ساختار و شکل مبارزه سازمان آزاديبخش فلسطين، در گام اول

برداشت از کتاب الفتح سخن میگوید 

نوشته ژيلبرد نوايان (روزنامه نگار فرانسوی)

با این توضیح که ساختار و نقطه نظرات این جنبش از آن زمان تاکنون تغییرات فاحشی پیدا کرده است و هدف بنده از طرح این مسائل قدیمی آشنا کردن خوانندگان محترم به دیدگاههای تکامل نیافته این جنبش در آن مقطع می باشد.

با توجه به اینکه مطالب از کتاب "الفتح سخن میگوید" برداشت شده است و این کتاب مربوط به سال ۱۹۷۰ می باشد که بعد از انقلاب توسط انجمن اسلامی دانشگاه تبریز به فارسی ترجمه گردیده است، باید دقت شود که  قیود زمان و نقل قولها بعضا دستکاری نشده است .

سازمان آزاديبخش فلسطين (o.l.p)

     در اين سازمان « الفتح » و جبهه دموكراتيك خلق آزاديبخش فلسطين و «الصاعقه» گرد آمده اند اين سازمان ها همگي به يك منشور بين الملۀ فلسطين پيوسته اند كه عمليات اعضاي پيوسته را تنظيم مي كند وخط مشي خلق فلسطين را در مجموعه اش معين مي سازد.

از مهمترين مواد اين منشور عبارتست :‌

ماده 2 مرزهاي فلسطين عبارت از مرزهائي هستند كه در زمان تحت الحمايگي بريتانيا موجود بوده است. فلسطين يك واحد منطقه اي لايتجزا را تشكيل مي دهد.

ماده 9 : مبارزه مسلحانه تنها راه براي آزاد ساختن فلسطين است. اين راه استراتژي است و تاكتيك نمي باشد...

   سازمان مذكور در ماه مه 1964 در جريان نخستين مجمع ملي فلسطين در بيت المقدس ايجاد گرديد. تحت فشار ناصر، احمد شكيري در راس سازمان قرار گرفت. اين سياستمدار قديمي با اعلاميه هاي افراطي خود ضرر قابل ملاحظه اي به آرمان وحق فلسطيني ها وارده آورد. وي در يك كنفرانس مطبوعاتي كه چند روز قبل از ژوئن 1967 تشكيل شد اعلام كرد كه: «اعراب يهوديان را به دريا خواهند ريخت».

   "مجمع ملي فلسطين در 16 ژوئيه 1968 عاليترين مرجع فلسطين گرديد. مجمع ملي با فرمول جديد از نودر فوريه 1969 در قاهره تشكيل شد. رئيس هيات اجرائي جديد "ياسرعرفات" شد. شوراي ملي عاليترين مقام سازمان است كه اعضاي آن با آرائ عمومي انتخاب مي شوند، اين شورا سياست سازمان را معين مي كند (اعضاي آن براي 3 سال انتخاب مي شوند) و هر شش ماه يكبار به دعوت رئيس شورا تشكيل مي شود. اجلاسات فوق العاده به تقاضاي هيات اجرايي يا به تقاضاي يك چهارم (ربع) اعضاي شورا امكان پذير است. اين مجمع متشكل از 112 عضو است كه اعضاي آن هيات اجرايي را انتخاب مي كنند ياسر عرفات از فوريه 1969 رئيس اين هيات است هيات اجرائي بعنوان عاليترين مرجع اجرايي سازمان برنامه و طرح تعيين توسط شوراي ملي را اجرا مي كنند. و در برابر شورا مسوول است."

هيات اجرائي بايد مركب از 12 الي 15 عضو می شد.

هدف اين جنبش (سازمان...) بازگرداندن مردم به ميهنش و تشكيل يك دولت دموكراتيك در فلسطين بود.

  • يهوديان از روسيه به لهستان سپس به اروپاي مركزي آنگاه به اروپاي غربي و سپس به امريكا مهاجرت كردند كه اينها از سامي ها نبودند يعني از نژاد يهودي نبودند بلكه دينشان يهودي بود. و به اسلاوها و ژرمن ها تعلق داشتند به احتمال قريب به یقيين « اشكنزها » يعني يهوديان اروپاي مركزي از قبائل ترك و «ايفوري ها» و «بالكاني» ها هستند و سپس به يهوديت گرويده اند و نيز خزرها كه خلق ساكن بكريمه بوده و در قرن هشتم مي زيسته اند. اينها محققا توسط يهودياني كه از ايران رفته بودند يهودي شده اند. مشهور است كه بولان در سال 740 به يهوديت گرويد تا حد لازم را ميان همسايگان بيزانسي و مسلمان خود را نگه دارند. گرويدن حدود يك ميليون خزرها موجب شد كه افراد زيادي در خلق هاي مجاور (فققازيها ومجارها) به يهوديت بگروند پس از آنكه امپراطوري خزرها توسط چنگيزخان از ميان رفت. عده زيادي از خزرها به لهستان گريختند و در آنجا به يهوديان «سفارديم» كه از فرانسه و اسپانيا آمده بودند ملحق گشتند. [1]

جبهه دموكراتيك خلقي آزاديبخش فلسطين :                         

   اين جبهه در 21 فوريه 1969 رسما" ايجاد شده است كه زائيده انشعاب «جبهه خلقي آزاديبخش فلسطين» بود.

