برای مشاهده همه قسمتهای این کتاب کلیک کنید

انتشار و یا استفاده از مطالب این وبلاگ فقط با درج منابع و نام مولف و آدرس وبلاگ بلامانع است

 1784 ميلادي/ 1163 هجري شمسي /1199 هجري قمري

     آغامحمد خان قاجار در ماه ربيع الاول سال 1199 هجري قمري  تهران را به قصد تسخير و حكومت در آن،  محاصره كرد.

 

1785 ميلادي/ 1164 هجري شمسي / 1200 هجري قمري

     آغامحمد خان قاجار روز پانزدهم ربيع الاول سال 1195 هجري قمري اولين تاج خود را در شهر ساري بر سر نهاده بود، متعاقب آن «در روز يكشنبه يازدهم ماه جمادي الاول سال 1200 هجري قمري كه روز عيد نوروز و مطابق با سال 1785 ميلادي بود در تهران بر تخت سلطنت جلوس كرد. و همان روز فرمان مربوط به اين كه تهران پايتخت آقا محمد شاه قاجار است صادر گرديد.»[1] اما تاج گذاري اصلي وي بعدا صورت گرفت. قلمرو سلطنت آغا محمد خان قاجار در اين سال از مشرق محدود بود به بسطام و شاهرود و از مغرب به گيلان و طالش و كرمانشاهان و از جنوب به اصفهان واسترآباد و مازندران هم جزو قلمرو سلطنت وي محسوب مي شد.[2] ساير قسمتهاي ايران ، امراي مستقل داشت كه بعضي از آنها خود را پادشاه مي دانستند. در خراسان، شاهرخ (كور) نوه نادر شاه سلطنت مي كرد و در كردستان خسروخان والي (خسرو شاه) ، در آذربايجان عده اي از امراي محلي و رؤساي طوايف استقلال داشتند،  و در جنوب ايران زنديه سلطنت مي كردند.

 

1783 ميلادي/ 1162 هجري شمسي

     كاترين كبير در تعقيب نقشه هاي پطر كبير،  گرجستان را ضميمه امپراتوري روسيه نمود. و آغا محمد خان قاجار در سال 1795 به گرجستان لشكر كشي كرد، و آن را تصرف نمود. اما مجددا گرجستان در سال 1796م / 1175 هجري شمسي،  باز پس گرفته شد.

 

1789ميلادي/ 1168 هجري شمسي

     اعلاميه حقوق بشر و حقوق شهروندان در سال 1789م، به تصويب مجلس ملي فرانسه رسيد؛ كه تاثير عميقي بر كوبا و تمام امريكاي لاتين گذاشت.اين اعلاميه، اعلام ميداشت كه تمام افراد بشر به طور مساوي آفريده شده و همه داراي حقوق مساويند و حاكميت هركشور در دست مردم آن كشور است و مردم در صورتي كه بر آنها ظلم شود حق شورش دارند.

 

1791ميلادي/ 1170 هجري شمسي /1206 هجري قمري

     در اين سال لطفعلي خان زند به اصفهان لشكر كشي كرد. در غياب وي حاجي ابراهيم كلانتر كه در منصب وزارت لطفعلي خان جاي داشت، كودتا نمود. وي به تعبير آغا محمدخان قاجار، به مدد مشتي بازاري و كاسبكار، شهر شيراز را تصرف كرد و با دسيسه هاي پيچيده از جمله خلع سلاح ايلات فارس كه مدافع لطفعلي خان زند بودند، نقشي مهم و تعيين كننده در صعود خاندان قجر به سلطنت ايفا نمود.[3]

 

1792 ميلادي/1171هجري شمسي

     در فوريه 1792م، شهر سرينگ اپاتام، پايتخت ميسور، به اشغال نيروهاي انگليسي و متحدينش درآمد، تيپو سلطان (پسر حيدر علي) تسليم شد، و پيمان صلحي ميان او و اشغالگران منعقد گرديد. طبق اين پيمان، تيپو مبلغ سه ميليون پوند استرلينگ به كمپاني هندشرقي غرامت پرداخت كرد و دو پسرش را به عنوان گروگان جنگي در اختيار انگليسي ها قرار داد. و در مابقي ميسور حكومت خود را محكم كرد، پس از اينكه انگلستان قدرت وي را براي اقتدار روبه رشد بريتانيا در هند خطر آفرين دانست مجددا جنگ خود را با ميسور از سر گرفت و مانند تمامي جنگ هاي انگلستان با قدرتهاي هندي، طرف هندي در صحنه هاي نبرد پيروز شد، اما نتيجه را باخت. / رجوع شود به حوادث تاريخ 1799م، اين نوشتار/

