چگونگی واکنش به بحرانها ی ناشی از حوادث طبیعی
بنام خداوند مهربان
این طرح برای مهار بحرانهای حوادث طبیعی ارائه می شود. طرح از احمد يغما
انجام هر کار موفقی با برنامه ریزی قبلی میسور می شود خاصه آنکه کار مورد نظر پیچیده و به هماهنگیهای گسترده نیاز داشته باشد و زمان در آن نقش حیاتی ایفاء نماید قطعا دز چنین شرایطی هیجان و اضطراب نیز بر روند کار مستولی می شود و اغلب در این مواقع اسباب و لوازم مورد نیاز برای اقدام و پیش برد کارها ناقص و یا غیر قابل دسترس بنظر می رسد. انسان در چنین شرایطی هرچقدر توانمند و قوی و مدیر و مدبر باشد. بدون داشتن برنامه و آمادگیهای فبلی نمی تواند درست عمل کند. لذا با هر تصمیم اشتباه و یا با عدم اتخاذ تصمیمهای قاطع و سریع، جان عده زیادی را به خطر می اندازد.
در این جریده ما مطالبی را دسته بندی کرده ایم که شاید در نگاه اول برای برخی از مدیران پیش پا افتاده تلقی شود. اما از آن جهت که برنامه روشنی را در مواقع بحرانهای طبیعی همچون سیل و زلزله ارائه می دهد. مد نظرقرار دادن هر تک تک بندهای آن از ضرورتهای واکنش به بحران بوده و بسیار راه گشا می باشد.
البته باید دانست که هيچ بحراني شبيه بحران دیگری نيست و برای هر بحران نسخه خاص خود را باید تهیه کرد اما با وجود تفاوت بحرانها، ويژگيهاي مشترك زيادي نیز در آنها به چشم ميخورد که ما بر اساس درك تشابهات كليدي بحرانها جهت برنامهريزي و بهمنظور رويارويي با آن و تخفيف اثرات سوء بحرانها، "طرح واکنش" را ارائه می دهیم.
تعاریفی که می شود برای بحران ارائه داد.
· بحران عبارت است از وضعيتي كه نظم سيستم اصلي يا قسمتهايي از آن را مختل كرده و پايداري آن را برهم زند.
· بحران عبارتست از تجلي برخورد تمام عواملي كه يك مرتبه از حالت نظم به حالت بي نظمي درمی آید.
· در صورت بروز اختلال و برهم خوردن تعادل در يکي از سه عنصر توانمنديها، نيازمنديها و يا قوانين و اصول تعیین شده و حاکم بر سيستم ، بحران در آن سیستم ايجاد مي گردد.
- تعريف نيازمنديها:
هرآنچه که يک سيستم متعادل ، زنده و پويا ، براي حيات و ثبات خود بدان نياز دارد.
- تعريف توانمنديها:
هرانچه که در جهت تامين نيازمنديهاي تعريف شده در يک سيستم متعادل ، زنده و پويا بدان نياز باشد .
- تعريف قوانين و ساز و کارهاي حاکم بر سيستم:
آنچه از اصول تعيين شده و جاري در سيستم ، که بصورت قراردادي و يا غير قراردادي علاوه بر تعيين و تبيين نيازمنديها ، به شرح توانمنديهاي سيستم پرداخته و موجب ايجاد تعادل و توازن مابين نيازمنديها و توانمنديهاي موجود در سيستم مي گردد.
تعريف عامل ايجاد بحران :
هرآنچه با تاثير خود بر يک سيستم متعادل موجب برهم خوردن تعادل مابين توانمنديها و نيازمنديهاي سيستم گردد عامل ايجاد بحران ناميده مي شود .
عامل ايجاد بحران می تواند حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله يا حوادث غير طبيعي مانند اغتشاشات ناشی از سوء مديريت يک سيستم[1] ، يا ضعف در قوانين مصوب جامعه و يا نظارت بر حسن اجراي آن قوانين باشد که در هر صورت هر یک از حوادث فوق بعنوان عامل ايجاد بحران شناخته می شوند.
برنامهريزي و مديريت بحران
وظيفه مديريت بحران اتخاذ تصميمات موثر براساس اطلاعات صحيح درجهت كاهش خسارات و كنترل سريع بحران است.
بايد در تمام برنامهريزيهاي بحران جايي را براي موقعيتهاي پيشبيني نشده درنظر گرفت. تعجب و غافلگيري اولين عامل مخرب در بحرانهاست. در حقيقت دوباره بهدست گرفتن اوضاع يا شكست درهمان ساعات اول بحران مشخص ميشود.