   جبهه خلقي آزاديبخش فلسطين نيز زائيده جناح چپ جنبش ملي عرب بوده كه حزب ناسيوناليست دست چپي بشمار مي رفت. (حزب ناسيوناليست) و در سال 1953 ايجاد شده و در تمامي كشورهاي عربي شعبه داشت در اوت 1968 كنگره جبهه خلقي آزاديبخش فلسطين، جناح چپ، برنامه ماركيستي – لنینیستی پیشنهاد کرد این برنامه توسط اکثریت کنگره پذیرفته شد، اما جناح راست قبول نکردو انشعاب بوجود آمد. لذا جبهه دموکراتیک خلقی آزادیبخش فلسطین یک جنبش سیاسی مارکسیستی – لنینیستی بود.

حزب كمونيست اردن :‌در آن زمان توسط مسئولاني كه داراي گرايش استالين بوده و دموكراتيك بودند اداره مي شد اين حزب طرح تقسيم فلسطين را كه سازمان ملل در 1947 داده پذيرفته است بعلاوه در سال 1948 نيز دولت اسرائيل را به رسميت شناخته است اين حزب بر ضد رژيم ارتجاعي اردن هيچ مبارزه اي نمي كرد. جبهه در كميته اجرائي سازمان آزاديبخش فلسطين o.l.p وكنار الفتح و صاعقه عضويت داشت.

  جبهه دموكراتيك راه حلي ديگر براي فلسطين داشت و آن تشكيل يك حكومت فلسطين غير ديني بود. كه درش به روي همه مذاهب و مردم آن باز باشد. اين جبهه دولتي را آرزو مي كرد كه در آن افراد انساني يكديگر را توسط مذهب خود باز نشناسند بلكه توسط ايده آل هاي سياسي و فرهنگي بشناسند.

جبهه خلقي آزادي بخش فلسطين در اكتبر 1967 ايجاد شده و توسط دكتر ژرژ حبش اداره مي شد اين جبهه از طرف جبهه دموكراتيك متهم به خرده بورژوازی فاشیست بود.  راه حل اين گروه نيز چنين بود. 1- جنگيدن تا مرحله آزادي كامل فلسين وايجاد دولتي دموكراتيك كه مركب از نژادهاي مختلف است. این گروه چنین ادعا داشت که: "ما كليه يهودياني را كه مي خواهند با ما زندگي كنند مي پذيريم با اينهمه آنها بايد قوانين دولت آينده را بپذيرند. (حكومت سوسياليستي)"

  • "کنگره مرکزی سرزمین: کنگره سرزمینی است که در آنجا الفتح حضور دارد از قبیل سوریه , مصر , اردون  عراق , کویت , فلسطین اشغالی کنگره مرکزی سرزمین , مسئول سیاست الفتح و اجرای آن د رکشوری است که در انجا عمل می کند, کنگره مزبور اعضای کنگره های ناحيه اي سرزمين را منصوب مي كند. كنگره ناحيه اي كه توسط كنگره مركزي سرزمين منصوب شده است مي تواند در صورتيكه موفقيت ايجاب كند، ‌اجتماع كنگره مركزي را بخواهد، كنگره ناحيه اي اعضاي كنگره بخش را منصوب مي كند – كنگره محله خصوصا" به تربيت سياسي اعضاي جديد مي پردازد و افكار وانديشه هاي الفتح را در برابر توده هاي خلق باز كرده گسترش مي دهد. اين كنگره اعضاي كميته را منصوب مي كند"
  • كميته نخستين  حلقه زنجير سازمان است، كميته ها حوزه هائي هستند كه هرگز بيش از ده فرد را در بر نمي گيرند.
  • در آخرين كنگره جنبش،‌ در ماه سپتامبر 1969، عرفات از پيروزيهاي جنبش سخن مي گفت، يكي از اعضا از جاي برخاست و به وي گفت: ‌ما پيروزيهاي خود را از تو شنيده ايم اما بدين جا آمده ايم براي آنكه از اشتباهاتمان سخن بگوئيم آنگاه عرفات يكساعت ونيم از اشتباهات شخص خودش سخن گفت.
  • الفتح مي گويد جنبش ما :‌

-       مترقي است : زيرا جنبش ما ضد امپرياليست و ضد صهيونيت و ضد نژاد پرستي است.