 

1793تا 1795 ميلادي / 1172 تا 1174 هجري شمسي

     در سالهاي فوق « ويليام فردريك» از خاندان سلطنتي انگلستان به جنگ با ارتش انقلابي فرانسه پرداخت.  آنگاه شكست خورد و به انگلستان گريخت. ( در سال 1795  ارتش فرانسه هلند را اشغال كرد.) اين فرد در سال 1815م، با نام ويليام اول به عنوان پادشاه هلند تاجگذاري كرد و تا سال 1840م، سلطنت نمود. او را شاهي خودكامه، نه مشروطه، مي شناسند. اين فرايندي است كه به تاسيس خاندان سلطنتي هلند انجاميد.

 

1796 تا 1799  ميلادي / 1175 تا 1178 هجري شمسي

     طي اين سالها ناپلئون بناپارت  فرماندهي ارتش فرانسه را در منطقه مديترانه به دست داشت، وي سراسر شبه جزيره ايتاليا را فتح كرد و پاپ را مقهور خود نمود، بر ارتش نيرومند اتريش ضرباتي مهيب وارد ساخت، توطئه كودتاي سلطنت طلبان عليه جمهوري فرانسه را به شكست كشانيد، به رغم انگليسي ها و در تعارض با آنان سوريه و مصر را اشغال نمود (حكومت فرانسه بر مصر تا سال 1802 تداوم يافت) به سان قهرماني بزرگ به فرانسه بازگشت و يكي از بزرگترين امپراتوري هاي تاريخ را بنياد نهاد. بناپارت پس از تصرف قدرت سياسي در سال 1804 به عنوان امپراتور فرانسه تاجگذاري كرد. / رجوع شود به حوادث سال 1802م، همين نوشته/

 

1797 ميلادي / 1176 هجري شمسي / 1212 هجري قمري

     اين سال مصادف با كشته شدن آغامحمدخان قاجار در شهر شوشي واقع در قفقازيه و نخستين سال سلطنت خانباباخان جهانباني ملقب به  «فتحعلي شاه قاجار» بود. فتحعلي شاه برادر زاده آغامحمدخان قاجاربود كه در 1200 هجري قمري در تهران نايب السلطنه شد و در سال 1204 هجري قمري بسمت وليعهد آغامحمدخان قاجار انتخاب گرديد. اين شاه قاجار 57 پسر و چهل وشش دختر داشت كه پشت سر اينها 296 نوه پسري و 292 نوه دختري و 158 زن بود. وي در 23 اكتبر 1834م، از دنيا رفت.

 

1799 ميلادي / 1178 هجري شمسي

     انگلستان كه تا اين مدت توانسته بود « نظام عليخان» حكمران حيدرآباد را به اتحاد نظامي با خود درآورد در اوايل سال 1799م، به تيپو سلطان اعلام جنگ داد. كه اين چهارمين جنگ انگلستان با ميسور بود، در اين جنگ نا برابر شهر سرينگاپاتام به محاصره درآمد. انگليسيها خواستار دو ميليون پوند استرلينگ غرامت جنگي و تصرف نيمي از قلمرو ميسور شدند. تيپو حاضر به پذيرش اين درخواست نشد. در 4مه 1799 شهر مورد حمله شديد قشون انگليس قرار گرفت. تيپو در حال دفاع، در حالي كه به نوشته تاريخ آكسفورد به رغم جراحت، شجاعانه مي جنگيد، به قتل رسيد، خانواده اش به اسارت گرفته شدند و شهر وحشيانه به غارت رفت. تيپوسلطان در ميان مردم هند به عنوان قهرماني بزرگ شناخته مي شود و از سوي آنان «شير ميسور» نام گرفته است[4]. قتل وي و اشغال سرزمين ميسور دستاوردي بزرگ براي كمپاني هند شرقي و استعمار بريتانيا بود. بطوريكه ملكم ياپ مي نويسد: اين پيروزي سلطه كامل و نهايي انگلستان را بر جنوب هند تامين كرد[5]. برخي محققين ميزان ثروتي را كه در كمتر از 60 سال، از جنگ پلاسي (1757) تا جنگ واترلو (1815)، از هند به وسيله كمپاني هند شرقي به غارت رفت بين 500 الي يكهزار ميليون پوند استرلينگ برآورد كرده اند[6].

