برای مشاهده همه قسمتهای این کتاب کلیک کنید

انتشار و یا استفاده از مطالب این وبلاگ فقط با درج منابع و نام مولف و آدرس وبلاگ بلامانع است

 1914 تا 1918 ميلادي / 1293 تا 1297 هجري شمسي / 1332 تا 1337 هجري قمري

     جنگ جهاني اول  از دوم اوت 1914 تا يازده نوامبر 1918 يعني از نهم رمضان 1332 تا ششم صفر 1337، (52 ماه و نه روز) طول كشيد. متفقين عبارت بودند از فرانسه، انگلستان، روسيه، ژاپن، ايتاليا، بلژيك، يونان، صربستان، امريكا، روماني و متحدين را آلمان، اتريش، مجارستان، بلغارستان، تركيه تشكيل ميدادند.

 

1914ميلادي / 1293هجري شمسي /1332 هجري قمري  

     در ژوئيه 1914 / مرداد 1293و 27 شعبان 1332 احمد شاه  18 ساله در ايران  تاجگذاري كرد. مستوفي الممالك نخستين رئيس الوزراي احمد شاه، پس از تاجگذاري او و به پايان رسيدن نيابت سلطنت ناصرالملك، مي باشد كه مورد احترام زياد مردم بود. تاجگذاري احمد شاه سبب شد كه مجلس در 7 دسامبر 1914، و از زمان انحلال موقت آن در دسامبر 1911 كه شوستر از ايران اخراج شد، حيات تازه خود را از سر بگيرد.[1] در آغاز جنگ اول جهاني زمينه هاي اميدواري در پايتخت به وجود آمد، چراكه بريتانيا و روسيه گرفتار جنگ بودند و ايرانيان نفس راحتي مي كشيدند.  از اين رو اخبار مربوط به پيروزي هاي آلمان مردم ايران را خوشحال و دلگرم مي ساخت. تاجگذاري احمد شاه نيز در همين ايام شاديهاي موقت مردم ايران را دو چندان نمود.[2]

 

1914 ميلادي / 1293هجري شمسي  

     در اين سال هر دلار امريكا 15 ريال ايراني ارزش داشت.

 

1915 ميلادي /1294 هجري شمسي  

     در اين سال نبرد قاطع و بزرگ و نهائي قوم «آمبو» در صحراي آنگولا با قواي پرتغال روي داد.

 

1915 ميلادي / 1294هجري شمسي  

     به دنبال استقلال جزيره هائيتي در 1825م، و رهائي آن كشور از دست فرانسه، در سال 1915م، اين جزيره به تصرف ايالات متحده امريكا درآمد و در سال 1934م, بار ديگر مستقل شد.

 

1915 ميلادي / 1294هجري شمسي / 1334 هجري قمري 

     مجلس سوم  در ايران پس از ورود نيروهاي روسي به قزوين به بهانه ي  حفظ ايران در برابر آلمان و اتريش در تاريخ 23 آبان 1294/ 7محرم 1334 پس از 11 ماه و 10 روز فعاليت، تعطيل گرديد.[3]

 

1916 ميلادي / 1295هجري شمسي  

     به دنبال اختلافات و كشمكشها و درگيريهائي كه از مدتها قبل بين پرتغال و آلمان بر سر مستعمرات خود به وجود آمده بود. در اين سال كشور پرتغال رسما به آلمان اعلان جنگ داد. پس از آنكه متحدان افريقائي آلمان كه در اواخر سال 1915م، عليه پرتغال فعاليت مي كردند با كمك نيروي اعزامي پرتغال از لبسبن و همچنين قواي مزدور افريقائي شكست خوردند پرتغال توانست مخاطره ي بزرگي را كه در آن عصر از طرف قدرتي اروپائي عليه حاكميت آن دولت در آنگولا به وجود آمده بود از سر راه خود بردارد.

 

1917 ميلادي / 1296 هجري شمسي / 1336 هجري قمري  

     در مارس 1917 / رجب 1336، انگلستان شهرهاي مقدس كربلا و نجف را اشغال كرده بود.

 

1917 ميلادي / 1296هجري شمسي  

     در7 نوامبر 1917، با ورود لنين به پتروگراد انقلاب بلشوئيكي روسيه به پيروزي رسيد.

