادند و تقديس و وحدت مؤ منان را با دو قطعه نان معمولى و شراب اجرا نمودند.

مبانى كلام مذهب ارتودوكس محصول ذوق كلامى يونان است ، چرا كه علما و متكلمان اين مذهب ، يونانى بودند. و از این رو كليساى ارتودوكس در يونان گسترش زيادى پيدا كرد و بخشهائى از آسياى صغير و اروپا و... را در برگرفت . كليساى ارتودوکس در روسيه نيز وجود داشت و نفوذ آن تا انقلاب بلشوئیکی 1917 ميلادى تداوم داشت . كليساى ارتودوكس روسيه پس از انقلاب 1917 ميلادى دچار سانحه شد و دولت كمونيستى كليه اماكن مقدسه را بست و اموال كليساى ارتودوكس را مصادره نمود. در عين حال بلشويك ها نتوانستند به حيات مذهبى ارتودوكس پايان دهند.   

                                                                                                            
          پيروان فرقه ارتودوکس همیشه مى كوشند تا مراسم و شعائر خود را مانند مسيحيان اوليه انجام دهند. به عبارتی سنت گرا هستند و مى كوشند تا عقايد سنتى و قديمى خود را بدون هر گونه تغيير و اضافاتى ، حفظ نمايند. اعضای این فرقه پاپ را عارى از اشتباه مى دانند. امروزه پيروان كليساى يونانى ارتودوكس بالغ بر يك صد و بيست ميليون نفرمیباشند.


           فرائض دينى کیساهای ارتودوکس از سال 1274 ميلادى در هفت مورد انجام می گیرد


1- تعميد. 2- اداى شهادت . 3- مسح روغن مقدس . 4- تناول . 5- توبه . 6- مسح بيماران . 7- ازدواج      

 مذهب پروتستان                                                                           
          این مذهب نهضتى عليه ارتجاع كاتوليك بشمار می رود. فشار بيش از اندازه كليساى كاتوليك و وجود دستورات بسيار سختگيرانه آن و گرفتن باجهاى كلان از مردم مسيحى، موجب گرديد كه گروهى از روشنفكران از كليساى روم کنار بگيرند وراهى جداى از مذاهب كاتوليك و ارتودوكس را پیدا کنند. 

                       
          لوتر رهبر اين نهضت اعتراضی، در سال 1488 م متوجه فاصله بسيار زياد پاپ و تشكيلات كاتوليك با مسيحيت اوليه گرديد. او به بدعتهاى پاپ و روحانيون در دين عيسى پى برد. فروش بهشت و خريد گناهان عوام توسط روحانيون را شيطانى دانست . اشرافيت و رفاه بیش از حد روحانيون و همدستى آنان با قيصر و حكام دولتى را برنتافت. وی در سال 1517 ميلادى علنا با عقايد و شعائر رسمی کاتوليك به مبارزه برخاست. لوتر در سن 62 سالگى در سال 1546 ميلادى درگذشت.           

     كليساهاى پروتستانى با وجود اين كه در برخى از موارد با هم اختلاف نظر دارند، اما در امورى مشترك هستند به ويژه آنكه «همگى با قدرت الهى پاپ مخالف هستند» اشخاص غير روحانى در انتخاب پاسوران سهيم میباشند؛ مسیحیان براى راز و نیاز با خدا احتياج به روحانيون ندارند؛ مقام كشيشى همگانى است ؛ كشيشان نیز همسر اختیار مى كنند؛ اعتراف به گناه در این مذهب اجبارى نيست؛ اساس ‍ شريعت این مذهب كتاب مقدس است ؛ مؤمن مى تواند به اختیار اصول عقايد خويش را از كتاب مقدس استخراج کند و نیازی به روحاني كليسا ندارد؛ و نیز پیروان این مذهب به بكارت حضرت مريم و عالم برزخ اعتقاد ندارند.


    در كليساهاى پروتستانى در يك طرف مردمانى محافظه كار و قديمى و در طرف ديگر مسيحيان آزاديخواه و حقيقت جو و عرفانى در مقابل يكديگر قرار دارند. بعضى از علماى الهى پروتستانى آزاديخواه ، عقايد مسيحى را طبق مقتضيات زمان براى متجددين تفسير مى كنند. خودخواهى ، گناه اصلى است و رستگارى در اجتناب از اغراض است . جهنم وجود ندارد ولى جهت شايستگان در جهان ديگر، سعادت برقرار است، مراسم به زبان كشورى انجام مى گيرد. افكار ملى به جدائى كليساهاى پروتستانى كمك مى كند. از اين رو كليساهاى كاتوليك به ذكر ارزش بين المللى بودن كليساهاى كاتوليك مى پردازند و كليساى پروتستان را موجد اختلاف و جدائى جامعه مسيحى بر می شمارند. 