 

1802 ميلادي / 1181 هجري شمسي

     در اين سال ناپلئون مقتدرترين فرمانرواي اروپاي قاره به شمار مي رفت و دولت هاي اتريش و هلند و حكمرانان محلي آلمان در برابرش خاضع و لرزان بودند. در اين زمان خصومت ناپلئون با انگلستان كاملا آشكار بود و فرانسه دشمن مخوف انگليسي ها در سراسر جهان به شمار مي رفت.

 

1802 ميلادي / 1181 هجري شمسي

     در سپتامبر 1802، الكساندر اول (تزار) طي فرماني رسما گرجستان را ضميمه امپراتوري روسيه نمود.(زمان سلطنت فتحعلي شاه قاجار)

 

1803 ميلادي /  1182هجري شمسي

     در اكتبر 1803 ناپلئون سرزمين هانوور، ملك شخصي پادشاه انگليس را اشغال كرد و كمي بعد در سال 1804م، ويليام پيت، مردي كه 9 سال تمام عليه انقلاب فرانسه جنگيده بود، بار ديگر نخست وزير انگلستان شد و تحركي جديد را براي جنگ با فرانسه آغاز كرد. / رجوع شود به حوادث سال 1805م همين نوشته/

 

 1803ميلادي /  1182هجري شمسي

     در دسامبر سال 1803م، شهر گنجه به تصرف روسيه درآمد. تا آن زمان گنجه از شهرهاي ايران به شمار مي رفت.

 

1804 ميلادي / 1183 هجري شمسيعباس میرزا

     در اين سال عباس ميرزا وليعهد، روسها را مجبور به عقب نشيني از سرزمينهاي شمالي ايران كرد.

 

1804 ميلادي / 1183 هجري شمسي

     جزيره هائيتي، در آمريكاي مركزي در سال 1804م، استقلال خود را از فرانسه اعلام داشت. از آن پس اين سرزمين به عرصه ستيزهاي خونين بدل شد و زمام امور اين جزيره به دست برخي ديكتاتورها افتاد. فرانسه نيز چند بار به لشگر كشي هايي نافرجام براي تصرف مجدد هائيتي دست زد. سرانجام در سال 1825 ماجراي استقلال هائيتي فيصله يافت، دولت فرانسه پذيرفت كه در ازاي دريافت 150 ميليون فرانك غرامت براي مالكين فرانسوي پلانت هاي هائيتي، از دعاوي خود دست بردارد و استقلال اين كشور را به رسميت بشناسد. ژان پير بوير، رئيس جمهور و ديكتاتور فرانسوي حاكم بر هائيتي اين شرط را پذيرفت و بدينسان آن كشور مستقل شد. / رجوع شود به حوادث سال 1915 همين نوشته/

 

1805ميلادي / 1184 هجري شمسي

     در اين سال به ابتكار ويليام پيت نخست وزير انگلستان پيماني ميان انگلستان و آلكساندر اول، تزار روسيه منعقد شد. اتريش، سوئد و ناپل به اين اتحاد پيوستند. بدينسان دور جديدي از جنگهاي اروپا آغاز شد.

 

1806 ميلادي / 1185هجري شمسي

     در اكتبر1806، جنگ فرانسه و پروس آغاز شد. ناپلئون بيطرفي دولت هسه كاسل را نپذيرفت و دستور اشغال اين سرزمين و دستگيري ويليام حكمران هسه كاسل را صادر كرد. با پيشروي ارتش فرانسه به سوي فرانكفورت، ويليام به شمال اروپا گريخت و قسمتي از اموال و نقدينگي خود را كه بالغ بر ده ميليون پوند مي شد به انگلستان بخشيد.[7]

 

1806ميلادي / 1185هجري شمسي

     اواخر اين سال قواي روس پس از محاصره طولاني، شهر باكو را به تصرف خود در آوردند آنگاه دربند و شكي را نيز تصرف كردند.

 

1807 ميلادي / 1186 هجري شمسي

     در روز چهارم ماه مه 1807/ 25صفر1222: قرارداد ايران و فرانسه، معروف به پيمان فينكنيتين به امضا رسيد. بدينسان، فتحعلي شاه قاجار در جبهه ناپلئون قرار گرفت و يك هيئت فرانسوي، به رياست سرتيپ كلودماتيوگاردان، در ايران استقرار يافت.