 

1918ميلادي / 1297هجري شمسي / 1336 هجري قمري

     در اين مقطع تاريخي نام منطقه آران در شرق قفقاز از سوي دولت کمونيستي شوروي به نام جمهوري آذربايجان نام گذاري گرديد و از سال 1920 توسط دولت بلشويکي قفقاز به نام جمهوري شوروي سوسياليستي آذربايجان ناميده شد.[4]                                        

 

1918ميلادي / 1297هجري شمسي / 1336 هجري قمري

     در اين سال، « وضع مردم ايران به قدري بد بود كه هيچ مخاطره اي قادر نبود از لحاظ اهميت به پاي قحطي برسد، كه در آن سال بر فلاكت و بدبختي آنان افزوده شده بود. اين قحطي نتيجه عمليات چهارساله جنگ در ايران و از ميان رفتن مزارع و فرار كشاورزان به شهرها بود.»[5]

 

1919 ميلادي / 1298هجري شمسي  

     تلگراف نمايندگان اهالي نخجوان و اردوباد و شرور و توابع اعزامي به ايران به رئيس الوزرا، (وثوق الدوله) در 18ارديبهشت 1298، كه نكته هاي مهم اين سند بشرح ذيل مي باشد: الف: آرزوي ديرين اهالي مناطق مذكور كه در برگيرنده سيصدهزار مسلمان ايراني است در الحاق به وطن اصلي خود ايران؛ ب: گلايه از عدم اهتمام دولت ايران در تحقق بخشيدن به تقاضاهاي اهالي نخجوان؛ ج: اعتراض به حكومت موقتي ارمنستان در ايروان كه برخلاف تمام موازين، انضمام ولايت نخجوان را به ارمنستان اعلام كرده است؛ د: تذكر اين نكته كه دولت ارمنستان مي خواهد همان اعمالي را كه در ايروان عليه مسلمانان انجام داده است در نخجوان تكرار كند؛ هـ: اهالي نخجوان خود قدرت مدافعه از خود را دارند، اما بر خلاف تصوري كه دربارة دولت انگليس نسبت به مسلمانان داشته اند، اكنون از اظهارات مامورين آن دولت در قفقاز آثار مساعدت انگليس به ارامنه در اشغال نخجوان مشاهده مي شود. و: استدعاي از دولت ايران براي مذاكره با مقامات انگليسي و اقدام براي اعزام مامورين ايراني جهت انتظام اداره امور ولايت نخجوان و توابع و آسايش اهالي آن؛ ز: هشدار به عموم ايرانيان و مسلمانان مبني بر اين كه در صورت عدم الحاق ولايت نخجوان به ايران جان و مال و ناموس سكنه آن ولايت محكوم به فلاكت و فنا خواهد بود.[6]

 

1919ميلادي / 1298هجري شمسي / 1337 هجري قمري  

     در نهم اوت1919/ ذيقعده 1337، قراردادي بين نماينده ي ايران ( وثوق الدوله) با بريتانيا به امضا، در آمد اين قرارداد مانند ساير قراردادها شامل تعهد بريتانيا به احترام به استقلال و تماميت ارضي ايران بود. در قرارداد موافقت شده بود كه با هزينه دولت ايران، افسران و مهمات و تجهيزات جديد از سوي انگلستان فراهم شود ، كه ضرورت آن از سوي كميسيون مشترك كارشناسان نظامي ايران و انگليس تعيين خواهد شد. ( در زمينه تشكيل يك نيروي نظامي متحدالشكل با تامين مالي بريتانيا به شكل قرض يا وام) و موارد ديگر مانند توسعه ارتباطات و وام دو ميليون ليره اي با نرخ هفت درصد... ظاهرا اين قرارداد منصفانه بود اما مليون به آن اعتراض داشتند. و ايالات متحده امريكا ظاهرا معتقد بود كه اين قرارداد با منافع ايران مغايرت دارد. اما بارها به رجال ايران پيشنهاد دادن وام و لغو اين قرارداد  را كرده بود. مردم به بدترين نحو در مورد اين قرارداد مي انديشيدند يكي از علل آن عدم اعتماد به رجالي بود كه در امضاء اين قرارداد نقش داشتند و انقلاب ايران را به قبضه خود درآورده بودند، دموكرات ها را بيرون كرده بودند و از حمايت خارجيان برخوردار بودند. پذيرايي گرم لندن از شاهزاده نصرت الدوله فيروز در پاييز همان سال بر نفرت ايرانيان از اين قرارداد دامن زد. اين ضيافت مقدمه سفر احمد شاه به انگلستان در اكتبر و نوامبر 1919 بود. نهايتا يورش روسها به گيلان موجب شد كه مردم انگليس از اجراي قرارداد فوق نا اميد شوند چرا كه بريتانيا در شرايطي نبود كه بتواند ايران را در برابر آن يورش حمايت كند لذا در 22 مه 1920 در مجلس عوام بريتانيا، مطرح شد كه پادشاه بريتانيا هيچگونه تعهدي براي دفاع از ايران به موجب قرارداد 1919 ندارد و بدين شكل فاتحه ي اين قرارداد در آن روز توسط «بونارلا» خوانده شد.  