سه اصل اساسي پروتستانيسم از اين اصل کلي آزادي اوانجليکال، و رابطه مستقيم فرد مؤمن با مسيح سرچشمه مي گيرد: 1.) تنها انجيل سرچشمه تعاليم است 2.) تنها از طريق رحمت مسيح رستگاري حاصل مي شود 3.) همه مؤمنان در مقام کشيش هستند.[1]

منظور از اينکه تنها انجيل سرچشمه تعاليم است، اين است که مؤمنان هيچ نيازي به اصول اعتقادي جديد که مغاير 'کلام مقدس خدا'باشد ندارند.

    در آئين پروتستان ، مخصوصا در انگلستان و ايالات متحده آمريكا فرقه هاى بسيارى ديده مى شود كه در بعضى اعمال با يكديگر اختلاف دارند برای مثال:


    «مغتلسه»، تعميد كودكان را قبول ندارند، و بالغان را با فرو بردن در مايع ، تعميد مى دهند. تشكيلات آنان به كليساى ابتدائى شباهت دارد. با سوگند خوردن مخالف هستند.


    «روشن گرايان»، قرائت كتاب مقدس و تصفيه و تزكيه زندگى داخلى را طبق روش مخصوص از شرايط رستگارى مى دانند.


    «انجمن دوستان« يا «كاكرها»: با دروغ و جنگ و بردگى مخالفت جدی دارند

.
«مورمونها»: كتاب مقدس را حاكم مى دانند.


«يكتا گرايان»: طرفدار آزادى كامل دينى هستند و از حكمت وحدت مطلقه خدا اطاعت مى كنند و «تثليث « را قبول ندارند.


    « سالوتيان « دسته ديگرى از فرق پروتستان بشمار می روند.

 
    اين مرد كه بين سالهاى 1384-1324 ميلادى مى زيست ، با مراسم عشاء ربانى ، تدهين محتضر، اعتراف به گناه ، صدور عفونامه از سوى پاپ و دخالت پاپ در امور سياسى - دنيوى مخالفت كرد. پاپ او را تكفير نمود و چهل سال پس از مرگش ، جسد او را از خاك درآورده و سوزاندند. «جان « براى نخستين بار «كتاب مقدس»  را به زبان انگليسى ترجمه كرد و پيروان او مردم را آموزش مى دادند

 
فرقه پروتستان در حدود نود ميليون نفر پيرو دارد كه اكثرا در آلمان ، آمريكا و كشورهاى اسكانديناوى سكونت دارند. كليساى لوتر از كليساى كاتوليك جدا است ؛ و از لحاظ سلسله مراتب ، اختلافاتى با آن دارد.


زبان مذهبى پروتستانها، انگليسى است . مراسم و شعائر پروتستانها عبارت است از:

تعميد.اعتراف غير اجبارى - تناول و افطار - تلاوت كتاب مقدس - حضور در كليسا و قرائت ادعيه لوتر  -ازدواج

          اعياد مذهبى پروتستانها با اعياد كاتوليك ها يكى است . برخى آمار تعداد پروتستانها را در جهان به دويست و شش ميليون نفر تخمین میزنند. محل تجمع پروتستانها در انگلستان ، آمريكا، استراليا، اسكاتلند و كانادا مى باشد


         

فرقه هاى فرعى مسيحيت:


1-  فرقه هاى اسيونيها، ماركيونيها

                                                                          
          طرفداران مكتب حلوليون ، طرفداران مذهب سرنيوس كه از علماء بزرگ مذهب عيسوى بشمار مى رفت ، پيروان آپوليناريس كشيش پر قدرت لاذقيه ، نسطوريهاى فرقه يعقوبيه ، ارامنه گراگورى ، مارونيها و دهها فرقه و دسته ديگر كه در قرون گذشته در مراكز مختلف به جان يكديگر مى افتادند و به جنگ مى پرداختند. اين فرقه ها هيچ گاه نمى توانستند حضور يكديگر را تحمل كنند. هر گروه و فرقه اى شعار خاص خود را داشت.