انتشار و یا استفاده از مطالب این وبلاگ فقط با درج منابع و نام مولف و آدرس وبلاگ بلامانع است

1807ميلادي / 1186هجري شمسي

     در پي حمله ناپلئون به پرتغال در نوامبر سال 1807، خاندان سلطنتي اين كشور دربار خود را به برزيل منتقل كرد و از صحنه جنگهاي اروپا گريخت. بدينسان به مدت چهارده سال مركز امپراتوري پرتغال در شهر ريودوژانيرو مستقر شد.

 

1807 تا 1814ميلادي / 1186 تا 1193هجري شمسي

     طي اين ساليان كشور پرتغال در تصرف قواي انگلستان قرار گرفته بود.

 

1808ميلادي /1187 هجري شمسي

     در ژوئن سال 1808م، ناپلئون برادرش ژوزف را بر تخت سلطنت اسپانيا نشاند. اما اقدامات آمرانه امپراتور فرانسه منجر به انقلاب در اسپانيا شد.[8]

 

1808 ميلادي / 1187هجري شمسي

     دائره المعارف يهود، مقاله اي مفصل در 13 صفحه به «انكيزيسيون» اختصاص داده، تعداد كل مقتولين به دست محاكم تفتيش عقايد اسپانيا را از آغاز تا سال 1808م، 31912 نفر ذكر كرده است. برخي از محققين اين رقم را گزاف دانسته و آمار آن را تنها چهار هزار نفر ذكر ميكنند.[9] برخي از محققين نيز معتقدند دادستان كل انكيزيسيون (محكمه تفتيش عقايد) بنامهاي توماس توركوئه مدا و سپس كاردينال فرانسيسكو خيمنس، ـ كه نام خاندان وي مكرر در زمره شركاي اصلي خاندان يهودي ، مارانوي مندس به ثبت رسيده است ـ هر دو يهودي الاصل بودند.

 

1809ميلادي / 1188 هجري شمسي

     در اين سال، دور جديد جنگ هاي انگلستان، اتريش و ساير متحدين عليه فرانسه از سر گرفته شد و اين بار نيز متفقين شكست خوردند. ناپلئون بار ديگر وارد وين شد و در كاخ سلطنتي شونبرون استقرار يافت. در 14 اكتبر 1809  پيمان صلح شونبرون ميان فرانسه و اتريش به امضا رسيد و ناپلئون وين را ترك كرد.

 

1811 ميلادي /1190 هجري شمسي

     در پنجم ژوئيه 1811م، استقلال «ايالات متحده ونزوئلا» اعلام شد.

 

1812ميلادي / 1191هجري شمسي

     طي اين سال يعني زمان پرنس ولز (جرج سوم) پادشاه انگلستان، جنگ بين  انگلستان و ايالت متحده امريكا شكل گرفت.

 

1813 ميلادي / 1192 هجري شمسي

     در ژانويه سال 1813م، روسها شهر لنكران را نيز با تمام سواحل بحر خزر اشغال نموده و ايروان را محاصره كردند.

 

1813 ميلادي / 1192هجري شمسي

 

     / رجوع شود به حوادث تاريخ 1739م، همين نوشته/

 



[1]  خواجه تاجدار... صص518-517

[2] خواجه تاجدار... ص 519

[3] حسن حسيني فسايي، فارسنامه ناصري، تهران: اميركبير، 1367، ج1، صص645--654

[4] زرسالاران يهودي و پارسي، استعمار بريتانيا و ايران. عبدالله شهبازي.مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي. جلد دوم ص417

                              [5]  Malcolm Yapp. Stratejies Of British India. Britain. Iran and Afhanistan.1798-1850.Oxford: Clarendon paress. 1980. P. 155.

[6] زرسالاران يهودي و پارسي، استعمار بريتانيا و ايران. عبدالله شهبازي.مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي. جلد اول صص 288-289

[7] ماخوذ از: زرسالاران يهودي و پارسي، استعمار بريتانيا و ايران. عبدالله شهبازي.مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي. جلد دوم صص447-446

[8]تاريخ كوبا و روابط آن با امريكا. فيليپ اس. فونر، ترجمة سهيل روحاني ، مؤسسه انتشارات امير كبير، ج اول، 1361 ص 83

[9] زرسالاران يهودي و پارسي، استعمار بريتانيا و ايران. عبدالله شهبازي.مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي. جلد دوم ص62