-       دموكراتيك است :‌زيرا ما به تمامي ايدئولوژي هاي انقلابي فرصت مي دهيم كه خود را در عرصه الفتح بسط و توسعه دهند.

  • « العاصفه » العاصفه به معني تند باد، نام شاخه نظامي الفتح بوده كه در سال 1965 به وجود آمد.

نوشته های ژيلبرد نوايان (روزنامه نگار فرانسوی) :

حركت وعمل :‌ حركت وعمل بدون وجدان و آگاهي ممكن نيست، اظهار نظر همواره بايد مبتني بر اطلاعات و آگاهيهاي دقيق باشد نه در خلا مي توان عمل كرد و نه درتاريكي مي توان گام برداشت.

... آري حركت حركت مي آفريند و انسان انسان مي سازد.

الفتح، زاده تناقض ميان اميدهاي خلق فلسطين و اوضاع واحوال واقعي و غم انگيز است.

-   الفتح كار خود را از آغاز سال 1975 شروع كرد «حركه التحرير الوطني الفلسطين » در سال 1960 تمرين نظامي نمودند (باسلاحهاي قديمي) جهت مخفي كاري اين جنبش به 30 جنبش غير مرتبط باهم تقسيم شده بود در 1965 الفتح تمامي جنبشهاي فلسطين را گرد هم آورد و نخستين عمليات خود را در همين سال انجام دارد (اول ژانويه 1965)

-       اولين شهيد الفتح بنام احمد موسي توسط ارتش اردن كشته مي شود.(1965)

-   جنگ شش روزه از 5 ژوئن 1967 آغاز شد.در آن زمان نفرات الفتح به چهار صد تن مي رسيد كه در مرز سوريه مقاومت مي كردند.

-       ابوعمار (اسم جنگي ياسر عرفات بود) یاسر عرفات

-   اعراب در نمي يافتند چرا يك قسمت عظيم از افكار عمومي بين المللي از رنج وبدبختي وفقر فلسطينيان لذت مي برند واز مهاجم ما حمايت بي قيد و شرط مي نمايند.  {صهیونیستها به مردم دنیا چنین القاء کرده بودند که اعراب بخاطر نژادپرستی و دین با آنها می جنگند و قصد دارند یهودیان را به دریا بریزند. افکار عمومی نمیدانست که جنگ بر سر سرزمین است!!!}        

ساختار جنبش الفتح :

-   قوه مجريه جنبش همان كميته مركزي است اين كميته از ميان اعضاي شوراي انقلاب برگزيده مي شود اين كميته مجري برنامه سياسي و نظامي است برنامه مذكور توسط شوراي انقلاب تدوين مي شود وكميته مركزي همواره در برابر شورا مسئوول است شوراي انقلاب توسط كنگره عمومي جنبش الفتح منصوب مي شود شوراي انقلاب خطوط سياسي ونظامي را كه توسط كنگره عمومي الفتح تعيين و تمديد مي شود تدوين مي كند، ‌شورا اعضاي كميته مركزي را انتخاب مي كند و بر اجراي برنامه نظارت مي نمايد و درباره محل و تاريخ تشكيل كنگره عمومي الفتح تصميم مي گيرد. كنگره عمومي الفتح عاليترين مقام و مرجع جنبش است، ‌كنگره مركب از نمايندگان كنكره هاي «مركزي» سرزمين ها ست، كنكره عمومي الفتح خطوط اساسي سياست جنبش را معين مي كند و شوراي انقلاب را منصوب مي نمايد واعضاي كنگره هاي «مركزي» سرزمين را تعيين مي كند.

اعتقاد به مبارزه مسلحانه:

الفتح در این مورد چنین استدلال می نمود:

"هر جنبشی برای اینکه بتواند مدعی پیروزی شود باید سه نکته اساسی را محقق سازد: اول اینکه یک سازمان مسلحانه ایجاد کن. این سازمان باید پیش آهنگ انقلابی توده های خلق باشد. دوم اینکه مبارزه مسلحانه را به عنوان تنها وسیله تحقق اهداف خود بر ضد نیروهای امپریالیستی و صهیونیستی بکار برد. نکته سوم اینکه: کلیه نیروهای انقلابی را که در میدان نبرد هستند متحد سازد."

و به جملاتی چند از مبارزین تاریخ ساز اشاره داشتند مانند:  "استراتژي بزرگ وعظيم تنها در بطن و داخل مبارزه مسلحانه امكان پذير است." [2]

 

تدوین از : احمد یغما                              صفحه نخست

[1] نگاه كنيد به فلسطين ها از آينا فرانكو (انتشارات ژرليارد)

 [2] جمله از مائوتسه تونگ