 2- فرقه ژان كالون:


          پيروان اين فرقه به پيروى از كالون در تعصب و حفظ شعائر سنتى اوليه مسيحى سخت افراط مى ورزيدند.   

                                                                                    

3- فرقه جان ويگلف:


اهل انگليس در قرن چهارم ميلادى مى زيست و در واقع بنيانگذار هسته اوليه مذهب پروتستان در تاريخ مسيحيت بود. آنچه را قرنها بعد «لوتر« و «كالون « مى گفتند، همان حرفهاى «جان ويگلف بود. ويگلف قربانى تعصب پاپ شد

4- فرقه ژان هوس:


          منشعب از فرقه "جان ويگلف "

 5-  فرقه پورتين:


          منشعب از مذهب لوتر و كالون . پيروان اين فرقه را ابتدا ايرلندى ها تشكيل مى دادند. اين فرقه سنت گرا معتقد به حفظ مطلق عقايد اوليه دين عيسى بودند. اين فرقه مورد مخالفت شديد پيروان كاتوليك قرار گرفت . دوستداران پاپ و كليساى كاتوليك عليه اين فرقه عكس العمل نشان دادند تا آبروى روحانيت كاتوليك را حفظ كنند.

6- فرقه يسوعيين :


          پيروان دولوبالاك را فرقه يسوعيين نامند. اين فرقه اطاعت مطلق و كوركورانه از پاپ را تبليغ مى كرد. در اعتقاد اين فرقه ، پاپ ولى مطلق جامعه مسيحى است و مردم حق اعتراض و سؤ ال ندارند.


7-  فرقه آريوس:

          اين فرد با عقايد تثليث و وجود روحانيون و كشيشان عصر خود به مخالفت پرداخت . به عقيده او پدر در رديف پسر نيست . زيرا پسر از ازل با پدر در خلقت شركت نداشته است ، بل كه از او بوجود آمده است. كشيشها در سال 321 ميلادى او را تكفير كردند. وی که در اسكندريه اقامت داشت به فلسطين فرار كرد و پيروانى دست و پا کرد  آريوس در سال 336 ميلادى درگذشت

 

8- فرقه نسطورى:


          اين فرقه از كليساى قسطنطنيه جدا شدند. اين فرقه معتقد به دوگانگى ذات عيسى بود. «نسطوريوس « رهبر اين فرقه مى گفت كه «مريم « با معجزه روح القدس ، «عيسى « را باردار شده . عيسى با طبيعت انسانى متولد شد و سپس روح القدس بر مسيح نازل شد و طبيعت خدائى در او حلول كرد. نسطوريوس تبعيد شد و در سال 439 ميلادى در گذشت . ضمنا كليساى مسيحيان ايران نسطورى است


9-  فرقه هوژنت:


          این فرقه پيرو مذهب" كالون" بودند. و رهبرى آن با «هوژنت فرانسوى « بود.
كليساى كاتوليك نیزاز دولت وقت درخواست کرده بود تا این فرقه را از بین ببرد. «كاترين» نايب السلطنه فرانسه كه ابتدا از دوستان «هوژنت « بود، بعد فرمان قتل عام پيروان اين فرقه را صادر كرد و در حدود بيست هزار نفر از اين فرقه كشته شدند. يكى از ژنرال هاى فرانسوى كه طرفدار هوژنت ها بود، اين گروه را مورد ارفاق قرار داد و در سال 1598 ميلادى با صدور فرمانى از جانب پادشاه فرانسه ، آزادى اجتماعى به اين فرقه اعطا شد. در زمان حكومت «لوئى چهاردهم « اين فرمان مجددا لغو گرديد و درسال 1685 ميلادى دوباره عقايد اين فرقه غير قانونى اعلام شد.


10- فرقه يعقوبيه:


          منسوب به بنام يعقوب پالانى. اين فرقه معتقد است كه : عالم قديم و از جهتى نیز خلقت را حادث مى دانند یعنی به خلقت  دو بعد لاهوتى و ناسوتى قایلند.

يعقوب از سال 578-541 ميلادى ، اسقف آدس ، اورفا در آسياى صغير بود. در قرن ششم ميلادى مى زيست . او مؤ سس كليساى شرق يعنى عراق و سوريه و تركيه است . پيروان او اینک يكصد و پنجاه هزار نفرهستند.