 

1920 ميلادي / 1299هجري شمسي  

     به فاصله كمي پس از انقلاب اكتبر روسيه ، گروهي از كارگران ايراني كه در حوزه هاي نفتي باكو كار مي كردند حزب عدالت را پايه گذاري كردند، اين حزب در سال 1920ـ پس از ورود به ايران، طي كنگره اي ــ به حزب كمونيست ايران تبديل شد. بر اساس گفته يكي از سران آن «اين حزب در سالهاي 1918 و 1919 در ميان كارگران ايراني مقيم باكو نفوذي قابل توجه كسب كرد.»[7] حزب كمونيست ايران از پايه عيني پرولتري و شرايط ذهني رواج بلشويسم متولد شد. اين حزب درطي سالهاي 1918 و 1919 ... در حدود 6هزار نفر عضو مخفي داشته است.[8]

 

1920ميلادي / 1299هجري شمسي    

     در ژوئن1920، اولين كنگره حزب كمونيست ايران در انزلي تشكيل شد. رهبران آن به اين واقعيت كه حزب در مراحل اوليه رشد خويش است آگاه بودند، لذا براي آيندة آن دو عامل را در نظر داشتند: شرايط دشوار دهقانان از يك طرف و ارتباط دائم با طبقه كارگر باكو از طرف ديگر. در اين باره اعلام شده بود: «...حزب كمونيست ايران از اقدامات فوري درباره اجراي تدابير خالص كمونيست در ايران امتناع مي ورزد و تاكتيك نزديكترين دوره (مبارزه) خودرا ( تاسرنگوني دولت شاه و طرد انگليس ها از ايران) برپايه اتحاد همه طبقات از پرولتاريا گرفته تا بورژوازي متوسط براي مبارزه عليه قاجار و امپرياليست هاي خارجي و همچنين بر پايه ارتباط نزديك با....خرده بورژوازي و روشنفكران ... مبتني مي سازد.»[9]

 

1920ميلادي /1299 هجري شمسي  

     در 12اوت 1920م، بلشوئيك ها پس از شكست خوردن از افراد ميرزا كوچك خان به غارت و آتش زدن رشت مركز استان گيلان دست زدند و به بندر انزلي عقب نشستند. در آنجا اردو زدند تا به عنوان يك نيروي فشار، بر طبق رويه متداول روس ها به كار گرفته شوند.[10] در اين ضمن تغييري در سياست ايران پديد آمد. با استعفاي وثوق الدوله، مشيرالدوله رئيس الوزرا گرديد. و چون وي ثروت سرشاري در مازندران داشت، برآن شد تا روابط با مسكو را تحكيم بخشد.[11]

 

1920ميلادي /1299 هجري شمسي  

     در 21 خرداد 1299هجري شمسي، جمهوري ايران (نهضت جنگل) ضمن فراخواندن انگليسيها به تخليه نيروهايشان از ايران اعلام مي كند: «... اينك شوراي جمهوري ايران كه قبل از ورود به مركز در گيلان تشكيل شده، به نام ملت ايران، هرگونه قراردادهايي كه تا انعقاد مجلس شوراي جمهوري در مركز با حكومت تهران دولت انگليس داده و بدهد، غير مشروع دانسته، كان لم يكن محسوب مي شود.»[12]  تاسيس جمهوري ايران در خرداد 1299، انگلستان را با شرايط ويژه اي روبرو كرد. در چند هفته بعد از تاسيس جمهوري، وثوق الدوله، ـ عاقد قرارداد1919 با انگليس ـ در 3 تير استعفا داد، و كشور را ترك كرد.[13] اما عزم دولت مركزي در سركوب نظامي نهضت جنگل، با تاسيس جمهوري ايران، دوچندان شد.