بحران ناشی از هرچه که باشد وظيفه مديريت بحران، اتخاذ تصميمات موثر براساس اطلاعات صحيح در جهت كاهش خسارات و كنترل سريع بحران است. اين پروسه در نهايت با شناخت كنشها و واكنشهاي سيستماتيك انجام ميشود. در غير اينصورت تصميمات چيزي جز آزمون و خطا نخواهد بود و باتوجه به سه عامل، محدوديت زمان، تهديد و غافلگيري نميتوان انتظار داشت جايي براي چنين رويكردي باشد. شدت و ضعف بحرانها بستگي به عوامل تشديدكننده و يا عناصر كاهشدهنده بحران و تكنيكهاي موجود براي مديريت و بالاخره مهار آن دارد.
بايد توجه كرد تصميمگيريهاي مهم و عمده همواره از ضروريات کنترل بحران در لحظات اول است. تصميماتي كه در ابعاد وسيعي تاثير ميگذارد و در حقيقت آينده و گستره بحران را متاثر میکند، و افکار عمومی نیز در مورد آن قضاوت ميكنند. داشتن يك برنامه عملياتي براي انواع بحرانها، ناشی از تصمیمات قبل از بحران یا حین بحران است.
حياتيترين اقدام در آغاز اين است كه بايد بهسرعت فهميد چه چيزي رخ داده است و چه اقدامي در مقابل آن بايد انجام داد و پس از آن شرايط چگونه خواهد بود. بيش از 90% تصميمات حساس در ساعات اوليه بحران صورت ميگيرد و عوامل بسيار متعددي بايد در مورد افراد و مسائل مرتبط در آنِ واحد در نظر گرفته شود. دقيقاً بغرنجي مسئله در اينجا نهفته است، زيرا بخش عظيمي از اين ملاحظات ضروري و همزمان را ميتوان در پيشبينيها و برنامه مديريت بحران قبل از وقوع بحران انجام داد. بايد توجه داشت بحران بهطور اجتنابناپذير در سه بعد تصميمگيري را تحت تاثير قرار ميدهد:
1 - هدفهاي عالي و حياتي واحد تصميمگيرنده را تهديد ميكند؛
2 - زمان واكنش را براي اتخاذ تصميم محدود ميسازد؛
3 - عناصر و عوامل تصميمگيرنده را با بروز ناگهاني خود، غافلگير ميكند.
جو حاكم در شرايط بحراني و عوامل مخرب
1. غافلگيري اولين عامل مخرب در بحرانهاست. در حالیکه آمادگي قبلي در كاهش ابعاد خسارت نقش تعيينكننده دارد
2. سردرگمي افراد و مسئولین در اينگونه موارد.
3. - تصميمگيريهاي عجولانه براساس اطلاعات ناقص دامنه خسارت را چندبرابر افزايش ميدهد؛ در صورتیکه تصميمگيريهاي مهم همواره از ضروريات بحران در لحظات اول آن است. که به دستهبندي واقعيتها بستگي دارد.سمت و سوی سخن و عملكرد مسئولان در مواقع بحرانی اغلب خلاف جهت منافع خود و سازمان آنهاست.
4. عدم حل مشکل ارتباطی (بین اعضای ستاد و کمیته های اجرائی) در افزایش بحران مؤثر است. که مهار بحران را غیر ممکن می سازد. لذا داشتن یک سیستم ارتباطی از قبل طراحی شده بین عوامل کنترل بحران نقش بسيار تعيين كنندهاي در پیش برد اهداف واکنشی دارد.
5. دستپاچگي و عكسالعملهاي غيرمنطقي از طرف مسئولین مهار بحران
6. جلوگيري از ازدحام خبرنگاران كنجكاو، حفظ اعتبار، كاهش عوارض و بازتابهاي منفي آن بر آينده و افكار عمومي مسائلي هستند كه گاه از كنترل خود بحران براي مسئولان مشكلتر ميشوند
7. غیر قابل کنترل شدن شایعات که موجب تشدید بحران می شود.
8. جلسات حاشیه ای که هیچ مشکلی را از بحران حل نمی کند.
9. گیرپاچ کردن مسئولین اجرایی، (یعنی اینکه هیچ فکر راهگشایی به ذهنشان نمی رسد)
10. اعمال رفتارهای خودسرانه برخی از سیستمها
11. احساس نیاز شدید به امکانات و غیر قابل استفاده بودن امکانات موجود.
12. تداخل مديريتها و نيز ناهمگوني ديدگاه ها در ارزيابي بحران و در نتيجه نرسيدن به يک اتحاد و همبستگي در نحوه مديريت بر بحران موجود یا بحران پیش رو.