11-   فرقه مونوفيزيت ها:


          اين فرقه طرفدار وحدت روح حضرت عيسى بودند؛ يعنى عيسى از ابتدا داراى روح خدائى بوده و پس ‍ از تولد نيز همان روح خدائى را با خود داشته است . اين عقيده بيشتر در ميان ارامنه و مسيحيان يعقوبى مصر و سريانى ها رواج دارد. در سال 525 ميلادى كليساى ارمنستان عقيده وحدت روح در مسيح را قبول کرد و بدين شکل از كليساى ارتودوكس يونانى و بيزانس جدا شد


12-  فرقه آپولى نادين:

 
اين فرقه نيز معتقدند كه عيسى يك انسان ظاهرى بوده است

 
13-فرقه آرتمون:


          اين فرقه در قرن دوم ميلادى به وسيله يك روحانى مسيحى به نام آرتمون بوجود آمد. عقايد اين فرقه این است كه : عيسى فقط انسانى بوده كه بيشتر از ديگران فيض روح القدس به او مى رسید. اين فرقه منكر الوهيت مسيح بود و لذا كليسا مذهب آنان را قبول نكرد

 14- فرقه ايكونو كلات:


          این فرقه در قرن هفتم ميلادى ظهور كرد. از عقایدشان اینست که  با نصب هر گونه تصاوير و مجسمه در كليسا مخالفند. برخى پادشاهان روم شرقى با اين فرقه هم نظر بودند.


15- فرقه سبتيه:


          اين فرقه روز شنبه را به جاى روز يكشنبه مقدس مى داند و آن روز راروز عيد معرفى مى كند. اين فرقه از جلفای آذربایجان شرقی مهاجرت کرده (علت سیاسی و تاریخی دارد) و در جلفاى اصفهان يك كليسا دارند. نود درصد ارامنه ايران مسيحى گريگورى و چهار صد كاتوليك و پروتستان و بقيه پيرو فرقه خواهران و برادران هستند.


16- فرقه خواهران برادران:


17- فرقه ملكاتيه:


     معتقدند که حضرت عيسى جوهرى است پاك كه از مجراى گوش مريم به درون او راه يافته است و از پهلوى راست او بيرون آمده است . روح در حضرت مريم همانند جریان آب دررودخانه و ناودان جريان یافت. و نیز میگویند هر كس خود را از طعام دنيا معاف کند ، پرورد گارش را مشاهده خواهد کرد. اين فرقه در ارز روم  به وجود آمدند.


18- فرقه مغتسله :


          اين فرقه وفادار به سنن و شعائر اوليه دين عيسى مى باشد. که تعميد در كودكان را قبول ندارند و در سن بلوغ و بزرگسالى تعميد مى دهند. اين فرقه با خدمت سربازى مخالف هستند

.
19- فرقه روشن گرايان:


          اين فرقه خواندن كتاب مقدس و تصفيه و تزكيه باطنى و ظاهرى را توصيه مى كند و با دروغ و جنگ و بردگى شديدا در تضاد هستند


20- فرقه يكتا گرايان:


          اين فرقه به آزادى كامل عقيده معتقدند، تثليث را مطلقا قبول ندارند، و مبلغ ايمان به خداى يكتا هستند.


21-    فرقه مورمونها:


          اين فرقه بر گسترش حكومت كتاب مقدس در جهان تاکید دارند.

22- فرقه سالوتيه:


          منشعب از مذهب پروتستان میباشند، در اعتقاداتشان از اصول و عقاید اديان هندى - بودائى و ساير اديان شرقى مخلوط شده است بطوریکه اين فرقه را فرقه صوفيان نیز مى گويند.


23- فرقه اوتيشت ها:


          از پيروان اوتيشه از علماء بزرگ مسيحى يونانى میباشند وی در قرن پنجم مى زيسته است . اين فرقه معتقد بود كه عيسى فقط ذات و طبيعت خدائى داشت


24- فرقه بازپليدس :


این فرقه در قرن دوم ميلادى در انطاكيه به وجود آمد.

 


25- فرقه مارگيونيها:


این فرقه در پايان قرن دوم ميلادى بوجود آمد.

26- فرقه والينسين :


این فرقه در اواسط قرن دوم ميلادى پديد آمد.


27- فرقه بارديصانى :

 
این فرقه در اواخر قرن دوم ميلادى پديد آمد.