انتشار و یا استفاده از مطالب این وبلاگ فقط با درج منابع و نام مولف و آدرس وبلاگ بلامانع است

1920ميلادي /1299 هجري شمسي  

     سفير بريتانيا در تهران طي گزارشي در تاريخ  25 خرداد 1299 به لردكرزن چنين نوشت: «رئيس الوزراء مراتب مفيد بودن خويش را براي دولت اعليحضرت به اتمام رسانده و سياست بريتانيا با تشكيل يك دولت ديگر شانس موفقيت بيشتر دارد. به عقيده من آنچه لازم است رييس الوزرايي است كه بتواند مخالفين صادق قرارداد را به خود جلب كرده... وحتي اگر لازم باشد برخي از آنها را نيز در هبئت دولت درآورد.»[14]

 

1920ميلادي /1299 هجري شمسي                      

     در 3 اسفند 1299 كودتا توسط رضا خان و سيد ضياء[15] شكل گرفت و رضا خان با قاطعيت تمام اقدامات خود را در كنترل امنيت و يكپارچگي حكومت و تمركز قدرت آغاز نمود. از آنجائيكه شرايط جامعه آبستن چنين حركتي بود لذا قدرتهاي خارجي به ويژه انگلستان از تولد اين حركت حمايت نمودند، اما مخالفين رضا خان و روشنفكران سياسي بعدا از قيام فوق به عنوان كودتاي سياه نام بردند.  در فاصله بين تحولات ناشي از كودتا و افتتاح مجلس چهارم (تير ماه 1300) كه به تشكيل مجدد احزاب و گروههاي سياسي منجرشد، تركيب و آرايش نيروهاي سياسي كشور چنان دگرگون گرديد كه حركت قدرت طلبانه رضاخان نيز مسير متفاوتي يافت بطوريكه امين التجار نماينده تبريز و سپس حسن مدرس به مخالفت با اقدامات رضا خان قد علم كرده و حكومت نظامي وي  را ـ كه از 23 تير ماه 1299 آغاز شده بودـ  حركت خودسرانه و غير قانوني قلمداد نمودند.

 

1921ميلادي / 1299هجري شمسي     

     در تاريخ 26 فوريه 1921/ 7 اسفند 1299، پيمان شوروي با دولت مركزي ايران در خصوص برقراري روابط دوستانه امضا شد.[16] همچنين در مارس همان سال، بين شوروي و انگليس نيز قراردادي بسته شد.[17] در همين ارتباط سفير شوروي ـ روتشتين ـ ، به تاريخ 5 ارديبهشت 1300 /25 اوريل 1921، وارد تهران شد.[18] در گزارشي مربوط به سفارت انگليس آمده است: «روسها همچنان مشغول تخليه نواحي اشغالي هستند. وابسته نظامي روسيه در نوزدهم ماه مه 1921/ (29 ارديبهشت 1300) به من گفت ما خاك ايران را ترك مي كنيم و دولت روسيه در صورت مقابله حكومت ايران با شورشيان، از جمله كوچك خان، در امور داخلي ايران مداخله نخواهد كرد.»[19] در پي اين سازش «انگليسيها نيروهاي خود را در ابتداي ژوئن / نيمه خرداد از ايران خارج» كردند.[20] «تخليه سربازان شوروي از گيلان، نه به فوريت بلكه از اواسط ژوئن/ اواخر خرداد آغاز شد، و در طول ژوئيه / تير و مرداد ادامه يافت و احتمالا در دسامبر 1921/ مهر 1300 خاتمه يافت.»[21]

 



[1] مجلس سوم در تاريخ 16 محرم 1333/ 13 آذرماه 1293 توسط احمد شاه گشايش يافت و تركيب نمايندگان آن به شرح زير بود: دموكرات ها 31 نفر، اعتداليون 29 نفر، هيئت علميه 14 نفر، بيطرف ها 20 نفر.