13. پرخاشگری در جلسات بحران توسط مسئولین دستگاهها به هم (ناشی از فشار روحی و روانی)
14. خستگی فکری و جسمی عوامل مهار بحران و تاثیر آن بر روند اتخاذ تصمیمات و یا رهیافتهای مؤثر.
15. تصمیم گیری بر مبنای اطلاعات ناقص از اوضاع و حقايق و واقعيتها
ضرورت داشتن برنامه برای بحران قبل از اینکه حادثه ای اتفاق بیافتد.
داشتن برنامهاي سنجيده تواني ايجاد خواهد كرد تا مسئولان با روشي صحيح بهسرعت دست بهكار شوند. زيرا كليه موارد عمومي، سازماندهي، تقسيم كارها، تخصيص منابع و تعيين مسئوليتها و اختيارات انجام شده و كانالهاي ارتباطي نيز تعيين شده است. بنابراين كليه موارد فوق ميتواند از مكانيسمهاي كنترل بحران حذف شود و بهسرعت برنامه تغييرات متناسب با شرايط خاص آغاز گردد. بههمين دليل پيشبيني، بررسي و ارزيابي بحران و خطرات آن قبل از وقوع از ضروريات مديريت بحران است.
اقدامات قبل از بحران:
توجه به ريزهكاريها و بيان واضح و روشن مسائل يكي از اصول راهنماي برنامهريزي هرگونه طرح احتياطي است. ليست كارهايي كه بايد انجام شود و افرادي كه بايد ملاقات شوند، در شرايط بحراني بسيار ارزشمند است، زيرا در بحبوحه يك وضعيت بحراني، بافراهم بودن يك جدول آماده از وظايف و مسئوليتها همراه با نكات لازم بسیار حیاتی خواهد بود. ما از این سازماندهی به عنوان "برنامه عمليات اضطراري " نام می بریم این برنامه بايد مرتباً به روز گردد تا اسامي، آدرسها و ابزارهاي جديد جانشين موارد قبلي شود.
1.مشخص کردن تیمهای ستادی و عملیاتی و راههای ارتباطی در شرایط ترافیک خطوط تلفن و خیابانها
2. ایجاد امکانات لازم حسب پیش بینیهای قبلی
3. تعيين مركز كنترل بحران، مجهز به وسائل مخابراتي و اتاق براي كنفرانسهاي خبري
4. سازماندهی افراد ستادی و تعریف و تبیین وظایف واختیارات افراد.
5. شناسایی مراکز مهم و حفاظت از آن مراکز در شرایط بحران
6. برآورد امکانات فنی، ماشینی، درمانی، اسکان، انبارهای مواد غذایی،
7. شناسایی افراد متخصص در زمینه های مختلف که احتمال استفاده از تخصص آنها در شرایط بحران لازم است. مثلا پزشکان ، برق کاران، صنعتگران، اتحادیه آهنگران، اتحادیه های کامیون داران، لودر داران، جرثقیل داران ... پیمانکاران دارای امکانات ویژه، و توجیه این افراد طی آموزشهای عمومی
8. تعيين سخنگوي کمیته ها
9. تمرینهای لازم و مانور برای تقویت سرعت و دقت در سازماندهیها، دسترسیها ، رفع نقایص و آشنا کردن هر یک از افراد سازماندهی شده با وظایف خود. بايد بطور مرتب به روز گردد تا اسامي، آدرسها و ابزارهاي جديد جانشين موارد قبلي گردد.
10. داشتن اطلاع از امکانات مناطق همجوار و یا استانهای نزدیک
11. تعيين دقيق مسئوليتها و تفويض اختيارات متناسب : تفويض اختيارات و مسئوليتها به افراد به اين دليل است كه زمان بحران نقشها عوض شده و مسئوليتهاي جديدي به وجود ميآيند. تداخل مسئوليتها و ایجاد بحث و جدل در مورد بايدها ونبايدها و ترديدها مشكلات جديد و غيرمنتظرهاي را به وجود ميآورد.
12. آماده ساختن خود براي بدترين و سخت ترین حالتها ی آن بحران (مثلا منطقه ای آتش گرفته و ما خود را برای آن لحظه ای که گسترش آتش موجب اختلال در برق منطقه میشود آماده می کنیم )
واکنش به بحران :
الف ) بررسیهای اساسی و تجزيه و تحليل امور (از وظایف اصلی کمیته بررسی)
1. تحلیل مسئله اساسي بحران یا بحران احتمالي
2. تحلیل خطراتي که بحران فوق می تواند بوجود آورد.
