خدا شناسی عطار نيشاپوری
همه شنيده اند که خداوند فرموده است: "من از رگ گردنتان به شما نزديکترم" حالا به تعابير برخي از معصومان و بزرگان اهل فضل و ادب در اين وادي گذری ميکنيم که نکته هاي بسيار عجيب و جالبي در آنها نهفته است:
در خدا شناسي عطار نيشاپوري ابيات زير را برايتان استخراج کرده ام اميدوارم مورد پسند واقع شود- احمد يغما
مردمي بايد که باشد شه شناس
تا شناسد شاه را در هر لياس
اي دريغا هيچ کس را نيست تاب
ديده ها کور و جهان پر آفتاب
جان نهان در جسم و تو در جان نهان
اي نهان اندر نهان اندر نهان
اي درون جان، برون جان توئي
هرچه گويم آن نه اي تو، آن توئي
هست در هر ذرّه درگاهي دگر
پس زِهَر ذرّه بدو راهي دگر
تو نکردي هيچ گم چيزي مجوي
هرچه گويي نيست آن چيزي مگوي
قسم خلق از وي خيالي بيش نيست
زو خبر دادن محالي بيش نيست
گر به غايت نيکُ ور بد گفته اند
هر چه زو گفتند از خود گفته اند
عقل را در کنج وصلش راه نيست
علم نيز از سرِّ او آگاه نيست
چون نبرد از انبيا و از رسل
هيچ کس يک جزو از آن درياي کل
جمله عاجز، روي بر خاک آمدند
در خطاب ما عرفناک آمدند.
من که باشم تا زنم لافِ شناخت؟
آن شناخت او را که جز با او نساخت
آن مگو چون در اشارت نايدت
دم مزن چون در عبادت نايدت
نه اشارت مي پذيرد ني بيان
ني کسي زو علم دارد، ني نشان
چون تو من باشي و، من تو، بر دوام
هر دو تن باشيم يک تن والسلام
تا دوي برجاست در شرکت بتافت
چون دوي برخاست، توحيدت بتافت
تو در او گم گرد توحيد اين بود
گم شدن گم کن، که تفريد اين بود
هرکه کل شد جزو را با او چه کار
وانکه جان شد عضو را با او چه کار
گر تو هستي مرد کل کل را ببين
کل طلب، کل باش و کل شو کل ببين

· حکيم سبزواري ميگويد:
اي آنکه از فرط نور خود پنهاني، اي آشکاري که در عين آشکاري پنهاني
· ابن عربي ميگويد:
اي آنکه با پرتو درخشان نور خويش از ديده مخلوقاتش در پرده مانده است.
· خواجه شيرازي:
حسن روي تو به يک جلوه که در آينه کرد اين همه نقش در آيينه اوهام افتاد
اين همه عکس مي و نقش نگارين که نمود يک فروغ رخ ساقي است که در جام افتاد
· امام حسين (ع) در دعاي عرفه ميفرمايد:
چگونه با آن چه که در هستي خود نيازمند تست مي توان به تو راه يافت – مگر چيز ديگري هست که آن قدر که تو خود پيدا وآشکاري، پيدا و آشکار باشد. تا او تو را آشکار کند – چشمي که تو را ناظر برخود نبيند کور باد.
· منسوب به پيامبر اسلام است:
رب زدني تَحَيرا (بار الها تحير و سرگردانيم را در مشاهده جلال خود افزون نما)
· صوفيان گويند:
در راه تو سرگردانم اي راهنماي آنان که در جلال و عظمت تو متحيرند – دستم بگير
· و شيخ شبستري نوشته است:
به نزد آن که جانش در تجلي است همه عالم کتاب حق تعالي است
مخاطبین این "وب" جوانان به ویژه دانشجویان عزیز می باشند.