[2] ر.ك: مورخ الدوله سپهر: ايران در جنگ بزرگ، ص 18 و ص32

[3] تاريخ معاصر ايران، از تاسيس تا انقراض سلسله قاجاريه . پيتر آوري، ترجمه محمد رفيعي مهرآبادي. مؤسسه انتشارات عطائي. چ چهارم،1377. ص394

[4] این سرزمین تا 1918 یعنی قبل از انقلاب بلشوئیکی، هیچ وقت آذربایجان نامیده نمیشد. در نوشته های مورخان باستان از جمله پولیبیوس، استرابون، و دیگران نیز این سرزمین با نام آلبانیا ذکر شده است. از نظر برخی محققان آلبانیا در ماخذ پارتی به صورت "اردان"آمده است در ماخذ عهد اسلامی این نام را "اران" و "الران" نوشته اند و "بارتولد" به این مطلب تاکید دارد.

. از دیدگاه احمد کسروی: پس از لشکر کشیهای تیمور و داستان ترکمانان آق قویونلو و قره قویونلو، نام اران به تدریج از کتابها برداشته شده است.

     در دایره المعارف بزرگ شوروی آمده است که در اواسط سده 11م هجوم اقوام ترک (از جمله غُزان و دیگران) که دودمان سلجوقی در راس آنها قرارداشتند به سرزمین اران و شیروان آغاز گردید"عزیز بیگ اوا" می نویسد: در پایان 1919 دولت مساواتیان دستخوش بحران سیاسی و اقتصادی شد. در بهار 1919م در نواحی مغان و لنکران دولت شوروی تاسیس یافت در 26 آوریل 1920م کمیته موقت انقلاب به ریاست نریمان نریمان اف تشکیل گردید. در 28 آوریل 1920م دولت مساواتیان ساقط شد و کمیته انقلاب قدرت را در باکو به دست گرفت و خود را دولت "جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان" نامید.

[5] تاريخ معاصر ايران، از تاسيس تا انقراض سلسله قاجاريه . پيتر آوري، ترجمه محمد رفيعي مهرآبادي. مؤسسه انتشارات عطائي. چ چهارم،1377. ص372

[6] تاريخ معاصر ايران. كتاب چهارم. مؤسسه پژوهشي و مطالعات فرهنگي. ص183

[7] ايوانف: انقلاب مشروطه، ص99

[8] ايران معاصر به نقل از اسناد تاريخي...، ج4، صص 100- 99

[9] تزهاي حيدر عمواوغلي ژانويه ـ مارس 1921، به نقل از: اسماعيل رائين، حيدر خان عمواغلي، سازمان چاپ و انتشاراتجاويدان، 2535، صص377ـ 376.

[10] ر.ك: ملك الشعراي بهار، تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران، صص 362- 360

[11] تاريخ معاصر ايران، از تاسيس تا انقراض سلسله قاجاريه . پيتر آوري، ترجمه محمد رفيعي مهرآبادي. مؤسسه انتشارات عطائي. چ چهارم،1377. ص415

[12] بيانيه 21 خرداد 1299 كميته انقلاب سرخ ايران، به نقل از رحيم رئيس نيا، حيدر عمو اوغلي در گذر از طوفان ها، انتشارات دنيا، فروردين 1360، ص237.

[13] تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس در دوره رضا شاه، ص55

[14] تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس در دوره رضا شاه، صص56- 55.

[15] در واقع كارگردان اصلي اين كودتا سيدضياء بوده است اما وي به دليل تندروي زياد و مصلحت بين نبودن، عملا از صحنه خارج شد و ميدان را در اختيار رضاخان گذارد. ر.ك: دولت آبادي: حيات يحيي، جلدسوم؛ و ملك الشعراي بهار: تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران. با اين توضيح كه برخي ها معتقدند: اختلاف اساسي سيدضياء با رضاخان در اين بود كه وي مي خواست از ايران يك كشور كشاورزي بسازد، در حالي كه رضاخان تمايل به صنعتي كردن كشورداشت.

[16] بلشويك ها و نهضت جنگل، ص81

[17] نهضت ميرزاكوچك خان جنگلي و... ص263

[18] بلشويك ها و نهضت جنگل، ص86

[19] جنبش ميرزا كوچك خان (بنابر گزارشهاي سفارت انگليس)، گردآوري و ترجمة غلامحسين ميرزا صالح، نشر تاريخ ايران، 1369، صص 10- 9.

[20] بلشويك ها و نهضت جنگل، ص90.

[21] همان منبع ص 89