28- مورمون ها:

 
این فرقه سنت گراهاى اخبارى هستند كه بر متون عهدين تكيه دارند. با هر گونه افزايش و تجديد نظر مخالف هستند اين فرقه به تعدد زوجات در مسيحيت معتقد بود. بسيارى از پيروان اين فرقه تا هشت زن اختيار كرده بودند.


29- فرقه علوم گرايان:


          اين فرقه معتقد است كه تمام امراض جسمانى نتيجه عقايد فساد و كردار نادرست است . و بر اين باورند كه شفاى كامل جسمى بوسيله الهامات خدایی است . و از آنجائیکه بنظر برخیها اعتقادات اين گروه با نظريات جديد روانشناسان موافق است . از اين رو به این نام مطرح شده اند.


30- فرقه عقل گرايان :


          اين فرقه معتقد است كه : بايد حقايق دين و علل مذهب را با عقل و انديشه بدست آورد. اصول عقايد اين فرقه عبارت است از:


1- خداوند يگانه است 2- جهان را او آفریده است 3- انسان آزاد و مختار است كه به تقوى رو آورد. 4- روح انسان جاودان و غير قابل زوال است 5- پس از مرگ ، معاد وجود دارد و حضور در پيشگاه عدالت خداوند حتمی است.


ژان سملر ( 1791 ميلادى ) يكى از رهبران اين فرقه بشمار می رود.

31- فرقه فرانس داميز:


          فرانس داميز متوفی سال 1226 ميلادى ، پيروان خود را به عدم تعلق به دنيا دعوت مى نمود. و آن را پيروى از عيسى میدانستند لذا در نهایت فقرو تنگدستی زندگى مى كردند.


32- فرقه رهبانيون :


          اعضای اين فرقه به «ارميست » ها مشهورهستد. «ارمريست « ماءخوذ از كلمه يونانى «ارمس « به معناى « صحرا وبيابان « است . بعضیها به آنان «موان « يعنى «تنها» يا «گوشه نشين « هم می گفتند. نخستين راهب مسيحى فردى قبطى به نام آنتوان بود كه دير را بنا كرد و در سال 256 ميلادى در گذشت . بعد از وی راهبی به اسم "پاشم" قبطى برخاست كه در سال 320 ميلادى گروهى از كشيشان را گرد خود جمع كرد و مقررات بسيار سختى را در فرقه برقرار ساخت . اين كشيشان را «آبه « و به عربى «اب»  و به فارسى «پدر» می گويند.


33- فرقه آلهارت :


          آلهارت آلمانی بود كه در سال 1328 ميلادى درگذشت . وی يكى از عرفاى سرشناس دين مسيح بود . اين شخص به وحدت وجود اعتقاد داشت و انسان را خدا می دانست و میگفت به هر کجا که بنگریم سيماى خدا را مى بينيم

.
34- فرقه اناباپتيست:


          اين گروه كه تعميد يافتگان نوين مى باشند، در ميان مسيحيان بیشتر مطرح هستند. گروه بى شمارى از طبقات مختلف پيرو اين فرقه می باشند. اين فرقه تنها اعمال و مراسم مذهبى خود را بر اساس مدل عصر جديد قرار داده اما فقط سنت و روش عيسى را مورد عمل قرار میدهند و از هر گونه تفسير و برداشت خوددارى مى نمایند.اين فرقه تعميد خردسالان را قبول ندارند. تقليد را جايز نمى دانند. پيروان اين فرقه روحانيت را بطور كلى موجوداتى بى دين ، رياكار و منافق و هفت خط مى پندارند. آنان كليسا را دكان روحانيون و دستگاه عوام سازی و عوام پرورى مى دانند؛ لذا عبادات خود را در منازل شخصى انجام مى دهند. آنان مراسم عشاء ربانى را به شيوه عيسى و حواريون اوليه برگزار مى كنند. و در انتظار روزى هستند كه عيسى از آسمان سوار بر ابر به زمين بيايد.