3. بررسی نقاط قوت و امکانات موجود برای مهار یا به حداقل رساندن اثرات وضعيت بحران
4. بررسي امكانات مختلف توسعه و پيشرفت بحران
5. شناسایی افراد و گروههای ذی نفوذ اجتماعی و حفظ ارتباط با آنان
6. بررسی عمق بحران و چشم انداز آن
7. برآورد احتیاجات و اولویت بندی آنها
8. بررسی مناطق و یا مراکزی که حفاظت و یا حضور ماموران انتظامی در آن لازم است.
9. بررسی شرایط حمل و نقل و راهها به منظور رفع نقایص و ایجاد تسهیل در این امر
10. عملیات روانی و حفظ روحیه همکاری مردم با اطلاع رسانی مناسب برای نیل به این منظور ارتباط این ستاد با رسانه ها باید کافی باشد یعنی بتواند اخبار رسانه ها و جراید را تعیین و تامین کند در غیر اینصورت جراید با پرداختن به اخبار مهیج و ارضاکننده مخاطبین خود را بیشتر وارد جوهای شایعه پذیری و شایعه سازی خواهند نمود. و نیز مردم از اقدامات مسئولین بی خبر یا کم اطلاع باشند اقدام به اعتراض کرده و جو عمومی را تخریب خواهند نمود که در اینصورت بحران دیگری در درون بحران واقعی بوجود می آید. بنابر این تعيين مسائل مهم نزد افكار عمومي اهمیت ضروری دارد.
11. فعال کردن سیستم خبرگیری دقیق و سریع از اوضاع بحران
12. ارتباط تنگاتنگ با ستاد و اطلاع رسانی لحظه ای به فرماندهی
13. ارتباط تنگاتنگ با واحد عملیاتی و کسب خبر از اوضاع و شرایط حاکم بر بحران و برآورهای لازم جهت ارائه گزارش ها و نظرهای ارزیابی شده به فرماندهی.
14. - يافتن موضوعاتي كه باعث تشديد بحران ميشود؛
ب) اقدامات اساسی (وظایف اصلی فرماندهی و یا ستاد)
1. آماده کردن تیمهای ستادی و عملیاتی و تبیین مجدد وظایف و مشخص کردن مسئولیتهای افراد و تیمها حسب امکانات موجود
2. ارائه طرح اولیه برای واکنش
3. شناسایی عملیاتی که باید انجام شود. و اولویت بندی طرحهای عملیاتی حسب شرایط بحران و امکانات موجود و دیگر پتانسیلها، اعم از مردمی و یا فرا منطقه ای
4. وارد کردن افراد متخصص به سیستمهای مدیریت بحران
5. بهینه کردن سازماندهیها بر اساس اطلاعات جدید و نیازهای ضروری و اولویت دار.
6. تهیه و تخصیص امکانات مورد نیاز به تیمهای عملیاتی و کمیته بررسی
7. تشکیل جلسات ضروری. باید به این نکته توجه کرد که یکی از معضلات عمده بحرانها انجام جلسات غیر ضروری ویا حاشیه رفتن در جلسات و یا درگیر مسائل فرعی شدن و نهایتا اتلاف وقت می باشد لذا در بحرانها هماهنگیها را باید با حداقل افراد لازم و در حداقل زمان انجام داد. و همیشه دنبال اتخاذ تصمیمهای مؤثر و عملی و زود نتیجه بخش بود.
8. تعيين منافع و درخواستهای مردمی و لحاظ آن در سياستگذاري كنترل بحران
9. انتخاب بهترين راه برقراري ارتباط مستقيم با افراد
10. تنظيم مداوم آخرين اطلاعات دقيق و پيامهاي ضروري و برقراري ارتباط با مردم
تهیه طرح از : احمد یغما
لطفا هر مطلب اضافی که به ذهن شما می رسد جهت تکمیل این طرح ارائه بفرمایید. تا مدیران محترم شهری نظرات شما را نیز مد نظر قرار بدهند.
واکنش به بحران ها - واکنش به بحران ها - واکنش به بحران ها - واکنش به بحران ها - واکنش به بحران ها بحران بحران بحران بحران بحران بحران- بحران- بحران - بحران - بحران - بحران بحران بحران بحران بحران بحران واکنش بحران واکنش به بحران بحران واکنش به بحران مهار بحران مهار بحران مهار بحران - مهار بحران مهار بحران مهار بحران مهار بحران بحران بحران بحران بحران بحران بحران
[1] کنترل و مهار بحرانهای سیاسی و حتی تعاریف بحرانهای سیاسی کاملا متفاوت از بحرانهای طبیعی است که طرح موارد آن خارج از حوصله این جریده می باشد.
مخاطبین این "وب" جوانان به ویژه دانشجویان عزیز می باشند.