35- فرقه واحديّون:


          بنيانگذار اين فرقه فردى اسپانيائى به نام «ميكائيل سروتوس « می باشد. او در شهر «ژنو» كه فرقه كالون پيروانى در آنجا داشت ، اظهار موچودیت کرد. وی عقيده به تثليث را كفر محض دانست . و كتاب «اثبات خطاى ثالوث « را نوشت و در سال 1531 ميلادى منتشر كرد. او در اين كتاب ثابت كرده است كه پيدايش ‍ ثالوث يا تثليث از ابداعات كليساى كاتوليك است و مسيحى واقعی كه به دستور انجيل عمل مى كند، بايد دست از تثليث بردارد، زيرا عقلا محال است كه اجزاء ثلاثه سه شخصيت ، خداى واحدى شود. او مى گفت : ذات حقيقى الهى در كلمه يا عيسى تجلى كرد و رابطه بين او و خداوند، روح القدس بوده است . او مى گفت : دليلى بر دوشيزگى مريم در دست نيست ، لذا اين عقيده (بكارت مريم ) باطل است . این شخص معجزات عيسى را نيز منكر بود. مدتى در فرانسه به طبابت مشغول شد، ولى اندكى بعد پيروان كالون او را شناسائى كردند و در شهر ژنو او را در سال 1553 زنده در آتش سوزاندند. وی در حال حاضر در برخى كشورهاى اروپائى پيروانى دارد

.
36- فرقه اصلاح يافته گان:


          پيروان اين فرقه بالغ بر 21 ميليون نفر هستند. رهبران اين فرقه از طرف پيروان آن انتخاب مى شوند

ديگر اصلاحگران پروتستان:

37- جان هاس           اهل پراگ، متولد 1401، وی مخالف سرسخت قدرت پاپ بوده و از قهرمانان اصلاحگري در مذهب پروتستان بشمار می رود.

38- جروم

          اهل پراگ، متولد 1365 ميلادي، که عليه فساد اخلاقي کشيش ها جنگيد. توماس بيلني. بيلني متولد 1459 در نورويچ انگلستان، که يک اصلاحگر نه چندان نامدار انگليسي است. او از کالج ترينيتي دکتراي حقوق گرفت و در سال 1519 به عنوان کشيش فعاليت مدهبي خود را رسما آغاز کرد. او نيز همانند لوتر بر اين باور بود که اعمال نيک به تنهايي کسي رانجات نخواهد داد.

39- فرقه پاکدينان(پيوريتان)

          توماس کارترايت رهبر این فرقه بود. اين فرقه از پروتستانهاى انگلستان بودند که زمان ملکه اليزابت عليه سنن مذهبى قيام نمودند وطرفدار سادگى در نيايش بودند. فرقه پاکدينان از وضعيت آن زمان در کليساي انگلستان راضي نبود؛ آنها مشتاقانه در صدد اين بودند که اصلاحات پروتستاني را در سطح وسيعتري اجرا کنند. به دنبال این فعالیت در سال 1569، کرسي الهايات دانشگاه کمبريج را به دست آوردند. هنگامي که ملکه انگلستان به عنوان رئيس کليساي انگليس انتخاب شد، شکل عبادت را اصلاح کرد که اجازه مي داد واعظان تنها کلاه چهارگوش، خرقه، گردن پوش، يا رداي کتاني بپوشند. در مارس 1566 علماي ديني لندن مجبور شدند که لباس اجباري را بپوشند. از تعداد 110 کشيش، 37 نفر اعتراض کرند، و همين باعث شد بسياري از کليساها از رونق افتادند.

40- پروتستان‌هاي بنيادگرا

          اين فرقه در فاصله 1910 تا 1915 شکل گرفت، اين گرو بر حقيقتي که در معناي تحت الفظي انجيل وجود داشت تأکيد داشتند. بعد از محاکمه اسکوپز که به محاکمه ميمون معروف است، پروتستانهاي بنيادگرا آشکارتر عقايد خود را ترويج کردند و خود را از مسيحيت ليبرال متمايز نمودند. محاکمه ميمون که در سال 1925 در ديتون در ايالت تنسي ايالات متحده آمريکا صورت گرفت، يک معلم به خاطر تدريس تئوري تکامل تدريجي داروين به پرداخت 100 دلار جريمه محکوم شد.

41- صهيونيسم مسيحى:

          واژه اى است كه براى شاخه افراطى پروتستان هاى آمريكايى اتلاق می شود. اين گروه به دلیل حمايت از اسرائيل، بدين نام اشتهار یافته اند. واما در يك قرن گذشته جريان جديدى كه در بين پروتستان ها فوق العاده قدرتمند شده است، مكتب نو ظهور "مبلغان انجيل مى باشد. قبل از جنگ جهانى دوم اين مكتب نوظهور به بنيادگرايى معروف وشعار آن ها بازگشت به انجيل وتغيير جامعه با تحول فرهنگى بود وهدف آن ها به وجود آوردن حكومت در آمريكا بر مبناى بنيادهاى انجيل بوده است. بعد ازجنگ جهانى دوم، بنيادگرايان آمريكايى خود را مبلغان انجيل معرفى كردند و با استفاده گسترده از وسايل ارتباطات جمعى توانستند در جامعه آمريكا نفوذ فراوانى به دست آورند واكنون اين جريان قدرتمندترين وفعال ترين تشكيلات دينى در آمريكا محسوب مى شود و در مراكز سياسى اين كشور نفوذ زيادى دارد.

 
    اصول ومبانى جريان مبلغان انجيل در آمريكا وانگليس، حمايت همه جانبه عقيدتى وسياسى از صهيونيسم مى باشد و اعتقاد دارند كه پيروان كليساى پروتستان براى ظهور دوباره مسيح بايد چند خواسته مسيح راكه در تفاسير انجيل در قرن بيستم به عنوان يشگويى هاى انجيل بيان شده، عملى نمايند . اين جريان نوظهور در پروتستانَيسم با عنوان خواسته هاى مسيح شهرت دارد . پيروان اين مكتب خود را از مبلغان حقیقی انجيل مى دانند معتقدند که از مسيحيان دوباره تولد يافته مى باشند كه فقط اينان اهل نجات خواهند بود وديگران هلاک خواهند شد. از ويژگى هاى خاص پيروان اين مكتب اعتقاد راسخ وتعصب خاص به صهيونيسم مى باشد وتعصب اين مسيحيان به صهيونيسم بيش از صهيونيست هاى يهودى مقيم اسرائيل و آمريكا هست . مطابق اعتقادات مكتب فوق به وسيله پروتستان ها باید حوادثى اتفاق افتد تا مسيح دوباره ظهور نمايد وپيروان اين مكتب وظيفه دينى دارند براى تسريع در عملى شدن اين حوادث كوشش نمايند. حوادثى كه توسط آن ها بايد عملى شوند، عبارتند از:


1- يهوديان از سراسر جهان بايد در فلسطين متمرکز شده و اسکان یابند  وكشور اسرائيل در قلمرویی از رودخانه نيل تا فرات به وجود آيد و معتقدند که فقط يهوديانى كه به اسرائيل مهاجرت نمايند، اهل نجات خواهند بود.

 
2- يهوديان بايد دو مسجد اقصى وصخره در بيت المقدس را بکلی از بین ببرند وبه جاى اين دو مسجد مقدس مسلمانان، معبد بزرگ را بنا نمايند.
[2]

3- روزى كه يهوديان مسجد اقصى ومسجد صخره در بيت المقدس را منهدم كنند، جنگ نهايى مقدس بنام "آرماگدون" به رهبرى آمريكا وانگليس آغاز خواهد شد، در اين جنگ جهانى تمام دنیا نابود می شود.

 
4- روزى كه جنگ "آرماگدون" آغاز شود، تمامى مسيحيان (مسيحيان دوباره تولد يافته و معتقدین به این اصل) مسيح را خواهند ديد وتوسط يك سفينه عظيم از دنيا به بهشت منتقل خواهند شد و از آن جا در کنارمسيح، نظاره گر نابودى جهان وعذاب سخت اين جنگ مقدس خواهند بود.

5- دولت صهيونيستى اسرائيل باكمك آمريكا وانگليس، مسجد اقصى ومسجد صخره در بيت المقدس را نابود خواهد كرد ومعبد بزرگ به دست آنان در اين مكان ساخته خواهد شد واين رسالت مقدس به عهده آن ها مى باشد.


6- در جنگ آرماگدون زما نى كه "دجال" (ضد مسيح) در حال دستيابى به پيروزى است، مسيح همراه مسيحيان دوباره تولد يافته در جهان ظهور خواهند كرد و ضد مسيح را در پايان اين جنگ مقدس شكست خواهد داد وحكومت جهانى خود را به مركزيت بيت المقدس برپا خواهد ساخت ومعبدى كه به جاى مسجد اقصى وصخره در بيت المقدس كه توسط مسيحيان ويهوديان قبل از آغاز جنگ آرماگدون ساخته شده- محل حكومت جهانى مسيح را برپا خواهد کرد.

7- اين حادثه پس از سال 2000 ميلادى حتماً اتفاق خواهد افتاد.


8- قبل از آغاز جنگ آرماگدون، رعب و وحشت جامعه آمريکا و اروپا را فرا خواهد گرفت.


9- قبل از ظهور مجدد مسيح، صلح در جهان هيچ معنى ندارد ومسيحيان براى تسريع در ظهور مسيح بايد مقدمات جنگ آرما گدون و نابودى جهان را فراهم نمايند .

رهبران مذهبى فرقه هاى پروتستان در ايالات متحده وانگليس كه به اين مكتب نو ظهورخواسته هاى مسيح اعتقاد دارند، در دهه 1990م اعتقادات ياد شده را به شدت در جامعه آمريكا واروپا تبليغ كرده اند و در 10 سال گذشته در آمريکا در اين زمينه ده ها كتاب منتشر شده وفيلم هاى گوناگونى به نمايش درآمده است. كشيش آمريکايى به نام هال ليندسى كتابى با عنوان "در پيشگويي هاى انجيل جاى آمريکا كجاست " را تأليف كرده كه يكى از پرفروشترين كتاب هاى سال 2001 در آمريکا به شمار می رود. در اين كتاب نقش دولت واشنگتن در جنگ آرما گدون بيان شده است . نويسنده در اين كتاب اثبات نموده است كه دولت آمريكا جنگ آرما گدون را رهبرى خواهدكرد ومخالفان مسيح در سراسر جهان را كه قبل ازآغاز اين جنگ باعث ايجاد رعب و وحشت در جهان شده ا ند، شكست خواهد داد. در ابن جنگ مقدس، دولت انگليس همكار آمريكا خواهد بود. دولت آمريکا در اوج جنگ سرد، موشك هاى هسته اى قاره پيماى خود را شمشيرهاى جنگ مقدس ناميده بود.[3]


     مسيحيان صهيونيست از فرقه پروتستان ها در آمريکا وانگليس اعتقاد دارند كه مسيح هميشه در امور خاورميانه به سود دولت اسرائيل مداخله نموده است واعلام مى دارند كه خواست دولت اسرائيل در حقيقت خواست مسيح مى باشد و مذاكرات صلح در خاورميانه بيهوده است وتأسيس كشور اسرائيل بزرگ از رودخانه نيل تا رودخانه فرات، خواست مسيح مى باشد كه به زودى عملى خواهد شد[4]

 

 

      تحقیق و تاليف از:   احمد يغما

                        موقع بهره برداری به منبع آن اشاره شود

                                      لطفا کلیک کنید

منابع:

  1.         دانشنامه بريتانيکا
  2. www. jesus.info/protestant.htm. come
  3. مجله Economist : ژانويه 2005 
  4. الشريف شبكه امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشریف

 

 

 

 

 

 



1 دانشنامه جديد ديني ، جلد چهارم، صفحه 419.

 

ا ز سال1967تا به حال این دو مسجد (اقصى و صخره) در بيت المقدس بيش از صد بار مورد حمله يهوديان ومسيحيان صهيونيست قرارگرفته است.

 3 پيروان اين مكتب در يك دهه گذشته تبليغ كرده اند كه عمليات طوفان صحرا عليه عراق در سال 1991 فراهم كردن مقدمه براى جنگ آرما گدون بوده است.

4 . صهيونيست هاى يهودى هم مطابق اعتقاد به مجموعه قوانين دينى خود، به مكتب خواسته هاى خدا اعتقاد دارند و مطابق اين اعتقاد، آن ها برنامه اى را اجرا مى نمايند كه با كمك دولت هاى آمريكا وانگليس و ديگركشورهاى غربى بتوانند دو مسجد مقدس اقصى وصخره در بيت المقدس را تخريب كرده، كشور اسرائيل بزرگ را با نابودى كامل كشورهاى اسلامى به وجود آورند . به همين منظور ميان صهيونيست هاى يهودى و صهيونيست هاى مسيحى از فرقه پروتستان ها اتحاد و هماهنگى كامل وجود دارد و مسيحيان پيرو اعتقاد خواسته هاى خدا راهمواره اظهار مى دارند، هر عملى كه از سوى دولت اسرائيل انجام مى شود در حقيقت از سوى مسيح طراحى شده است وبايد توسط مسيحيان سراسر جهان مورد حمايت قرارگيرد